uz
Feedback
یدالله کریمی پور

یدالله کریمی پور

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali یدالله کریمی پور analitikasi

یدالله کریمی پور (@karimipour_k) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 19 968 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 2 915-o'rinni va Eron mintaqasida 16 715-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 19 968 obunachiga ega bo‘ldi.

27 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 472 ga, so‘nggi 24 soatda esa -4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 67.33% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 42.03% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 13 446 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 8 393 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent منطقه, تاریخ, توان, مادورو, کاراکاس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Kanal uchun tavsif kiritilmagan.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 28 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

19 968
Obunachilar
-424 soatlar
+447 kunlar
+47230 kunlar
Postlar arxiv
از اول برج تا امروز، چند بار گوشزد شده‌ام برای پرداخت قسط، شارژ، بدهی سوپری، اجاره و قس‌علی‌هذا. پنجاه‌و یک سال است که از بد حادثه حقوق‌بگیرم و آخر برج سخت زیر فشارم. نه از آن فشارهای علمی که بر دوش محققان سنگینی می‌کند، بلکه از آن نوع فشاری که آدم را وادار می‌کند با انگشت حساب کند کدام قبض را زودتر باید پرداخت تا برق و گاز و آب یکجا قطع نشوند. حالا در این حیص‌وبیص، درست یا نادرست، مدیری در سازمان برنامه و بودجه پیدا شده که زیر بار افزایش حقوق هیات علمی نمی‌رود. با غرور و تبختر از اینکه یک‌تنه جلوی احکام استادان دانشگاه را گرفته، سخت به خود می‌بالد. گویی فتح خیبر کرده است، نه اینکه جلوی معیشت چند هزار استاد را سد کرده. از آن سو، جناب وزیر علوم هم در عمل ککش نمی‌گزد که کریمی‌پور اهی در بساط ندارد و اجاره‌ها و معوقات شارژ را نمی‌تواند بپردازد. شاید وزارت علوم مشغله‌های مهم‌تری دارد؛ چه می‌دانم، شاید در حال تدوین آیین‌نامه‌ای است که در آن اثبات شود استاد دانشگاه اصولاً نیازی به خوردن ندارد و باید با تولید مقاله و پژوهش سرکند. دکتر پزشکیان گرانمایه هم که در کنار قالیباف در به در در حال رتق‌وفتق سیاست خارجی و کنترل تورم هستند. می‌فهمیم؛ مملکت‌داری کار هر کسی نیست و آب گرم کریمی‌پور در قیاس با مذاکرات وین و نرخ دلار عددی و مساله ای نیست. عارف که دهه‌هاست ولرم و ملایم مانده، ممکن است حرفکی بزند و شاخی بجنباند. ولی نشان به آن نشان که تا امروز ششم تیر نتوانسته آب گرم قطع‌شده کریمی‌پور را وصل کند. البته شاید منتظر است کمیسیونی تشکیل شود، کارشناسانی نظر بدهند، گزارشی تهیه شود، و در نهایت زمستان برسد و مساله خودبه‌خود منتفی شود. آقای برنامه و بودجه، اگر دغدغه داری که حقوق هیات علمی بیش از حد بالا رفته، بسیار خب؛ بیا اول متعهد تعهدهای این هفتاد‌واندی ساله بشو. بقیه‌اش را بردار و بنداز صندوق کمیته و هرجا که دلت خواست. ولی پیش از آنکه در مقام منتقد حقوق هیات علمی بنشینی، یک بار هم شده بپرس این جماعت چطور سر ماه را به آخرش می‌رسانند. کریمی‌پور هم که پنجاه‌ویک سال است از بد حادثه حقوق‌بگیر شده، از شما نمی‌خواهد چیزی به او ببخشید؛ فقط می‌خواهد همان را بدهید که وعده دادید. نه بیشتر. همان مقدار که بشود اجاره را داد، شارژ را پرداخت، و شاید اگر حسابی کشید، یک بار هم بدون اینکه سقف هزینه را محاسبه کرد، به مهمان ناخوانده‌ای چای تعارف زد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

