باشگاه کتابخوانی ازتا
معاشرتهای عمیق به بهانهی کتاب https://aztaclub.ir/ :وبسایتمون اینستاگرام: www.instagram.com/aztaclub آدرس ازتا:خیابان نجات الهی،خیابان چهره آزاد(نوید سابق)بن بست چهارم پلاک سه اینجا هم مستقیم میتونین بمون پیام بدین 👇🏻 @aztaBookclub
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali باشگاه کتابخوانی ازتا analitikasi
باشگاه کتابخوانی ازتا (@aztaclub) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 13 072 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 2 893-o'rinni va Eron mintaqasida 24 986-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 13 072 obunachiga ega bo‘ldi.
29 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 620 ga, so‘nggi 24 soatda esa 8 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 18.83% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.50% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 2 461 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 373 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 20 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent رعنا, نشر, ۱۶:۳۰, ویژه, جلد kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“معاشرتهای عمیق به بهانهی کتاب
https://aztaclub.ir/ :وبسایتمون
اینستاگرام: www.instagram.com/aztaclub
آدرس ازتا:خیابان نجات الهی،خیابان چهره آزاد(نوید سابق)بن بست چهارم پلاک سه
اینجا هم مستقیم میتونین بمون پیام بدین 👇🏻
@aztaBookclub”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 30 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 30 Iyul | +12 | |||
| 29 Iyul | +8 | |||
| 28 Iyul | +31 | |||
| 27 Iyul | +29 | |||
| 26 Iyul | +26 | |||
| 25 Iyul | +57 | |||
| 24 Iyul | +19 | |||
| 23 Iyul | +24 | |||
| 22 Iyul | +12 | |||
| 21 Iyul | +19 | |||
| 20 Iyul | +16 | |||
| 19 Iyul | +9 | |||
| 18 Iyul | +17 | |||
| 17 Iyul | +16 | |||
| 16 Iyul | +8 | |||
| 15 Iyul | +6 | |||
| 14 Iyul | +28 | |||
| 13 Iyul | +28 | |||
| 12 Iyul | +11 | |||
| 11 Iyul | +14 | |||
| 10 Iyul | +29 | |||
| 09 Iyul | +24 | |||
| 08 Iyul | +27 | |||
| 07 Iyul | +25 | |||
| 06 Iyul | +25 | |||
| 05 Iyul | +49 | |||
| 04 Iyul | +25 | |||
| 03 Iyul | +16 | |||
| 02 Iyul | +19 | |||
| 01 Iyul | +6 |
| 2 | 📚 ازتا همکار میپذیرد
ازتا برای همکاری در پروژهی «شهرزاد؛ هستههای خواندن» به دنبال فردی مسئولیتپذیر، منظم، پیگیر و علاقهمند به کتاب کودک و نوجوان، آموزش و فعالیتهای فرهنگی است.
این همکار در کنار مدیر پروژه، در پیگیری امور هستههای خواندن، ارتباط با مربیان، دریافت و ساماندهی گزارشها، مستندسازی فعالیتها و هماهنگیهای اجرایی نقش خواهد داشت.
اگر به کتاب و گفتوگو باور دارید، از کار گروهی لذت میبرید و علاقهمندید در گسترش فرصتهای یادگیری و خواندن برای کودکان و نوجوانان در مناطق کمبرخوردار نقش داشته باشید، خوشحال میشویم با شما آشنا شویم.
برای اعلام آمادگی و دریافت اطلاعات بیشتر، لطفاً رزومه یا معرفی کوتاهی از خودتان را به aztaaclub@gmail.com بفرستید.
