آثار و اندیشههای دکتر جواهرکلام
Kanalga Telegram’da o‘tish
طرح مباحث حقوق مدنی با تاکید بر رویه قضایی آثار، افکار و اندیشههای تازه حقوقی آرای نو و بدیع قضایی مباحث روز نظام حقوقی مروری بر پژوهشها، تالیفها و تصنیفهای دکتر محمدهادی جواهرکلام https://t.me/drjavaherkalam
Ko'proq ko'rsatish7 469
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+57 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
+5
نادیده گرفتن وجه التزام قراردادی به جهت منصفانه نبودن آن
(صدور رای به استناد قاعده عدل و انصاف)
اگرچه در صورت پیشبینی وجه التزام در قرارداد، طبق قاعده متعهدله تکلیفی به اثبات ورود زیان و میزان آن ندارد و به صرف نقض عهد میتواند آن را مطالبه کند، اما دادگاه در رویکردی منصفانه، فروشنده را به جهت افزایش قیمت ملک، مستحق دریافت وجه التزام ناشی از عدم پرداخت باقیمانده ثمن توسط خریدار در موعد مقرر، ندانسته است.
در مورد تعدیل وجه التزام و وضعیت حقوقی وجه التزامهای گزاف تاکنون بارها اظهارنظر کردهایم. اینک باید افزود که چنانچه متعهد اعتقاد به بطلان توافق مربوط به وجه التزام داشته باشد، آیا نباید بطلان شرط قراردادی را از دادگاه بخواهد و آیا دادگاه بدون اظهارنظر در مورد صحت یا بطلان وجه التزام و یا تعدیل آن، حق دارد به صرف منصفانه نبودن شرط از اعمال آن خودداری کند!؟ اینها سوالاتی است که لازم بود دادگاه بدوی و تجدیدنظر در دادنامههای یادشده بدان پاسخ دهند و رای خود را مستند به قواعد حقوقی سازند.
+7
زمان پیدایش شخصیت حقوقی
شرکت سهامی خاص
و عدم توجه دعوی به شرکت
به دلیل تاریخ مقدم قرارداد بر تاریخ ثبت شرکت
در این دادنامه، دادگاه به دلیل تقدم تاریخ انعقاد قرارداد منجر به ایجاد دین بر تاریخ ثبت شرکت، دعوی را متوجه شرکت ندانسته و صرفا امضا کننده آن قرارداد را به پرداخت دین، محکوم کرده است.
اما بر اساس ماده 6 لایحه اصلاحی قانون تجارت، شرکت سهامی عام در شرف تاسیس، شخصیت حقوقی ضعیفی دارد که حتی می تواند، حساب بانکی افتتاح نماید؛ حال آنکه داشتن حساب بانکی، تنها برای اشخاص، مصداق دارد. در حقیقت، همین شخصیت حقوقی است که در ادامه با ثبت شرکت، به کمال خواهد رسید. بنابراین، دادگاه با استفاده از ملاک این ماده، می توانست شرکت را نیز، محکوم نماید.
همچنین دادگاه، قرارداد را برای مدیران حساب می کند؛ حال آنکه در نمایندگی، قصد نمایندگی شرط است. اما مدیر برای خود معامله نکرده است که بتوان وی را متعهد دانست. بدین ترتیب، اکنون که شرکت شخصیت حقوقی ندارد، نمی توان قصد وی را برگردانده و معامله را متوجه مدیر ساخت؛ بلکه نهایتا، معامله ای فضولی است که شرکت پس از تاسیس، آن را تنفیذ نمی کند و باطل تلقی می گردد.
+9
اصل عدم تبرع
و لزوم اثبات مدیون نبودن پرداخت کننده
در دعوای استرداد مال پرداخت یا داده شده
در این دادنامه، دادگاه با تحلیلی مفصل در مبانی قانونی و فقهی اصل عدم تبــرع، تنها به آن قسمتی از خواستــه رای می دهد که مورد اقرار خواهان قرار دارد؛ بنابراین، نسبت به بخشی از خواسته عینی که مورد اقرار خواهان نیست و بخشی دیگر که وجه نقد است، حکم بر حقی صادر می کند.
