uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•

﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•

Kanalga Telegram’da o‘tish

ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻‍🦯 ﮼اصل‌و‌اورجینال‌بمون‌بزار‌دنیا‌ازت‌کپی‌کنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5

Ko'proq ko'rsatish
2 545
Obunachilar
+11724 soatlar
+1277 kun
+11530 kun
Postlar arxiv
#پارت: 109✍🏻 ♥️ روياي عشق 🩵 #نويسنده: چينا سلطاني به ای گپ ازی همگی بخنده شدن مم از بینی دود بیرون میشد تینا٫ کسی با شما نبود مم چندان وقت ندارم 😒بعد یکه برفتم طبق پایین به تح سرا چراغ هم روشن کردم همجا روشن شد نمی‌ترسیدم البته مه کلن از تاریکی میترسم حالی هم یکه هم هستم کمی میترسم ولی بقدری اعصاب مه خرابه که مهم نیه برفتم باله گاز بشیشتم همیته پنج دقیقه تیر شد که صدا پا بود فک کردم مهرسام هست تینا٫ مهرسام گمشو از دم رومه حوصله ندارم میزنم ریخچو پیخچ تو همه بیرون میکنم باز میدم او وسایل بازی بوخوره خااااک هیچ صدایی نشد مم دوباره شرع کردم دوباره به چرت پرت گفتن تینا٫ آی که دلمه مایه او موها بلند نرمیو بگیرم دونه دونه بکنم او چهریو بسته خودی دستا خو خط خطی کنم همیته یکسر گپ میزدم که یکدفعه صدا خنده شد بلند هییییی ایکه صدا سامانه ننه یکدفعه ای وخیستم که نفهمیدم پامه کج شد محکم بفتادم به زمین یکدرد بدی گرفت پا مه که این دفعه خندی ازی بیشتر سامان٫ هههههههههه دل تو ماست مر بزنی ولی خدا خود تور زد با صدا بغض داری که از درد بود گفتم تینا٫ توتو پشت سر مه چیکار میکردی به تو کی گفت بیای اینجی پیش مه آخ آخ که بگفتم خنده یو قطع شد گفت سامان٫ خوبی دست خو دراز کرد بازو لخت مه بگرفت گفت ایستاد میتونی بشی دستیو که بازو مررگفت داغ شدم ای لعنتی هر وخت دست میزد بمه ظربان قلب مه بالا می‌رفت داغ میشدم کوشش کردم دستیو پس کنم گفتم خوبم میتونم نیاز به شما ندارم میتونین بریم باکارا خو برسیم لطفاً مزاحمت نکنین نیاز به مگس مزاحم ندارم 𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」

توجه🤩😃 10نفر اول که درخواست بدن برنده 200 افغانی کریدیت کارت میشن ....🎁🛍 تا پاک نشده بیا جایزه بگیر👇🏻🫀

شیک ترین مدل های محفلی 👗 بهترین مدل های مانتو کوتاه،وبلند🧥 کیف وکفش های شیک ومد روز👜👠 طرح های قشنگ ناخن💅 مدل موی وآرایش👑💄 همه دراستایل خاص👇👇👇 شیک ترین مدل های محفلی 👗 بهترین مدل های مانتو کوتاه،وبلند🧥 کیف وکفش های شیک ومد روز👜👠 طرح های قشنگ ناخن💅 مدل موی وآرایش👑💄 همه دراستایل خاص👇👇👇 https://t.me/+K0r2TpLlFxxkMTU1

مگم پيش خزين كه خدي شما تب بريم

فراموش کردن ات کار من نیست 🩶🔗 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
فراموش کردن ات کار من نیست 🩶🔗 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

+1
𝒔𝒕𝒐𝒐𝒓𝒚 بَـاز هـواش زد بـه سـرم ک دلِــش‌ رو ببــرم یــــــواشٰ یــــــواشٰ..🩵🖇 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

خود نمايي خسته كن شده انسانيت ب دست بياریم🤍✋ 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

🩶شرح وضعیت: «صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ!» 🙃🖤 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

بر هیچ کس افسانه امید نخواندیم عمریست همان بی کسی ماست کس ما …! _🙃🖤🙌🏻_ ‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌ 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

- ۞ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ پروردگارت را ستایش کن و از سجده کنندگان باش🍃❤️‍🔥 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

