uz
Feedback
مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

Kanalga Telegram’da o‘tish

فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این داستان‌ها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

Ko'proq ko'rsatish
717
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
Ahmagh.mp34.37 KB

Repost from Lia's 🌧
احمق. من عقده‌ایم کثافت؟ من عاشق تو بودم، زبون‌نفهم.

نمی‌دونم چطور بگم ولی یک موش می‌تونه من رو فیکس کنه. فقط کافیه یک موش کوچک داشته باشم.

Marbles.m4a4.20 MB

Repost from بیگانه
یه خشمی توم میکاری که من باید برای درمان کردنش جون بکنم.

Repost from Eccedentesiast
واقعا چرا هیچی تو این دنیا راحت نیست؟ نه آدم‌ها راحتن، نه خوشگل بودن راحته،نه پوست خوب داشتن راحته، نه خوش هیکل بودن راحته، نه کار پیدا کردن راحته، نه درس خوندن راحته. کلا زنده بودن راحت نیست.

امروز گوستس ندیدم گریه می‌کنم

یک‌جوری عاشق گوستس شدم که هر لحظه منتظرم تمام کارهام تموم شه و زودتر برم بشینم پای ماجراهای بین ارواح گیرافتاده در امارت ووداستون به همراه سم و جی.

سلام. سریال ghosts رو ببینید. بامزه و ململانی و فرح بخش.

Repost from N/a
من حتی توی شبکه های اجتماعی هم غیر اجتماعیم.

Repost from بیگانه
رفتن بهتر از موندنه. حتی رفتن بی‌دلیل هم بهتر از موندنه. حتی رفتن یهویی هم بهتر از موندنه. رفتن از همه‌چیز بهتره. چون با رفتن فقط چندتا علامت سوال می‌مونه و فرد اگر روی خودش کار کرده باشه / بکنه، قادر می‌شه از توی چاه علامت سوالا بیاد بیرون اما با موندن؟ یه زخم روزمره. یه اعصاب خورد دائمی. یه دغدغه‌های تقلیل یافته. یه احساس خستگی مداوم. و فرد هرچقدر روی خودش کار کنه و به خودش کمک کنه کافی نیست چون اونی که باعثش شده عین غده سرطانی هنوز چسبیده اونجا و تمام انرژیش رو با ولع می‌مکه. پس کاش بره. بی‌دلیل بره. بی‌حرف شده بره. یهویی هم که شده بره. وقتی فهمید باید بره بره. نمونه.

خسته شدم؛ دیگه نه دلم میخواد سرکار بروم نه درس بخوانم نه هرکاری که دارم برای احساس مفید بودن انجام میدم رو انجام بدم. در حال حاضر تنها دلم می‌خواد روزها بجای شش صبح ساعت دوازده ظهر بیدار بشوم، بجای درس خواندن سریال ببینم و بجای توجه کردن به رژیم و ورزش هرچی دلم میخواد بخورم، دلم میخواد بدون توجه کردن به موجودی کارتم خرید کنم و بدون توجه به مرخصی گرفتن از محل کارم بروم سفر. چرا هیچوقت نمی‌شه جوری که دوست داریم زندگی بکنیم؟

«نمی‌دانم منظورم‌ را می‌فهمید یا نه ولی بعضی اوقات هست که شما از یك موضوعی ناراحت می‌شید ولی در واقع منطقی نیست که ناراحت بشید ولی ناراحت می‌شید و حق دارید.»

Repost from Wybie.
یکم دیگه تو این خونه بمونم قطعا خودم رو می‌کشم.

بنظرم کسایی که مشکل معده درد دارن بیاید همگی دور هم جمع شیم و دست‌جمعی از شر این بلای زندگی خودمون رو خلاص کنیم. هرچه زودتر بهتر.

غذا می‌خورم معده‌ام درد می‌گیره‌. غذا نمی‌خورم معده‌ام درد می‌گیره. دیر غذا می‌خورم معده‌ام درد می‌گیره. استرس می‌گیرم معده‌ام درد می‌گیره. هیچ‌کاری نمی‌کنم معده‌ام درد می‌گیره. قرص می‌خورم معده‌ام درد می‌گیره. قرص نمی‌خورم معده‌ام درد می‌گیره‌. دارم به عزرائیل دست تکون می‌دم و حتی در اون موقعیت باز هم معده‌ام درد می‌گیره.

Repost from N/a
Killing must feel good to God, too. He does it all the time. And are we not created in his image?