بر این اساس، اگرچه مدیون بودن امر عدمی است و امر عدمی قابل اثبات نیست و عدم مطلق قابل اثبات نیست ولی امر عدمی به همراه لازمه وجودی، قابل اثبات است. بدین ترتیب، پرداخت میان دو شخص كه روابط معاملاتی با یكدیگر دارند، ظهور در ادای دین دارد و مصلحت عملی حفظ نظم در مراودات و مبادلات اقتضا دارد كه از مالكیت متصرف فعلی حمایت شود و متقاضی استرداد، مدعی تلقی گردد.
+6
ماهیت مسئولیت آخذ بالسوم
در این پرونده، شرکتی نمونه اموالی را جهت بررسی به خریدار، میدهد؛ اما با وجود انصراف گیرنده از خرید، وی از بازگرداندن آن نمونهها، خودداری میکند. دادگاه نیز طی تحلیلی مفصل در دیدگاههای مختلف فقهی و حقوقی، موضوع را مصداقی از اخذ بالسوم میداند.
مطابق این دادنامه، گیرنده مال (آخذ باسوم) امین نیست و مسئولیت وی، منوط به اثبات تقصیر او از سوی مالک نخواهد بود؛ چراکه تراضی ضمنی در تسلیم کالا به متقاضی خرید این است که یا کالا را بخرد و پول آن را بپردازد یا آن را سالم به فروشنده برگرداند.
در حقیقت، تعهد گیرنده «تعهد به نتیجه» است و تنها اثبات قوه قاهره او را از مسئولیت مبری میکند. وانگهی سیره و بنای عقلاء نیز گیرنده مال را ضامن میدانند.
+5
تبیین ضوابط پذیرش و رسیدگی به دعوی و عدم قابلیت استناد اعلام بطلان دعوتنامه تشکیل مجمع عمومی شرکت سهامی
در این دادنامه، ضوابط و معیارهایی بازگو میگردد که وجود آن ها، شرط رسیدگی به دعاوی مورد درخواست طرفین برای اثبات است. بر این اساس، ادعایی قابل پذیرش است که مربوط، موثر و پذیرفتنی باشد؛ سپس به تحلیل هر یک میپردازد.
مقصود از پذیرفتنی به عقیده دادگاه، عدم منع قانونی در اثبات آن است. حال آنکه در این پرونده، خواهان اعلام بطلان دعوتنامه تشکیل مجمع عمومی شرکت را به عنوان مــقدمه در تـشــکیل مــجـمع دانسته اسـت. امــا دادگــاه، بر اساس ماده ۲۷۰ لایحه اصلاحی قانون تجارت، اعلام بطلان تصمیمات مجمع را تنها قابل پذیرش میداند و نه دعوتنامه. همچنین، دعوتنامه دعوا تلقی نمیشود زیرا صرف دعوت، موجب انکار یا تضییع حق نمیگردد. بنابراین، دادگاه قرار عدم استماع دعوی را صادر میکند.
+8
لزوم توجه به عرف بازرگانی در دعاوی تجاری و تمایز آن ها با قواعد حقوق مدنی
در این دادنامه، دادگاه با ذکر این مقدمه که اثبات ادعا، بر عهده مدعی است و دادگاه ممنوع از تحصیل دلیل است؛ به لزوم توجه به تمایز موجود بین دعاوی تجاری و موضوعات خاص ناظر بر آن با قواعد سنتی حقوق مدنی، اشاره میکند.
مبنای این عقیده، اقتضائات خاص دعاوی تجاری است که همین امر، ضرورت رجوع به عرف تجاری را نیز ایجاب میکند.
بنابراین، دادگاه برای کشف عرف تجاری ناظر بر موضوع خاص پرونده، قرار کارشناسی صادر و بر همان مبنا مبادرت به صدور رای می نماید.
