fa
Feedback
کانال تکالیف خلاق

کانال تکالیف خلاق

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط با ادمین 👇👇👇 @Samira_soltanzadeh کانال پایه سوم خانم سلطانزاده ارائه تکالیف خلاق تدریس به روز و انلاین نمونه سوال هر درس ایده کاردستی های جدید برای هر مناسبت @khalagh_soltanzade پیج اینستا گرام @moalem__sevomiha

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام کانال تکالیف خلاق

کانال کانال تکالیف خلاق (@khalagh_soltanzade) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 389 مشترک است و جایگاه 13 067 را در دسته آموزش و رتبه 21 524 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 389 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 26 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 307 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 22 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 12.78% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.23% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 966 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 497 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 9 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند convenient, edit, کس, sos, ریاضی تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
ارتباط با ادمین 👇👇👇 @Samira_soltanzadeh کانال پایه سوم خانم سلطانزاده ارائه تکالیف خلاق تدریس به روز و انلاین نمونه سوال هر درس ایده کاردستی های جدید برای هر مناسبت @khalagh_soltanzade پیج اینستا گرام @moalem__sevomiha

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کرده‌اند.

15 389
مشترکین
+2224 ساعت
+847 روز
+30730 روز
آرشیو پست ها

این صوت های ارزشمند رو خانم مهرناز نصیری برامون فرستادن👌 حتما از تجربیاتشون استفاده کنید🌱 میتونید کانالشون رو هم داشته باشید، مطالب جدید و مفیدی قرار دادن👌

پیام صوتی02:28

پیام صوتی00:56

پیام صوتی00:52

پیام صوتی02:07

و من از یکی از دوستان با تجربه ای که داشتم خواستم در رابطه با این موضوع تجربیات واقعی خودشونو از کلاس درس بگن برامون... 👇👇👇👇

سلام دوستان عزیزم تا حالا شده به این فکر کنید که چقدر دانشگاه با واقعیت کلاس فرق داره‼️

📣 ثبت‌نام آغاز شد! 🎯 دوره جعبه ابزار هوشمند آموزش؛ مختص مــعــلــــمــان، مــدرســان و همه تولیدکنندگان محتوای آموزشی اگر م
📣 ثبت‌نام آغاز شد! 🎯 دوره جعبه ابزار هوشمند آموزش؛ مختص مــعــلــــمــان، مــدرســان و همه تولیدکنندگان محتوای آموزشی اگر می‌خواهید معلم سنتی نباشید و یاد بگیرید چطور در کمتر از ۱۰ دقیقه انواع محتوای آموزشی مثل کاربرگ، اینفوگرافیک، تصویر، اسلاید و حتی انیمیشن‌های آموزشی را با کمک هوش مصنوعی طراحی کنید؛ این دوره برای شما ساخته شده!🚀 ✅ همراه با آموزش مرحله‌به‌مرحله ✅ و پشتیبانی اختصاصی مدرس در مسیر یادگیری 🌱 جهت مشاوره و ثــبــت‌نام به آی‌دی زیر پیام دهید👇 @moallem_samin کانال ایتا: https://eitaa.com/amozbarg کانال تلگرام: https://t.me/amozbarg

