uz
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 157
Obunachilar
-124 soatlar
-67 kunlar
+1130 kunlar
Postlar arxiv
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🏷️ راه پیامبران... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ نشر آرامش در لحظات نگرانی، روش پیامبران است. حضرت یوسف علیه‌السلام به برادرش گفت: لاتَبتئس/ناراحت نباش! حضرت شعیب علیه‌السلام به حضرت موسی علیه‌السلام گفت: لاتَخف/نترس! حضرت محمد ﷺ به حضرت ابوبکر رضی‌الله عنه گفت: لاتَحزن/غمگین نباش! ✍️ ایمن العتوم #اندیشه‌ها @ayman_Alotoom

♦️مشهورترین سخنانی که ملحدان و ستمگران در لحظه مرگ خود گفته‌اند: 1. سزار بورجیا: «در طول زندگی‌ام برای هر چیزی آماده بودم، جز مرگ. و اکنون که می‌میرم، برای آن هیچ آمادگی ندارم.» 2. توماس هابز (فیلسوف سیاسی): «در آستانه پریدن به تاریکی هستم. اگر اکنون تمام جهان را در اختیار داشتم، آن را می‌دادم تا فقط یک روز دیگر زنده بمانم!» 3. توماس پین (نویسنده ملحد سده هجدهم): «خواهش می‌کنم مرا تنها نگذارید! ای خدای من، چه کرده‌ام که مستحق چنین عذابی باشم؟ اگر همه دنیا و مانندش را داشتم، در برابر این رنج می‌دادم. تنهایم نگذارید، حتی اگر کودکی کنارم باشد... من در آستانه دوزخم! من همکار شیطان بودم!» 4. سِر توماس اسکات (مشاور انگلیسی، درگذشته ۱۵۹۴م): «تا همین لحظاتی پیش، به وجود خدا یا دوزخ باور نداشتم، اما اکنون وجودشان را حقیقتاً احساس می‌کنم. در آستانه عذاب هستم، و این عدالت قضای الهی است!» 5. ولتر (فیلسوف فرانسوی، درگذشته ۱۷۷۷م)، خطاب به پزشک معالجش «فوشن» گفت: «خدا و مردم مرا رها کردند! نیمی از دارایی‌ام را به تو می‌دهم اگر مرا شش ماه دیگر زنده نگه‌داری. من مرده‌ام و به سوی جهنم خواهم رفت!» 6. پرستار ولتر گفت: «اگر همه ثروت‌های اروپا را به من می‌دادند، باز نمی‌خواستم مرگ انسانی ملحد را ببینم، همانند مرگ او. تمام شب با فریاد، آمرزش می‌طلبید!» 7. دیوید هیوم (تاریخ‌نگار اسکاتلندی و ملحد، درگذشته ۱۷۷۶م): کسی که در لحظه مرگش حضور داشت، گفت: «فریاد می‌زد: آتش‌ها با شعله‌هایشان مرا می‌سوزانند! آن‌چنان ناامید و مأیوس بود که دل هر بیننده‌ای را به درد می‌آورد.» 8. ناپلئون بناپارت (امپراتور فرانسه که برای عطش سلطه و عظمت‌طلبی، میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستاد): «اینک من، پیش از زمانم می‌میرم و به دل خاک بازمی‌گردم، در حالی‌که بزرگ‌ترین امپراتور بودم. چه تفاوت عظیمی‌ست میان هاویه‌ای که اکنون در آن سقوط می‌کنم، و بهشت جاودانی!» 