uz
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 150
Obunachilar
-624 soatlar
-127 kunlar
-1530 kunlar
Postlar arxiv
هشتم: همیشه خود را در برکندن دل از محبت آن اولی تلقین کنید، یعنی: ضررهای احتمالی را به زبان برای خود بر شمارید و بگویید: چه بسا چنین می شد و چنان می شد.. چرا که تلقین، بالای ذهن انسان تأثیر می گذارد. اگر ممکن باشد به کسی از نزدیکان یا دوستان خصوصی تان موضوع را فهمانده و از وی بخواهید تا در نقش خود، او نیز شما را تلقین کرده و یک سر برای شما توضیح دهد تا مساله، در ذهن شما راسخ شود. نهم: برای حل این مشکل خویش، با اخلاص و جدیت از الله کمک بخواهید؛ فراوان دعا کنید، معنویات تان بیفزایید و بی شک، دل ها همه دربست در اختیار خداوند است. نبی (ص) فرمودند: «إن قلوب العباد بین اصبعین من اصابع الرحمن، یقلبها کیف یشاء» (بی شک، قلوب بندگان میان انگشتان خدای رحمن است؛ به هر جهت که بخواهد آن ها را می چرخاند) ✍️ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

♦️چگونه دل از دختری که قبل از ازدواج با همسرم به او دل بسته بودم برکنم؟ یکی از جوانان، درد دلی را به شرح زیر مطرح کرده و خواستار مشوره شده اند: توضیح داده اند که: قبل از ازدواج با همسر فعلی ام، دختری دیگر که اهل علم و اندیشه بود مورد علاقه ام بود و سخت تحت تاثیر او قرار داشته و چشم و دل به ازدواج او دوخته بودم؛ اما به اثر توصیه والدینم با همسر فعلی ام ازدواج کردم و الآن در حالی که شش ماه از عروسیم گذشته تا هنوز نتوانستم آن اولی را فراموش کنم؛ بلکه همواره هوش و روانم متوجه او است و حسرت ازدواج با او را می خورم و از این جهت به همسرم بی علاقه ام و با او احساس محبت نمی کنم. من در جواب، به ایشان نوشتم: 🔸الجواب: توجه شما را به عنوان راهکار علاج مشکل، به نکات زیر جلب می کنم: اول این که: خوب بود که از اول با فرد مورد علاقه ی تان ازدواج کرده و به سراغ آن که محبت قلبی با آن نداشتید نمی رفتید؛ بی شک، توصیه اسلام هم همین است. دوم: الآن –تقریباً- کار از کار گذشته است؛ زیرا نه طلاق این همسر که بی گناه است درست است و نه هم ازدواج دوم میسر و به صلاح است؛ لذا بهتر است اصل را بر این بگذارید که اولی را فراموش کرده و با این همسر تان، کنار بیایید. الآن مشکل این است که شما قبلا به آن اولی دل داده بودید و تا هنوز نتوانستید دل از او جدا کنید؛ ورنه چه بسا این خانم فعلی، به حد کافی جاذبه برای جلب محبت شما داشته باشد. این امر مثل این است که هر گاه کسی جیبش را از تومان پر کند تا آن را خالی نکند به پولی دگر گنجایش نخواهد داشت؛ اگر چه آن، دلار باشد. و اگر از قبل برای آن اولی، دل نداده بودید و با قلبی فارغ به سراغ همسر فعلی تان می رفتید چه بسا محبت او قلب شما را –که خالی بود- تسخیر می کرد. بدانید، ممکن نیست که محبت خانم تان به دل شما پیدا شود؛ مگر زمانی که آن اولی را به تمامی فراموش کنید. پس تا این که بتوانید دل را از وابستگی آن خالی کنید و جایی در آن، برای محبت همسر تان ایجاد نمایید نکات زیر را رعایت کنید: اول این که: این آیت قرآنی را بخاطر آورید: «عَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡـٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّواْ شَيۡـٔٗا وَهُوَ شَرّٞ لَّكُمۡۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ وَأَنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ» (بسا شما از چیزی بد ببرید در حالی که به نفع شما باشد و بسا به چیزی علاقه داشته باشید در حالی که به زیان شما باشد. خداوند می داند و شما نمی دانید). بناء، برای نفس خود بگویید که تو غیب را نمی دانی؛ شاید وصلتت با وی، سبب ضررهایی برایت می شد؛ چه در دین یا دنیا یا به عاجل یا به آجل. و چه بسا از این همسر، خیری فراوان نصیبت شود؛ از جمله: شاید از او صاحب فرزندانی صالحی شوی. و نیز به خاطر آورید که در ازدواج با این همسر و زیرپا کردن تقاضای نفس، رضایت والدین را حاصل کرده اید و چه بسا الله متعال از آن جهت، از این خانم، شما را خیری فراوان نصیب گرداند. دوم این که بدانید این شیطان است که حرام را در ذهن انسان زیبا و حلال را ناپسند جلوه می دهد؛ و نیز نعمت موجود را از چشم انسان می اندازد و وی را فریفته نعمت غائب می کند تا او را به گناه اندازد و یا دائما او را به حسرت بسوزاند؛ پس فریب شیطان را نخورید. سوم این که: منطقی عمل کنید و به دنیای رویاهایی بی اساس و پوچ سیر نکنید و خویشتن را به آتش حسرت مسوزانید، بناء، به نفس تان بقبولانید که رسیدن به اولی، دگر نه میسر است و نه هم به صلاح تان؛ تا از این طریق، بتوانید او را فراموش کنید. چهارم این که: به خاطر آورید که علم و دانش یک زن با آن که یک امتیاز است؛ اما تجربه نشان داده است که علم و هنر، بسا یک زن را مغرور ساخته و این احساس را به او می دهد که او نیازی به شوهر ندارد و این شوهر است که نیازمند او است و باید ممنون او باشد. چنین زنانی، بسا شوهران شان را به چشم حقارت دیده و به شوهر تن نمی دهند. چنین زنی اگر ملکه ی زیبایی دنیا و ارسطوی زمان باشد چه بدرد شوهر می خورد؟ درحالی که زنان متواضع، سراپا وابسته شوهر و مطیع و فرمان بردار اویند. پنجم این که هر آن چه یاد او را در دل تان تازه می سازد از خود و ساحت زندگی تان دور سازید؛ چه تصویر است یا نوشته ای یا هر چیز دیگری.. تجربه ثابت کرده است که اگر انسان تصمیم بگیرد و عزم را جزم و قاطع سازد می تواند شدیدترین چیزهای مورد علاقه اش را از دل برکند. والبته رسیدن به این هدف، مدتی زمان می طلبد و باید تلخی آن را برای نفس تحمیل کنید و از صبر و تحمل کار بگیرید تا تدریجاً دل تان او را فراموش کند. ششم این که: به خانم تان بفهمانید برای جلب محبت شما به خود بیشتر برسد و نزاکتها را بهتر رعایت کند. هفتم: محبت ورزی با این خانم را تمرین و تجربه کنید؛ یعنی: با او گرم بگیرید؛ سفرکنید و.. چه بسا این، سبب ایجاد ومحبت و ازدیاد آن شود.