@aztaclub | 1 073 |
| 3 | خیال کن یهو مجبور بشی شب اینجا تو این اتاق تک وتنها باشی. شاید کتاب بخونی، یا فکر کنی، یا از همینجور چیزا! بعضیوقتا یه فکری میآد تو کلهت. اما هیچکسو نداری بش بگی که فلانچیز اینجوریه یا اونجوری نیس! بعضیوقتا یه چیزی میبینی اما نمیدونی اون چیز راسیراسی هست یا نه، خیاله! کسی رو نداری ازش بپرسی که اونم همون چیزو میبینه یا نه! هیچ چیزی نداری که چیزا رو پاش بذاری و از درست و نادرستش سر دربیاری. من اینجا تو این سوراخی خیلی چیزا دیدم. مست نبودم، اما نمیدونم خواب دیدم یا به بیداری بود. اگه یه کسی رو داشتم میتونست بگه خواب بودم و چیزایی که دیدم تو خواب بوده. اونوقت خیالم راحت میشد. اما اینجوری نمیدونم.
کتاب موش ها و آدم ها؛جان اشتاینبک
@aztaclub | 1 428 |
| 4 | «من» تبدیل به کالایی میشود که باید هر چه گرانتر و زیباتر عرضه شود. محصولی که قرار است همه رقبا را پشتسر بگذارد «من» است که در وسوسهانگیزترین موقعیتها قرارش میدهند، حتی با کارت اعتباری هم میفروشندش، با ثبتنام در یک سایت، رأی دادن به حزبی خاص، شرکت در تظاهرات، یا شکوفایی استعدادهایمان با گذراندن دورهای دانشگاهی.
کتاب «من»، نوشته مل تامپسون، نشر گمان
کتاب جدید گروه فلسفه تَسَلا
* نقاشی 1882 A Bar at the Folies-Bergère
اثر ادوارد مانه
📌 برای این هفته «فصل سوم» خوانده شود.
جمعهها | ساعت 18:15 تا 19:45
تسهیلگر: حکیم حمادی
ثبت نام:
https://aztaclub.ir/product/tasalla/
@aztaclub | 1 411 |
| 5 | کتاب جدید گروه "دریا"
کودکی نوپا، پس از قتل وحشتناک خانوادهاش، ناخواسته به گورستانی پناه میبرد؛ جایی که ارواح و موجودات ماورایی تصمیم میگیرند او را مانند یکی از خودشان بزرگ کنند.
«نوبادی اوونز» یا «باد»، پسری کاملاً معمولی است؛ البته اگر از این حقیقت بگذریم که خانهاش یک گورستان است، معلمهایش ارواحاند و سرپرستش موجودی مرموز است که نه به دنیای زندگان تعلق دارد و نه به دنیای مردگان. او در میان سنگقبرها رشد میکند، درس میآموزد، دوست پیدا میکند و با خطرهایی روبهرو میشود که هرگز شبیه خطرهای دنیای بیرون نیستند. اما تهدید اصلی، بیرون از گورستان انتظارش را میکشد؛ مردی به نام «جک» که سالها پیش خانوادهی باد را به قتل رسانده، هنوز به دنبال اوست.
«کتاب گورستان» داستانی است دربارهی رشد، هویت، فقدان، شجاعت و یافتن جایگاه خود در جهان.
این ماه، در گروه دریا، مهمان دنیایی خواهیم شد که در آن مردگان، درس زندگی میدهند.
تسهیلگر شیدا میرزایی
پنجشنبهها ساعت ۱۵ تا ۱۶:۳۰
مخصوص نوجوانهای ۱۳ تا ۱۸ سال
ثبتنام:
https://aztaclub.ir/product/dayra/ | 1 413 |
| 6 | حال امروز من | 1 |
| 7 | نخواب اروم
شهریار قنبری
@aztaclub | 1 501 |
| 8 | کتاب تازهی گروه دماوند 🏔️
آیا میشود کسی را از پسِ نبودنش شناخت؟
نه از عکسهایی که فقط لحظهای را ثبت کردهاند.
نه از خاطرههایی که هر بار با روایتِ راوی رنگی تازه میگیرند.
شاید فقط از میان کتابهایی که خوانده، یادداشتهایی که نوشته و پرسشهایی که در ذهن دیگران به جا گذاشته است.