9. سِر فرانسیس نیوبرت (رئیس انجمن ملحدان بریتانیا)، خطاب به اطرافیانش بر بستر مرگ گفت: «به من نگویید خدایی نیست! من اکنون در حضور او هستم. نگویید دوزخی نیست، من حس می‌کنم که در آن فرو می‌غلطم! وای بر من! سخنانتان را فرو خورید... من گم‌شده‌ام! این آتش است! اگر هزار سال می‌زیستم، باز منکر آن می‌شدم. و اگر میلیون‌ها سال بگذرد، از عذاب آن رهایی نمی‌یابم! آه... آه... این است آتش دوزخ!» 10. شاه شارل نهم (پادشاه فرانسه که در سال ۱۵۷۲م، ده‌ها هزار پروتستان مسیحی را به جرم اختلاف مذهبی قتل‌عام کرد): در لحظات مرگ به پزشکانش گفت: «کسانی را که کشته‌ام، می‌بینم که از برابر چشمانم می‌گذرند، در حالی‌که زخم‌هایشان خون‌چکان است و به من اشاره می‌کنند! من سرنوشت خود را می‌بینم... من خطا کردم! به ابدیت سپرده شدم!» 11. دیوید اشتراوس (نویسنده ملحد آلمانی، درگذشته ۱۸۷۴م): در هنگام مرگ گفت: «فلسفه‌ام مرا فریب داد! احساس می‌کنم که میان دنده‌های یک ماشین چرخ‌دنده‌دار گیر افتاده‌ام و نمی‌دانم در کدام لحظه مرا خرد خواهد کرد!» 12. در مصاحبه‌ای با مجله آمریکایی «نیوزویک»، دختر دیکتاتور کمونیست شوروی «ژوزف استالین» درباره لحظه مرگ پدرش گفت: «مرگ پدرم وحشتناک بود. ناگهان چشمانش را گشود، با نگاهی دیوانه‌وار و خشمگین به اطرافیان خیره شد، و با دست چپ خود به چیزی در بالای سر ما اشاره کرد، گویی در حال تهدید بود. سپس جان داد...» 13. آنتون لاوی (بنیان‌گذار کلیسای شیطان‌پرستی و نویسنده کتاب «انجیل شیطان»، درگذشته ۱۹۹۷م)، در لحظات مرگش فریاد می‌زد: «چه کرده‌ام؟! اشتباه بسیار بزرگی مرتکب شده‌ام!» و از خدای متعال طلب آمرزش و بخشش می‌کرد! --- ﴿فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ﴾ «پس پرده‌ات را کنار زدیم، و امروز دیدگانت تیزبین شده‌اند!» [سوره ق، آیه ۲۲] بارالها! از تو عفو و عافیت و نجات پایدار در دین و دنیا و آخرت را مسئلت داریم.

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔸دوست!! وقتی تنهاییم ... دنبال دوست می گردیم ... وقتی پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش میگردیم ! وقتی که از دستش دادیم، در تنهایی دنبال خاطراتش می کردیم ...! مراقب قلب ها باشیم ... هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند! سپاس ازشما که بهترین هستید ! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎

ـــــــــــــــــــــــــــــ دزدیدنِ دزد! باری دزدی به خانۀ مالک بن دینار رحمه‌الله وارد شد و در آن چیزی نیافت تا بدزدد. سپس مالک وی را ندا داد که این‌جا چیزی از مال و منال دنیا نخواهی یافت؛ اما آیا به چیزی از امور آخرت رغبتی داری تا به اختیارت قرار دهیم؟ مرد گفت: بله. مالک بن دینار رحمه‌الله گفت: وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان. دزد بلند شد، وضو گرفت، دو رکعت نماز خواند و رفت. بعد از ادای نماز صبحِ همان شب، مرد به نزد مالک بن دینار رحمه‌الله آمد و گفت: «به خداوند سوگند، دیگر به آن کار و کردار بر نخواهم گشت.» سپس راهش را گرفت و رفت. مالک بن دینار رحمه‌الله هرگاه از این حکایت لب به سخن می‌گشود، می‌گفت: «خداوند رحمتش کند، او آمد از ما دزدی کند؛ اما ما او را دزدیدیم.» #این_روزها #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

#اطلاعیه: آشپزخانه موسسه خیریه احساس فردا در مرز اسلام‌قلعه فعال می‌شود و روزانه برای سه‌هزار مهاجر برگشتی از #ایران غذای گرم
