uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲

Kanalga Telegram’da o‘tish

Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفته‌هاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41

Ko'proq ko'rsatish
311
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+87 kun
+2230 kun
Postlar arxiv
And the spies came out of the water But you're feeling so bad 'cause you know That the spies hide out in every corner. @hyperfemininity

+3
I’m obsessed with the way this album is composed. @hyperfemininity

It’s a love song, but it always makes me feel a little sad. @hyperfemininity

+1
Artist: Kate Bush Album: The Sensual World Released: 1989 Genre: alternative,boneriffic @hyperfemininity

Some dreams smell like gasoline and vintage leather... I just wish this Alpina B7 Turbo Coupé was mine💘
Some dreams smell like gasoline and vintage leather... I just wish this Alpina B7 Turbo Coupé was mine💘

I wish I had my own car so I could go on a road trip and listen to this all the way. I'm obsessed with the guitar riff in this song😭 @hyperfemininity

Growing up means that one day, in the silence of an old song, you'll miss the more innocent, vulnerable version of yourself the one who didn’t understand the world, but somehow felt it more deeply. @hyperfemininity

گاهی انگار زنی از جنس مه، آرام از میان قاب‌ها عبور می‌کند؛ نه برای دیده شدن، نه برای جا ماندن، فقط برای بودن. صدایش، شبیه صدای ورق خوردن کتابی قدیمی‌ست در یک عصر ابری، و نگاهش مثل پنجره‌ای که به باغی بی‌فصل باز می‌شود. در رفتارش چیزی هست شبیه شعرهای نگفته؛ سکوتش، نه از ناتوانی، که از فهمی‌ست که نیازی به شرح ندارد. او نمی‌آید تا زمین را بلرزاند، فقط کافی‌ست بایستد تا لحظه‌ای همه چیز مکث کند. نه بازیگر، نه قهرمان، نه تصویر؛ او صرفا حضوری‌ست که یاد آدم می‌دهد چطور می‌شود ظریف بود، بی‌آنکه شکست.

This girl is little Lana Del Rey.

Artist: Remy Bond Released: 2024 Genre: Art pop, dream pop @hyperfemininity

It's really hard to live in a place where most people have nothing in common with you, and you're forced to stay because you have to reach your next goals. Honestly, I don't know how much longer I can take it. I can confidently say I'm sick of this whole city and its people. I just hope that one day, I'll finally leave this place.

From The Dreamers 2003: We are idealists. We don't want to compromise. We want to be pure.

توی دنیای واقعی، گلوله‌ها جای دیگه‌ای بودن. توی حرف‌هایی که نزده موندن، مسئولیت‌هایی که شونه‌هامو خم کردن، آدم‌هایی که اومدن و رفتن و منو تنها گذاشتن با رویاهایی که هنوز دارن نفس می‌کشن.

تلویزیون قدیمی گوشه‌ی اتاق بود. یه جعبه‌ی بزرگ و سنگین با صفحه‌ای که رنگاش انگار یه لایه غبار روش نشسته بود. صداش خش‌خش داشت، تصویرش می‌لرزید. ولی برای من، بهترین دریچه‌ی دنیا بود. تابستون کلاس هشتم بوی کولر، صدای پشه‌ها، تنهاییِ دلنشین عصرهایی که همه خواب بودن و من اون‌جا بودم، توی جنگ جهانی دوم. "مدال افتخار" فقط یه بازی نبود. یه دنیای موازی بود که از منِ کم‌حرف و خجالتی، یه قهرمان می‌ساخت. با اون صدای موسیقی حماسی، با راه‌رفتن‌های آهسته توی سایه‌ها، با نفس‌نفس زدن‌های پشت دیوار. هر بار که بازی می‌کردم، انگار چیزی تو وجودم زنده می‌شد. یه شجاعت عجیب، یه آرامش وسط هیاهو. پاییز که اومد، اتاقم سرد شد. بارون که می‌بارید، هوا خاکستری‌تر می‌شد. اون موقع‌ها نمی‌دونستم چرا این‌همه این روزها رو دوست دارم. فقط می‌دونستم وقتی بارون میاد و هوا ابریه، وقتی پتو دورم پیچیده و تصویر بازی روی صفحه می‌درخشه، دلم یه‌جور خاصی آرومه. یه‌ جوری شبیه به رویا. الان سال‌ها گذشته. تلویزیون نیست، بازی‌ها عوض شدن، ولی اون حس؟ همونه. اون مهدیه‌ی کلاس هشتمی هنوز یه گوشه‌ی دلم هست. هنوز وقتی بارون میاد، دست می‌برم سمت دکمه‌ی پلی، سمت خاطره هام. سمت روزهایی که خودم بودم، بی‌نقاب، بی‌عجله. فقط یه دختر، با یه بازی، و یه جهان شخصی که مال خودش بود.

+2
یکی از دلایلی که اینقدر مایکل جاکینو رو دوست دارم اینه که دقیقا چیزی که می‌خوام رو می‌سازه. آهنگسازی بازی Medal of Honor Vanguard یکی از شاهکار هاییه که تابحال شنیدم. سبک ارکسترال آهنگسازی کاملا مربوط به موسیقی های جنگ جهانی دومه و خیلی خوب اون حس و حال حماسی، دلهره،و قهرمانی رو به آدم منتقل می‌کنه. و اما حتما پیشنهاد می‌کنم این شاهکار ها رو بشنوید. @hyperfemininity

یه وقتایی یه آهنگ، بیشتر از یه آهنگه. مثل یه خاطره‌ست، مثل یه نگاه دزدیده شده وسط یه غروب نارنجی. آهنگ ساحل و دریا از گوگوش برام همینطوریه. یه جور دلتنگی نرم و کش‌دار که می‌پیچه لای صداش، لای واژه‌هایی که انگار از ته دل میان. یه جور عاشقانه‌ی خسته، که نه امید داره، نه قهر... فقط یه سکوت بین دو نفر که یه روزی همه چیز هم بودن. صدای گوگوش توی این آهنگ، انگار روی موج می‌لغزه. آروم، شکسته، اما هنوز قشنگ. وقتی میگه "من و تو با همیم اما دلامون..." یه چیزی تو دلم می‌لرزه. انگار خودم اونجام. همون ساحل، همون دریا، همون فاصله‌ی بی‌رحم. نمی‌دونم چرا، اما این آهنگ همیشه منو یاد آدم‌هایی میندازه که یه زمانی همه‌ی دنیای همدیگه بودن و بعد، یواش یواش شدن یه سایه. شایدم چون خودم اینو حس کردم. چون گاهی حتی وقتی کنار کسی‌ای، باز یه چیزی بینتونه که نمی‌ذاره واقعا باهم باشین. برای من، ساحل و دریا فقط یه قطعه نیست. یه حسه. یه بغض تو گلوی یه رابطه‌ی نیمه‌جون. @hyperfemininity

You say you love the rain, but you use an umbrella to walk under it. 2:00 @hyperfemininity

𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲 - Telegram kanali @hyperfemininity statistikasi va tahlili