♦️غزه 🔺 جنجال مالک هاآرتص و بازنمایی ریشه بحران! آموس شوكين مالک «هاآرتص» قدیمی‌ترین روزنامه اسرائیلی این هفته در نشستی در لندن سخنانی بی‌سابقه بیان داشت که در اسرائیل جنجال به پا کرد. وی نیروهای فلسطینی را «مبارزان آزادی» و اسرائیل را نظامی آپارتاید نامید و از جهان خواست آن را تحریم کنند. پس از آن، برخی وزارتخانه‌ها ارتباط با روزنامه را قطع و آن را از آگهی‌های دولتی محروم کردند. در یک سال اخیر چهره‌های معروفی در جهان مخالف و منتقد اسرائیل شده‌اند؛ اما چنین انتقادی از یک روزنامه‌نگار کهنه‌کار و مالک مشهورترین روزنامه اسرائیلی واجد دلالت و تاثیر دیگری است. اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر در مواجهه با پیامدهای استراتژیک آن، جنگ «وجودی» را کلید زد، اما آنچه دنیا عملا در یک سال اخیر دیده، نه جنگی متعارف، بلکه به گفته فرانچسکا آلبانزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل یک نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است. فعلا جهان به علت مناسبات پیچیده قدرت ناشی از الزامات هژمونی آمریکا (ابرحامی اسرائیل) عاجز از توقف این جنگ است، اما نباید تبعات درازمدت و جبران ناپذیر این خشونت افسارگسیخته برای اسرائیل در ذهنیت جهانیان را از نظر دور داشت که به مرور زمان خود را نشان خواهد داد. اگر همین سطح محدود معذوریت اخلاقی و انسانی، امروز اسپانیا و فرانسه را وادار به ممانعت از مشارکت اسرائیل در نمایشگاه‌های نظامی و برخی کشورهای دیگر را ناچار به توقف صادرات سلاح می‌کند، در آینده بعید نیست که دامنه آن چنان گسترش یابد که اصل روابط با اسرائیل به ناهنجاری غیر اخلاقی در روابط بین‌الملل تبدیل شود. آنچه اکنون ذهن افکار عمومی جهان به ویژه غرب را بیشتر مشغول کرده نه «جنگ وجودی» اسرائیل، بلکه سرنوشت و وجود یک ملت تحت اشغال است. این تغییر تدریجی در نگاه جهانیان صرفا مولود رفتار اسرائیل و این نسل‌کشی نیست، بلکه محصول استقامت مردم غزه در این یک سال و چنگ زدن آن‌ها به سرزمین خود علی رغم انبوه کشتار و ویرانی‌ نیز هست. قبلا هم گفته‌ام، همه مردم غزه طرفدار و عضو حماس نیستند و این باریکه جامعه‌ای متکثر با جریان‌های مختلف و عقبه اجتماعی متفاوتی دارد و حماس با وجود محبوبیت بالا در فلسطین اما منتقدان و مخالفانش هم کم نیستند. اما وقتی طرف مقابل، «دشمنی اشغالگر و بی‌رحم» است، همین استقامت جبهه داخلی غزه چتری حمایتی برای حماس جهت تداوم نبرد گسترانیده و در غیر این صورت، توان ادامه این جنگ نابرابر برای دو سه ماه را هم نداشت. ادامه این ثبات در این جنگ و بعد از آن ضامن تداوم این مشغله ذهنی جهانی و تحولی است که علیه اسرائیل و به نفع فلسطینی‌ها در حال رخ دادن است. بحرانی که اسرائیل در آینده با آن مواجه خواهد شد، عمیق‌تر از بحران کنونی بعد از هفتم اکتبر پارسال تاکنون است که در آن طولانی‌ترین جنگ تاریخ آن علیه یک باریکه بسیار کوچک رقم خورده، اما تاکنون نتوانسته است آن را با یک پیروزی راهبردی با حذف دشمن یا تغییر رفتار آن پایان بخشد. حتی پس از 13 ماه، بیش از نیمی از شهرک‌نشین‌های پیرامون غزه طبق نظرسنجی اخیر شبکه 12 اسرائیل گفته‌اند به بازگشت به  شهرک‌ها فکر نمی‌کنند. روی دیگر تعمیق این نگرانی تشدید بحران جمعیتی است که اسرائیل در مقابل جمعیت رو به رشد فلسطینی‌ها با آن مواجه است و کاهش مهاجرت و احتمال افزایش مهاجرت معکوس می‌تواند آن را در آینده وارد مرحله خطرناکی کند. مژگان نووی روزنامه‌نگار منصف اسرائیلی چند روز پیش در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که بیشتر از قبل به این باور رسیده که اسرائیل در این جنگ اشتباه کرده است و «هدف‌های بسیار مبهمی» را تعریف کرد که قابل تحقق نیست و هدف نابودی حماس را «یک شعار» خواند. نووی می‌گوید تا موقعی که اشغال و سرکوب ادامه دارد، مقاومت فلسطینی‌ها نیز ادامه خواهد داشت. آمی آیالون رئیس سابق سازمان امنیت شاباک اخیرا در این باره گفته است: «مصیبت ما این است که به آن‌ها (فلسطینی‌ها) به عنوان افراد نگاه می‌کنیم .... فلسطینی‌های امروز، و نه فقط حماس، همه حاضرند بجنگند و کشته شوند نه برای غذا. آن‌ها