uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

جـــان پناھ

جـــان پناھ

Kanalga Telegram’da o‘tish

🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانه‌ی جنون و رویا، خط‌تیره روایت می‌کند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯

Ko'proq ko'rsatish
538
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-430 kun
Postlar arxiv
من حیا کردم چیزی تا حالا نپرسیدم

وای وانا واکنششون چطور بود؟😭😂

Ovozli xabar00:50

خانم مارپله😂

https://t.me/AttackOnZombies/21235 مسمسمسمس چه مامان خوبی داری وای

Ovozli xabar01:27

مامانم توی دیلی‌های خیلی‌هاتون هست و در غالب همسن و سال‌هاتون بهتون پیام‌های گوگولی داخل ناشناس‌هاتون داده.😂

بچه‌ها من یه چیزی رو چندماه پیش متوجه شدم یادم رفته بگم.

موسیقی متن فیلم گرداب اثری از گاسپار نوئه 🎞 @cinemavibess

+1

Video xabar00:57

پارسال همین موقع‌ها، از سر تا پام خاک بود. کف دست‌هام بابت ته سیگارهام می‌سوخت. روی یه ‌خرابه نشسته بودم و به خدا می‌گفتم چرا من؟ چرا هر وقت خوشی زیر زبونم میاد ازم می‌گیریش؟ اون روز خیلی تغییرم داد. خیلی راه رفتم و فکر کردم. اصلا برام مهم نبود مردم دارن اشک‌هامو می‌بینن، خودم به پای آرام‌بخش می‌تونستم ادامه بدم، گور بابای مردم. قلبم داشت می‌مرد ولی عیبی نداره. فهمیدم جز خودم به هیچکس دل خوش نکنم، حتی اون بالایی.

من هم دلتنگتونم، خیلی زیاد. درست می‌شه همه چی، درست می‌شه…

پناه دلتنگ خودت و قصه‌هاتم:) حالت خوبه عزیزِ من؟!

الان دیگه آدم رد بشه می‌ترسم، از تاریکی می‌ترسم، از پارچه‌ی سفید می‌ترسم، از بیمارستان می‌ترسم، از تنهایی می‌ترسم، از خیابون‌های تهران می‌ترسم، از پنجره‌ی خونه‌ت می‌ترسم، از پرنده‌ها می‌ترسم، از آینده می‌ترسم… من دیگه خیلی می‌ترسم.

راستش من توی زندگیم زیاد نترسیده بودم اما از اون شب به بعد که دیگه توی این دنیا نبودی خیلی ترسیدم.

برای این پرنده‌ها لونه درست کردیم. شب که می‌شه می‌بینیم این کوچولوها اومدن پیشمون.

Video xabar00:32

این روزا فقط دارم با «نه، مامان ناراحت میشه» ادامه میدم!