اعمال نظریه مراعی در بیع مال مرهون از سوی اداره حقوقی قوه قضاییه (تفسیر رای وحدت رویه شماره ۸۳۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور)
+7
خرید و فروش میوه به عنوان معامله تجاری ذاتی
و رد تقاضای اعسار از هزینه دادرسی فروشنده به دلیل شاغل بودن به «خرید و فروش میوه»
در این پرونده، خواهان با معرفی شغل خود به «خرید و فروش میوه»، ضمن دادخواست مطالبه چک، تقاضای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را می کند.
اما دادگاه در این دادنامه، علاوه بر خرید که در ماده ۲ قانون تجارت مصرح است؛ فروش را نیز با تنقیح مناط و در تحلیلی مفصل، معامله تجاری ذاتی تلقی مینماید.
سپس دادگاه، با توجه به اینکه خرید یا فروش، هر دو معامله تجاری ذاتی است و تجارتی محسوب شدن آنها، اتفاقی و بدون نیاز به استمرار است؛ خواهان را تاجر تلقی و دادخواست اعسار وی را رد می کند.
علاوه بر آن، با توجه به اینکه اصل بر تجاری بودن معاملات تاجر است (ماده ۵ ق.ت)؛ معامله وی و صدور چک را هم معامله تجاری تبعی میداند (ماده ۳ قت).
+8
عدم استماع دعوی به دلیل وجود شرط داوری مندرج در اساسنامه
در دادنامه حاضر، دادگاه با بیان نتایج تقسیمبندی داوری به اختیاری (Arbitration Voluntary) و اجباری (Compulsory Arbitration) و مزیت و محاسن آن را بر می شمارد.
سپس، اظهار می کند که هرچند قانونگذار، در قوانین تجاری و داوری، در مورد درج شرط داوری در اساسنامه شرکت های تجاری سکوت نموده است، اما، جز در مواردی که قانونگذار منع می کند؛ هر اختلافی قابل ارجاع به داوری بوده و درج شرط داوری صحیح است.
مطابق عقیده دادگاه، در حقوق ایران، شرط داوری مندرج در اساسنامه را باید نوعی موافقتنامه داوری دانست؛ زیرا بر اساس ماهیت اساسنامه و پذیرش آن در روابط سهامداران و همچنین، مطابق ماده 108 قانون تجارت(روابط بین شرکا تابع اساسنامه است)، بهطور کلی شرط داوری، یکی از بخشهای توافق جمعی تلقی میگردد و پیشبینی شرط در اساسنامه مانند قید آن در قرارداد مستقیم است. بنابراین، در صورت بروز اختلاف، ابتدا باید به داور، رجوع کنند.
+7
امکان مطالبه خسارت ناشی از اعمال خیار عیب به قیمت روز مبیع
در این دادنامه، دادگاه تجدیدنظر در مقام نقض رای دادگاه بدوی است که حکم بر حقی خواهان، نسبت به مطالبه خسارت ناشی از خیار عیب توام با آگاهی فروشنده، مطابق با ارزش روز مبیع، صادر کرده بود.
به اعتقاد دادگاه تجدیدنظر، بهدلیل اینکه عیب مزبور، ناشی از قصور یا تقصیر تجدیدنظرخوانده در بررسی اصالت مبیع، هنگام فروش است؛ موازنه، بازگشت ارزش روز ثمن معامله را به نسبت مبلغ پرداخت شده و بر اساس بهای عادله روز مبیع، ایجاب میکند. در غیر این صورت، خریدار با فسخ معاملهای که نتیجه رفتار فروشنده بوده است، متحمل زیانی ناروا میگردد و همین امر، موجب داراشدن ناعادلانه و استیفای ناروای فروشنده میشود.
دادگاه مزبور در تبیین عقیده خود، به مبانی جبران خسارت، به مواد ۱، ۲ و به ویژه صدر ماده ۳، قانون مسئولیت مدنی، استناد میکند.
+7
عدم اعتبار توافق بر وجه التزام
به دلیل عدم تناسب آن با خسارت واقعی و عدم اقدام متعهدله به جلوگیری از ورود خسارت (قاعده اقدام)
دادگاه با استناد به عدم تناسب منطقی و عرفی بین وجه التزام و خسارت وارده و با این استدلال که متعهدله، با جلوگیری نکردن از ضرر، علیه خود اقدام کرده و قاعده داراشدن بلاجهت، وجه التزام را نامعتبر میشمارد و حکم بر بیحقی صادر نموده است.
