uz
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

Kanalga Telegram’da o‘tish

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Ko'proq ko'rsatish
729
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
sticker.webp0.44 KB

🎼❤️🎼 من دريافته ام كه دوست داشته شدن هيچ و اما دوست داشتن همه چيز است و بيش از آن بر اين باورم كه آنچه هستی ما را پر معنی و شادمانه می سازد، چيزی جز احساسات و عاطفه ما نيست... پس آنكس نیک بخت است كه بتواند عشق بورزد. #هرمان_هسه 🍏🍎🍃

sticker.webp0.46 KB

photo content

AnimatedSticker.tgs0.40 KB

○ آن کیست که می آید صد لشکر دل با ا درویش جمالش ما، سلطان دل ما او بی صبح و شبی خواهم کو را غم خود گیرم من گویم و او خندد، تنها من و تنها او مستم ز خیال او من با وی و وی با من یارب، چه خیال است این، اینجا من و آنجا او هجرم که ز چرخ آمد، از آه خودش زین پس تا سوخته نگذارم، یا من به جهان یا او مهتاب چه خوش بودی، گر بودی و من تنها لب بر لب و رو بر رو، او با من و من با او گویند مرا آخر دیوانگیت خو شد دیوانه چرا نبوم، ماه من شیدا او من خسرو او زیبا بنگر که چه ننگ است این دیباچه دلها من، آیینه جانها او #امیرخسرو_دهلوی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.35 KB

sticker.webp0.35 KB

عمریست من به جستجوی تو بوده‌ام بی‌آنکه دیده یا دانسته باشمت، حال که تو را یافته‌ام یقین دارم که خودش هستی، همانکه لحظه‌ای غافل نبوده‌ام از جستجویت. و تو در تمام سالیان، حتی پیش از آنکه به دنیا بیایی، وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام که من از پناه پشته‌های مرگ باز می‌آیم و اکنون بر می‌آیم با تو به روی زندگی، به وجد و اشتیاق. من مرگ را با تو پشت سر می‌گذارم و با تو متولد می‌شوم. وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام و گاه. من تو را لمس نمی‌کنم، من تو را زیارت می‌کنم. تو بوی بهشت با خود داری. 📕 سلوک 🌺✍ #محمود_دولت_آبادی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.32 KB

به همه سوی خود بنگر و باز می‌گویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند. به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود. به زندگی بیندیش که می‌خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.‌ به روزهای اندوه‌باری بیندیش که تسلیم‌شدگی را نفرین‌خواهی کرد. و به روز‌هایی که هزار نفرین، حتی لحظه‌ای را بر نمی‌گرداند. ✍ #نادر_ابراهیمی [ 📕بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم ] 🍏🍎🍃

sticker.webp0.37 KB

○ ما در "خفاخانه‌"های ضمیر خویش چیزی را پنهان نگه داشتیم؛ و پنهان و سرسختانه نگه داشتیم. و روزی دانستیم_ و تو نیز خواهی دانست _ که زمان، جاودان بودن همه چیز را نفی می‌کند.‌ پوسیدگی بر هر آنچه پنهان شده است دست می‌یابد و افسوس به جای می‌ماند. ✍#نادر_ابراهیمی [ 📕 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم ] 🍏🍎🍃

📆

📆 تاریخ امروز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ شمسی ، 8 ژوئن 2026 میلادی ، ۲۲ ذی الحجه ۱۴۴۷ قمری.  --------------------- به یاد داشته باش که روزها و لحظه‌ها هیچگاه باز نمی‌گردند. به زمان بیندیش و شبیخون ظالمانه زمان. #نادر_ابراهیمی دوشنبه تان به طراوت عشق و حلاوت مهر و دوستی 💞 🍏🍎🍃

sticker.webp0.41 KB

○ Happiness is like a butterfly, the more you chase it, the more it will evade you, but if you notice the other things around you, it will gently come and sit on your shoulder. ▫️Henry David Thoreau «شادکامی مانند پروانه است؛ هرچه بیشتر دنبالش کنی، بیشتر از تو می‌گریزد، اما اگر به چیزهای دیگرِ اطرافت توجه کنی، آرام می‌آید و به نرمی روی شانه‌ات می‌نشیند.» ▫️ هنری دیوید ثورو «يه مردى گفت: خدايا چه جورى بدونم هستى؟ اگه هستى، با من حرف بزن. يه پرنده با صداى زيبا آواز خواند. مرد به پرنده گفت: اينقدر سر و صدا نكن كه اگه خدا حرف زد، صداشو بشنوم. شب كه شد، مرد دراز كشيد رو به آسمون و گفت: خدايا امروز كه با من حرف نزدى، اقلاً امشب خودتو نشونم بده. هى ستاره‌ها چشمک زدند تا مرد خوابش برد. سپيده‌دم پاشد رفت لب چشمه. دست و صورتش رو شست و گفت: خدايا نه با من حرف زدى، نه خودت رو نشونم دادى، لااقل يه جورى منو لمس كن تا بدونم حضور دارى. خدا دستش رو از آسمون به زمين دراز كرد و مرد رو لمس كرد. اما مرد پروانه‌اى رو كه روى صورتش نشسته بود از خودش دور كرد.» (از فیلم‌نامهٔ «فریاد مورچه‌ها»، نوشته محسن مخلباف) 🍎🍏🍃

○ به همه سوی خود بنگر و باز می‌گویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند. به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود. به زندگی بیندیش که می‌خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.‌ به روزهای اندوه‌باری بیندیش که تسلیم‌شدگی را نفرین‌خواهی کرد. و به روز‌هایی که هزار نفرین، حتی لحظه‌ای را بر نمی‌گرداند. ✍ #نادر_ابراهیمی [ 📕 بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم ] 🍏🍎🍃