uz
Feedback
کانال تکالیف خلاق

کانال تکالیف خلاق

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارتباط با ادمین 👇👇👇 @Samira_soltanzadeh کانال پایه سوم خانم سلطانزاده ارائه تکالیف خلاق تدریس به روز و انلاین نمونه سوال هر درس ایده کاردستی های جدید برای هر مناسبت @khalagh_soltanzade پیج اینستا گرام @moalem__sevomiha

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali کانال تکالیف خلاق analitikasi

کانال تکالیف خلاق (@khalagh_soltanzade) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 15 400 obunachidan iborat bo'lib, Taʼlim toifasida 13 057-o'rinni va Eron mintaqasida 21 521-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 15 400 obunachiga ega bo‘ldi.

27 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 314 ga, so‘nggi 24 soatda esa 11 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 12.88% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 3.17% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 983 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 488 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 9 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent convenient, edit, کس, sos, ریاضی kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ارتباط با ادمین 👇👇👇 @Samira_soltanzadeh کانال پایه سوم خانم سلطانزاده ارائه تکالیف خلاق تدریس به روز و انلاین نمونه سوال هر درس ایده کاردستی های جدید برای هر مناسبت @khalagh_soltanzade پیج اینستا گرام @moalem__sevomiha

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 28 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Taʼlim toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

15 400
Obunachilar
+1124 soatlar
+807 kunlar
+31430 kunlar
Postlar arxiv
این صوت های ارزشمند رو خانم مهرناز نصیری برامون فرستادن👌 حتما از تجربیاتشون استفاده کنید🌱 میتونید کانالشون رو هم داشته باشید، مطالب جدید و مفیدی قرار دادن👌

Ovozli xabar02:28

Ovozli xabar00:56

Ovozli xabar00:52

Ovozli xabar02:07

و من از یکی از دوستان با تجربه ای که داشتم خواستم در رابطه با این موضوع تجربیات واقعی خودشونو از کلاس درس بگن برامون... 👇👇👇👇

سلام دوستان عزیزم تا حالا شده به این فکر کنید که چقدر دانشگاه با واقعیت کلاس فرق داره‼️

📣 ثبت‌نام آغاز شد! 🎯 دوره جعبه ابزار هوشمند آموزش؛ مختص مــعــلــــمــان، مــدرســان و همه تولیدکنندگان محتوای آموزشی اگر م
📣 ثبت‌نام آغاز شد! 🎯 دوره جعبه ابزار هوشمند آموزش؛ مختص مــعــلــــمــان، مــدرســان و همه تولیدکنندگان محتوای آموزشی اگر می‌خواهید معلم سنتی نباشید و یاد بگیرید چطور در کمتر از ۱۰ دقیقه انواع محتوای آموزشی مثل کاربرگ، اینفوگرافیک، تصویر، اسلاید و حتی انیمیشن‌های آموزشی را با کمک هوش مصنوعی طراحی کنید؛ این دوره برای شما ساخته شده!🚀 ✅ همراه با آموزش مرحله‌به‌مرحله ✅ و پشتیبانی اختصاصی مدرس در مسیر یادگیری 🌱 جهت مشاوره و ثــبــت‌نام به آی‌دی زیر پیام دهید👇 @moallem_samin کانال ایتا: https://eitaa.com/amozbarg کانال تلگرام: https://t.me/amozbarg