به اعتقاد ما، در مواردی که وجه التزام، ناعادلانه ارزیابی میشود، راهحل، تنها بطلان یا صحت بیقید و شرط وجه التزام نیست؛ بلکه تصمیم شایستهتر، تعدیل وجه التزام است.
البته آنچه گفته شد، صرفاً ناظر به بحث وجه التزام و حل مساله مربوط به دوران بطلان یا تعدیل وجه التزام گزاف بود.
اما در مورد قاعده اقدام، که امری موضوعی است و احراز آن در محدوده اختیارات و ارزیابیهای قضایی قرار دارد، در صورتی که تمام خسارتها مستند به اقدام متعهدله باشد، او حق مطالبه هیچ قسمتی از وجه التزام را که خسارت ناشی از نقض تعهد قراردادی است، نخواهد داشت.
+7
باطل دانستن وجه التزام بیش از شاخص بانک مرکزی در دیون پولی علیرغم رای وحدت رویه شماره ۸۰۵
در این دادنامه، دادگاه علی رغم اشاره به رای وحدت رویه شماره ۸۰۵ مـــورخ ۱۶-۱۰-۱۳۹۹ و با این استدلال که بین صدر و ذیل آن، تعارض وجود دارد، ضمن خودداری از اجرای این رای، وجه التزام بیش از شاخص بانک مرکزی در دیون پولی را باطل می شمارد.
با این حال، در دیون پولی، همانند سایر تعهدات، بهجای بطلان توافق بر وجه التزام گزاف به طور کلی یا اعمال آن بدون قید و شرط، باید طبق رأی وحدت رویه شماره ۸۰۵ مورخ ۱۶-۱۰-۱۳۹۹ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، به تعدیل خسارت مقطوع پرداخت.
#رویه_قضایی #حقوق_مدنی #وجه_التزام #تعدیل_شرط_وجه_التزام #بطلان_وجه_التزام_گزاف #وجه_التزام_در_دیون_پولی #دکتر_محمدهادی_جواهرکلام
+9
خـسارت مــعــنـوی ناشی از تاخیر در پرواز
در این پرونده، خواهان از شرکت هواپیمایی به دلیل تاخیری طولانی در یک پرواز بین المللی، مطالبه خسارات مادی و معنوی می کند.
در این دادنامه علاوه بر دفاعیات وکلای متداعیین، مواجهه دادگاه با خواسته خسارت معنوی، جالب توجه است؛ چنانکه به دلیل سرگردانی بيش از چهار ساعت مسافران در فرودگاه مبداء و تحميل فشار روحی و روانی بر آنان، شرکت هواپيمايی خوانده را ملزم به جبران خسارت معنوی می داند.
همچنین، با وجود اینکه خواهان، محاسبه خسارت معنوی با جلب نظر کارشناس را درخواست کرده بود؛ دادگاه با این استدلال که موضوع خواسته، فاقد جنبه فنی است، خود به ارزيابی قضايی خسارت وارده در پرتو لطمات روحی و جنبه تنبیهی خسارت معنوی پرداخته و آن را به میزان ۵۰۰ میلیون تومان برای هر خواهان، تعیین کرده است.
+9
وضعیت حقوقی وجـه الـتـزام گــزاف (در دیون پـولی و غیر پولی): بطلان یا تعدیل؟
خواهان در این پرونده، مبادرت به مطالبه وجه التزام در قراردادی پولی میکند؛ موضوع این التزام، معادل ۴۰ میلیون تومان و وجه التزام آن، ۵ میلیون در ازای هر روز تاخیر در تادیه است.
اما دادگــــاه در این دادنامه، با اســـتناد به ناسازگــاری وجـــه التزام مزبور با برخی اصول حقوقی نظیر لاضرر، عدالت معاوضی، منع سو استفاده از حق، حریت و همچنین غیرعقلانی و غرری دانستن شرط وجه التزام مزبور و علاوه بر آن، منصرف تلقی کردن ماده ۲۳۰ قانون مدنی از وجه التزام های گزاف، این شرط را باطل می داند و حکم بر بی حقی خواهان صادر می کند.