الیزابت فینچ از همینجا آغاز میشود؛ از غیاب زنی که هرگز خود را بهطور کامل آشکار نمیکند، اما حضورش در ذهن شاگردانش ادامه دارد. زنی که بهجای پاسخ دادن، پرسش میساخت و دیگران را به دوباره اندیشیدن دعوت میکرد.
جولین بارنز این داستان را با حوصله روایت میکند؛ تنها نه برای بازسازی زندگی یک استاد، بلکه برای کاوش در این پرسش که آیا اصلاً میتوان انسانی را آنگونه که بوده شناخت، از لابهلای روایتهای ناقص، حافظههای خطاپذیر و برداشتهای شخصی؟
شاید به همین دلیل، الیزابت فینچ بیش از آنکه داستان زندگی یک زن باشد، دربارهی شیوهی نگاه ماست.
گروه دماوند 🏔️
تسهیلگر: سپیده برزگر
چهارشنبهها | ۱۷:۰۰ تا ۱۸:۳۰
تاریخ شروع: ۷ مرداد
حضوری
لینک ثبتنام:
https://aztaclub.ir/product/damavand/
@aztaclub | 1 609 |
| 9 | اختلال پرداخت سایت برطرف شد. 🌿
اگر پیشتر پرداخت شما انجام نشده بود، حالا میتوانید دوباره وارد سایت شوید و ثبتنامتان را نهایی کنید.
ظرفیت باقی مانده فقط ۶ نفر
@aztaclub | 1 531 |
| 10 | تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
فریدون مشیری
@aztaclub | 1 619 |
| 11 | 🔸#میشل_فوکو، نویسنده "تاریخ جنون" در این گفتوگو توضیح میدهد
چرا درباره جنون/دیوانگی نوشته و روش برخورد او با این مفهوم در کتابش به چه طریق بوده است.
@aztaclub | 1 591 |
| 12 | در زندگی «هیچچیز» کم ندارم: یک آپارتمان مشرف به «سنترال پارک» در نیویورک، چند اتومبیل و یک خانهٔ ییلاقی دارم، در چند باشگاه یهودی عضوم و چیزهای دیگری از این قبیل. اما خودم میدانم که چه کم دارم. هرگز موفق نشدم کاری را که واقعآ دوست داشتم عملی کنم: نوشتن یک کتاب خوب یا سرودن شعری زیبا. در آغاز جرئت نمیکردم دست به کار بشوم و چیزی بنویسم، چون بیپول بودم. اما اکنون که پولدار شدهام، جرئت نمیکنم چیزی بنویسم، چون میترسم نتوانم. از همینروست که در عمق وجودم، خودم را آدمی ناموفق میدانم.
کتاب دوست بازیافته؛فرد اولمن؛ ترجمه:مهدی سحابی
@aztaclub | 1 778 |
| 13 | برنامهی این هفتهی دید و بازدید:
گالریگردی با ازتا:
این بار در دید و بازدید به دیدار مجموعهای از آثار تجسمی خواهیم رفت. این تجربه منحصربهفرد فرصتی است تازه برای خلق یک تجربه بصری خاص و گپوگفت درباره نگاه عمیق مجموعهای از هنرمندان.
🎨 این هفته درگروه دید و بازدید همراه با آرش رضواندوست به گالری کارشیو میرویم تا به تماشای نمایش گروهی منظر ۲ بنشینیم، درباره آثار گفتوگو کنیم و تجربهای تازه و مشترک خلق کنیم.
این برنامه تنها یک بازدید از نمایشگاه نیست؛تلاشی برای گفت و گو درباره ی مفهوم منظر در نقاشی معاصر ایران است. آشنایی با هنرمندان حاضر و خوانش آثار از منظر تاریخ هنر و فرهنگ دیداری.
