﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Ko'proq ko'rsatish2 545
Obunachilar
+11724 soatlar
+1277 kun
+11530 kun
Postlar arxiv
2 572
-
"نحنُ أحنّ مِن أن نَردّ الأذى بالأذى..."
ما مهربانتر از آنیم که رنجیدن را
با رنجاندن تلافی کنیم..(:🍃❤️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 572
_
‹یِ آدَمایی رو هیچوَقت از دَست ندِه هَمونایی کِه با خنده هات میخندن و با ناراحتیت ناراحتن اینا دیگِه تِکرار نمیشن…🤍🍃
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 572
#پارت: 105✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فرزاد٫ بله بله خودمم آقا مهرسام
اونا هی گپ میزدن دیگه نمیتونیستم به سر پا خو استاد شوم چون بدرقم فشار عصبی به سر مه آماده بود خیلی ترسیده بودم یک قدم عقب رفتم که سامان متوجه مه شد نزدیک آمد دست مر بگرفت یک دست دیگه خورم به دور داد حلقه کرد به شونه مه دیستایو خیلی داغ بود با ایکاریو آرومتر شدم ترس ازبین رفت با زمزمه یو ظربان قلب مه بالا رفت
سامان٫ ایییش آروم تیر شد مه هستم
اصلأ خبری ازو سامان دیگع نبود خیلی جدی و مهربان شدن بود
مهرسام٫ تو اینجی چی میکنی کی برگشتی
لحن مهرسام خیلی خشک بود
فرزاد٫ از همو وختی که شما شراکت خودی بابا بهم زدین
لحن ازی هم کنایه دار بود
بعد طرف مه سیل کرد
فرزاد٫ امممم مهرسام شما که مراقب همچیی هستین هیچ کار اشتباه نمیشه ازای بانوی زیبا مراقبت نتونستین اگه نمیتونیم امممم مه هس
تا ما ادامه بده مهرسام خیلی جدی و کمی بلند گفت
مهرسام٫ ادامه ندی بهتره به تو و منتظرتشکری اوکی ممنون که خاهر مر نجات دادی میتونی تشریف ببری
فرزاد یک نگاه به انداخت و لبخند زدکه اصلاً خوش مه نماد هیچی حس خوبی بیزی ندیشتم
فرزدا٫ اوه هنوز هم هموقدر مغرور حداقل معرفی میکردی نگو که نامزد تونه چون داره به بغل ای خوش تیپ جلون میده
به ای گپیو سامان مر یله کردیو یخن فرزاد گرفت
سامان٫ آشغال کثیف چی زیر زدی یک دفعه دیگه تکرار کن ت
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 572
#پارت: 104✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
بیتر گوشی وگرنه خیلی بد میشه پس شو گمشو از دم رومه
با صدای خیلی بلند گفتم
پسره٫ اوووووه گفتو
نزدیک آمد دست خو ماست بگذاره به تح رومه که یکی گفت
دست خو پس کن که دست تو قلم میکنم حرومزاده😡
خدااا خو یک عالمه شکر کردم که یکی آماد مرنجات داد حالی باشه ببینم ای ناجی مه کینه
یک پسر جوانی قدیو متوسط ولی خوب بود اندام دیشت چهره خیلی معلوم نمیشد
پسره٫ بتوچی تو دیگه کی باشی دل مه مایه هر کار میکنم حالی هم گمشو از دم رومه نامزد منه ای
خودی ازی گپیو حیران بموندم
ناجی٫ راست میگه
تینا٫ بد کردی تو مرتکه خرررررر چندش آور قیافه تو به نامزد مه میخوره عوووووق گمشو
بعد یک لغت محکمی بزدم چون ناجی اینجی بود یکمی جرعت پیدا کرده بودم
بعد ازو ناجی گگ مه یک مشت محکمی به صورت ای عوضی زد
ناجی٫ تا تور ندادم دست پلیس گور خو ازینجی گم کن
اوهم که بنظرم بدرقم ترسیده بود برفت طرف موتر خو حرکت کردن ازیبر هم مهرسام و سامان دیدم مه اسم مردصدا میکنن چشم سامان باله مه افتاد اخماخو بزدم بهم نزدیک ما آمد