هر کدام به شیوه خود در مورد پایان اشغال و استقلال سخن می‌گویند.» ایالون می‌افزاید که «۱۶۷ کشور دنیا آن‌ها را ملت می‌داند به جز ما» و وقتی افقی سیاسی وجود ندارد، فلسطینی‌ها قیام می‌کنند. برونداد نبود چنین افقی و فراموشی آزار دهنده مناقشه برای فلسطینی‌ها هفتم اکتبر بود. ریشه مشکل در اشغالگری و ندیدن یک ملت است که باعث شد اسرائیل پس از ۸ دهه به نقطه اول یعنی «جنگ وجودی» برگردد. زیو ژابوتینسکی نظریه‌پرداز مورد علاقه نتانیاهو در مقاله «دیوار آهنین» در سال ۱۹۲۳ گفته بود که «ما زمین آن‌ها را گرفتیم و آنها با ما خواهند جنگید.» باراک نخست وزیر اسبق اسرائیل هم قبلا در پاسخ به سوالی که اگر فلسطینی بود، چکار می‌کرد، گفته بود که عضو حماس می‌شد. #صابر_گل_عنبری

🔺 جنجال مالک هاآرتص و بازنمایی ریشه بحران! آموس شوكين مالک «هاآرتص» قدیمی‌ترین روزنامه اسرائیلی این هفته در نشستی در لندن سخنانی بی‌سابقه بیان داشت که در اسرائیل جنجال به پا کرد. وی نیروهای فلسطینی را «مبارزان آزادی» و اسرائیل را نظامی آپارتاید نامید و از جهان خواست آن را تحریم کنند. پس از آن، برخی وزارتخانه‌ها ارتباط با روزنامه را قطع و آن را از آگهی‌های دولتی محروم کردند. در یک سال اخیر چهره‌های معروفی در جهان مخالف و منتقد اسرائیل شده‌اند؛ اما چنین انتقادی از یک روزنامه‌نگار کهنه‌کار و مالک مشهورترین روزنامه اسرائیلی واجد دلالت و تاثیر دیگری است. اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر در مواجهه با پیامدهای استراتژیک آن، جنگ «وجودی» را کلید زد، اما آنچه دنیا عملا در یک سال اخیر دیده، نه جنگی متعارف، بلکه به گفته فرانچسکا آلبانزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل یک نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت است. فعلا جهان به علت مناسبات پیچیده قدرت ناشی از الزامات هژمونی آمریکا (ابرحامی اسرائیل) عاجز از توقف این جنگ است، اما نباید تبعات درازمدت و جبران ناپذیر این خشونت افسارگسیخته برای اسرائیل در ذهنیت جهانیان را از نظر دور داشت که به مرور زمان خود را نشان خواهد داد. اگر همین سطح محدود معذوریت اخلاقی و انسانی، امروز اسپانیا و فرانسه را وادار به ممانعت از مشارکت اسرائیل در نمایشگاه‌های نظامی و برخی کشورهای دیگر را ناچار به توقف صادرات سلاح می‌کند، در آینده بعید نیست که دامنه آن چنان گسترش یابد که اصل روابط با اسرائیل به ناهنجاری غیر اخلاقی در روابط بین‌الملل تبدیل شود. آنچه اکنون ذهن افکار عمومی جهان به ویژه غرب را بیشتر مشغول کرده نه «جنگ وجودی» اسرائیل، بلکه سرنوشت و وجود یک ملت تحت اشغال است. این تغییر تدریجی در نگاه جهانیان صرفا مولود رفتار اسرائیل و این نسل‌کشی نیست، بلکه محصول استقامت مردم غزه در این یک سال و چنگ زدن آن‌ها به سرزمین خود علی رغم انبوه کشتار و ویرانی‌ نیز هست. قبلا هم گفته‌ام، همه مردم غزه طرفدار و عضو حماس نیستند و این باریکه جامعه‌ای متکثر با جریان‌های مختلف و عقبه اجتماعی متفاوتی دارد و حماس با وجود محبوبیت بالا در فلسطین اما منتقدان و مخالفانش هم کم نیستند. اما وقتی طرف مقابل، «دشمنی اشغالگر و بی‌رحم» است، همین استقامت جبهه داخلی غزه چتری حمایتی برای حماس جهت تداوم نبرد گسترانیده و در غیر این صورت، توان ادامه این جنگ نابرابر برای دو سه ماه را هم نداشت. ادامه این ثبات در این جنگ و بعد از آن ضامن تداوم این مشغله ذهنی جهانی و تحولی است که علیه اسرائیل و به نفع فلسطینی‌ها در حال رخ دادن است. بحرانی که اسرائیل در آینده با آن مواجه خواهد شد، عمیق‌تر از بحران کنونی بعد از هفتم اکتبر پارسال تاکنون است که در آن طولانی‌ترین جنگ تاریخ آن علیه یک باریکه بسیار کوچک رقم خورده، اما تاکنون نتوانسته است آن را با یک پیروزی راهبردی با حذف دشمن یا تغییر رفتار آن پایان بخشد. حتی پس از 13 ماه، بیش از نیمی از شهرک‌نشین‌های پیرامون غزه طبق نظرسنجی اخیر شبکه 12 اسرائیل گفته‌اند به بازگشت به شهرک‌ها فکر نمی‌کنند. روی دیگر تعمیق این نگرانی تشدید بحران جمعیتی است که اسرائیل در مقابل جمعیت رو به رشد فلسطینی‌ها با آن مواجه است و کاهش مهاجرت و احتمال افزایش