#اطلاعیه: آشپزخانه موسسه خیریه احساس فردا در مرز اسلام‌قلعه فعال می‌شود و روزانه برای سه‌هزار مهاجر برگشتی از #ایران غذای گرم تهیه و توزیع خواهد کرد. از تمامی هموطنان، تاجران خیر و نهادهای بشردوست دعوت می‌شود تا با کمک‌های نقدی و جنسی خود، در این برنامه بزرگ انسانی سهیم شوند. برای اطلاعات بیشتر و هماهنگی جهت ارسال کمک‌ها با ما در تماس باشید. 0093791700630 0093780241717 @Ehsasherat

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔸 اندرزهای زندگی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اندرزِ شصت‌ونهم! آیا ما می‌خواهیم امت و ملتی باشیم که جهان را رهبری کند؟ رسیدن به این خواسته و انجام این امر بسیار ساده و در عین حال بسیار پیچیده است. فقط لازم است نخستین کلمه‌ای را که در کتاب ما فرود آمده است، در زندگی خویش تطبیق کنیم؛ کلمۀ «بخوان» را. هنگامی که از ولتر در مورد کسانی که جهان و بشریت را رهبری خواهند کرد پرسیده شد، گفت: «آنان کسانی هستند که می‌دانند چگونه بخوانند!» می‌دانید امروزه کدام ملت بیشترین سرانۀ مطالعه را در جهان دارد؟ یهودی‌ها؛ بله، آنان بیشترین سرانۀ مطالعه را در  جهان دارند. می‌بینی؟! آن‌ها امروزه بر جهان حاکم‌اند و آن را رهبری می‌کنند. ✍️ ایمن العتوم 📖 هذه سبیلی #اندرزها @ayman_Alotoom

ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ نامه‎ی خونین برای باریکه‎ی خون! 📄 نوشتۀ برگزیدۀ سطح عالی مسابقۀ آزادنویسی برای غزه! ✍️ نوشتۀ محمد عظیم احمدی طالب‌العلم صنف دهم مدرسه احیاءالعلوم هرات این آخرین نامه‎ای نیست که برایت می‎نویسم، با شرافت جنگیدی، گاهی شریفان هم شکست می‎خورند؛ اما تو شکست نخوردی، بلکه پیروز و پیروزتر شدی. باز هم می‎گویم با شرافت جنگیدی. ای آن‎که در برابر کفار که صدم صدم ایشان هم به حساب نمی‎آیی، با شرافت جنگیدی! اما باز هم با این همه پیروزی از دست دوستانت شکست خوردی، اما با این شکست باز هم با شرافت جنگیدی. برای تاکید می‎گویم: ای آن‎که در قلبم جای گرفته‎ای و برای بیرون رفتن مثل یوسف باید هفت قفل را بشکنی، نباید سست شوی که هر دوی ما می‎بازیم. توکل‌ات را بر الله قادر بنما که فقط الله می‎تواند شکستت را به پیروزی مبدل کند. دوستت دارم، چون‎که با شرافت جنگیدی؛ اما چه کنم که از دستم جز دعا چیزی بر نمی‎آید. باز هم تاکید می‎کنم: ای آن‎که در قلبم جای گرفته‎ای و برای بیرون رفتن از قلبم نشود که مثل همسایگانت که برایت کمک نکردند شوی و دست دوستی با کفار دراز کنی! باز هم می‎گویم: با شرافت جنگیدی! ای آن‎که با غم تو قلبم به تپش آمده و سوزش، مرا هَی ضعیف می‎کند! ای تو، ای غزۀ خونین، ای جایگاه شهداء و مقربین درگاه خدا، ای جایگاهت عزت، ای آن‎که شب و روز برایت دعا خواهم کرد. دوستت دارم چون با شرافت جنگیدی. سلامم برسد برای رهبرانت که جان خود را فدای تو و دین الله نمودند. و باز هم بدان این آخرین نامه‎ای نیست که برایت می‎نویسم! #برای‌غزه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from امروز...