- ما را از جهنم می‌ترسانند ... انگار در بهشت زندگی می‌کنیم !🤍🍂 ✍️#احمد_شاملو 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

#پارت: 108✍🏻 ♥️ روياي عشق 🩵 #نويسنده: چينا سلطاني با تکون دادن طیلا از فکر بیرون شدم طیلا٫ خدایااااا رحم کن خدایااا تینا از ما نگیررخدایااااا 😂 تینا٫ چیکاره تور چی ویز ویز میکنی یله کو بکندی شونه مه طیلا٫ آخی خدایا شکر آنی ای نمرده پووووف کجاییی تووو تینا٫ مرررض سگ گمشو به قبرستون طیلا٫ اوه پس سر فرصت تور نجات دادم نیکه می‌رفتی به تح قبر😂 تینا٫ 😒گمشو طیلا٫ میگم حالی که سامان امشو اینجیه مهرداد مهرسام هم هر سه داخل یک اتاقن کارا هی میکنن مادر بابا که خودی بیبی خاله ها شو خاله ها برفتم به فاتحه به کرخ ما هم که صبا ساعتا یازده گفتن بریم به باغ او ناهم میاین حالی هم وخی حمالی زوده بریم خاو شی بریم یکمی اونار اذیت کنیم🤩 تینا٫ سامان کی آمد طیلا٫ همودم که خانم بیامدیم داخل اتاق تینا٫ خووووو طیلا٫ بلییییییی تینا٫ مرضییییی چری جیغ میکشی😐😒 طیلا٫ خاطری کمی بهوش بیایی تینا٫ خلی خری طیلا٫ تو بیشتر همیته خودی تینا بحث میکردم که صدا شکستن یک چیزی آمد بعد صدا شلیک خنده مهرسام مهرداد. سامان طرف همدیگر سیل کردیم هر دوتا خودی هم بیرون شدیم برفتیم دیدم میوه ها دست مهرسام چنگال چاغو هم دست مهرداد پشقاب هم دست سامان که یکی بفتاد از دستیو بشکسته بود طیلا٫ چیکار شد پشقاب افتادن هم خنده دیشت تینا٫ شاید بیزینا از بس خیتن هر چیز خنده داره 😏 طیلا٫ خیلی شبع تو هستن😂 تینا٫ آدم فروش سگ بیشتر شبیع تو هستن چون تو بیشتر نزدیکی به هر سه تایوتا سامان٫ بریم که کار داریم به گپا ای مگس مزاحم هم وقت ندارم حله آفرین 𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」

#پارت: 107✍🏻 ♥️ روياي عشق 🩵 #نويسنده: چينا سلطاني بعد نزدیک آند بینی مه بگیرفت از دستیو باله بینی مه بود مه داخل چشما مه نگاه کرد که رنگیونا عسلیه بنظرم بفهمید که تینایم چون گفت هم ببین وحشی گری نکنی دست خو ورمیدارم فک کردم طیلایی اوکی به ای گپیو مر خنده گرفت ولی خودخو کنترول کردم گفتم نباید حتا به طیلا هم دست بزنی پس ای هم جایزه شما پاخو بالا کردم ماخکم بم ساق پایو زدم که بینی مر یله کرد دولا شد پاخو گرفت ممداز فرصت استفاده کردم کمی دور شدم هی میرفتم صدایو بیامد سامان٫ایییییییییی وحشی روانیییییی پشیمون میشی دختره احمق یک روز دیگع هم خودی طیلا میترا هانا هوری از پوهنتون برفیتم به فیفتی پیتزا بخوریم دم رفتن سامان بیامد بر هانا پایین شد خودی همگی احوال پرسی کرد خدازده اصلأ مر به دم نظر نگریفت مم‌ اعصاب مه خراب شد گفتم بعضی از آدما شعور ندارم شعور که خیر ادب هم ندارم دخترا بخنده شدن که سامان معلوم بود اعصابیو خراب شد که گفت عه تو شعور و ادب هم می‌شناسی وحشی خانم هوری گفت تینا چیکار کردی که ایته شاکیه دقیقا سامان زدی به حدف ای یک وحشی به تمام عیاره روخو دور دادم طرف هوری گفتم مایی بتو وحشی نشون بدم هوریفت نه نه مه بیزارم یک بار دیگه هم خودی مهرسام مچم کجا میرفتم بیامد خونه دم سرا زنگ زد مم تح سرا بودم از حموم نو بیرون شده بودم یک تاپ دوبنده که شونه هامه معلوم میشد خودی یک شلوار نود سانتی پاچه گشادی پامه بود موها مم خاطری تر بود همیته وا بکدیشتم بودم در وا کردم دیدم سامانه کله خو از گوشی بالا گرفت خیره شد بمه از یاد مه برفته که ی بر مه بودبیامد تحدسرا در بسته کر سر تا پامه سیل کردم بعد اخما خو بهم زد کله خو پایین کرد برفت مم هموته خشک شده بودم ظربان قلب مم بدرقم تند شده بود تقریباً بد از یک هفته دیده بودم اور او هم ایته خوشتیپ تازه فهمیدم چی بر مه بوده از خجالت سرخ شدم دختری نبودم که از نوع پوشش سرخو سفید بشم ولی ایندفعه فرق. دیشت 𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」