مهاجرت معکوس می‌تواند آن را در آینده وارد مرحله خطرناکی کند. مژگان نووی روزنامه‌نگار منصف اسرائیلی چند روز پیش در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که بیشتر از قبل به این باور رسیده که اسرائیل در این جنگ اشتباه کرده است و «هدف‌های بسیار مبهمی» را تعریف کرد که قابل تحقق نیست و هدف نابودی حماس را «یک شعار» خواند. نووی می‌گوید تا موقعی که اشغال و سرکوب ادامه دارد، مقاومت فلسطینی‌ها نیز ادامه خواهد داشت. آمی آیالون رئیس سابق سازمان امنیت شاباک اخیرا در این باره گفته است: «مصیبت ما این است که به آن‌ها (فلسطینی‌ها) به عنوان افراد نگاه می‌کنیم .... فلسطینی‌های امروز، و نه فقط حماس، همه حاضرند بجنگند و کشته شوند نه برای غذا. آن‌ها هر کدام به شیوه خود در مورد پایان اشغال و استقلال سخن می‌گویند.» ایالون می‌افزاید که «۱۶۷ کشور دنیا آن‌ها را ملت می‌داند به جز ما» و وقتی افقی سیاسی وجود ندارد، فلسطینی‌ها قیام می‌کنند. برونداد نبود چنین افقی و فراموشی آزار دهنده مناقشه برای فلسطینی‌ها هفتم اکتبر بود. ریشه مشکل در اشغالگری و ندیدن یک ملت است که باعث شد اسرائیل پس از ۸ دهه به نقطه اول یعنی «جنگ وجودی» برگردد. زیو ژابوتینسکی نظریه‌پرداز مورد علاقه نتانیاهو در مقاله «دیوار آهنین» در سال ۱۹۲۳ گفته بود که «ما زمین آن‌ها را گرفتیم و آنها با ما خواهند جنگید.» باراک نخست وزیر اسبق اسرائیل هم قبلا در پاسخ به سوالی که اگر فلسطینی بود، چکار می‌کرد، گفته بود که عضو حماس می‌شد. #صابر_گل_عنبری @Sgolanbari

📝 پایان نزدیک است: نتانیاهو خداوند را به مبارزه می‌طلبد! 🔸 همه گناهانی که ما انسان‌ها مرتکب می‌شویم در یک کفه و بی‌ادبی و بی‌احترامی به خداوند در کفه دیگر! خداوند به گناهکاران مهلت می‌دهد، تا جایی که گاهی مردم از صبر و بردباری خداوند نسبت به گناهکاران شگفت‌زده می‌شوند، اما هرگز نشنیده‌ام که کسی با وجود بی‌احترامی به خداوند، نجات یافته باشد! از نمرود تا فرعون، از قارون تا قوم عاد و ثمود، و همچنین قوم لوط، سنت خداوند این است که هرکس به او بی‌احترامی کند، مردم در او شگفتی‌های قدرت خدا را خواهند دید! 🔹 دیروز نتانیاهو حرفی عجیب زد و گفت: «حتی اگر خدا هم با آنها باشد، ما آنها را شکست خواهیم داد!» این همان نقطه‌ای است که در آن صبر خداوند بر مردم به پایان می‌رسد! سپاس خداوندی را که جبّاران را هنگامی که در قلمرو و قدرتش با او به مبارزه برمی‌خیزند، در هم می‌شکند. منتظر باشید، چرا که تاریخ درس‌های بسیاری دارد! 1. کشتی تایتانیک، پس از کشتی نوح علیه‌السلام دومین کشتی معروف تاریخ  است! در زمان ساختش، این کشتی یک شاهکار مهندسی و پیشرفتی بزرگ در صنعت دریانوردی به شمار می‌رفت! طول آن 269 متر، عرضش 200 متر و عمقش 18 متر بود. ظرفیتش 2435 مسافر به‌علاوه 885 نفر خدمه بود. این کشتی معروف، همان‌طور که خداوند در قرآن فرموده است، «در میان امواجی به بزرگی کوه‌ها» حرکت می‌کرد. 🔸 اما همین دومین کشتی معروف تاریخ در اولین سفرش غرق شد! زمانی که برای اولین بار کشتی تایتانیک به آب انداخته شد، خبرنگاران برای پوشش این رویداد جمع شدند، یکی از خبرنگاران از مالک کشتی «توماس اندروز» درباره ایمنی و قدرت این کشتی پرسید و او پاسخ داد: «این کشتی غیرقابل غرق شدن است، حتی خود خدا هم نمی‌تواند آن را غرق کند!» اما خیلی طول نکشید که توماس اندروز فهمید که خداوند متعال می‌تواند! 2. رئیس‌جمهور برزیل، «تانکریدو نِواس» در جریان مبارزات انتخاباتی خود گفته بود: «اگر پانصد هزار رأی بیاورم، حتی خدا هم نمی‌تواند مرا از رسیدن به ریاست جمهوری بازدارد!» او آرا را به دست آورد، اما یک روز قبل از مراسم تحلیفش به بیماری واگیرداری مبتلا شد و پس از یک ماه بدون اینکه حتی یک روز هم روی صندلی ریاست جمهوری بنشیند، به هلاکت رسید! ✍ ادهم شرقاوی

♦️شرح دعاهای ماثور (23) 🔸تقدیم: ضیاء احمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات

Repost from الفباء
جهن تخت قطور پوتینش را روی استخوان سینۀ گل‌محمد گذاشت، شانه خمانید و ماوزر او را از کمر بیرون کشید و باز خیره به گل‌محمد نگریست و گفت:
می‌خواهم بدهم سرت را ببرند!
