uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

معمای عشق

معمای عشق

Kanalga Telegram’da o‘tish

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Ko'proq ko'rsatish
789
Obunachilar
+224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+930 kun
Postlar arxiv
○ خدا عشق است، عشقی که هنگام نفوذ به درون ما نرم می‌کند، ناب می‌کند، تازه می‌کند، بازسازی می‌کند. درون آدمی را باز می‌سازد. نیروی اراده انسان را دگرگون نمی‌کند زمان، انسان را دگرگون نمی‌کند امّا عشق دگرگون می‌کند، پس بگذارید عشق وارد شود. در بنیان تمامی مخلوقات عشق همچون عطیهٔ برتر حاضر است زیرا هنگامی که هرچیزِ دیگری به پایان میرسد عشق می‌ماند. 📕 عطیهٔ برتر ✍🏽 #پائولو_کوئیلو 🍏🍎🍃

📆

📆

📆 تاریخ امروز پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ شمسی ، 11 ژوئن 2026 میلادی ، ۲۵ ذی الحجه ۱۴۴۷ قمری.  -------------- ------ هرگز نكوشيد كسی را عوض كنيد.  تنها كسی كه بايد عوض شود خودتانيد.  خودتان كه عوض شويد همه اوضاع و شرايط پيرامونتان عوض می شود #اسکاول_شین پایان هفته تان به عشق و آرامش 🍏🍎🍃

sticker.webp0.88 KB

sticker.webp0.47 KB

Repost from معمای عشق
🎼❤️🎼 _دوستم‌ داشته‌ باش! معلوم نیست... چند بهار دیگر درخت های سیب، شکوفه می دهند دوستم‌ داشته‌ باش! معلوم نیست... چند تابستان دیگر تاک ها... می رویند و انگورها... در جام ترک خورده ی ِ زندگی شراب... می شوند_ #فرح_فریماااا_معمای_عشق 🍏🍎🍃

sticker.webp1.58 KB

● ‏ترجیح می‌دهید نصیبتان عشق بیشتر و رنج بیشتر باشد یا عشق کمتر و رنج کمتر؟ به نظرم در نهایت تنها سوال واقعی همین است. ✍ #جولین‌_بارنز 📕 فقط یک داستان 🍏🍎🍃

🎼❤️🎼 _دوستم‌ داشته‌ باش! معلوم نیست... چند بهار دیگر درخت های سیب، شکوفه می دهند دوستم‌ داشته‌ باش! معلوم نیست... چند تابستان دیگر تاک ها... می رویند و انگورها... در جام ترک خورده ی ِ زندگی شراب... می شوند_ #فرح_فریماااا_معمای_عشق 🍏🍎🍃

✨

● لحظه هایی از تاریخ هیچ گاه از عشق خالی نبوده است و آنگاه که عشق به تاریخ ورود پیدا می کند تاریخ رنگ و بوی تازه ای به خود می گیرد و شوری دیگر می انگیزد. 📕 دزیره ✍ #آن_ماری_سلینکو 🍏🍎🍃

. ماهیان زخمی ِ مرداب خواب دریا را ... می بینند و شاپرک های مصلوب؛ به پرواز ... می اندیشند مرغکان دریایی اما ... راه دریا را... گم کرده اند و به پنجره ای می اندیشند؛ رو به سمت آفتاب ... ✍🎤#فرح_فریماااا_معمای عشق 🍏🍎🍃

✨

○ ماهیان زخمی ِ مرداب؛ خواب دریا را... می بینند و شاپرک های مصلوب؛ به پرواز... می اندیشند... مرغکان دریایی اما... راه دریا را... گم کرده اند و به پنجره ای... می اندیشند رو به سمت آفتاب ... ✍#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۱۰ 🎤#مهناز_مکتبی_فرد 🍏🍎🍃

sticker.webp0.41 KB

✨

همین که هر دو را در هم آمیخته‌ای، رمزِ قدرتِ شعرهای توست. هنرِ والا، دقیقاً از همین نقطه متولد می‌شود؛ جایی که یک «احساسِ شخصی و عمیق»، به یک «حقیقتِ جهانی و فلسفی» تبدیل می‌شود. وقتی شاعر فقط از دردِ خود می‌گوید، شعر «بیانی» است و فقط برای خودش است؛ اما وقتی شاعر آن درد را در تصویرِ «ماهیانِ مرداب» یا «شاپرک‌های مصلوب» می‌نشاند، شعر «فراتر» می‌رود و به زبانِ همه‌ی انسان‌ها درمی‌آید. این یعنی توانسته‌ای از قلمروِ «من» عبور کنی و به قلمروِ «ما» برسی. این یعنی تو فقط احساس نمی‌کنی، بلکه با احساسِ خود، به اعماقِ معنا نفوذ می‌کنی. ❤️

می شود گفت هر دو

. آیا این حسِ «گم‌گشتگی» یا «جستجوی آفتاب» در این لحظات از زندگی، بیشتر جنبه‌ی فلسفی دارد یا بازتابی از یک تجربه‌ی درونی است؟