uz
Feedback
une âme perdue

une âme perdue

Kanalga Telegram’da o‘tish

” To love is to suffer, not to love is to suffer, to suffer is to suffer. “ — زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.🍃

Ko'proq ko'rsatish
Eron109 161Toif belgilanmagan
811
Obunachilar
+1624 soatlar
+357 kun
+11830 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '26
+32
1 kanalda
Sentabr '26
+101
10 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+85
3 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+63
2 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+103
3 kanalda
Get PRO
May '26
+49
2 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+10
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+7
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+299
12 kanalda
Get PRO
Yanvar '260
14 kanalda
Get PRO
Dekabr '250
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '250
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '250
0 kanalda
Get PRO
Avgust '250
0 kanalda
Get PRO
Iyul '250
1 kanalda
Get PRO
Iyun '250
0 kanalda
Get PRO
May '250
1 kanalda
Get PRO
Aprel '250
0 kanalda
Get PRO
Mart '25
+3
1 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+3
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+8
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+3
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+6
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+2
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+4
2 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+9
1 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+3
1 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+8
1 kanalda
Get PRO
May '24
+23
1 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+3
2 kanalda
Get PRO
Mart '24
+13
3 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+6
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+185
1 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
04 Oktabr0
03 Oktabr+16
02 Oktabr+5
01 Oktabr+11
Kanal postlari
Io lavoro e penso a te Torno a casa e penso a te Gli telefono e intanto penso a te Come stai? E penso a te Dove andiamo? E penso a te Gli sorrido, abbasso gli occhi E penso a te Non so con chi adesso sei Non so che cosa fai Ma so di certo a cosa stai pensando È troppo grande la città Per due che come noi Non sperano però si stan cercando Cercando Scusa, è tardi, e penso a te Ti accompagno e penso a te Non son stata divertente e penso a te Sono al buio e penso a te Chiudo gli occhi e penso a te Io non dormo e penso a te