#پارت: 106✍🏻 ♥️ روياي عشق 🩵 #نويسنده: چينا سلطاني مهرسام مانعیو شد گفت سامان یله کو ارزش نداره اگه نه خوب نشون میدادم توهین کردن به خوهر مه یعنی چی فعلاً داره میسوزه که جلو کارا غیر قانونی پیرو گرفته شده یله حیف دستا تو سامان اور یله کردو بیامد دست مر بگیرفت حرکت کرد مرم برد خو بورد هموته به مهرسام گفت سامان٫ راهی کن گمشه بعد بیا که حرکت کنیم ناوخت شده برفتیم پیش دیگرا که فردوس هوری گفتم کجایی تو دختر از کی برد تو هستیم کجا بودی سامان٫ اوطرف رفته بود برفیتم بیاوریم اور بریم که ناوخت شده ازیکه چیزی نگفت خیلی ممنونیو شدم واقعاً چون خوش ندیشتم همه کی بگن مه یک دختر بیسرم که نمیفهمه چیکار کنه البته کمی هستم مه و طیلا مهرسام سامان خودیهم رفتیم دیگرا هم پشت سر ما سامان از مهرسام درباره فرزاد پرسید او هم گفت یکی از پسرا شریک بابا بودن که دوا قاچاق می‌آورده بابا هم بهم زدن خودیو برسیدیم خونه خاله ازونجی هم حرکت کردیم طرف خونه سامان....... فکر نمی‌کردم ایته دختر خجالتی باشه که به یک گپی که بمه گفت چقدر سرخو سفید شد بعد ازی که ایرقم ترسیده دیدم دلمه یکرقمی شد برفتم اور بغل خو کردم کمی آروم شد وقتی او عوضی گفت تح بغل آزی جولان میده دلمه ماست بکشم اور تابحالی بغیر مادر هانا باله کسی ایته تعصب ندیشتم اهههههههه خو شاید خاطری دختر خاله مه بوده اصلاً به همین فکرا به خاو رفتم تینا....... امروز سه هفته شده از آمدن خاله اینا و مه فقط سه بار سامانه دیدم یک بار که به خاطر کارا پوهنتون طیلا و هانا آمده بود که مه پیش اتاق استاتید استاده بودم مر بازم خیال طیلاکرد آمد نزدیک سامان٫ اوه اوه طیلا خانم چی خبر خورک مه ببین از خاطر شما دونفر یک ساعت الافم 𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」

نمياين 😒😒

بياين كال چند وقته حرف نزديم 😐

𝑃𝑟𝑜𝑓𝑖𝑙𝑒 𝑔𝑖𝑟𝑙 👸🏻 واضـح‌نباش! بزار کمی دقت کنن تا بفهمنت...🌼✨ 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
+1
𝑃𝑟𝑜𝑓𝑖𝑙𝑒 𝑔𝑖𝑟𝑙 👸🏻 واضـح‌نباش! بزار کمی دقت کنن تا بفهمنت...🌼✨ 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

در دلم ھستی ولي..! از حال دلم بی خبرے..؟❤️‍🩹🩶 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」

+1
𝘴𝘵𝘰𝘰𝘳𝘺 𝑏𝑜𝑦 از كدام رفاقت با ما گپ ميزني ؟ امروز يك روپيه يك دانه رفيق😐 ده روپيه ده رفيق 😏😎 𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」