بنابراین دادگاه در این دادنامه، به جای تعدیل قرارداد به عنوان یک شیوه مناسب در مواجهه با وجه التزام گزاف، خــلاف رای وحــدت رویــه شــماره ۸۰۵ مـــورخ ۱۶/ ۱۰/ ۱۳۹۹ دیوان عالی کشور، رای به بطلان وجه التزام داده است.
+9
اثر بطلان و انحلال قرارداد بر شرط داوری
در پرونده حاضر، خواهان به دلیل عدم امکان تراضی با طرف دیگر عقد در انتخاب داور مرضی الطرفین از دادگاه تقاضای نصب داور میکند. اما خواندگان پرونده، با این استدلال که قراردادی که ضمن آن، شرط داوری قرار گرفته است، پیشتر و توسط رای دادگاه دیگر، اعلام فسخ شده است، شرط داوری را منتفی میدانند.
اما دادگاه ضمن بیان جوانب مختلف موضوع، اظهار میکند: شرط داوری قابل تفکيک از قرارداد اصلی است، چرا که اثربخشی آن میتواند بهصورت مستقل از قرارداد اصلی يا تعهدات اصلی قرارداد مورد ارزيابی قرار گيرد. در واقع شرط داوری برای حل و فصل اختلافات مربوط به روابط حقوقی و يا قراردادی معين، منعقد میشود و تنها با اجرایی دانستن آن است که شرط، کاملاً به هدف خود میرسد.
بنابراين، فسخ يا بطلان قرارداد اصلی، تأثيری در شرط داوری ندارد و حتی با وجود فسخ يا بطلان قرارداد، شرط داوری معتبر و قابل اجرا باقی میماند.
+3
موضوع نزاع در این پرونده، سند رسمی اقرارنامه دال بر دریافت ۲۷۵ سکه به عنوان مهریه است؛ اما در واقع، مهریه به صورت سکه پرداخت نگردیده و به جای آن، ملک و خودرو به زوجه داده شده است.
دادگاه تجدیدنظر در مقام نقض رای دادگاه بدوی، با این استدلال که سند به ماهو خود، موجد حق نیست و صرفا وسیله اثبات حق است، باتوجه غیرواقعی بودن موضوع اقرار مبنی بر رد سکه، حکم به ابطال سندرسمی اقرارنامه می دهد.
اما اقرار از اِخباریات است ونه امور انشایی و به رغم آنکه ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی، اثبات کذب بودن اقرار را پذیرفته است؛ به نظر می رسد اقرار مزبور، اخبار از دریافت حق ناشی از مصالحه یا توافق قبلی بر تبدیل تعهد (مهریه) و ایفای آن است.
این در حالی است که دادگاه با انشایی تلقی کردن اقرار، واقعی نبودن موضوع آن را به منزله کذب بودن آن دانسته است؛ حال آنکه این استدلال مختص به امور انشایی نظیر عقود است و در اخبار از حق، مجال این سخن نیست؛ بنابراین، اخبار از دریافت حق بر اساس مصالحه فوق، صحیح است.