مشروعیت مذهبی نماد شیر و خورشید ​نشان «شیر و خورشید» دستکم از دوره سلجوقیان در ایران رایج شد؛ ولی نکته تأمل‌برانگیز، گزینش و تداوم استفاده از این نماد توسط پادشاهان شیعی‌مذهب صفوی و قاجار، آن هم تحت نظارت مستقیم و تأیید علمای برجسته مذهبی است. ​۱. شواهد مسکوکات و سفرنامه‌ها ​قاطع‌ترین مستندات تاریخی درباره تایید این نشان از سوی نهاد تشیع رسمی، سکه‌های ضرب‌شده با نظارت و تنفیذ ساختار مذهبی کشور است. شمار زیادی از سکه‌های دوران قاجار و اواخر صفوی در دست است که در یک سوی آن‌ها نقش شیر و خورشید حک شده و در حاشیه آن، عبارات مذهبیِ مقدسی مانند «یا محمد» و «یا علی» ضرب گردیده است. ​همچنین در بسیاری از مسکوکات دوران فتحعلی‌شاه و محمدشاه قاجار، نقش شیر و خورشید در یک طرف و عبارت «اسدالله الغالب» در طرف دیگر یا در زیر پای شیر دیده می‌شود. حکومت‌هایی که مشروعیت سیاسی خود را از «علما و مجتهدین جامع‌الشرایط» وقت (مانند شیخ جعفر کاشف‌الغطا و ملا احمد نراقی) کسب می‌کردند، هرگز نمادی مغایر با احکام اسلام را بر سکه رسمی بلاد مسلمین ضرب نمی‌کردند. ​از سوی دیگر، گاسپار دروویل و برخی دیگر از سفرای اروپایی در سفرنامه‌های خود گواهی داده‌اند که ایرانیان دو پرچم اصلی داشتند: یکی پرچم مذهبی حاوی «شمشیر ذوالفقار علی (ع)» و دیگری پرچم شیر و خورشید. در دوره قاجار با تلفیق این دو نماد، شمشیر ذوالفقار رسما به دست شیر داده شد تا تفسیری کاملاً شیعی و حماسی به خود بگیرد. ​۲. رویکرد فقهی عصر صفوی و عهد علامه مجلسی ​بی‌گمان علامه محمدباقر مجلسی، به عنوان مقتدرترین «شیخ‌الاسلام» در تاریخ صفویه، نظارت بالادستی و مستقیمی بر ضرب سکه‌ها، ساخت ابنیه رسمی و ظواهر عمومی دولت داشت. در عهد او، نماد شیر و خورشید بر دیوارهای کاخ عالی‌قاپو، مساجد، کاشی‌کاری‌ها و سکه‌های رایج نقش می‌بست. اگر این نماد از نظر فقهی شائبه «بت‌پرستی»، «مهرپرستی» یا مفسده دینی داشت، علامه مجلسی که حتی با نحله‌های صوفیه و اقلیت‌های مذهبی به شدت مرزبندی داشت، قطعا در برابر آن موضع می‌گرفت. ​افزون بر این، در تفکر کلامی رسائل دوره صفوی، پادشاه صفوی «کلب آستان علی» و حکومت او ممهور به مهر ولایت ارزیابی می‌شد؛ از این رو، نمادهای حکومتی (از جمله شیر که به «اسدالله» تاویل می‌شد) تحت همین چتر مشروعیت فقهی و کلامی قرار داشتند. ​۳. تجلی حقوقی در عصر مشروطه ​محکم‌ترین سند حقوقی و تاریخی که موافقت عالی‌ترین مراجع شیعه با این نشان را اثبات می‌کند، اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه (۱۲۸۶ ش) است: ​«تلفیق پرچم ایران از رنگ‌های سبز و سفید و سرخ و نشان شیر و خورشید است.» ​این قانون با نظارت مستقیم، امضا و تایید فقهای طراز اول مشروطه‌خواه و مشروعه‌خواه تصویب شد. حتی آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری که بر تمام اصول این متمم نظارت دقیق شرعی داشت، اصل پنجم را بدون هیچ‌گونه اعتراضی پذیرفت. مراجع بزرگ نجف از جمله آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایه) و آیت‌الله عبدالله مازندرانی نیز که رهبری معنوی مشروطه را بر عهده داشتند، این متمم را تنفیذ کردند. مخالفت نکردن این مراجع فقهی، صریح‌ترین سند است بر اینکه نشان شیر و خورشید از نظر علمای شیعه، نمادی ملی-مذهبی و کاملاً پذیرفته‌شده بوده است. ​منابع جهت مطالعه بیشتر: ۱. کتاب «تاریخچه شیر و خورشید»، نوشته احمد کسروی. ۲. مقاله علمی-پژوهشی «بررسی تحولات نماد شیر و خورشید بر روی سکه‌های ایران» (نشریات پژوهش‌های تاریخی دانشگاهی). ۳. کتاب «سیاست و دیانت در عصر صفوی»، نوشته دکتر مریم میراحمدی. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

جنگ بدون برنده به گمانم‌ نتیجه جنگ اوکراین - روسیه بس وابسته به مناسبات ایران- آمریکا است. چرا؟ وضعیت میدانی جنگ اوکراین به فاز فرسایش نامتقارن رسیده است. اوکراین با انتقال جنگ به درون خاک روسیه، از راه فلجسازی پالایشگاه‌ها، ضربه به ناوگان دریایی و اختلال در تدارکات، توانسته فرمول و بلکه معادله جنگ را تغییر دهد. نتیجه، نوعی تعادل قدرت جدید است که در آن پیشروی زمینی برای روسیه بسیار پرهزینه و کم‌دستاورد شده و اوکراین دست برتر را در حملات دوربرد به دست آورده است. هر دو کشور اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌اند که فرسودگی داخلی، تعیین‌کننده برنده نهایی خواهد بود. با فرض بقای شرایط کنونی، خطوط جبهه تا ۲۰۲۷ تغییر چشمگیری نخواهند کرد. روسیه ممکن است پیشروی‌های کوچکی در دونباس داشته باشد، ولی هزینه هر کیلومتر پیشروی برای مسکو سرسام‌آور است. اوکراین نیز ظرفیت بازپسگیری گسترده ندارد، ولی کنترل آسمان و دریا در اختیار کیف است. در این میان بزرگ‌ترین متغیر، واشنگتن است نه میدان جنگ. تداوم یا کاهش پشتیبانی نظامی آمریکا، سرنوشت این تعادل شکننده را رقم خواهد زد. این متغیر به شدت تحت تأثیر فضای حاکم بر خلیج فارس و مناسبات ایران- آمریکا است، گزاره‌ای که هیچ‌کس به اندازه پوتین پیگیر و درحال رصد آن نیست. مسکو و کیف هر دو با بحران نیروی انسانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. روسیه با تلفات صدها هزار نفری می‌کوشد این شکاف را با حقوق‌های بالای نظامی پر کند، ولی این راه‌حل پایدار نیست. اوکراین از انگیزه دفاعی عمیق‌تری برخوردار است، ولی خستگی جنگی و کاهش جمعیت، فشار واقعی را به کیف تحمیل می‌کند. محتمل‌ترین سناریو تا پایان ۲۰۲۷، یک آتش‌بس شکننده است، نه صلح واقعی و نه پیروزی روسیه. این آتش‌بس نه از تصمیم استراتژیک، بلکه از خستگی مشترک و فشار دیپلماتیک غرب زاده خواهد شد. دو سناریوی برهم‌زننده این تعادل، عبارت است از: فروپاشی داخلی یکی از طرفین است؛ (احتمالی که هنوز دور به نظر می‌رسد.)؛ و دوم‌ آسودگی ایالات متحده از خاورمیانه و خلیج فارس و تمرکز بر اروپای خاوری. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

