معمای عشق
Kanalga Telegram’da o‘tish
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Ko'proq ko'rsatish780
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+1830 kun
Postlar arxiv
780
🎼❤️🎼
🗣 سالار عقیلی
🎼 ماه من
_دوست دارم
یار من باشی ...
زمین ام ... آسمان ام ...
ماه من باشی؛
دوست دارم لحظه لحظه
یاد من باشی ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
780
●
در اجتماعی که پیوندهای خانوادگی، کاستی، طبقاتی و اخوتهای صنفی از بین رفته باشند، مردم آمادگی بسیار دارند که تنها برحسب منافع شخصیشان بیندیشند و بر وفق یک فردیتگرایی بسیار محدود، فقط در اندیشه خود باشند و هیچگونه دلبستگی به خیر همگانی از خود نشان ندهند. رژیم خودکامه نه تنها با چنین گرایشهای فردپرستانهای مقابله نمیکند، بلکه به آنها بال و پر هم میدهد و بدینسان حکومت شوندگان را از هرگونه احساس همبستگی و وابستگی متقابل و علایق همسایگی و دلبستگی به افزایش رفاه کل اجتماع، محروم میسازد.
از آنجا که در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هر کسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایین تر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
#الکسی_دوتوکویل
🍏🍎🍃
780
●
ما نه با یادآوری گذشتهمان بلکه با مسئولیت در قبال آینده خردمند خواهیم شد.
#جورج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
780
●
وسعت شخصیت هر فرد
توسط بزرگی مشکلی که میتواند
او را از حالت منطقی بیرون آورد
تعریف میشود
#زيگموند_فرويد
🍏🍎🍃
780
○
بی خبر شو
ز دو عالم، خبر یار طلب
دست بردار ز خود،
دامن دلدار طلب
حاصل روی زمین
پیش سلیمان بادست
دو جهان از کرم عشق
به یکبار طلب
نکند تلخ سلیمان
دهن موران را
هر چه می خواهی
ازان لعل شکربار طلب
مستیی را
که خماری نبود در دنبال
از شفاخانه آن
نرگس بیمار طلب
عشق در پرده معشوق
نهان می گردد
خبر طوطی ما را
ز شکرزار طلب
چون نداری پر و بالی
که به جایی برسی
چون سلامت طلبان
رخنه دیوار طلب
خاک را قافله سیل
رسانید به بحر
در ره عشق رفیقان
سبکبار طلب
از صدف کم نتوان بود
به همت، زنهار
چون دهن باز کنی
گوهر شهوار طلب
می توان دولت بیدار
به بی خوابی یافت
تو همین در دل شب
دیده بیدار طلب
پرده آب حیات است
سیاهی صائب
عمر جاوید
ازان طره طرار طلب
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
780
🎼❤️🎼
همه دنیام شده چشمات
تو شدی سنگ صبورم
فاصله م با تو یه رویاست
فکر نکن که از تو دورم.....
🍏🍎🍃
780
داشت عباس قلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود علیمردان خان
کلفت خانه ز دستش به امان
پشت کالسکه ی مردم می جست
دل کالسکه نشین را می خست
هر سحرگه دم در بر لب جو
بود چون کرم به گل رفته فرو
بس که بود آن پسر خیره و بد
همه از او بدشان می آمد
هرچه می گفت لله لج می کرد
دهنش را به لله کج می کرد
هر کجا لانه ی گنجشکی بود
بچه گنجشک درآوردی زود
هرچه می دادند می گفت کم است
مادرش مات که این چه شکم است
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لله نه نوکر
ای پسر جان من این قصه بخوان
تو مشو مثل علیمردان خان
✍# ایرج_میرزا
🎙هنرمندانی که خاطرات زیبایی را برای کودکان دهه ۵۰ و ۶۰ رقم زدند و در این نوار قصه ی محبوب هنرنمایی کرده اند عبارتند از :
علیرضا اکبریان: (علیمردان خان)
مرتضی احمدی: ( فشفشه میرزا)
کنعان کیانی: (معلم)
ناصر ممدوح: (عباسقلی خان)
احمد مندوب هاشمی: (جوهر آقا )
بدری نورالهی:( ننه چغندر)
ناهید امیریان: (دوست علیمردان)
سیمین سرکوب: (مادر علیمردان)
گوینده: (پروین صادقی)
گردآورنده : مریم شایسته
🎼شرکت «۴۸ داستان» (سوپر اسکوپ)
🍏🍎🍃