سامان٫ کجایی توو یک ساعت برد تو میگردیم
اشاره کرد طرف ناجی گفت ای کینه دیگه بعد روخو طرفیو کرد گفت چیزی میخاستی
تینا٫ خو خو
خیلی ترسیده بودم خودی جیغا سامان هم کمی بیشتر شد ترس مه
سامان٫ آروم باش چی شده تور
تو کاری کردی مرتکه خرررر😡
ناجی٫ آروم بابا نه یکی مزاحمیونا شده بود مم اوز مزاحم رد کردم که شماها آمدین معلوم میشه ترسیدن اینا یکدم چشمیو به مهرسام افتاد مهرسامم طرفیو سیل کرد
ناجی٫ اوه اوه مهرسام خان شما
مهرسام٫ فرزاد
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 572
#پارت: 103✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
ایندفعه خنده سامان دوباره از نو شروع شد
تینا٫ مررررررگ درد فقط جوک گفتم فقط گفتم از بالا فشار بیاری از پایین خطا میره
بازم بزدم به دهن خو امشو ایشتع سوتیا میدم آخه
همگی اول تعجب کردن هنگ کردن بعد شروع کردن به خنده مهرداد و مهرسام از بس خنده کرده بودن سرخ شده بودن
ای خجالت مر که دیدن یکباره
پووووف😫
تینا٫ برررررریم گمشین همگی شما
بعد روخودور دادم ازونجی کمی دورشدو آخخخخخخخ امشو از دست ازی سامان سگ آبرو مه پیش همگی برررفت😞
همینه غرغر میکردم که احساس کردم یکی پشت منه اصلأ متوجه نشدم که یکمی بیشتر از پیش ازینا دور شدم
روخو دور دادن که یک پسر جوانی لبخند مسخره ای هم به لب داده طرف مه میبینه یکی هم او طرف تر خودی موتر خو طرف ما سیل میکنه
پسره٫ چیقدر اعصاب مغبول شما خرابه هست بفرمایین بیاین خودی ما اعصاب شما آروم میکنم طرف همو موتر اشاره کرد
یاخداااا اینجی که کسی هم نیه چون کمی گوشه هست انالی چیکار کنم
تینا٫ گمشو از دم رو مه مزاحمت نکو بتوچی از اعصاب مه
پسره٫ اووووف عجب زبونی
تینا٫ اگه یک دفعه دیگه گپ مفت بزنی جیغ میکشم که تور کله پا کنن از همینجی 😡
کمی پیش آمد یک قدم فاصله دیشت از مه
پسره٫ کو امتحان کن ولی چشم وحشی جووو اینجی صدا تو کسی نمیشنوه چی خاطررررر
اشاره کرد طرف موتر او آهنگ موتر تا آخر بالا کرد دروازه موتر همر واکرد
خوب حالی جیغ بکش ببینم کسی صدا تو میشنوه
تینا٫ مرتکه خررررر گمشووووو اگه دست تو بته بخوره تور تکه تکه میکنم
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
2 572
𝑃𝑟𝑜𝑓𝑖𝑙𝑒 𝑔𝑖𝑟𝑙
𝑰𝒕𝒔 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒕𝒐𝒐 𝒍𝒂𝒕𝒆 𝒕𝒐 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏
﮼هیچوقتبَرایشروعدوبارهٓ،،دیرنیست!👸🏻💗
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 572
-
بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید، چشم بیندازید و دل مبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت...🍃🤍
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 572
2 572
🎈شرح وضعیت:
«شبيه شهر پس از جنگ، غرقِ اندوهم
نشسته زخم تو در تكّه تكّهی روحم!»
🥺💔
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
2 572
-
(واسألک ياﷲ
أن أکون قویاً وَ أنا بمُفردي)
خدایا از تو میخواهم،
که در تنهاییِ خودم قوی باشم♥️🍃
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