ـــــــــــــــــــــــــــــ ابراهیم بن ابی‌عبله می‌گوید: «هشام بن عبدالملک خواست مرا به عنوان مسؤول جمع‌آوری خراج مصر مؤظف کند، اما من نپذیرفتم. خلیفه بر من خشم گرفت، تا جایی که رنگ صورتش سرخ شد و با عصبانیت گفت: به هر حال باید این امر را بپذیری؛ چه بخواهی چه نخواهی! اندکی درنگ کردم تا خشم خلیفه دور شد، سپس گفتم: اجازه می‌دهید سخنی بگویم؟ خلیفه گفت: بفرما! گفتم: خداوند متعال در کتاب عزیز خویش می‌فرماید: {إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا} یعنی: «ما امانت (اختیار و اراده) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها (و همۀ جهان خلقت) عرضه داشتیم، آن‌ها از پذیرش امانت خودداری کردند...» به خدا سوگند ای امیرالمؤمنین! هنگامی که آسمان‌ها و زمین از پذیرش مسؤولیت سر باز زدند، خداوند بر آن‌ها خشم نگرفت و عقوبت‌شان نکرد و نه هم آنان را به زور وادار به پذیرش این مسؤولیت کرد. حالا من هم با نپذیرفتنِ مسؤولیت، شایستۀ خشم خلیفه نیستم و نه بایسته است این مسؤولیت با اکراه بر من تحمیل شود. سپس خلیفه خندید و از من در گذشت.» #امروز... #این_روزها @Em_Roozam

دو امانت الهی... ـــــــــــــــــــــــــــــ روز و شب، دو امانت الهی هستند که عدم استفادۀ درست از آن، به مثابۀ خیانت در آن دو است. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ برای غزه! 📄 نوشتۀ برگزیدۀ سطح عالی مسابقۀ آزادنویسی برای غزه! ✍️ نوشتۀ مبین سروری طالب‌العلم صنف دوازدهم مدرسه احیاءالعلوم هرات غزه؛ نامی قرین با اشک و خون، غم و درد، با رنج و مشکلات، با کوله‎باری از حسرت‎های مانده به دل، جایی‎که تا خواسته باشی خبری در موردش بخوانی، از قبل می‎دانی که چه قرار است. ببین، می‎دانی که قرار است کودکی ببینی بر روی دستان مادرش خوابیده و به خواب ابدی و مادر جگرسوخته که با دیدن فرزند بی‎جانش همۀ کاخ خوشی که با فکر به آیندۀ او بنا نموده بود، فرو ریخته است و چه بسا و چه بسیار خانه‎هایی می‎بینی که چون گورهای جمعی ساکنان‌شان را با خروارها خاک بر روی‌شان در آغوش گرفته‎اند. غزه، جایی‎که در کوچه‌پس‌کوچه‎ها و در دشت و دمن آن می‎توان پوچی آن همه حرف و سخن مدعیان حقوق بشر و به اصطلاح بیرق‌داران دموکراسی را دید. مگر حقوق بشر کشتن کودک شیرخوار است و یا مادر نشسته به داغ فرزندش و یا پدری که از سرزمین و نوامیس و مقدساتش دفاع می‎کند. و غزه جایی‎که ظلم نمود دیگری یافته است و بهای انسانیت ضرب در صفر گشته است. همین دیروز در اخبار دیدم که می‎گفتند: از آغاز جنگ هفتم اکتوبر تاکنون بیش از صد هزار تن مواد منفجره بر سر مردم غزه آوار کرده‌اند. مگر نه این است که این‎ها هم انسان هستند و حق زیستن دارند؟ مگر نه این است که این‎ها خانواده‎هایی هستند متشکل از پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند و عیال؟ و هر کدام دارای آرزوها و برنامه‎هایی برای زندگی؟ مگر ارزش این‎ها به اندازه‌ی حیوانات هم نیست که سالانه میلیاردها دلار صرف محافظت و نگهداری از آن‎ها می‎کنند؛ در حالی‎که میلیاردها مصرف می‎کنند تا مردم غزه را به خاک و خون بکشند و آن‎ها را بی‎خانمان کنند؟ این‌همه جنایت در حالی صورت می‎گیرد که سر و صدای رسانه‎ای و ادعاهای حقوق بشر غرب و آمریکا گوش جهانیان را کر کرده است. این چه حقوق بشری است که مخصوص غربیان است و کودکان مظلوم غزه از آن بی‎بهره‌اند؟! ای غزه! ای که همیشه شعارهای دروغین را در خاک خود دفن کرده‎ای و چشم و گوش ما را باز نموده‎ای، دیگر دانستیم که انسانیت مرده است و عرب‌ها و سردم‌داران‌شان اجساد بی‎روح و بی‎احساس‌اند و غرب سرزمین وحشیان و درندگان است و مسلمانان به خواب عمیق غفلت فرو رفته‌اند. و ای ابطال و دلیرمردان غزه و ای شیر زنان و ای کودکان! ای قهرمانان کوچک غزه به مبارزه و سلحشوری‌تان با صلابت ادامه دهید و هرگز ناامید نشوید؛ زیرا تنها پاداش شما پیروزی در دنیا و فلاح و رستگاری در عقبی است، و سزای حکام کشورهای اسلامی که گوش کر خو را به طرف شما کرده‌اند، خواری و خفت در دنیا و رنگ‌زردی و سر به‎زیری در آخرت و در پیشگاه عدل الهی می‎باشد. تقدیم به چشمانت ای غزه! #برای‌غزه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from امروز...
