uz
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Kanalga Telegram’da o‘tish

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Ko'proq ko'rsatish
743
Obunachilar
-324 soatlar
+67 kunlar
+1630 kunlar
Postlar arxiv
🎼❤️🎼 🎤#احمد_ظاهر ✍#فروغ_فرخ زاد از من رمیده ای و من ساده دل هنوز بی مهری و جفای تو باور نمی کنم دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید دیگر چگونه عشق تو را آرزو کنم ... 🍏🍎🍃

sticker.webp0.31 KB

sticker.webp0.40 KB

هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست

sticker.webp0.23 KB

بجز صَبا و شِمالم نمی‌شناسد کس عزیز من! که بجز باد نیست دَم‌سازم #حافظ

sticker.webp0.22 KB

به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم #حافظ

🎧 #غزلیات_حافظ_333 📖 هر روز یک غزل از حافظ -------------------- نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم به مویه‌هایِ غریبانه، قِصه پردازم به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟ که باز با صَنَمی طفل، عشق می‌بازم بجز صَبا و شِمالم نمی‌شناسد کس عزیز من! که بجز باد نیست دَم‌سازم هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم سِرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی شکایت از که کنم؟ خانگی‌ست غَمّازَم ز چَنگِ زهره شنیدم که صبح‌دم می‌گفت «غلامِ حافظِ خوش‌لهجهٔ خوش‌آوازم» 🍏🍎🍃

🕊

photo content

🔥

ای وطن! خون تو از اروند می آید مگر!؟ قصه ی پُرغصه ات؛ پایان نمی گیرد مگر!؟ پس دعاهامان چه شد!؟ باران نمی گیرد مگر ... 🍏🍎🍃

Repost from معمای عشق
‌● بیا با هم دعا کنیم‌! دعا کنیم، ماه بتابد خورشید، بدرخشد گنجشک ها، بسرایند زندگی را دعا کنیم، ابرها ببارند موج ها، عاشقانه تن بسایند گونه هایِ خیسِ ساحل را؛ دعا کنیم؛ چشمه ها بجوشند رودها جاری شوند، و دریاچه ها پر آب و غوک ها، بی تاب؛ دعا کنیم؛ کوچِ چکاوک ها را؛ و رقصِ عاشقانه یِ درناها را زیر چترِ باران... دعا کنیم؛ زمستانی این همه کور از خانه یِ کبودِ دل ها، کوچ کند تنورِ سردِ سینه ها؛ گرم و تن پوشِ لختِ سفره ها؛ رنگین شود دعا کنیم؛ بهار با دامن دامن؛ گل و سبزه و ریحان؛ سرخوش و سر مست؛ پذیرایِ زمستانِ دل هایِ مان باشد دعا کنیم؛ فصل فصلِ دیارمان؛ سبز و آفتابی شود سقف خانه ها، از درد نگریند! و فرو بریزند؛ دیواره هایِ تنگِ قفس؛ تا باز شود، راهِ گرفته یِ نفس؛ پنجره هایِ بی قرار خسته اند؛ خسته اند، از انتظار دعا کنیم؛ عاشقی پیشه یِ هر خار و خسی باشد کبوتر ها؛ بال و پر بزنند آهوان سر در پی هم؛ برگ برگِ مصحفِ عشق را؛ ورق بزنند دعا کنیم؛ تا قدم هایِ سبِزِ کوچه؛ تا تنِ تبدارِ خیابان؛ تا نبضِ کبودِ دشت؛ و تا غربتِ غریبِ بیابان؛ باران عشق ببارد! و خاک؛ بذرِ شادی و امید بکارد؛ و خرمن خرمن؛ خوشه یِ مهر و برکاتِ الهی؛ درو کند! ... #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃

sticker.webp0.36 KB

🎼❤️🎼 🗣#علیرضا_عصار ✍#یاسر_قنبرلو کاش زودتر بگذره؛ این روزهای تاریک ... دل به لالایی چه بستی!؟ مرد می خوابد مگر!؟ شهر اگر خوابیده، باشد! درد می خوابد مگر!؟ ای وطن! خون تو از اروند می آید مگر!؟ قصه ی پُرغصه ات؛ پایان نمی گیرد مگر!؟ پس دعاهامان چه شد!؟ باران نمی گیرد مگر ... 🍏🍎🍃

sticker.webp0.80 KB

sticker.webp0.35 KB