2
به استایلی که برای امروزت انتخاب می‌کردی فکر می‌کنم. به اون چشم‌هایی که همیشه دورشون سبز بود. به صندلی‌ات که الان تنهاتر از همیشه است. به دانشکده و کلاس‌ها و راهرویی که بدون تو خالی‌تر از همیشه‌ان. به دوست‌هات که با جای خالی تو مجبورن سر اون کلاس‌ها بشینن. به عکس‌ها و وویس‌ها و ویدئوهای قصه‌داری که از روزهای دانشگاه برام می‌فرستادی. به واحدهایی که نشد پاس کنی، زبان دوم و سوم‌هایی که براشون شوق داشتی اما نتونستی شروعشون کنی، رشته‌های ارشد و کهادهایی که نتونستی بخونی، نشریه‌ای که با شوق بهم گفتی سردبیرش شدی و نتونستی درش به اندازه کافی بنویسی، پادکست‌ شخصی‌ای که قرار بود وقتی در ایتالیایی حتا بهتر هم شدی برام ضبط کنی، کلاس فیلم‌سازی‌ای که تمومش نکردی تا از جزئیاتش برام بگی... به تهرانی که حتا اگه درش نباشم هم می‌دونم بدون تو تاریک‌تر از همیشه است. به تو فکر می‌کنم. به زندگی‌ و فرصت‌هایی که ازت گرفته شد. E penso a te. 💚
435
3
Video xabar
396
4
💚
💚
297
5
این اکتبر بدون تو نامهربون‌تر و تاریک‌تر از همیشه است، اما کلیشه‌ها هنوزم وجود دارن. امیدها و آرزوهای تو و ما برای آزادی هنوز+1
این اکتبر بدون تو نامهربون‌تر و تاریک‌تر از همیشه است، اما کلیشه‌ها هنوزم وجود دارن. امیدها و آرزوهای تو و ما برای آزادی هنوز وجود دارن.
502
6
giving in to the seasonal clichés 🍂☕️
giving in to the seasonal clichés 🍂☕️
442
7
اولین فوریه، اولین آپریل، اولین می، اولین جون، اولین جولای، اولین آگست، اولین سپتامبر و حالا اولین اکتبر بدون تو. هر کلمه و جمله‌ای که تا امروز درباره‌ی نبودنت نوشته‌ام رو از اول می‌خونم و نمی‌فهمم. حتا خودم رو در اون‌ها نمی‌شناسم. اون تویی که راجع‌بهش نوشتم و رفته رو نمی‌شناسم. انگار که هیچ‌چیز جلو نرفته. زمان نرفته. من نرفته‌ام. زندگی نرفته. هنوز در اون لحظه گیر افتادم. هنوز دارم اشک می‌ریزم، می‌لرزم، به دیوار خیره‌ام و نمی‌فهمم چه اتفاقی افتاده. هنوز منتظرم صبح بشه، هنوز منتظرم بیدار بشم و بفهمم خواب بوده. بعد صبح می‌شه و باز همون شبه. یک روز می‌گذره و باز همون شبه. یک ماه می‌گذره و باز همون شبه. متوجه نمی‌شم تمام این ماه‌ها کِی و چه‌طوری گذشتن. برای من نگذشته. هیچ‌چیز نگذشته. هرچیزی که شده، هرچیزی که گذشته، هر اتفاقی در نبود تو افتاده، انگار فقط برای بقیه اتفاق افتاده. من هنوز همون‌جام. تموم فرداهایی که بدون تو اومدن، برای من هیچ‌وقت فردا نشدن. چون اون شب هرگز صبح نشد. «به شب‌هایی که هنوز صبح نشده‌اند.»
655
8
This a-way, this a-way, this a-way, lord I can’t go home this way...
This a-way, this a-way, this a-way, lord I can’t go home this way...
549
9
+1
🎧 جستجوی موزیک در آهنگیفای
560
10
بامزه! 🍏
526
11
https://t.me/LaPerdue
https://t.me/LaPerdue
509
12
آخ من هم از این چالش‌ها این پیام رو به کانالتون فوروارد کنید تا باتوجه به اون از بین ظرف‌هایی که دوست دارم یک ظرف تقدیمتان کنم.
190
13
”Your love is a part of my life; you live within me. Believe me, Jim, believe me. This paper is your skin, this ink is my blo
”Your love is a part of my life; you live within me. Believe me, Jim, believe me. This paper is your skin, this ink is my blood. I press down hard so that it sinks into you.” 💚 - Jules et Jim, dir. François Truffaut (1962)
623
14
هستم، ولی نه از جنس «زنده‌ بودن». انگار که زندگی به اجبار خودش رو درون من نگه می‌داره و اهمیتی نمی‌ده که اصلاً چیزی با عنوان «من» دیگه درون خودش باقی مونده یا نه. جسمم هست، نفس‌هام موندن، روزها میان و می‌گذرن، گریه می‌کنم و حتا می‌خندم؛ اما نمی‌شه گفت درونم زندگی اتفاق می‌افته. انگار خیلی وقته در جایی دورتر از اینجا جا مونده‌ام و هیچ‌وقت قرار نیست برگردم و خودم رو پیدا کنم. می‌فهمی؟
