رمان صحنه دار / رمان عاشقانه
Yopiq kanal
لفت نده، بیصدا کن🥺🥺 لینک چنل ღ👇🏻𝒥𝑜𝒾𝓃𝑒𝒹👇🏻 💦@Romansahnedarrrr💦 🌸@Romansahnedarrrr🌸
Ko'proq ko'rsatish5 517
Obunachilar
-124 soatlar
-517 kunlar
+13530 kunlar
Postlar arxiv
Repost from گسترده نگاره سومی😍
این یه پارت واقعیه🔞👇
_ #مطمئن میشم تو بیشترین #لذت رو ببری... #عشقه من❤️🔥🔪
با #دست دیگش #گلوم رو #محکم گرفت و #فشار داد همونطوری بیشتر خودشو #واردم کرد، دور #سوراخم بدجوری #درد میکرد درعین حال #محکم دستام گرفته بود و #گلوم رو فشار میداد💦🔞
-هاه...❤️🔥
#لبام رو #گاز گرفتم #گلوم رو ول کرد خم شد و #شروع کرد #بوسیدن گردنم #همینکارش باعث شد تا ته #داخلم بره و زیر #شکمم روپر کنه⛓❤️🔥🔞
-ش..شت...شتتت💦🔞
https://t.me/+kxgIA8dqcPk2ZTM0
https://t.me/+kxgIA8dqcPk2ZTM0
خوناشام کبیر هیچوقت فکر نمیکرد افسار این رابطه رو به یه پسر کوچیکتر از خودش بسپاره اما...🔞❤️🔥
Repost from تبادل (اکانت بزرگه)💖
واسه خودشیرینی میخواد دوستپسرش رو ماساژ بده ولی پارتنرش هپیاندینگ دوست داره🤭😂💦💯💦💯💦💯💦 با نالههای بم و تهحلقیش داشت در رفتن خستگیش رو نشون میداد❤️🔥 چند دقیقه که گذشت، خسته دستم رو از کمرش جدا کردم و تا خواستم از روی پشتش بلند بشم گفت: لازم نیست کامل بلند شی یجوری وایسا که یه چرخ بزنم و بشین رو شکمم 🥵 چیزی که گفت رو انجام دادم و می خواستم گردن و سینهش رو ماساژ بدم که دستاش رو روی کمرم گذاشت و خمار گفت: 🔞🔞🔞
حالا با اون هلوهای خوشمزهت دی*کم رو ماساژ بده که پنج ستاره رو ازم بگیری!✨پایین تنهش رو کمی تکون داد و منم اروم عقب رفتم که #د_یکش رو کامل لای چاک #با_سنم حس کردم و...👅💦 https://t.me/+EtZCWto32vM3MjJk
Repost from گسترده نگاره سومی😍
برای اولین بار باتم شده و حالا نمیتونه سلطهگریشو کنترل کنه❤️🔥🔞
-ا..اخ...بهت گفتم صبر...⛓❌
حس میکردم از کل #بدنم داره #برق عبور میکنه
_شت... #اروم باش...داری از جا #میکنیش🔞🍆
خودمو #تنگتر کردم قبل اینکه جلوشو بگیرم #بلندم کرد از رو میز همونطوری که #داخلم بود 💦
-اهه‼️‼️
#حجم بیشتری #واردم شد #گلوم رو گرفته بود محکم #کمرشو تکون میداد، لبم رو #گاز گرفتم #نیشم بلند تر از حالت عادیش شده بود #لبم رو #زخم کرد #چشمام داشت برمیگشت #عقب❤️🔥
-تارین...ز....زیادی...عمیق...🔪🔞
#هلش دادم افتاد رو زمین #پاهامو کنارش گذاشتم و نشستم روش⛓
-تو...وقتی #ضعیف میشی واقعا #جالبتر میشی... #تارین😏🔞
https://t.me/+kxgIA8dqcPk2ZTM0
https://t.me/+kxgIA8dqcPk2ZTM0
تارین قرار بود تاپ باشه اما نظر استارین تغییرکرد و حالا اونه که باید زیرش ناله کنه❤️🔥🔞
کتاب خونی ، ولی هزینه خرید کتاب نداری🧐؟
اینجا PDF کتاب مورد علاقتووو با یه سرچ ساده دانلود کن >>
جوری تخم های صورتی پسر کوچولو رو میک میزنه که چند بار به ارگاسم میرسه...💦👅
- آههههه آییی ماریو بسه آههه
دیـ.ـک کوچیکشو تو دست داغم مالیدم و سوراخ نبض دارشو محکم لیس زدم که جیغی از لذت کشید و کمرشو قوس داد
- جوووونم کوچولوی خوردنی انقدر این گردالی های صورتی رو میک بزنم تا سرخ بشه لیام....🔞
ناله کنان و با نگاه پر از شهوت نگام کرد که بدتر به کارم شدت دادم و با جیغ سعی کرد سرمو از آلتش فاصله بده و دستشو تو موهام برد و محکم چنگشون زد که حریصانه پوست نرم و حساس بیضه هاشو میک زدم و زبون داغمو روش کشیدم
- آخخخ نهههه آیییی دارم میام اوممم!