کار تنگه به کجا ختم خواهد شد در ۲۷ خرداد،  تفاهمنامه امضا شد؛ و در ۲۸ ام سنتکام رفع محاصره دریایی ایران را اعلام کرد. ولی در ۳۰ خرداد، قرارگاهمرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد که به دلیل «بدعهدی آشکار آمریکا» در اجرای بند نخست تفاهمنامه و نقض مستمر آتش‌بس توسط اسرائیل در لبنان، تنگه دوباره بسته خواهد شد. تا اینجا مشخص است که تنگه نیمه باز است: نه بسته و نه کاملا باز. مشکل کجاست: مشکل اصلی در تفسیر متن تفاهمنامه است، نه لزوما نقض آن. در حالی که برخی از بازگشایی کامل تنگه و تضمین آزادی کشتیرانی سخن می‌گویند، در داخل بر  اختیارات ایران در مدیریت این گذرگاه تأکید دارند و همین اختلاف در تفسیر نشان می‌دهد که مسیر پیش رو با ابهام همراه است. هم چنین در تهران این باور چیره است که آمریکا اصل دریافت هزینه از کشتی‌ها را پذیرفته و تنها برای ۶۰ روز تخفیف گرفته است. بنابراین پس از این ۶۰ روز، ایران می‌خواهد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه از عواید مالی تردد کشتی‌ها بهره‌مند شود. این در حالی است که ترامپ گفته بود، توافق باید تنگه را «برای همیشه بدون عوارض» نگه دارد و همزمان تهدید کرده بود «اگر توافق نشود، ما خودمان عوارض می‌گیریم.» باز بودن تنگه مستقیماً به قیمت نفت و تورم در آمریکا مرتبط است. خبر توافق باعث شد شاخص داو جونز به رکورد جدیدی برسد و قیمت نفت خام نزدیک به ۵ درصد کاهش یابد. این برای ترامپ پیش از انتخابات نوامبر حیاتی است. در مقابل، قالیباف، به صراحت گفته که محیط امنیتی برای همیشه تغییر کرده و تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ بازنخواهد گشت. ضمن ای که ایران تنگه را اهرم اصلی چانه‌زنی خود می‌داند. در بند ۵ تفاهمنامه آمده که ایران با حداکثر تلاش خود ترتیباتی برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز اتخاذ می‌کند. تردد ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد و ایران با عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه مذاکره خواهد کرد. این گزاره «فقط برای ۶۰ روز» و «خدمات دریایی» همان بمب ساعتی متن است که ایران آن را به عنوان پذیرش اصل عوارض‌گیری تفسیر می‌کند. به هر روی از این حکایت سه سناریو می توان ساخت: ۱-  پایداری وضع کنونی؛ یعنی باز بودن نسبی با تنش‌های متناوب تداوم یابد. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند بازگشت تردد به شرایط عادی، دستکم چند ماه طول خواهد کشید. هر دو طرف می‌دانند منافع کامل پیروزی یا شکست کامل ندارد. ایران هم به درآمد نفتی نیاز دارد. بیشترین اختمال به این سناریو تعلق می گیرد. ۲- اسرائیل متغیر اصلی کمتر کنترل پذیر است. نتانیاهو به ترامپ گفته که اسرائیل نیروهای خود را از لبنان خارج نمی‌کند و خود را ملزم به بخش‌های مربوط به لبنان نمی‌داند. هر حمله اسرائیل به لبنان می‌تواند ایران را به بستن مجدد تنگه تحریک کند. ۳- اگر در مذاکرات ۶۰ روزه به تفاهم روی موضوع هسته‌ای و لبنان برسند، تنگه به طور پایدار باز می‌ماند. ولی این سناریو به توافق اسرائیل نیز نیاز دارد که بعید به نظر می‌رسد. نتیجه بس بعید می نماید که آزادی کامل کشتیرانی مانند پیش از جنگ در افق نزدیک محقق شود. آن چه محتمل است یک وضعیت «نیمه‌باز با مدیریت تدریجی» است، که هم ایران بتواند نقش محوری خود را حفظ کند هم ترامپ پیروزی دیپلماتیک خود را به رأی‌دهندگان نشان دهد. به هر روی، همان گونه که در یادداشت های پیشین آمد، متغیر اصلی که می‌تواند این معادله را بر هم بزند، رفتار اسرائیل در لبنان است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

راز بزرگ این نام‌ها را می‌شناسید؟ دهخدا، فروغی، جمالزاده، صادق هدایت، صادق چوبک، اخوان ثالث، مشیری، کسروی، ایرج میرزا، حسابی، شاملو، ملک‌الشعرا بهار، رهی معیری، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج، گلشیری، سیمین دانشور، بزرگ علوی، ساعدی، معروفی، سهراب سپهری، لاهوتی، مطهری، علی شریعتی، طباطبایی، بهشتی، بهرنگی، باغچه‌بان، فروزانفر، رشید یاسمی، نفیسی، خانلری، زرین‌کوب، کدکنی، جلال همایی، سیمین بهبهانی، دولت‌آبادی، نادرپور، کیمیایی... و ده‌ها سرافراز بلندآوازه دیگر، که هر یک به تنهایی ستونی بودند در بنای فرهنگ این سرزمین؛ چراغ‌هایی که روشنایی‌شان نه تنها بر ادب و شعر، که بر پژوهش‌های دینی، علمی و اجتماعی این بوم و بر نیز می‌تابید. ولی امروز؟ همواره این پرسش مرا به دیار آشوب رهنمون می‌شود که چرا دهه‌هاست دیگر در این بوم و بر، چنین سروهایی نمی‌رویند؟ این دیار را چه شده که از این منظر سترون گشته؟ خاک همان خاک است. زبان همان زبان. درد ها، بیشتر از پیش. پس در پس این عقیمی ادبی، این سکوت پژوهش ناب، این خاموشی شعر فاخر و آبدار، چه رازی نهفته است؟ توجه: باز پخش ویرایشی ۴ مرداد ۱۳۹۷(۶ جولای ۲۰۱۸ کانال) #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