تحول مبنای مسئولیت مدنی پزشکی در حقوق فرانسه: از مصونیت مطلق تا مسئولیت محض؛ ارائه راهکارهایی برای تحول در حقوق ایران
نویسندگان
دکتر عباس کریمی؛ استاد گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
دکتر محمدهادی جواهرکلام؛ عضو هیأت علمی گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
مجله مطالعات حقوقی دانشگاه شیراز، دوره ۱۶، شماره ۲ (شماره پیاپی ۵۲)، مرداد ۱۴۰۳ صفحه ۴۳-۸۰
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
10.22099/JLS.2024.43635.4707
چکیده
در پاسخ به این پرسش که مبنای مسئولیت مدنی پزشکی در حقوق فرانسه چه تحولاتی را طی کرده و امروزه مسئولیت پزشکان و مراکز درمانی بر کدام مبنا یا مبانی استوار شده و حقوق ایران تا چه میزان با تحولات جهانی سازگار است، رویه قضایی، تجربیات قانونگذاری و دکترین حقوقی فرانسه، مطالعه و معلوم شد که دادگاههای این کشور از طریق ابزارهای حقوقی گوناگون، از مصونیت مطلق پزشکان بهسمت گسترش مسئولیت بدون تقصیر آنان حرکت کرده و اصل مسئولیت مبتنی بر تقصیر پزشکی استثناهای فراوان یافته است. وانگهی، در موارد مسئولیت محض پزشکان و مراکز سلامتی، برای پرهیز از تحمیل تکلیف سنگین بر آنان و جبران خسارت زیاندیده، از طریق همبستگی ملی و تأسیس صندوق مستقلی تلاش شده است خسارت قربانیان حوادث پزشکی جبران شود. درمقابل، ماده ۴۹۵ ق.م.ا. که مسئولیت پزشک را به صورت مطلق بر تقصیر استوار ساخته، نهتنها با مبانی فقهی سازگاری ندارد، بلکه از تحولات جهانی و حقوق غرب ازجمله فرانسه بسیار فاصله گرفته و مسیر معکوسی را پیموده است. برایناساس، پیشنهاد میشود قانونگذار ایرانی با بهرهگیری از مبانی فقهی و مدل فرانسوی، ضمن پذیرش و توسعه مصادیق مسئولیت بدون تقصیر پزشکان و مراکز درمانی، با تأسیس صندوقی مستقل، جبران اینگونه خسارتها را بر عهده این صندوق بگذارد.
کلیدواژهها: مسئولیت پزشکی، تقصیر، مسئولیت محض، بیماریهای عفونی بیمارستانی، واقعه درمانی، واکسیناسیون اجباری.
Edit, Sign and Share PDF files on the go. Download the Acrobat Reader app: https://adobeacrobat.app.link/Mhhs4GmNsxb
+8
تقدم تصرف کنونی بر مالکیت سابق
در این پرونده، خواهانها به استناد مالکیت گذشته مورث خویش (از زمان قاجار تاکنون) و همچنین اظهارنامه ثبتی و ثبت شماره پلاک ثبتی در دفتر توزیع اظهارنامه که همگی مربوط به عملیاتهای ثبتی پیش از صدور سند رسمی مالکیت است، دعوایی به خواسته اثبات مالکیت و خلع ید از متصرف کنونی اقامه میکنند.
دادگاه با توجه به اینکه هنوز عملیات ثبتی پایان نیافته و نام شخص در دفتر املاک ثبت نشده است، مالکیت را محرز نمیداند؛ چرا که ثبت در دفتر توزیع اظهارنامه، صرفا قرینهای ضعیف بر مالکیت است.
از سوی دیگر، نظر غالب در دکترین حقوقی پیرامون مواد ۳۵ تا ۳۷ قانون مدنی، مبنی بر تقدم تصرف فعلی بر مالکیت است و همچنین، با توجه به اینکه تصرف به عنوان یک اماره مقدم بر استصحاب مالکیت پیشین به عنوان یک اصل عملی است، مالکیت قطعی سابق نمیتواند با اماره تصرف فعلی معارضه کند، بنابراین، اماره تصرف کنونی بر مالکیت سابق مدعی مقدم است.
+8
تفاوت ماهوی خواستههای
صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج و
احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق و اجازه اعمال طلاق با تحقق شروط ضمن عقد
در این پرونده، وکیل زوجه با استناد به تحقق شروط ضمن عقد سند نکاح، صدور حکم طلاق توسط دادگاه را تقاضا مینماید. دادگاه خانواده نیز با محقق دانستن این شروط، مبادرت به صدور حکم مبنی بر وکالت زوجه از زوج در طلاق میکند و حکم مزبور در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید میشود.
اما در فرجامخواهی، با توجه به اینکه خواسته مزبور به جای آنکه «تقاضای احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق و اجازه اعمال طلاق» باشد، صدور «حکم به طلاق» به استناد شروط فوق است و نظر به تمایز این دو و آثار متفاوت آنها، خواسته دعوی روشن دانسته نشده و رای مزبور، نقض گردیده است.