لبانِ گل‌محمد خشک و نگاهش بیزار بود. جهن ماوزر گل‌محمد را پیش چشم‌های او تکان داد و سپس بیخ کمر خود زد و گفت:
به سزای کردارت رسیدی عاقبت؛ این را با تو گفته بودم!
گل‌محمد نگاه از جهن برگردانید و گفت:
من... برای این مردم... بد نبوده‌ام!
جهن گفت:
می‌خواهم حکم کنم سرت را ببرند؛ وصیت چه داری؟
-هیچ... جهن گفت:
کسانت این‌جا هستند؛ پسرت را می‌خواهی ببینی؟
-نه.
-زنت را چه؟
-نه.
-مادرت؟
-نه.
-چرا؟ قلب در سینه‌ات نداری؟
گل‌محمد لبخند زد.
-از چه می‌خندی؟
گل‌محمد پلک‌ها فرو بست و گفت:
-از پا افتادن مرد... دیدنی نیست.»
#یادداشت_های_آزاد @Alefba99 | الفباء

Repost from الفباء
🏷️از پا افتادن مَرد... دیدنی نیست! ✍️نوشتۀ عبدالرحمن عزام یکی از ویژگی‌های قاطعِ قائدِ مجاهد شهید یحیی سنوار، ویژگی نویسندگی و نویسنده بودنِ وی است. امری که در همه ابعاد و زوایای زندگی وی به درستی دیده می‌شود و زندگی او را درست به داستانی تبدیل کرده است که همه عناصرِ مهم یک داستان در آن آشکار است؛ چه از آوان کودکی و خردسالی در اردوگاه خان‌یونس دیده به دنیا می‌گشاید و هم‌سانِ دیگر همانندان خویش، می‌رود تا راه مشق و مدرسه و درس و دانشگاه در پیش بگیرد و با درک شرایط سخت زندگی ملت و مردمش در زیر اشغال و استعمار، ماجراجویانه مسیرِ مقاومت و مردانگی بر گزیند و در فضایی به شدت امنیتی، پا به میدانِ مبارزه بگذارد و سنگ نبرد به سینه بزند و چوب و چماق بر سر دشمنِ چپاول‌گر بشکند و بعد دست به تیر و تفنگ ببرد و زمانی، زندگی در زندان بگذراند تا دوباره به زندگی برگردد و شعلۀ شمعِ شهامت تا شهادت روشن نگهدارد و بعد با خلق ماجرایی افسانه‌ای، درست بسان یک نویسنده که در عالمی از سکوت و تنهایی، عالَم می‌آفریند، جان به جان‌آفرین دهد و تنِ خاکی به خاکیان گذارد. این همه روند رو به راست زندگی وی، نه افسانه و حکایت و داستانِ پرمایه از خیال و احساس و عاطفه، بلکه مملو از راستی و درستی و صداقت و حقیقت است. او در داستان زندگی خویش، به راستی و درستی پیش رفت و همه عناصر یک داستان را در زندگی خویش به نمایش گذاشت؛ حتی در همان فرجامین لحظاتی که دوربینِ دشمن طی چهل‌وهفت ثانیه آن را بر پردۀ سینما گذاشت و ثابت ساخت که این دنیای ما، دنیای تمدن نه، که جنگلِ توحش است و عاری از مهر و محبت و مدد و معونت. جنگلی که در آن، هر خوک و خرس با خُرناس، آدم و عالَم می‌درد و با زور و ظلم، هر جور و جنایتی بر آدمیت روا می‌دارد. آن چهل‌وهفت ثانیه را نمی‌شود دید، که مرگِ مرد، دیدنی نیست؛ و نمی‌شود ندید، که نباید به روی زور و ظلم چشم و دل بست. چهل‌وهفت ثانیه‌ای که ابعاد مختلفی از زمانه و زندگی ما را به نمایش می‌گذارد. دنیایی که خیره‌سرانه چشم به روی حقیقت بسته است و گرگان و سگان در سویی و انسانی مظلوم در سویی در مصافی نابرابر، رویاروی هم ایستاده‌اند. در این پرده، همه، جا عوض کرده‌اند؛ دزد و غاصب و غارتگر، ادعای شرف و دفاع و جولان دارد؛ اما مالک و مظلوم، در معرض درد و الم و گرسنگی و تشنگی و مستحق مردن است. از سویی هم این لحظات که پایان زندگی مرد مبارزی را به نمایش می‌گذارد، مایۀ امید است و مباهات و فخر و افتخار؛ چه آن مرد مبارز، نه پنهان است و نه خفته و نه تسلیم. او مرد است و مسلح، و در میانۀ میدان و معرکه ایستاده. نه تفنگ بر زمین گذاشته است و نه دست از مبارزه کشیده است. او در همین لحظات هم، که خود نویسنده‌ای چیره است، سکانس پایانی زندگی خویش را خط نمی‌زند و سلاحی که از کودکی با آن خو گرفته و از آن دم زده است، کناری نمی‌گذارد و عناصرِ داستان زندگی خویش خدشه نمی‌اندازد. چخوف نویسندۀ روسی گفته بود: «نباید در نمایشنامه‌ای تفنگی را به دیوار آویزان کنید و بعد از آن استفاده نکنید. اگر در پردۀ اول تفنگی روی دیوار است، بهتر است در پردۀ سوم از آن استفاده کنید.» مبارزِ قصۀ ما که خود نویسنده بود و فوت‌وفن این امر را به درستی می‌دانست، به راستی، از سلاحی که عمری از آن گفته بود، اینک بهره برد و با آن، سینه، چه که چشم و سر و دل و مغز دشمن را نشانه رفت و بسان زندگی خویش، مرگش را نیز مایۀ مباهاتِ دوست و حیرتِ دشمن ساخت. احمد اخوت که خود کتابی به همین نام (تفنگ چخوف) دارد، می‌نویسد: «این عبارتِ تفنگ چخوف، عالمی دارد: چخوف و تفنگ هر دو در آن حضور دارند... نویسندۀ تفنگ‌دار واقعا نوبر است. من هر چه عکس‌های چخوف را جست‌وجو کرده‌ام او را تفنگ به دست ندیده‌ام.... او گفته اگر تفنگی را به صحنه می‌برید، باید تا پایان نمایش شلیک کنید. یعنی تفنگ بازیچه نیست و نباید به عنوان دکور از آن استفاده کرد.... پس اگر تفنگی را در معرض دید مردم گذاشتید، بهتر است حتما آن را شلیک کنید.» قهرمانِ قصۀ ما اما، همۀ این بایدهای یک داستان را در داستانِ زندگی خویش، به روشنی رعایت کرد و تفنگ چه، که حتی همان چوب و چماقی که در کودکی بر سرِ دشمن شکسته بود، نیز فراموش نکرد و با آن به چشم دشمن حمله کرد. در فرازی دیگر، آنچه از دیدن این نمایشِ کوچک و بعد تصاویر و افلامِ ایستادگی و افتادن و شهادتش در عالمی از تنهایی و سکوت و به دور از خانه و خانواده و زن و فرزند به چشم آمد، درست فرجامین گفتگوی گل‌محمد -شخصیتِ اسطوره‌ای و مردِ میدان مبارزه با زور و ظلم- با جهن - نماینده و نمایش‌گرِ سمتِ جور و جفا و جنایت ماجرا- در فرجامین صفحات کلیدر به یاد می‌آورد، آنجا که دولت‌آبادی قلم می‌گذارد: «جهن هم‌چنان بالا سرِ گل‌محمد ایستاده بود و در پلک‌های نیمه‌باز مرد می‌نگریست. چهرۀ گل‌محمد آغشته به خون بود و روی لب‌هایش خون خشک لایه بسته بود.

🔻ببینید در تصویر چگونه اجساد برادرانمان با وجود کمبود حیوانات بارکش، که برخی از آن‌ها به دلیل گرسنگی یا بمباران مرده‌اند، من
🔻ببینید در تصویر چگونه اجساد برادرانمان با وجود کمبود حیوانات بارکش، که برخی از آن‌ها به دلیل گرسنگی یا بمباران مرده‌اند، منتقل می‌شود. این تصاویر را در حافظه و دستگاه‌های خود نگه دارید و آن‌ها را به فرزندانتان نشان دهید تا حقیقت سگانی را که ادعای انسانیت می‌کنند، اما همگی علیه مردم ما توطئه می‌کنند، بدانند. ای خدا، ما را در یاری رساندن به آنان یاری کن، یاری‌ای که ما را از گناه بی‌تفاوتی برهاند. ✍: دکتر ایاد قنیبی https://chat.whatsapp.com/BgFzFMoVBb02ZRnTlWLjmu

♦️حکم نماز خفتن بعد از نیم شب 🔸پرسیده اند: حکم نماز خفتن بعد از ساعت دوازده شب چیست یعنی قبول میشه ؟؟؟ 🔸الجواب وقت نماز خفتن، تا صبح صادق طلوع نکرده باشد باقی هست، پس باید در هر وقت شب که میسر شد خوانده شود، وتاخیرآن از نیم شب به بعد بدون عذری مانند: مسافرت، بیماری و.. درست می شود اما با کراهت. و اگر عذری وجود داشت، مکروه هم نیست. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسول مدرسه احیاءالعلوم.

💓شرح حدیثی از ریاض الصالحین(22) ♦️عنوان: بهترین راه های مصرف مال 🔸حضرت ثوبان که برده‌ي آزادشده‌ي پیامبر(ص) است از آن حضرت روایت می کند که فرمودند: 🔸«أَفْضَلُ دِينَارٍ يُنْفِقُهُ الرَّجُلُ دِينَارٌ يُنْفِقُهُ عَلَى عِيالِه، وَدِينَارٌ يُنْفِقُهُ عَلَى دابَّتِهِ في سبيلِ اللَّه، ودِينَارٌ يُنْفِقُهُ علَى أَصْحابه في سبِيلِ اللَّهِ» رواه مسلم. ♦️ترجمه: بهترين ديناري که مرد به مصرف مي رساند، ديناريست که براي خانواده اش مصرف مي کند، و ديناري است که بر حیوانش در راه خدا مصرف مي کند، و ديناريست که بر يارانش در راه خدا مصرف مي کند. ♦️کلمات کلیدی دِينَار: کنایه است از هر پول و نیز هر آن چه که ارزش مالی دارد و مصرف می‌شود. در اصول، دینار، نوعی پول با ماهیت طلا و دارای سکه در آن زمان است که واحد پولی رومی‌ها بود و میان عرب‌ها نیز رواج داشت. عِيال: خرج‌خوران؛ آنانی‌که نفقه‌ی شان را بر عهده دارد. دابة: جنبده؛ موجود حیه. منظور از آن وسیله سواری است و در آن زمان از حیواناتی مانند: اسب و شتر و.. به عنوان وسیله سواری استفاده می شد. سبيلِ اللَّه: راه خدا؛ منظور از آن، جهاد با کفار و دشمنان اسلام است. ♦️فواید ایمانی و تربیتی حدیث: از این حدیث مبارک، فواید آتی را می آموزیم: 1. در اسلام وجوه خیری که مال مان را در آن به مصرف رسانیم متعدد و گوناگون است. 2. همه وجوه خیر در مصرف مال به لحاظ اهمیت و فضیلت یکسان نیست؛ از این رو، تلاش کنیم همواره بهترین ها را جستجو کنیم. 3. طبق مقررات اسلامی، تأمین مخارج زندگی همسر و فرزندان بر دوش مرد است و زن مکلف به مصرف چیزی در آن نیست. 4. این از مزایای اسلام و نشانة خوش¬سعادتی یک مسلمان است که حتی انفاق او به فامیل و فرزندان هم برایش