- جانم پسر سک*سی زودباش بیا کوچولو
با حرفم جیغ بلندی کشید و کامش با شدت کف دستم ریخت که با لذت روی دیـ.ـک دراز و شقم آبشو پخش کردم و روی سوراخش تنظیم کردم که ترسیده عقب رفت.
- هیشش پس خوبی باش لیام، میخوام وقتی شکمت از داغی آبم سوخت قیافه ی خواستنیتو ببینم🔥🔞
بی طاقت کل حجم رگ دار و شق ک.یرمو تو سوراخ تنگش هل دادم که نفسش رفتو لبامو محکم رو لباش کوبیدم و نیپل های ریزشو بین انگشتام نرم ماساژ دادم......
https://t.me/+3zZ7cFOMaUxkMTE8
https://t.me/+3zZ7cFOMaUxkMTE8
Repost from N/a
دنبال رمانای اروتیک، ممنوعه، صحنه دار، بدون سانسور🔞 میگشتم ولی هیچ سایتی نبود که گذاشته باشه یا اگر بود پر از سانسور....
تا اینکه اینجارو پیدا کردم😍
@Roman
_خودتو #شل کن رادین... اینهمه روان کننده زدم و #انگشتت کردم بازم #تنگی...
از #درد ناله ایی کردم و گفتم: نمیتونم.. بابایی الان نه.. یه روز دیگه.. میترسم
_نمیشه رادین. یه ماهه دارم باهات راه میام. پسر خوبی باش #شل کن خودتو #سوراخت اذیت نشه
فشار که داد و یکم از #ک*یرش رفت تو #سوراخم خواستم تقلا کنم که محکم نگهم داشت و تا آخر با فشار فرستاد تو....
https://t.me/+o--sByCIIOplMTE0
#گی #ددی #پیشنهادی #بدونسانسور
🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞
Repost from تبادل (اکانت بزرگه)💖
_ اوه، اولین باره درد باعث شهوتم میشه 🥺 _ پس هر روز شهوتت بیشتر از روز قبل میشه 😈🔥حالا فقط درد وحشتناک و #لذت بود که حس میشد. تا می خواست #ارضا شود سورین مکث می کرد میدانست کجا باید صبر کند و عقب بکشد و کجا باید دوباره نزدیک شود و او را تا اوج ببرد🔥💦 ماهان از ضربه ی عمیقش ناله ای کرد: داری تنبیهم میکنی لعنتی ؟🔞 سورین ضربه ی دیگری زد : حقت نیست ؟😈 ماهان دست هایش را مشت کرد و ناله کنان گفت : خودت نگاه کردی 😱
ضربه محکمی زد و گفت : تو شروعش کردی . هر وقت من بخام تموم میشه. هر وقت اجازه دادم میای 💦https://t.me/+EtZCWto32vM3MjJk https://t.me/+EtZCWto32vM3MjJk
Repost from N/a
هروقت دوست دخترت پریوده یه پست ازینجا براش بفرست تفریحم شده هر شب با پستش جرر میخورم تا صبح😂🌝
https://t.me/+jgkfqN3oO2pjNGYx
Repost from N/a
دنبال رمانای اروتیک، ممنوعه، صحنه دار، بدون سانسور🔞 میگشتم ولی هیچ سایتی نبود که گذاشته باشه یا اگر بود پر از سانسور....
تا اینکه اینجارو پیدا کردم😍
@Roman