چرا مرگ‌ بر...غلط است ​تصور کنید شهردار یک شهر بزرگ تصمیم بگیرد که آمار تصادفات رانندگی را برای همیشه به صفر برساند و هرگونه خطری را در خیابان‌ها از بین‌ ببرد. ولی ​این هدف در دنیای واقعی محکوم به شکست است. چرا؟ پاسخش روشن است؛ چون تا زمانی که خودرو ها، جاده ها، تفاوت های آب و هوایی و انسان ها با روحیات مختلف، وجود دارند، احتمال خطا، ترافیک و تصادف هم وجود دارد. خطرات رانندگی محصول یک سوتفاهم ساده نیستند، بلکه تا کنون‌ بخش جدانشدنی رانندگی بوده اند. از این شهردار فرضی دو کار بر می آید: ​ ۱- منع کامل رانندگی؛ یعنی حذف کامل مساله. ۲- پذیرفتن اینکه خطر تصادف همیشه هست. ولی خب برای کاهش آن باید جاده ها خط کشی شوند، چراغ راهنمایی گذاشته شود، دوربین و پلیس مستقر شود و قوانین سخت‌گیرانه و قس علیهذا. ​با زهم  به این معنی نیست که خطر تصادف کلا  محو شده است؛ بلکه به این معنی است که سیستم مدیریت شهری توانسته خطرات را کنترل، مهار و جهتدهی کند تا زندگی عادی مردم جریان داشته باشد. ژولین فرد، فیلسوف سیاسی معاصر در باره دشمن و سیاست همین را توضیح می دهد. ​او می گوید دشمن را نمی‌شود برای همیشه و به‌طور کامل نابود کرد. وجود دشمن یا رقیب، بخش جدایی‌ناپذیر و طبیعیِ سیاست و زندگی است. بنابراین، یک حکومت یا سیاستمدار واقع‌بین، به‌جای اینکه همه توانش را بگذارد تا دشمن را  مثلا کاملا ریشه‌کن کند (که ناممکن است)، سعی می‌کند او را مدیریت و مهار کند و بازی را به نفع خود پیش ببرد. فروند می‌گوید این‌طور نیست که اگر ما با طرف مقابل گفتگو کنیم یا سوتفاهم‌ها را حل کنیم، دشمنی‌ها کلا از بین بروند. دشمنی به خاطر ساختار جهان و تفاوت در منافع، باورها و هویت‌ها به وجود می‌آید. ​از دیدگاه وی،  سیاست دقیقا از جایی شروع می‌شود که یک گروه یا کشور می‌گوید: «این مرزها، فرهنگ و منافع ماست (ما)» و «آن طرف، مال دیگران است (آن‌ها)». وقتی آمادگی دفاع از این مرز و هویت وجود داشته باشد، سیاست شکل گرفته است. ​امنیت مربوط به زمانی نیست که هیچ تهدید یا دشمنی در دنیا نباشد (چون چنین چیزی ممکن نیست)؛ بلکه امنیت یعنی شما آن‌قدر توانمند باشید که بتوانید تهدیدها و اختلافات را کنترل و مدیریت کنید تا به شما آسیبی نرسد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k ​

بلکه صاحبان سرمایه را هم ناگزیر به رفتار خاص می‌کند. با‌چنین سبستمی اگر راکفلر نبود، کس دیگری همان نقش را می‌گرفت. سیستم، افراد را می‌سازد، نه برعکس. ۳-واقعا دموکراسی لیبرال با همه نقص‌هایش، در مقایسه با چه آلترناتیوی «احمق» است؟ در مقایسه با حکومت کاسترویی؟ حکومت نظامی؟ خلافت؟ تاریخ سده بیستم نشان داد که همه آلترناتیوها بسیار بدتر عمل کردند. در کدام دموکراسی واقعی، قحطی بزرگ رخ داده است؟!. این یک دستاورد ساختاری است، نه تزئینی. ۴-شریعتی در این سخنان به مغلطه مقایسه گزینشی دچار شده است: ابولهب = دالس حمزه = ژنرال لونول؛ولی - ابوذر غفاری = مارتین لوتر کینگ؟ - بلال حبشی = فردریک داگلاس؟ چنان‌چه این روش را به کار ببریم، می‌ شود نتیجه عکس هم‌ گرفت. خود این نشان می‌دهد روش شریعتی علمی نیست، خطابه ای است. ۵- شریعتی آمریکا را جاهلیت می‌نامد، یعنی دوره‌ای که اسلام آمد تا آن را منسوخ کند. ولی اگر آمریکای ۱۳۵۰ خورشیدی، همان حجاز ۶۱۰ میلادی است، پس منطقاً باید منتظر یک پیامبر جدید بود — نه بازگشت به پیامبر پیشین. این نتیجه‌ای است که شریعتی نمی‌خواست بگیرد، ولی منطق درونی استدلال خودش به آنجا می‌رسد. به گمانم‌ شریعتی روشنفکری انقلابی بود که مثلا با زبان تحلیل دانشگاهی برای اهداف بسیجگرایانه استفاده کرد. کار او را باید در همین چارچوب خواند — نه به عنوان علم اجتماعی. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