مانند صدقه در راه خدا، موجب اجر و پاداش است. 5. این‌که انفاق یک مرد به فامیل و فرزندانش نزد الله متعال این همه به دیده‌ی قدر نگریسته شده و مایة پاداش و درجه قرار گرفته است می‌طلبد تا او هر گز آن را به دید یک تاوان ندیده بلکه با طیب خاطر برای فامیلش مصرف کند؛ بی آن که بر ایشان منت گذاشته و بر رخ شان کشد؛ و نیز آن را از مسیر مشروع به دست آورده و در مصرف آن برای خانواده نیز موازین شرع را رعایت کند تا اجر و پاداشش ضایع نشود. 6. هرگاه انفاق در آبادی خانه‌ی کوچکِ یک مسلمان این همه اهمیت یافته است انفاق در حفظ و آبادماندن خانه‌ی بزرگش که همان وطن و سرزمین اسلامی از گزند دشمنان اسلام باشد چقدر از اهیمت بالایی برخوردار خواهد بود؟ از همین جهت، در این حدیث، بعد از انفاق برای رفاه و آسودگی فامیل کوچک، انفاق در جهادِ فی سبیل الله که پروژه‌ای است به منظور حفظ جامعة اسلامی از تهاجم دشمنان اسلام مطرح شده است. 7. جهاد در اسلام هم به تجهیزات نیاز دارد و هم به جنگاوران قوی و نیرومند. 8. اسلام در پی ایجاد و تقویت روحیة تعاون و فداکاری میان صفوف مجاهدان است؛ امری که رسیدن به پیروزی بدون آن محقق نمی‌شود. ✍ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.

اندرز هفته ــــــــــــــــــــــــــــــــ صالحی را گفتند:
چرا هنگامی که تو سخن می‌گویی، همه گریه می‌کنند؛ اما به سخنان واعظ شهر کسی نمی‌گرید؟!
مرد گفت:
گریۀ مصیبت دیده با گریۀ کسی که به خاطر اجرت می‌گرید، برابر نیست.
#اندرزها #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

بخش‌ دوم: زمانی که رهبری حماس را در غزه در سال ۲۰۱۷ به عهده گرفتم، فقط یک انتقال قدرت نبود؛ بلکه ادامۀ مقاومتی بود که با سنگ شروع شد و با تفنگ ادامه یافت. هر روز درد مردمم را زیر محاصره احساس می‌کردم و می‌دانستم هر قدمی که به سوی آزادی برمی‌داریم هزینه دارد؛ اما به شما می‌گویم: هزینۀ تسلیم شدن بسیار بیشتر است. برای همین، به زمین‌تان مانند ریشه‌ای که به خاک چسبیده است، پایبند بمانید، هیچ بادی نمی‌تواند مردمی را که تصمیم به زندگی گرفته‌اند، از ریشه بکند. در نبرد طوفان الأقصی، من فقط فرماندۀ یک گروه یا جنبش نبودم؛ بلکه صدای هر فلسطینی بودم که رؤیای آزادی داشت. ایمان من این بود که مقاومت فقط یک گزینه نیست؛ بلکه وظیفه‌ای است. می‌خواستم این نبرد صفحه‌ای جدید در کتاب مبارزۀ فلسطینی باشد، جایی که همه جناح‌ها متحد شوند و همه در یک سنگر بایستند، در برابر دشمنی که هرگز بین کودک و پیر، یا بین سنگ و درخت تفاوتی قایل نشده است. طوفان الأقصی نبردی برای ارواح بود پیش از اجساد و برای اراده پیش از سلاح. آنچه به جا گذاشتم، میراث شخصی نیست؛ بلکه میراث جمعی است، برای هر فلسطینی که رؤیای آزادی داشت، برای هر مادری که فرزند شهیدش را روی شانه‌هایش حمل کرد، برای هر پدری که با تلخی برای دخترش که با گلوله‌ای خیانت‌کارانه کشته شد، گریست. وصیت آخرم این است که همیشه به یاد داشته باشید که مقاومت بی‌معنا نیست و فقط گلوله‌ای که شلیک می‌شود نیست؛ بلکه زندگی است که با شرف و کرامت زندگی می‌شود. زندان و محاصره به من آموخت که نبرد طولانی است و راه سخت؛ اما همچنین به من آموخت که مردمی که تسلیم را نمی‌پذیرند، معجزه‌های‌شان را با دستان خودشان می‌سازند. منتظر نمانید که دنیا به شما عدالت بدهد، من زندگی کرده‌ام و دیده‌ام که دنیا در برابر درد ما سکوت می‌کند. منتظر عدالت نباشید؛ بلکه خودتان عدالت باشید. رؤیای فلسطین را در قلب‌های‌تان حمل کنید و از هر زخمی سلاح بسازید و از هر اشکی چشمۀ امید. این وصیت من است: سلاح‌تان را کنار نگذارید، سنگ‌های‌تان را دور نیندازید، شهدای‌تان را فراموش نکنید و بر سر رؤیایی که حق شماست، معامله نکنید. ما اینجا می‌مانیم، در سرزمین‌مان، در قلب‌های‌مان و در آینده فرزندان‌مان. شما را به فلسطین وصیت می‌کنم، به زمینی که تا مرگ عاشقش بودم و به رؤیایی که آن را روی شانه‌هایم مثل کوهی که هرگز خم نمی‌شود، حمل کردم. اگر من سقوط کردم، شما با من سقوط نکنید؛ بلکه پرچمی را که هرگز سقوط نکرده است، به دوش بگیرید و از خون من پلی بسازید تا نسلی که از خاکستر ما متولد می‌شود، قوی‌تر باشد. فراموش نکنید که وطن فقط داستانی نیست که نقل شود؛ بلکه حقیقتی است که باید زندگی کرد و در هر شهیدی که از رحم این زمین متولد می‌شود، هزار مقاوم به دنیا می‌آید. اگر طوفان بازگشت و من در میان شما نبودم، بدانید که من اولین قطره در امواج آزادی بودم و اینکه من زنده ماندم تا شما را ببینم که مسیر را ادامه می‌دهید. خاری در گلوی‌شان باشید، سیلی که عقب‌نشینی نمی‌شناسد و آرام نمی‌گیرد تا زمانی که جهان اعتراف کند که ما صاحبان حق هستیم و فقط اعدادی در اخبار نیستیم. 📋وصیت شهید قهرمان یحیی السنوار ✍نویسنده: شهید یحیی السنوار 📝مترجم: هیوا راشدی