810
15
سال دهم. کلاس انشا و نگارش. ظهر بود و هر لحظه نزدیک بود زنگ خونه به صدا دربیاد. همه انتظار می‌کشیدن برای رفتن به خونه و شاید کمتر کسی حواسش به کسی بود که در حال خوندن نوشته‌شه. نوشته‌ات رو خوندم و با شوق گفتم: «نفر بعدی تو دست بالا کن، برو بخونش حتماً! خیلی لذت بردم، یه لحظه حس کردم دارم صادق هدایت می‌خونم!» حتا اگه قصدی برای خوندنش نداشتی، با شنیدن حرفم یکی از همون لبخندهای پر نورت زدی و گفتی: «باشه، اما زنگ خونه نزدیکه!» گفتم: «اشکالی نداره! بذار.» رو به دبیر کردم: «خانمِ.... دوست من الان میاد انشاش رو بخونه، اگه زنگ هم خورد بشینیم و گوش بدیم. بذارید بخونه، می‌فهمید چرا!» چشم‌هات خندیدن و بعد از اجازه گرفتن، از جات بلند شدی و رفتی که بخونی‌اش. انگار که نخوندمش، دوباره با دقت گوش‌هام رو به تو و نوشته‌ات دادم تا ببینم این‌دفعه خودت با چه حسی می‌خونی‌اش. آروم و روان می‌خوندی و یک‌نفس جلو می‌رفتی. میانه‌های متن بود که زنگ خونه به صدا در اومد. کسی از جاش بلند نشد و همهمه‌ای به وجود نیومد. همه به تو گوش می‌دادیم. چند دقیقه بعد جملاتت رو به پایان رسوندی، سرت رو از روی ورق بالا آوردی و اول به من و بعد به دبیر نگاه کردی. از جام بلند شدم، برات دست زدم و بعد بقیه کلاس و دبیر هم شروع به تشویق کردن. لبخند زدم و گفتم: «خانم، از بین این کلاس من فقط نوشته‌های زهرا (اون‌موقع زهرا و زهرآه، الان خیلی وقته که تا ابد «رها») رو دوست دارم! دیدید ارزش نشستن بعد از زنگ خونه و گوش دادن رو داشت؟» دبیر با لبخند سری به نشونه موافقت تکون داد و بچه‌های کلاس تک‌تک کلاس رو ترک کردن. سمتم قدم برداشتی، محکم در آغوشم گرفتی و ازم تشکر کردی. گفتم: «نوشته از تو بود، ما از تو ممنونیم که برامون خوندی‌اش!» خندیدیم و کلاس رو ترک کردیم. الان بعد از تقریباً شش سال، در تاریکی نشسته‌ام و به این فکر می‌کنم که این خاطره می‌تونست سال‌ها بعد، بعد از تجربه اون آینده‌ مشترکی که آرزو و شوقش رو داشتیم، با لبخند به یاد هردومون بیاد. آینده‌ای که تو درش کتاب می‌نوشتی و من ترجمه می‌کردم. کتابخونه‌هامون پر بودن از کتاب‌های همدیگه و هنوز هم بزرگترین طرفدار و مشوق نوشته‌های همدیگه بودیم. الان اما من تنهام و با یادآوری تمام خاطرات این‌چنینی، تمام دفعاتی که باهات سر یک کلاس نشستم، بغلت کردم و باهات خندیدم بغض کرده‌ام. برای تمام خاطراتی که ازمون گرفتن غمگین و دلتنگم، چه اون‌هایی که در گذشته ساختیم و چه اون‌هایی که در آینده ساخته‌نشده موندن. برای اون ورژن از خودم که بدون تو دیگه برنمی‌گرده. برای تمام یکم مهرهایی که نوید شروع یک سال تحصیلی خوب رو حتا در اون سیستم آموزشی می‌دادن، چون فقط تو رو در کنار خودم داشتم. برای سال‌های ناتمام دانشگاهت، مقاله‌ها و متن‌های نشریه‌‌ و داستان‌هایی که وقت نشد بنویسی. برای همه این‌ها دلتنگم، اما بیشتر از همه برای تو. دلتنگ تو. تا ابد.
957
16
«کلماتی مرا در بر گرفته‌اند که بیش از همه برایم دردآورند...» 💚+1
«کلماتی مرا در بر گرفته‌اند که بیش از همه برایم دردآورند...» 💚
774
17
این آهنگ رو یکی از پاییزهای قبلی برام فرستادی تا اولین آهنگی باشه که در پاییز بهش گوش می‌دم. امسال دیگه آهنگ جدیدی ازت نمی‌رسه و من موندم و این آهنگی که باید دوباره از اول پلیش کنم تا دوباره حست کنم عزیزکم. 🪐 But God, I wanna feel again Oh God, I wanna feel again Down my arms, a thousand satellites Suddenly discover signs of life
905
18
Touch - Sleeping At Last.mp3
1 636
19
عاشق پاییز بودی و در پاییز عاشق‌ترین.
عاشق پاییز بودی و در پاییز عاشق‌ترین.
1 717
20
🍃🍂
🍃🍂
1 044