این تحلیل است، یا شعر بافی نخست آن‌که این شیوه سخن ادبی-وعظی است، نه تحلیل؛ به عبارتی شریعتی در این قطعه به شاعر میماند تا جامعه‌شناس. زبانش پر است از: تناظرهای نمایشی (ابولهب = دالس، وال استریت = بازار عکاظ)، تصویر سازی است نه استدلال. خب این سبک سخن گفتن از قبل نتیجه را تعیین کرده و سپس شواهد را بر آن می‌چیند. مهم‌تر این که شریعتی فرض می‌کند که چون دو پدیده شبیه به نظر می رسند، پس ذاتا یکی هستند؛ مثل وال استریت = بازار عکاظ؛ در حالی که بازار عکاظ یک بازار فصلی-،قبیله ای برای مبادله کالا و شعر بود؛ ولی وال استریت یک سیستم تخصیص سرمایه جهانی، با ابزارهایی مانند داده های اماری، اوراق قرضه و...است. در واقع شباهت ظاهری (بازار بودن) تفاوت های ذاتی این دو را نزد شریعتی پنهان می‌کند. این دقیقا همان چیزی است که «دام تشابه سطحی» خوانده می شود. ۲. دومین‌اشتباه شریعتی، نادیده گرفتن منطق درونی سرمایه داری است. شریعتی سرمایه‌داری آمریکایی را به اراده خانواده های مشهور (فورد، راکفلر، کندی) تقلیل می‌دهد، درست مانند قبایل قریش. در حالی که سرمایه داری مستقل از اراده افراد #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

تفاهمنامه: کشمکش گریزناپذیر ترکیه- اسراییل کشورهای منطقه در سوگیری نسبت به تکوین تفاهمنامه در دو گروه جای گرفتند: گروه پیروز به رهبری ترکیه- عربستان و گروه ناموفق، به رهبری اسراییل. گروه نخست تحت رهبری و هدایت ترکیه- عربستان و متشکل از پاکستان، قطر، عمان، کویت، اردن و مصر و عراق، خواهان پایان یافتن جنگ و برقراری صلح با تثبیت جمهوری اسلامی بودند(و هستند)؛ و گروه دوم به رهبری اسراییل، شامل امارات متحده، بحرین و جمهوری آذربایجان موافق ادامه کشمکش و جنگ‌ تا تغییر رژیم چیره بر ایران بودند(و هستند). مهمترین هدف استراتژیک ی که گروه ترکیه-عربستان دنبال می کردند، جلوگیری از افزایش قدرت منطقه ای اسراییل بوده است.‌ با شکست جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با رژیمی متمایل به اسراییل، توازن کنونی منطقه به نفع اسراییل بر هم می خورد. این کاری ترین زخم استراتژیک برای اهداف درازمدت ترکیه است. بنابراین با همه توان‌ و بهره گیری از نفوذ قطر، عربستان، پاکستان و عمان و جلب حمایت اروپا و همدلی چین، به نفع تصمیم سازی ترامپ‌ وارد گود شدند. در این گود مبارزه پشت پرده، دست اسراییل از هر جهت بسته ماند. حزب الله دست نخورده ماند، عقب نشینی از جنوب لبنان تا حدودی محرز شد، نظام جمهوری اسلامی پابرجا ماند و ادامه جنگ‌ فعلا متوقف شد. کار به جایی رسید که ترامپ پیشنهاد کرد که سوریه را مامور سرکوب حزب الله کند. ولی اسراییل به دلیل آن که جولانی را دست نشانده اردوغان می داند، با چنین طرحی از بیخ و بن مخالفت کرد. زیرا ان را جانشین کردن نیرویی جوان و ناشناخته بنیادگرا به جای حزب الله کاملا شناخته شده می داند. آن هم‌ نیرویی نیابتی ترکیه. از سوی دیگر طی مدت دو جنگ(۱۲ و ۳۹ روزه)‌ مناسبات شکوهمند و تودرتوی آنکارا-باکو هم خدشه دار شد. هرچند دو کشور در حمایت از ترامپ حین دو جنگ در کارکرد نظامی سنگ تمام‌ گذاشتند.   باتایید و ادامه تفاهمنامه، دهها بازی جدید و کشمکش در خاورمیانه افزوده خواهد شد: چگونگی ادامه پیمان‌ ابراهیم؛ چگونگی اداره غزه و کرانه باختری، قضییه سرنوشت پیچیده دروزی ها و کردهای سوریه و... به هر روی زین پس کشمکش اصلی و محوری(استراتژیک) بین ترکیه-اسراییل خواهد بود. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

هشت خواهران غلات، به ویژه دو غول بازرگانی کشاورزی امریکا و جهان، کارگیل و اَدم، همواره با وزارتین خزانه داری، خارجه و به ویژه CIA در پیوند بوده اند. البته مواد غدایی صادراتی آمریکا از استانداردهای بالا و بلکه ممتازی برای کشورهای دوست و شریک بازرگانی برخوردار است. ولی چنان چه صادرات به کشورهای دشمن، در حال تتش و کشمکش انجام شود، باید نظارت های فراگیر، دقیق و سریع بر مواد غدایی. مانند گندم، ذرت، سویا، نهادهای دامی و...از سوی کشور مقصد به جهات ترفندهای بیولوژیکی و ژنتیکی، میزان قارچ آفلاتوکسین و یا آفات خاص و... انجام شود. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

یکشنبه در بهارستان چه خبر است ​بی تفاوتی جامعه در برابر تعطیلی چند ماهه مجلس شورای اسلامی، نشانه‌ای از پدیده ای ژرف تر به نام «بی‌حسی یا فرسایش سیاسی ملی» است. ​هنگامی که یک نهاد قانونگذاری به دلیل ساختارهای درون‌حاکمیتی (مانند نامه‌های نهادهای بالادستی مثل شعام) توانایی حفظ استقلال و تداوم فعالیت خود را نداشته باشد، و از سوی دیگر، خروجی آن در بهبود وضعیت زیست مردم ملموس نباشد، جامعه پیوند ارگانیک خود را با آن قطع می‌کند. اقدام گروهی از نمایندگان برای تشکیل جلسه در خیابان، روز یک شنبه ۷ تیرماه، هرچند تلاشی برای بازپس‌گیری هویت مجلس و جلب حمایت عمومی است، ولی در غیاب یک «بدنه اجتماعی پیگیر و امیدوار ملی»، احتمالا به یک کنش نمادین و کم‌اثر تبدیل خواهد شد. این بی‌تفاوتی نه از سر خشنودی، بلکه ناشی از ناامیدی تحلیلی جامعه نسبت به کارکرد نهادهای انتخابی در ساختار فعلی مدیریت کشور است. به گمانم ریشه های این بی حسی و بی تفاوتی ملی نسبت به تعطیلی مجلس در لایه های زیر جستحو پذیر است: ۱- سایه سنگین مشکلات معیشتی و بحران های اقتصادی. در فضای کنونی ایران، مسائل کلان سیاسی یا باز و بسته بودن نهادهای قانونی، در درجات پایین اولویت ملت است؛ ۲- طی سال های اخیر، نتیجه شکلگیری شوراها و‌ نهادهای مختلف موازی با مجلس در کار سیاستگذاری و حتی قانونگذاری، نقش و جایگاه مجلس دچار افت ملی شده است؛ ۳- کاهش،مشارکت در انتخابات اخیر و ریزش سرمایه اجتماعی، پیوند واقعی مردم-مجلس(نمایندگان) را سست کرده است. کوتاه آن که برای مردم در مقیاس ملی، باز و بسته بودن مجلس چندان تفاوتی ندارد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

طی یک‌ بازه سه روزه تردد کشتی ها از تنگه هرمز، رشدی ۲۰۰٪ داشته و از ۳ فروند در روزهای پیش،شنبه به ۴۲ مورد افزایش یافته. گفته می شود تعداد شناورهای عبوری از مرز ۱۰۰ فروند هم گذشته است. داده های آماری شرکت ردیابی کپلر سیگنال مثبت قوی و نشاندهنده موفقیت ملموس اولیه فعال سازی مفاد تفاهمنامه است. به نظر می رسد آمد و شد در تنگه به سرعت در حال عادی شدن است. البته موفقیت این فرآیند مشروط به پایداری چنین روندی طی هفته های پیش رو خواهد. آیا ساختار اجرایی و سیاسی موجود، توانایی و ابزارهای لازم برای استمرار دقیق مفاد تفاهمنامه را دارد؟ چه ساز وکارهای نظارتی یا تضمین های متقابلی برای جلوگیری از بازگشت دوباره تنش ها پیش بینی شده است؟! در صورت کارشکنی بازیگران منطقه ای، ظرفیت دیپلماتیک کشور برای حفظ این وضعیت چقدر است؟! #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

​سراب شکست‌ناپذیری ​جغرافیا و دکترین دفاع نامتقارن، بی‌گمان تکیه‌گاهی استوار برای بازدارندگی ایران در برابر جنگ های متعارف فراهم آورده است؛ تا آنجا که حتی استراتژیست‌های نامداری چون مرشایمر و والتز نیز بر این توانمندی صحه گذارده‌اند. با این همه در ساحت واقعگرایی سیاسی، هیچ قدرت نظامی مصون از آسیب‌پذیری نیست و واژه «شکست‌ناپذیری» جز سرابی فریبنده و اصطلاحی گمراه کننده در پهنه تاریخ نبوده است. ​تقابل‌گراییِ مداوم و کوبیدن بر طبل منازعه، ناشی از عدم درک واقعیت‌های جامع کشور است. خط بطلان بر این رویکرد شعاری را می‌توان در اجماع قاطع اعضای شورای عالی امنیت ملی — متشکل از سران قوا و فرماندهان عالی‌رتبه — بر ضرورت تفاهم و تداوم مذاکرات یافت. درک عقلانیِ تنگناهای اقتصادی و ژئوپلیتیک ی، صلح‌طلبی عزتمندانه و دیپلماسی فعال را به عنوان تنها راه صیانت از کشور برمی‌گزیند. برای گذر از بحران‌ها، باید از تملق‌های دشمن‌ساخته دست شست و با تکیه بر خرد جمعی، جریان تفاهم و صلح پایدار با جهان را به سرمنزل مقصود رساند. ​مشکلی که امروز با آن مواجهیم، نادانی عمیق امثال شریعتمداری، رسایی، نبویان و غضنفری نسبت به مفاهیم بنیادین جغرافیا و استراتژی کلاسیک است. این جریان با تقلیل دادن مفاهیم پیچیده امنیت ملی به شعارهای جناحی، متوجه نیستند که لجاجت در بن‌بست‌های دیپلماتیک، دقیقا بازی در زمین همان دشمنی است که ادعای مبارزه با آن را دارند. صیانت از ایران، نیازمند واقع‌بینی علمی است، نه توهمات همه‌چیزدانی. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

دو دشمن اصلی ایران این‌نقشه، راهنما و توضیحاتش امروز یکم‌ تیرماه(۲۲ ژوئن)‌ از یک کانال تلگرامی نظامی اخذ شده است. بر نقشه و ر
دو دشمن اصلی ایران این‌نقشه، راهنما و توضیحاتش امروز یکم‌ تیرماه(۲۲ ژوئن)‌ از یک کانال تلگرامی نظامی اخذ شده است. بر نقشه و راهنما متمرکز شوید: "کوریدور خیانت؛ تمام حملات هوایی به تهران و حومه، از این مسیر و به طور روزانه انجام میشه... آذربایجان، ترکیه" کاملا درست ترسیم کرده و نوشته است. باور کنید در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۳۹ روزه، تقریبا هر شب و روز‌جنگنده ها از بالای سر من میان البرز می گذشتند. ولی این کمترین سزای حکومتی است که حاضر به گوش دل دادن به پژوهش های بیطرفانه نیست. بیش از ۲۵ سال پیش، پژوهش های طولانی مدت و استراتژیکم طی دو جلد کتاب با عناوین: مقدمه ای بر ایران و همسایگان (منابع تنش و تهدید) و کتاب: مقدمه ای بر تقسیمات کشوری(ج یکم)‌ منتش شد . کتاب هایی که نه تنها سرداران آن را خواندند، بلکه مقدمه ای شدند برای اجرای پروژه اطلس استراتژیک ایران. پروژه ای که بارها برای سرداران فیروزابادی‌، شمخانی، باقری، سلامی و ...سرلشگران زنده گزارش شد. میدانید چکیده کتاب ایران و همسایگان چیست: دو دشمن پابرجا و اصلی ایران ترکیه و جمهوری آدربایجان هستند. ولی کو گوش،شنوا. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

پشت پرده تفاهم تحقیر آمیز: چرا ترامپ‌ تن به آتش بس داد مفاد تفاهمنامه چنان تحقیر آمیز است که حتی یک کارشناس شناخته شده در ایالات متحده تن به دفاع از آن نداده است. شگفت آن که برای نخستین بار از ۱۲ عضو شورایعالی امنیت ملی ایران، ۱۱ تن که مدیران سه قوه هم بودند، آن را پذیرفتند. چرا ؟ ​۱- مارک زل رییس حزب جمهوری خواه امریکا در اسراییل باورمند است که ترامپ تفاهمنامه را امضا کرد چون به شدت نیازمند آرامش اقتصادی و کاهش تورم در ماه های منتهی به نوامبر است. مردم امریکا به خاطر اقتصاد رای می دهند و تاثیر سیاست خارجی در آرای انتخاباتی کمتر از ۳ درصد است. به همین دلیل او فعلا جنگ و تنش با ایران را متوقف کرده تا کنگره را از دست ندهد. ​۲- تحلیلگران ارشد اکونومیست و شورای روابط خارجی معتقدند انسداد یا اختلال شدید تردد کشتی ها از تنگه هرمز در پی درگیری های نظامی، بهای نفت و هزینه های بیمه دریایی را به شکل سرسام آوری بالا برده بود. ترامپ متوجه شد که استمرار این وضعیت به منزله شوک وحشتناک انرژی خواهد بود که اقتصاد جهان را در کما فرو خواهد برد. ​۳- برخی از تحلیلگران محافظه کار در واشنگتن اشاره می کنند که ترامپ اساسا با جنگ های ابدی و هزینه تراشی نظامی در خاورمیانه مخالفت دیرینه دارد. پس از ماه ها تبادل ضربات نظامی و موشکی میان ایران، اسراییل و آمریکا، ارزیابی های پنتاگون نشان داد که ورود به یک جنگ تمام عیار زمینی یا استمرار حملات هوایی، فرسایشگر بوده و هزینه های نجومی روی دست مالیات دهندگان آمریکایی می گذارد. ترامپ برای وفادار ماندن به شعار بازگرداندن سربازان به خانه، به این غائله موقتا خاتمه داد. ​۴- برخی کارشناسان اشاره می کنند که ایالات متحده تحت فشار شدید دیپلماتیک از سوی متحدان اروپایی مانند مکرون و همچنین میانجی گران منطقه ای مثل قطر و پاکستان قرار داشت. استمرار تنش در خاورمیانه، امنیت پایگاه های آمریکا در منطقه و ثبات کشورهای حاشیه خلیج فارس را به خطر انداخته بود. ​۵- از سوی دیگر ترامپ این تفاهمنامه را در بوق و کرنا خواهد کرد تا آن را به عنوان یک موفقیت بزرگ قالب کند. او با تکیه بر این بند که ایران متعهد شده هرگز به سمت سلاح هسته ای نرود، به افکار عمومی آمریکا و ماگا خواهد گفت که با استراتژی صلح از طریق اقتدار توانسته ایران را پای میز توافق بیاورد و خطر را دفع کند. ​با همه اینها بس بعید است جمهوری اسلامی بخواهد یا بتواند این تفاهمنامه موفق را به پلی در جهت تغییر استراتژی بلند مدتش تبدیل کند. کریمی پور بعید می داند  تفاهمنامه به توافقی فاخر منتهی شود. افزون بر این، بی اعتمادی ژرف ساختاری میان دو طرف و فشارهای داخلی از سوی تندروها در واشنگتن و تهران، مانع از آن می شود که این گام های لرزان به یک سازش پایدار مبدل گردد. در واقع، این متن بیشتر یک آتش بس موقت و تنفس تاکتیکی برای مدیریت بحران است، نه یک چرخش راهبردی در دکترین کلان دو کشور. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

مهمترین مانع توافق ایران-امریکا در مذاکرات ژنو‌، وضعیت حزب الله لبنان است. ترامپ تحت فشار است که هر گونه کاهش تحریم ها یا کمک های اقتصادی به ایران‌‌‌، به کاهش کشمکش بین اسراییل و حزب الله منجر شود. بدون حل این فرمول یا جلب رضایت نتانیاهو، ترامپ تهدیدات خود را کنار نخواهد گذاشت. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

​تحلیل سخنان تکان دهنده رئیس‌جمهور ​سخنان اخیر پزشکیان تکان‌دهنده است؛ او با ادبیاتی روشن، منبع اصلی خطر را نه توطئه‌های خارجی، بلکه «نارضایتی معیشتی و خدمات‌رسانی» می‌داند. او به عنوان رئیس دولت متوجه شده که تاب‌آوری اقتصادی جامعه کاهش یافته و فرمول‌های قدیمی «صبر و مقاومت» دیگر کارایی ندارند. ​در ادبیات سیاسی حاکمیت، اقتدار معمولا با موشک‌ها، نفوذ منطقه‌ای یا حضور در پای صندوق‌های رای تعریف می‌شود؛ ولی پزشکیان اعتراف می‌کند که این ابهت مستقیما به «سکوت یا رضایت نسبی خیابان» وابسته است. از دیدگاه او، اعتراضات مردمی تنها یک چالش امنیتی نیست، بلکه ضربه‌ای نمادین به مشروعیت ساختار است که ترمیم آن به سادگی ممکن نیست. ​رئیس‌جمهور در ساختار ایران مجری سیاست‌های کلان است و بخش بزرگی از اقتصاد و سیاست در دست نهادهای فرادولتی قرار دارد. وقتی پزشکیان از لزوم رفع کمبودها سخن می‌گوید، مخاطب او فقط مردم نیستند؛ بلکه به بخش‌های نادیدنی حاکمیت هشدار می‌دهد که کارشکنی، تندروی یا عدم همکاری در حل بحران‌های بین‌المللی، مستقیما به انفجار اجتماعی منجر خواهد شد. پیام او روشن است: «اگر دولت من شکست بخورد، کل سیستم آسیب می‌بیند.» ​او همچنان از کلیدواژه «خوشحالی دشمنان» استفاده می‌کند، ولی نه برای متهم کردن معترضان، بلکه به عنوان یک اهرم فشار بر نهادهای امنیتی و نظامی تا برای حفظ نظام هم که شده، دست دولت را در اصلاحات اقتصادی و گشایش‌های بین‌المللی باز بگذارند؛ وگرنه بدیل آن، بازی را برای همه به هم خواهد زد. ​این سخنان، سنجشی واقع‌بینانه از میزان بقای سیستم است. پزشکیان با آگاهی از آمارهای واقعی و گزارش‌های محرمانه، هشدار می‌دهد که ساختار روی لبه تیغ قرار دارد و دیگر فرصتی برای آزمون و خطا باقی نمانده است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

امروز پیرامون‌ موضوعی‌ خاص پرسش هایی به ذهنم‌ خطور کرد. کاش شما پاسخ های مناسب برایش داشته باشید. چنان چه نانوایی های تهران یا شهرتان ده روز دست از کار بکشند، چه می شود؟‌ مردم چه می کنند؟ همین طور است بقالی ها و سوپری ها، تعمیرکاران لوازم خانگی و خودروها و کارگران دستگاه های آب و برق و گاز و بازار میوه و.... حالا می رویم سراغ جاهای دیگر، اگر یکسال مجلس شورای اسلامی و صدا و سیما و روابط عمومی های دستگاه ها و سخنرانی ها و وعظ و خطابه...تعطیل شوند، چه پیش مشکلاتی بروز خواهد کرد؟ #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

استقلال اسراییل رویدادهای امروز (۳۰ خرداد ۱۴۰۵) از جمله نشان دادند که برخلاف پندارهای جا افتاده بین روشنفکران، تا چه حد رهبری اسراییل به منافع ملی و رویکرد شهروندان وابسته است. ​اقدام نتانیاهو در ادامه و تشدید حملات به جنوب لبنان، عملا در تقابل مستقیم با خواست ترامپ بود. ترامپ به تازگی اعلام کرده بود که توانایی کنترل و مهار اسرائیل را دارد، ولی حملا به لبنان حملات خلاف آن را ثابت کرد. این رفتار نشانگر این است که اسرائیل در دکترین امنیت ملی خود، منافع حیاتی‌اش (نظیر عقب راندن حزب‌الله) را فدای فشارهای دیپلماتیک واشنگتن نمی‌کند و نیز بیانگر گونه ای استقلال تصمیم‌گیری برای حتی بی بی‌، قویترین و ماندگارترین متحد دونالد ترامپ است؛ به‌ویژه زمانی که پای فشارهای افکار عمومی داخلی و نارضایتی شهروندان از تفاهم‌نامه در میان باشد. ​ ​بخش بزرگی از جامعه و احزاب راستگرای اسرائیل تفاهم‌نامه و آتش‌بس اخیر را یک «پیروزی ناقص» یا حتی «تسلیم» در برابر ایران و محور مقاومت می‌دانستند، چرا که معتقد بودند تهدید حزب‌الله در شمال به طور کامل رفع نشده است. نتانیاهو با آگاهی از این نارضایتی و برای ترمیم پایگاه رای خود، ترجیح داد مسیر نظامی را ادامه دهد. ​ ​اقدام بی‌بی (نتانیاهو) پیامی از «استقلال رای اسرائیل» به کاخ سفید است؛ حتی با پرداخت بهای بسیار سنگین هزینه این استقلال، ‌که برهم خوردن فوری تفاهم‌نامه کلان آمریکا-ایران و انسداد مجدد تنگه هرمز است؛ انسدادی که بازارهای جهانی را دوباره دچار شوک کرد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k

دیر نپاید *به گمانم طی چند روز اخیر‌، فضای واگرایی ایران-امریکا در تفاهمنامه، رشد بس بیشتر و تندتری نسبت به عوامل همگرا داشته اند. افزون بر لبنان، بیانیه رهبر، نقدهای تند و داغ داخلی آمریکا و تنش های برخاسته از اقلیت پر غوغای ایران، فرصت تنفس را از طرفین گرفته و بالاخره همگی در حال ایجاد سدهایی  در برابر اجرای تعهدات و تقویت واگرایی هستند. به گمانم تا دستیابی به ثبات واقعی، مسیری طولانی در راهست که ۶۰ یا ۹۰ روز به آن قد نمی دهد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k