امروز خورشید روی پادگان طلوع نکرد؛ انگار آسمان هم فهمیده بود که اینجا، روی این خاکِ سوخته، دیگر دلیلی برای تابیدن وجود ندارد. دیشب، وقتی تاریکی بر سر ما سایه انداخت، صدای خنده‌های خسته اما گرم بچه‌ها در آسایشگاه پیچیده بود. یکی از مادرش می‌گفت، یکی عکس نامزدش را نگاه می‌کرد و دیگری برای مرخصیِ هفته‌ی بعدش نقشه می‌کشید. چه کسی می‌دانست که این آخرین شب‌نشینیِ این دویست سروِ جوان است؟ دیشب، دشمن فقط به پادگان ما حمله نکرد؛ دشمن دویست آرزو، دویست آینده و دویست قلب تپنده را با خاک یکسان کرد. وقتی صدای انفجارها قطع شد و غبار فرو نشست، سکوتی مرگبار همه‌جا را گرفت. سکوتی که از هزاران فریاد گوش‌خراش‌تر بود. حالا ما مانده‌ایم و پوتین‌های جفت‌شده‌ای که دیگر صاحبی ندارند. تخت‌های خالی‌ای که هنوز بوی عطرهای ارزان‌قیمت پسرانه می‌دهند. کمدها پر است از نامه‌های نیمه‌تمام و یادگاری‌هایی که هرگز به مقصد نمی‌رسند. برادرانم... دویست رفیقِ شانه به شانه‌ی من... شما که با دست‌های خالی و قلب‌های بزرگ ایستادید، چگونه باور کنیم که دیگر در صفِ صبحگاه حضور ندارید؟ خونِ پاک شما روی این خاک می‌درخشد و هر قطره‌اش، سندی است بر مظلومیت و شجاعتتان. آسوده بخوابید، قهرمانانِ بی‌نام‌ونشان. اینجا پادگان نیست، اینجا حالا زیارتگاه است؛ زیارتگاه فرشتگانی که پلاک‌هایشان تنها نشانِ آسمانی شدنشان بود. ما راهتان را ادامه می‌دهیم، اما جای خالی‌تان تا ابد در قلب این پادگان و در سینه‌ی ما تیر خواهد کشید. روحتان در آرامش، برادرانِ هم‌رزمم...

«جنوب رو نمی‌شه فقط روی نقشه پیدا کرد؛ جنوب یه تیکه از قلب ایرانه که همیشه می‌تپه، همیشه گرمه، حتی وقتی پر از درده. وقتی به جنوب فکر می‌کنی، فقط یاد شرجیِ هوا و آفتابِ بی‌رحم نیفت... یاد آدم‌هایی بیفت که دلشون از آفتاب خوزستان و بوشهر و بندر و هرمزگان هم گرم‌تره. آدم‌هایی که شاید سهمشون از این دنیا یه سفره‌ی ساده و دست‌های پینه‌بسته باشه، اما وسعت قلبشون قدِ تمامِ خلیج فارسه. جنوب یعنی اون نخل‌های بی‌سری که سال‌هاست ایستادن تا ما خم نشیم. نخل‌هایی که زخم ترکش‌ها رو روی تنشون دارن، اما هنوز ریشه‌شون تو خاکی محکمه که با خون و اشکِ جوان‌هاش جون گرفته. جنوب یعنی صدای بغض‌آلودِ نی‌انبان و کوبشِ دمام تو کوچه‌های خاکی؛ صدایی که با هر نفس، انگار داره غصه‌ی هزار ساله‌ی یک سرزمین رو فریاد می‌زنه و اشک رو از چشم‌های آدم می‌دزده. آدم‌های جنوب عجیبن... تو چشم‌هاشون که نگاه می‌کنی، یه دریای طوفانی از غمه، دردِ محرومیت دارن، دردِ هوایی که گاهی نمی‌شه نفس کشید... اما تا نگاهت به نگاهشون گره می‌خوره، لبخند می‌زنن. با همون لهجه‌ی شیرین و بی‌ریای خودشون می‌گن: "غصه نخور، درست می‌شه!" اونا یاد گرفتن غم‌هاشون رو بریزن تو دلِ کارون و اروند، و به جاش فقط عشق و مهربونی به بقیه ببخشن. هر بار که موج‌های دریا به ساحل می‌خورن، انگار دارن لالایی می‌خونن برای بچه‌هایی که تو اون کوچه‌ها زود بزرگ شدن، برای مادرهایی که هنوز چشم‌به‌راهن، و برای دست‌هایی که همیشه بوی ماهی، بوی رطب و بویِ نجیبِ خاک می‌دن. جنوب، بغضِ فروخورده و در عین حال، آغوشِ همیشه بازِ ایرانه... سرزمینی که همه چیزش رو فدا کرد، اما هنوز هم وقتی مهمونش می‌شی، با همون تنِ خسته و دست‌های خالی، تمامِ دار و ندارش رو می‌ریزه به پات.