‍ ‍ وصیت‌نامه شهید یحیی سنوار بخش‌اول: من یحیی هستم، فرزند پناهنده‌ای که غربت را به وطن موقتی تبدیل کرد و رؤیا را به مبارزه‌ای ابدی. در حالی که این کلمات را می‌نویسم، هر لحظه از زندگی‌ام را به یاد می‌آورم: از کودکی‌ام در میان کوچه‌ها تا سال‌های طولانی زندان و هر قطره خونی که روی خاک این سرزمین ریخته شد. من در سال ۱۹۶۲ در اردوگاه خان یونس به دنیا آمدم، زمانی که فلسطین خاطره‌ای تکه‌پاره و نقشه‌هایی فراموش‌شده روی میز سیاست‌مداران بود. من مردی هستم که زندگی‌ام در میان آتش و خاکستر شکل گرفت و زود فهمیدم که زندگی زیر سایۀ اشغال چیزی جز زندان دایم نیست. از کودکی دریافتم که زندگی در این سرزمین عادی نیست و هر کسی که اینجا به دنیا می‌آید باید در قلبش سلاحی شکست‌ناپذیر حمل کند و بداند که راه آزادی طولانی است. وصیت من به شما از همین‌جا شروع می‌شود، از آن کودکی که اولین سنگ را به سمت اشغالگر پرتاب کرد و آموخت که سنگ‌ها اولین کلماتی هستند که در برابر جهانی که در برابر زخم ما سکوت می‌کند، بیان می‌کنیم. در خیابان‌های غزه آموختم که انسان به سن و سالش سنجیده نمی‌شود؛ بلکه به آنچه برای وطنش انجام می‌دهد و این چنین بود زندگی من: زندان‌ها و نبردها، درد و امید. اولین‌بار در سال ۱۹۸۸ به زندان افتادم و به حبس ابد محکوم شدم؛ اما هرگز راهی برای ترس پیدا نکردم. در آن زندان‌های تاریک، در هر دیوار پنجره‌ای به افق دور می‌دیدم و در هر میله‌ای نوری که راه آزادی را روشن می‌کرد. در زندان آموختم که صبر فقط یک فضیلت نیست؛ بلکه سلاحی است، سلاح تلخ، مانند کسی که قطره قطره دریا را می‌نوشد. وصیت من به شما این است: از زندان نترسید، زندان فقط بخشی از راه طولانی ما به‌سوی آزادی است. زندان به من آموخت که آزادی فقط یک حق سلب‌شده نیست؛ بلکه ایده‌ای است که از درد متولد می‌شود و با صبر صیقل می‌خورد. زمانی که در معاملۀ «وفاء الأحرار» در سال ۲۰۱۱ آزاد شدم، همان آدم قبلی نبودم؛ قوی‌تر شده بودم و ایمانم بیشتر شده بود که آنچه ما انجام می‌دهیم فقط مبارزۀ گذرا نیست؟ بلکه سرنوشتی است که آن را تا آخرین قطرۀ خون‌مان به دوش می‌کشیم. وصیت من این است که به سلاح، به کرامتی که قابل مصالحه نیست و به رؤیایی که هرگز نمی‌میرد، پایبند بمانید. دشمن می‌خواهد ما از مقاومت دست برداریم و مسئلۀ ما را به مذاکراتی بی‌پایان تبدیل کند؛ اما من به شما می‌گویم: بر چیزی که حق شماست مذاکره نکنید. آن‌ها بیشتر از سلاح شما، از ایستادگی شما می‌ترسند. مقاومت فقط سلاحی که در دست داریم نیست؛ بلکه عشقی است که به فلسطین در هر نفسی که می‌کشیم داریم. اراده‌ای است که می‌خواهیم بمانیم، با وجود محاصره و تجاوز. وصیت من این است که به خون شهدا وفادار بمانید، به کسانی که رفتند و این راه پر از خار را برای ما گذاشتند. آن‌ها راه آزادی را با خون‌شان هموار کردند، پس آن فداکاری‌ها را در حساب سیاست‌مداران و بازی‌های دیپلماتیک به هدر ندهید. ما اینجا هستیم تا کاری که پیشینیان آغاز کرده‌اند ادامه دهیم و هرگز از این راه منحرف نخواهیم شد، هرچقدر هم که برای ما هزینه داشته باشد. غزه بود و خواهد ماند، پایتخت مقاومت و قلب فلسطین که هرگز از تپش نمی‌افتد، حتی اگر زمین بر ما تنگ شود.

ما یکی نه‌ایم، هزاریم با آخرین فشنگ، با آخرین سلاح در آخرین نفس‌های حیات در آخرین رمق... به سمت ظلم و تاریکی دستی بینداز عصایی پرت کن! شاید عصایت از جنس عصای موسی باشد شاید نیل را شکافت و فرعون و هامان را فرو بلعید! باشد که بار دیگر، همه با هم در قبله‌ی اولمان نماز صبح بخوانیم...
راسخ
🌐در شبکه های اجتماعی همراه ما باشید:FacebookTelegram⭐ 🌐Web