امروز خورشید روی پادگان طلوع نکرد؛ انگار آسمان هم فهمیده بود که اینجا، روی این خاکِ سوخته، دیگر دلیلی برای تابیدن وجود ندارد. دیشب، وقتی تاریکی بر سر ما سایه انداخت، صدای خنده‌های خسته اما گرم بچه‌ها در آسایشگاه پیچیده بود. یکی از مادرش می‌گفت، یکی عکس نامزدش را نگاه می‌کرد و دیگری برای مرخصیِ هفته‌ی بعدش نقشه می‌کشید. چه کسی می‌دانست که این آخرین شب‌نشینیِ این دویست سروِ جوان است؟ دیشب، دشمن فقط به پادگان ما حمله نکرد؛ دشمن دویست آرزو، دویست آینده و دویست قلب تپنده را با خاک یکسان کرد. وقتی صدای انفجارها قطع شد و غبار فرو نشست، سکوتی مرگبار همه‌جا را گرفت. سکوتی که از هزاران فریاد گوش‌خراش‌تر بود. حالا ما مانده‌ایم و پوتین‌های جفت‌شده‌ای که دیگر صاحبی ندارند. تخت‌های خالی‌ای که هنوز بوی عطرهای ارزان‌قیمت پسرانه می‌دهند. کمدها پر است از نامه‌های نیمه‌تمام و یادگاری‌هایی که هرگز به مقصد نمی‌رسند. برادرانم... دویست رفیقِ شانه به شانه‌ی من... شما که با دست‌های خالی و قلب‌های بزرگ ایستادید، چگونه باور کنیم که دیگر در صفِ صبحگاه حضور ندارید؟ خونِ پاک شما روی این خاک می‌درخشد و هر قطره‌اش، سندی است بر مظلومیت و شجاعتتان. آسوده بخوابید، قهرمانانِ بی‌نام‌ونشان. اینجا پادگان نیست، اینجا حالا زیارتگاه است؛ زیارتگاه فرشتگانی که پلاک‌هایشان تنها نشانِ آسمانی شدنشان بود. ما راهتان را ادامه می‌دهیم، اما جای خالی‌تان تا ابد در قلب این پادگان و در سینه‌ی ما تیر خواهد کشید. روحتان در آرامش، برادرانِ هم‌رزمم...

«جنوب رو نمی‌شه فقط روی نقشه پیدا کرد؛ جنوب یه تیکه از قلب ایرانه که همیشه می‌تپه، همیشه گرمه، حتی وقتی پر از درده. وقتی به جنوب فکر می‌کنی، فقط یاد شرجیِ هوا و آفتابِ بی‌رحم نیفت... یاد آدم‌هایی بیفت که دلشون از آفتاب خوزستان و بوشهر و بندر و هرمزگان هم گرم‌تره. آدم‌هایی که شاید سهمشون از این دنیا یه سفره‌ی ساده و دست‌های پینه‌بسته باشه، اما وسعت قلبشون قدِ تمامِ خلیج فارسه. جنوب یعنی اون نخل‌های بی‌سری که سال‌هاست ایستادن تا ما خم نشیم. نخل‌هایی که زخم ترکش‌ها رو روی تنشون دارن، اما هنوز ریشه‌شون تو خاکی محکمه که با خون و اشکِ جوان‌هاش جون گرفته. جنوب یعنی صدای بغض‌آلودِ نی‌انبان و کوبشِ دمام تو کوچه‌های خاکی؛ صدایی که با هر نفس، انگار داره غصه‌ی هزار ساله‌ی یک سرزمین رو فریاد می‌زنه و اشک رو از چشم‌های آدم می‌دزده. آدم‌های جنوب عجیبن... تو چشم‌هاشون که نگاه می‌کنی، یه دریای طوفانی از غمه، دردِ محرومیت دارن، دردِ هوایی که گاهی نمی‌شه نفس کشید... اما تا نگاهت به نگاهشون گره می‌خوره، لبخند می‌زنن. با همون لهجه‌ی شیرین و بی‌ریای خودشون می‌گن: "غصه نخور، درست می‌شه!" اونا یاد گرفتن غم‌هاشون رو بریزن تو دلِ کارون و اروند، و به جاش فقط عشق و مهربونی به بقیه ببخشن. هر بار که موج‌های دریا به ساحل می‌خورن، انگار دارن لالایی می‌خونن برای بچه‌هایی که تو اون کوچه‌ها زود بزرگ شدن، برای مادرهایی که هنوز چشم‌به‌راهن، و برای دست‌هایی که همیشه بوی ماهی، بوی رطب و بویِ نجیبِ خاک می‌دن. جنوب، بغضِ فروخورده و در عین حال، آغوشِ همیشه بازِ ایرانه... سرزمینی که همه چیزش رو فدا کرد، اما هنوز هم وقتی مهمونش می‌شی، با همون تنِ خسته و دست‌های خالی، تمامِ دار و ندارش رو می‌ریزه به پات.