تسهیلگر: آرش رضواندوست
🗓 زمان: سهشنبه ۶ مرداد
🕔 ساعت 18 تا 20
📍 مکان: تهران، خیابان سنایی، کوچه دوازدهم، شماره ۱۳، گالری کارشیو
اگر به هنر و فرهنگ علاقهمندید، دید و بازدید منتظرتان است. برای همراهی در تجربه این هفته از طریق لینک زیر ثبتنام کنید.
ثبت نام ماهانه با 15 درصد تخفیف
ثبت نام:
https://aztaclub.ir/product/did-o-bazdid/
@aztaclub | 1 727 |
| 14 | کتاب تازهی گروه دماوند 🏔️
آیا میشود کسی را از پسِ نبودنش شناخت؟
نه از عکسهایی که فقط لحظهای را ثبت کردهاند.
نه از خاطرههایی که هر بار با روایتِ راوی رنگی تازه میگیرند.
شاید فقط از میان کتابهایی که خوانده، یادداشتهایی که نوشته و پرسشهایی که در ذهن دیگران به جا گذاشته است.
*الیزابت فینچ* از همینجا آغاز میشود؛ از غیاب زنی که هرگز خود را بهطور کامل آشکار نمیکند، اما حضورش در ذهن شاگردانش ادامه دارد. زنی که بهجای پاسخ دادن، پرسش میساخت و دیگران را به دوباره اندیشیدن دعوت میکرد.
جولین بارنز این داستان را با حوصله روایت میکند؛ تنها نه برای بازسازی زندگی یک استاد، بلکه برای کاوش در این پرسش که آیا اصلاً میتوان انسانی را آنگونه که بوده شناخت، از لابهلای روایتهای ناقص، حافظههای خطاپذیر و برداشتهای شخصی؟
شاید به همین دلیل، الیزابت فینچ بیش از آنکه داستان زندگی یک زن باشد، دربارهی شیوهی نگاه ماست؛ اینکه دیگران، و حتی تاریخ، را چگونه به یاد میآوریم، چگونه روایت میکنیم و حقیقت را تا چه اندازه با نگاه و قضاوت خودمان درمیآمیزیم.
گروه دماوند 🏔️
تسهیلگر: سپیده برزگر
چهارشنبهها | ۱۷:۰۰ تا ۱۸:۳۰
تاریخ شروع: ۷ مرداد
حضوری
لینک ثبتنام:
https://aztaclub.ir/product/damavand/
@aztaclub | 1 667 |
| 15 | Matn yo'q... | 1 578 |
| 16 | روزگار غریب
خواننده: علیرضا قربانی
آهنگساز:حسام ناصری و متکی بر اشعاری از احمد شاملو و حمید خلف بیگی
@aztaclub | 1 658 |
| 17 | در جهانی که امور تصادفی و احتمالات، زندگی را ناپایدار و غیرقابل پیشبینی میکند، دین، روانشناسی و فلسفه هر یک به شیوه خاص خودشان میکوشند به زندگی انسان معنا و انسجام ببخشند. پرسش فقط این نیست که «من کیستم؟» بلکه این هم هست که «برای چه زندگی میکنم؟» و «چه کاری ارزش انجام دادن دارد؟»
من؛مل تامپسون٬ نشر گمان
نقاشی :
Not to Be Reproduced
(La reproduction interdite) 1937
کتاب جدید گروه تسلا
جمعهها | ساعت18:15 تا 19:45
تسهیلگر:حکیم حمادی
ثبت نام:
https://aztaclub.ir/product/tasalla/
@aztaclub | 1 772 |
| 18 | ⏳ اگر قصد دارید در جشن مردادماه ازتا کنار ما باشید، امشب آخرین فرصت استفاده از ۱۰٪ تخفیف ثبتنام است.
