uz
Feedback
海'𝐒𝐭𝐲𝐱ᝰ

海'𝐒𝐭𝐲𝐱ᝰ

Kanalga Telegram’da o‘tish

↳ あなた自身でありなさい, . 世界は独創性を賞賛します⤹🌑 ............................................. ⤹𝅼 𝘈𝘳𝘦𝘴 . የ 𝕴𝖓𝖋𝖏 . t.me/HidenChat_bot?start=1547890702 𝐒𝐭𝐲𝐱 𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠: https://t.me/+wpCNrkmoNK8wNjZk

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
319
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
🥃🌑...

~00:48; 🥃🌕 . GN .

~00:51; 🥃🍂

و آنگاه ، که خورشیدِ فصل بهاری غروب کرد؛ انقلاب پاییزی شروع شد و تمام درختان.. از غم پایان فصل خورشیدی ، اشک ریختند و کم‌کم به خوابی عمیق رفتند. برگ‌های زرد و سرخ درختان.. همانند پاره‌های آتش به زمین ریختند و آن را پوشاندند و زمین.. بخاطر خشم آنها سکوتش را برپا کرد.. گویی شب ، ماه و آسمان به لالایی خواندن برای زمین پرداختند ، تا شاید کمی از این دلتنگی کاسته شد؛ کس چه داند ز درد پاییز؟ پاییزی که به فصل زیبایی و آرامش و باران‌های دلنشین معروف َست ، خودش دلتنگ بود.. دلتنگ گرمای آغوش خورشید... گویند باران ، اشک‌های آسمان از غم نبود خورشیده؛ همان بارانی که با باریدن آن لبخند به لب ما مینشاند ، در اصل اشک‌های دلتنگی شخصی ست.. -04:04

+1
~00:32;

پوفی میکشم و لبخند محوی میزنم* خب.. بنظرم بهتره برم بخوابم شب خوبی داشته باشید امیدوارم ک خوب بخوابید و فردا رو هم عالی شروع کنید بعدا میبینمتون شب خوش

اَبی هم زد ب سرش و رفت سراغ اِلی چون اون همرو کشته بود حالا چجوری پیداش کرد؟ اِلی تو صحنه جرم نقشه شهر رو جا گذاشته بود ک روش پر از علامت و این چیزا بود دیگه آره خلاصه الان تو نقش اَبی دارم جون میکنم ک بتونم اِلی رو بکشم🚶🏻‍♂️ ولی خو دیه نرفتم سراغش چون جدن نمیخوام اینکارو کنم و حتی شده آخرشو میرم تو یوتیوب میبینم ولی بازی نمیکنم بله من رو بازی ها حساسم و واکنش نشون میدم

خلاصه اوِن رفت با یکی دیگه و اون زن ازش حامله شد و اَبی مدام باید اینو تحمل می‌کرد و میدید ولی خو ی جوری با‌ش کنار اومده بود ولی از درون عذاب می‌کشید خلاصه ک آبی وقتی از ی ماموریت برگشت دید ک هم اوِن مرده و هم اون دختره ک اسمش مِی بود برای مِی آنچنان ناراحت نشد ولی وقتی جسد اوِن رو دید نشست زار زد و خو خاطراتی ک نشون داده بود بازی برای این صحنه سنگینش کرده بود

بگذریم جلوتر ک رفتیم میشد فهمید اَبی آدم خوبیه و داشت به خیلیا کمک میکرد.. و خیلی بهش خیانت شد و سر این میشه گفت بیشتر حالم گرفته شد چون معشوقش رفت با یکی دیگه اونم سر اینکه اَبی میخواست فکر کنم بره دنبال پدرش ، و اوِن ک معشوقش بود میخواست ک ی جا بمونه و از فایل فایتر بیاد بیرون

و خو میتونم بگم ک فقط پارت 1 قشنگ بود و ب دلم نشست ن بخاطر اینکه همه زنده بودن ن ، بخاطر اینکه قوی بود برای شروع و سری دو خیلی ماسکی شد

و بخاطر همین.. تامی رو هم از دست دادیم.. حالا نمیدونم ولی تو صحنه ای ک داشتم بازی می‌کردم اَبی ی تیر زد به بغل سر تامی ، شنیدم میگن فقط خورده ب گو‌‌شش و زندس ولی هنوز نرسیدم ببینم

سر طمع این جنابه خر! همه همو کشتن! و این صحنه خونین واقعا مسخره بود.. موقع بازی تموم ذوق و شوقم ریخت چون فقط داشتیم میرفتیم برای انتقام از این و اون

اینجا ک گفتم بخاطر اون دختر سردسته جویل رو کشتن اینجوری نبود اَبی جوئل رو بخاطر پدرش کشت و همه! بخاطر بابای خر این اَبی همو کشتنننن د لامصب ب کم قانع باش! می‌پرسید چی شد؟ تو سری یک قرار بود الی جراحی ش و کل خونش رو بکشن و ازش واکسن درست کنن حالا این دختر سیاه پوسته ک ما گفتیم بده در اصل خوب بگو چون داشت ب پدر اَبی میگفت میشه با ی ذره هم واکسن درست کرد ولی اون گفت ن من همه خون الی رو میخوام

خب اصلاح میکنم چون این فقط ظاهر قضیه بود تو سری دو علاوه بر اینکه ما جای اِلی بازی کردیم جای اَبی هم بازی می‌کنیم و تموم اتفاقات رو از دید اون هم می‌بینیم

این آهنگ منو یاد دِ لست اف اس میندازه

~00:34; 🌙🥃

آنگاه که خورشید به خواب رفت.. شب لالایی دوستت دارم را تا سحر برایش خواند و چشم ب انتظار دوباره آغوش گرم او ماند.. چ شب‌هایی ک در دل تنهایی خود.. به ما آرامش دادن.. و ماه و آسمان بی تاب و دلتنگ خورشید بودن.. کس چ داند ز درد و غمِ شب..؟

የ'. 涙をぬぐらせて,' . GN .
የ'. 涙をぬぐらせて,' . GN .

; 01:09 '.` Gn🤍 U + Me = True love

عشق واقعی.. هیچ وقت نو و کهنه نمیشه ک بخوای عوضش کنی!