uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

【 REDNIGHT 】

【 REDNIGHT 】

Yopiq kanal

•آخرین بازمانده از خاندانِ‌ لکتر Red is here: t.me/HidenChat_Bot?start=1482863844

Ko'proq ko'rsatish
761
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-530 kun
Postlar arxiv
امروز برای اولین بار دیدمش. استاد یکی از دروس تخصصی هم هست. دکترای مهندسی هوافضا داره. بی‌نهایت با سواد. بی‌نهایت مهربون. پسر وسط درس تخصصی حتی مخرج‌گیری هم درس داد به یکی از بچه‌ها.افتاده و فروتن گوگولی. اخرسر باهاش حرف زدم، گفت شما ترم قبل که مجازی بود داوطلب ارائه دادی درسته؟ گفتم از کجا یادتونه استاد؟ گفت از صدات. ارائه‌ات خیلی به دلم نشست، عالی بود. خیلی باهوشی پتانسیل تدریس داری. بعد من که انگار بهم تیتاپ دادن اشکی شده بودم که «بابا من آرزوم تدریس کردنه زن حسابییی.» اصلا حسم درباره‌ی آدما دروغ نمی‌گه. انسان تمیز و ناااز.

وای! یه استاد داریم که همه می‌گن فقط با پسرا خوبه. من همش می‌گفتم نه بابا قضاوت نکنید، اینطور نیست. همه می‌گفتن نه! فقط با پسرا خوبه. بگو خب.

شما میزان حماقت رو اینجایی می‌بینید که میلم به ترک تحصیل کمتر از جلو قطار نشستنه. یعنی ضمیر ناخوداگاهم حاضره بمیرم ولی درس بخونم. خب مرگ!

sticker.webp0.18 KB

من قدیما می‌شنیدم مثلا فلانی پزشکی می‌خونه، شب امتحانا از سختی و حجم دروس گریه می‌کنن، نمی‌فهمیدم یعنی چه! واح! مگه برا درس گریه می‌کنن. حالا الان از وقتی یه نمه دروسمون سخت شه دیگه رد دادم واقعا. روزی پنج بار به ترک تحصیل فکر می‌کنم. روزی ۹ بار به نشستن جلوی قطار. روزی ۳۲ بار به خوردن خربزه و عسل. اون وسطا یکی در میون فروپاشی روانی می‌کنم. یکمم ارتعاشات می‌خونم.

sticker.webp0.22 KB

ارتعاشات منو کسخل کرده. واقعا دیگه اَح.

مهربانی بزرگوار و میوه پوست کندنش برای من چون مثلا داشتم درس می‌خونم. (زیرچشمی حواسم پی نومزد بازی بود.) کرم جی جعبه قرص صورتی عینک طبی قرص آرامبخش جزوه ارتعاشات ماسک (شخص به تازگی از کرونا نجات یافته) داستایفسکی

این قاب خیلی معمولیه اما برای من بامزه‌اس. پر از المان‌های عجیب بزرگسالیه.
این قاب خیلی معمولیه اما برای من بامزه‌اس. پر از المان‌های عجیب بزرگسالیه.

بزرگوار واقعا پدر خوبی می‌شه. امروز صبح با حوصله بیدار شد منو برسونه دانشگاه، قبل از اینکه من آماده بشم، نون گرم خرید، صبحانه رو آماده کرد، تهشم برام تغذیه مفید گذاشت توی کوله‌ام. خداروشکر لااقل بچه‌ام ددی‌ایشوز نمی‌گیره.🚶🏽

sticker.webp0.29 KB

داستایفسکی خوانی رو شروع می‌کنم به رضای خدا.

چرا دانشگاه مجازی نمیشه؟ من نمی‌تونم هرروز ریخت اساتید رو ببینم.

sticker.webp0.13 KB

sticker.webp0.13 KB

اما این آرامش خاطر که برخی به خودپسندی تعبیر کردند، برعکس، با فروتنی حاکی از اعتمادبه‌نفسش توجیه پذیر می‌شد.

آن روز که زبانم را بریدند، من آموختم که چگونه روح فنا ناپذیر نفرت را بپرستم.

و هرچه خصم کورتر و بی‌رحم‌تر و به خود استوارتر و در اعتقاد خود راسخ‌تر، اقرارش به سلطنت کسی که موجب شکست و تسلیمش شده گویاتر و رساتر.

به راستی او مرا به زیستن وا میداشت.

#Redwords Quotes from 'Exile and the Kingdom - Albert Camus: