uz
Feedback
آیه‌های تاریکی

آیه‌های تاریکی

Kanalga Telegram’da o‘tish

تاریک‌ترین نوشته‌های یک روح تنها و باستانی #یاور_م

Ko'proq ko'rsatish
363
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
"افسون سحر" با صدای زنده یاد گرانمایه استاد "بنان" آهنگساز استاد" زرین پنجه" شعر استاد "معینی کرمانشاهی" اگر از من بپرسند صدای بهشت چطوری است به پیروی از زنده یاد استاد شهریار خواهم گفت: ساز محجوبی و آواز بنان و شعر رهی @ehsas2ro

▪️کوچه ما هر شبم جا به سر کوچه بی سامانی‌ست با چنین جا چه خورم غصه بی جایی را فخر آفاق #عارف_قزوینی @ehsas2ro
▪️کوچه ما هر شبم جا به سر کوچه بی سامانی‌ست با چنین جا چه خورم غصه بی جایی را فخر آفاق #عارف_قزوینی @ehsas2ro

▪️آنجا که تنهایی پایان... آنجا که تنهایی پایان می‌گیرد، بازار آغاز می‌شود و آنجا که بازار آغاز می‌شود همچنین آغاز هیاهوی بازی
▪️آنجا که تنهایی پایان... آنجا که تنهایی پایان می‌گیرد، بازار آغاز می‌شود و آنجا که بازار آغاز می‌شود همچنین آغاز هیاهوی بازیگران بزرگ و وزوز مگسان زهرآگین است. #نیچه از کتاب #چنین_گفت_زردشت @ehsas2ro

▪️تازیانه در باد وقتی نزدیک خانه شدیم یعنی درست جلوی در خانه و قبل از اینکه داریوش از اتومبیل پیاده شود به من گفت «باورم نمی‌شود برادر، تو وقتی بخواهی تلافی کنی خیلی بد این کار را می‌کنی. ممکن است بارها خطاهای مرا ببخشی و به رویم نیاوری اما وقتی به محدوده‌ی نامرئی خطر و خط قرمزهایی که برایم متصوری می‌رسم و یا از آن می‌گذرم دیگر نمی‌شود تو را مهار کرد. فقط آرزو می‌کنم که ای کاش می‌توانستم بفهمم این محدوده در مورد من چقدر است. آنوقت شاید کمی هم احساس خوشبختی می‌کردم» به شکلی دوستانه می‌خندم و دست روی دست او می‌گذارم و کمی آنرا می‌فشارم سپس در حالتی که بفهمد حرفم جدی‌تر از صحبت قبلیمان است می‌گویم «در مورد تو برادر، تا آنجایی که عرف است و به خودت مربوط، باید بگویم که وضعیت مشخص نیست و احتمالا هنوز جا خیلی داری؛ اما یک احساس خیلی قوی دارم که می‌گوید مدت‌ها پیش از آن محدوده گذشته‌ای! حالا نمی‌خواهد نگران شوی، شاید کاری که تو را خراب کند نبوده است و یا اینکه هنوز علنا دستت برایم رو نشده است و یا هرگز هم رو نشود» می‌پرسد «لب کلام را بگو» به طعنه پاسخ می‌دهم «تو هنوز کنارم نشسته‌ای و من تپانچه‌ام را به سمت‌ات نگرفته‌ام» از رمان ناتمام تازیانه در باد نوشته یاور.م @ehsas2ro

▪️غم آدم کش بعد از رفتن حضرت پدر نه خودم کمر راست کردم نه قلمم، کمر هر دومان شکست؛ فرقی نمی‌کند چند سال داشته باشید و یا پدرتان چند سالش است. چنان این غم سنگین است که مرد را از پای در می‌آورد. #یاور_م @ehsas2ro

قطعه کوتاه "دیر شد" با صدای "حمید هیراد" @ehsas2ro

🎥کاش دل آدم پنجره داشت کاش واقعا و به معنای خاص دل آدمها پنجره داشت، آسمان سقف کوتاه و غم انگیز دلم مدت‌هاست که ابریست، دلم می‌خواهد پنجره‌ای بود و آن را باز می‌کردم... آنقدر فضای احساسم دلگیر و تنگ است که همه غم‌هایم به هم فشرده شده‌اند و به مانند یک صخره بزرگ و سخت درآمده‌اند، صخره‌ای بی رحم که دارد در قلبم سنگینی می‌کند.. هیچ چیز و هیچ کس نیست که آرامم کند و هیچ کس در دنیا نیست که بتواند ابعاد فاجعه‌بار تنهاییم را درک کند. من تنهاترین مرد زمینم و فقط آرزو می‌کنم که ای کاش قلبم پنجره‌ای داشت تا می‌گشودمش و هوایی تازه می‌آمد که دارم در این تنهایی خفه می‌شوم... #یاور_م @ehsas2ro

