جـــان پناھ
Открыть в Telegram
🅿🆁🅾🆃🅴🅲🆃🅴🅳 🅱🆈 🄰🄽🄶🄴🄻🅂 𖤍 —— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Больше538
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-430 дней
Архив постов
538
مامانم توی دیلیهای خیلیهاتون هست و در غالب همسن و سالهاتون بهتون پیامهای گوگولی داخل ناشناسهاتون داده.😂
538
پارسال همین موقعها، از سر تا پام خاک بود. کف دستهام بابت ته سیگارهام میسوخت. روی یه خرابه نشسته بودم و به خدا میگفتم چرا من؟ چرا هر وقت خوشی زیر زبونم میاد ازم میگیریش؟
اون روز خیلی تغییرم داد. خیلی راه رفتم و فکر کردم. اصلا برام مهم نبود مردم دارن اشکهامو میبینن، خودم به پای آرامبخش میتونستم ادامه بدم، گور بابای مردم. قلبم داشت میمرد ولی عیبی نداره. فهمیدم جز خودم به هیچکس دل خوش نکنم، حتی اون بالایی.
538
الان دیگه آدم رد بشه میترسم، از تاریکی میترسم، از پارچهی سفید میترسم، از بیمارستان میترسم، از تنهایی میترسم، از خیابونهای تهران میترسم، از پنجرهی خونهت میترسم، از پرندهها میترسم، از آینده میترسم… من دیگه خیلی میترسم.
538
راستش من توی زندگیم زیاد نترسیده بودم اما از اون شب به بعد که دیگه توی این دنیا نبودی خیلی ترسیدم.