پنجشنبه ۸ مرداد، چند ساعتی از هیاهوی روزمره فاصله میگیریم؛ با بازی، گفتوگو، روایت و یک دورهمی متفاوت. 🌞🎉
ثبتنام:
https://aztaclub.ir/product/did-o-bazdid/ | 1 764 |
| 19 | «نه! من نمُردهام، من مرگ را هم کشتهام»
چند سالی پیش از مرگش، به این امید از خواب بیدار میشد که چشمانش دوباره ببیند.
«هر روز صبح بلند میشوم که شاید امروز بیناییم را بازیافتهام، اما…»
صادق چوبک سالها نوشت.
دریغ اما که جز اندکی، هیچ از آن نوشتهها به ما نرسید.
چه پیش از ترک ِایران که یادداشتهایش را در آن صندوق آهنی سفید در گوشهی باغچه دفن کرد و رفت،
چه در تمامی روزگاری که در غربت ِتبعید، تا پیش از نابیناییاش، هر روز مینوشت.
در آخر ولی وصیت کرد که همسرش، قدسی خانم، همهی آن نوشتهها را بسوزاند و این چنین شد که جز افسوس چیزی از آن نویسندهی یگانه نصیب ما نشد.
نه اهل گفتگو بود، نه جز معدود، کسی را به حریم خلوتش راه داد.
زخم خورده بود.
از آن مهمتر اما، رنجِ آدمیان را حُرمت میداشت.
در پیشانی شرح کوتاهی که به اصرار دوستانش، دربارهی دورهی کودکی و جوانیش نوشت، میگوید:
«در زندگی انسان ممکن است حوادث و اتفاقاتی روی داده باشد که از به یاد آوردن آن رعشه بر اندام او بیندازد.
چگونه میتوان این حوادث را برای دیگران تعریف کرد؟»
میگفت؛ گاهی حقیقت چنان دهشتناک است که نویسنده ناچار میشود، از گفتن آن سر باز بزند، بلکه قابل تحمل شود.
با اینحال، به دکتر صدرالدین الهی گفته بود اگر رضایتی از زندگی داشته باشد، در اینست که؛
«هیچ وقت آنچه را که مردم میخواستهاند، ننوشتم…
که نه به خودم و نه به مردم، دروغ نگفتهام»
چه آن زمان که فهمید آن طلبهی تمام سفیدپوش و انگلیسیدان که روزها با او حرف از حکمت و دین میزند، پیش از آمدن به کلاس، بارها زنان و دختران بسیاری را پس از تجاوز کشته است و همین را در شاهکارش “سنگ صبور” آورد تا تُف بر چهرهی واعظان ِمدعی کند و بگوید:
«ما خودمان به قدر کافی آدمکُش داریم»
چه آنگاه که قطعهی “آه ِانسان” را که میگفت زندگینامهی اوست، مجبور شد بجای قصهی “اسائه ادب” بنویسد که به تیغ سانسور گرفتار شده و در جایی از آن آورده بود:
«چه کسی را در این دیار یارای زبان گشودن و غیر مصلحت سخن گفتن و با مَحرمترین خویشان رازی در میان نهادن…»
در تمام این سالها، صادق چوبک یگانه حرفش همان بود که در رمان “تنگسیر” نوشت:
«ظلم، خونمون را خراب کرد»
دههها بود که او را از ایران تاراندند و دههها بود که اغلب ِآثارش ممنوع شد.
همان زمان برای دوست همیشگیاش، بزرگ علوی در نامهای مینویسد:
«یک وجب زمینِ آب و جارو شده جلو قهوهخانه آماده در بعد از ظهر تابستان را با تمام خاک ِآمریکا عوض نمیکنم»
و کمی پیش از مرگش در معدود مرتبهای که کسی را به خلوت خویش پذیرفت، به منیرو روانیپور، نویسندهی همشهریاش که بوی بوشهر را برایش سوغات برده بود، به هنگام وداع گفت:
«دلم میخواهد ایرانی بمانم. ایرانی گریه کنم و ایرانی بمیرم»
از صفحه توییتر آدرنو
@aztaclub | 2 060 |
| 20 | Matn yo'q... | 1 682 |