▪️کاش دل آدم پنجره داشت کاش واقعا و به معنای خاص دل آدمها پنجره داشت، آسمان سقف کوتاه و غم انگیز دلم مدت‌هاست که ابریست، دلم می‌خواهد پنجره‌ای بود و آن را باز می‌کردم... آنقدر فضای احساسم دلگیر و تنگ است که همه غم‌هایم به هم فشرده شده‌اند و به مانند یک صخره بزرگ و سخت درآمده‌اند، صخره‌ای بی رحم که دارد در قلبم سنگینی می‌کند.. هیچ چیز و هیچ کس نیست که آرامم کند و هیچ کس در دنیا نیست که بتواند ابعاد فاجعه‌بار تنهاییم را درک کند. من تنهاترین مرد زمینم و فقط آرزو می‌کنم که ای کاش قلبم پنجره‌ای داشت تا می‌گشودمش و هوایی تازه می‌آمد که دارم در این تنهایی خفه می‌شوم... #یاور_م @ehsas2ro

"گلایه" با صدای "داریوش اقبالی" #خاطره_ها @ehsas2ro

"گلایه" با صدای "داریوش اقبالی" #خاطره_ها @ehsas2ro

"به خیالم" با صدای "داریوش اقبالی" #خاطره_ها @ehsas2ro

🎥 ببینید عشق عمومی شعری از شاملو با صدای یاور.م @ehsas2ro

▪️سخت‌ترین سوال زندگیم دشوارترین و سخت‌ترین سوالی که در زندگیم با آن مواجه شدم این بود: چرا بعضی‌ها اینقدر بی‌شرف هستند؟ آیا کسی پاسخ این سوال را می‌داند؟ @ehsas2ro

"دلسوز من باش" با صدای "معین" #بازپخش @ehsas2ro

▪️وقتی این را نوشتم... از دیشب که این را نوشتم چهار نفر آمده‌اند گفته‌اند که فکر می‌کنند منظورم به آنها است. گذشته از اینکه این موضوع برایم خیلی عجیب بود باید بگویم که همه چیز آنقدر برایم مهم نیست که بخواهم در موردش قلم بزنم. موضوع مربوط می‌شود به اینکه دیشب فهمیدم اقوام نزدیکم هنوز بیست روز از فوت پدرم نگذشته مراسم جشنی بر پا کرده و زده‌اند به و قول خودشان رقصیده‌اند. از همه بدتر اینکه آن را استوری کردند و خانواده‌ام دیده بودند. هرچند از نظر خود من آنقدر مهم نبود که به خاطر چنین آدم‌های سطح پایین و ابلهی ناراحت شوم. در کن من به خاطر موضوعات دیگری می‌رنجم و از آدم‌هایی میرنجم که برایشان ارزشی معنوی و جایگاهی قائل باشم. رک بگویم چه خرسی وسط سیرکی گمنام در سرزمینی دور برقصد چه این اقوامم، از اینها دلخور نیستم. ناراحتم به خاطر دیدن اشک‌های مادرم و خواهرم بود که آن فیلم را دیده بودند. #یاور_م @ehsas2ro

▪️نمک خوردن و نمکدان شکستن... اغلب آدم‌ها فکر می‌کنند حرمت نمک نگه داشتن یعنی حرمت سفره، حرمت نان و نمک و... اما یک نمک دیگر هم هست که خیلی بیشتر حرمت دارد. نمک محبت، نمک دوستی، نمک مودت و... بعضی‌ها را می‌شناسم که نمک خوردند و نمکدان شکستند، درست است بسیار دلگیر شدم اما برایشان خیلی متاسفم، خیلی متاسفم... #یاور_م @ehsas2ro

▪️چرا ... سال‌های سال مرهم زخم‌های روح و جسمش بودم، هر شب و هر روز حتی در کوچکترین مشکلاتش کنارش بودم. اما درست در دوره‌ای که به شانه‌های نحیفش نیاز داشتم، تنها یکبار فقط یکبار فقط و فقط در همین دوره سرد و سنگین و تاریک... یک زخم دیگر بر قلم و روح زخم خورده‌ام زد! چرا؟ چرا؟ چرا بعضی‌ها اینطوری هستند؟ چرا از کسی که بیشتر به او محبت کرده‌ای زخم عمیق‌تر می‌خوری؟ چرا این آدم‌ها اینطوری هستند؟ چرا!؟ یکی جوابم را بدهد، چرا؟ #یاور_م @ehsas2ro

▪️آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات... با رفتن پدرم فقط دلم و کمرم نشکست، بلکه قلمم هم شکست. هیچ تمثیلی و هیچ واژه‌ای نمی‌تواند عمق رنج و اندوهی که سرتاسر وجودم را در برگرفته و روح و احساسم در هم شکسته تقریر کند. #یاور_م @ehsas2ro

"ساز و آواز" خواننده زنده یاد "شجریان" شعر "سعدی بزرگ" دستگاه "چهارگاه" گروه "دستان" سرپرست گروه زنده یاد استاد "مشکاتیان" @ehsas2ro

▪️ دلخوری دلخوری من از روزگاری که با همه تاریخ بد کرده نیست؛ از تو دلخورم که با تاریخ تمام خوبیهایم بد کردی #یاور_م @ehsas2ro
▪️ دلخوری دلخوری من از روزگاری که با همه تاریخ بد کرده نیست؛ از تو دلخورم که با تاریخ تمام خوبیهایم بد کردی #یاور_م @ehsas2ro