‍ ‍ ـــــــــــــــــــــــــــــ 📚 معرفی کتاب 📖 کتاب: عصر زرّین تمدن اسلام 👤 مؤلف: دکتور مصطفی سباعی ✍️ مترجم: احمدذکی خاورنیا 🖨️ناشر: انتشارات رسالت 🗒️ موضوع: ویژگی‌های تمدن اسلامی و مقایسۀ آن با تمدن غربی «تمدن اسلامی زمانی ظهور کرد که جهان در تاریکی جهل و نادانی عمیق فرو رفته بود و مردم جهان در فضایی مملو از وحشت و خوف و هراس به سر می‌بردند، نه کتابی بود که آن‌ها را هدایت کند و نه مصلحی وجود داشت که زندگی آن‌ها را سر و سامان بخشد. اما با ظهور این تمدن، تحولات چشم‌گیری در عرصۀ جهان، رونما گردیده و حیات بشر سامان دیگری پیدا نمود. این تمدن جوان در عین این‌که حلقۀ اتصالی بود میان دنیای قدیم و جدید، نقطۀ پایانی بود بر حیات تمام تمدن‌های گذشته و سرآغاز حیاتی نو برای بشر. با توجه به اهمیت این موضوع، نویسندگان و مؤلفان مخلص از میان امت اسلامی به پا خاسته و با احساس مسؤولیت دست به قلم برده تا در راستای آن به ادای تکلیف بپردازند و راه روشنی را فراروی انسان‌ها به ویژه کسانی که زرق و برق تمدن غربی آن‌ها را فریفته و بسان عروسک‌ها با فکر و اندیشۀ آن‌ها بازی می‌کند، قرار دهند و اتمام حجتی نیز بر آنان کرده باشند. کتاب عصر زرّین تمدن اسلامی که از جمله آثار دانشمند بزرگ جهان اسلام دکتور مصطفی سباعی است، در نوع خود بی‌نظیر بوده و محتوای آن مجموعه‌ای از اندوخته‌ها و سال‌ها تجربه و فعالیت در راه دعوت اسلامی می‌باشد. مؤلف در این کتاب کوشیده است تا تصویری از جهان غرب برای خوانندگان ترسیم کند. او با سفرهای علمی‌ای که به این دیار داشته، تمدن غربی را با همه ساز و برگش از نزدیک مشاهده کرده است که این خود به ارزش محتوای این کتاب می‌افزاید. این کتاب چنان‌چه از نامش پیداست، در بارۀ ویژگی‌های تمدن اسلامی و تحول بزرگی که این تمدن ایجاد کرده سخن می زند و در مقایسه‌ای میان تمدن اسلامی و تمدن غربی، آینده را در قلمرو اسلام می‌داند و تمدن غربی را در عین حالی که وامدار تمدن اسلامی تلقی می‌کند، تمدنی رو به سقوط و زوال می‌شمارد. نویسنده در این کتاب کوشیده با توجه به تجربیات و مشاهدات خود، قرائتی منتقدانه از غرب و تمدن غربی ارایه کند. اهمیت کتاب مزبور در این است که نویسندۀ آن خواسته با خون‌سردی و حوصله‌مندی و به صورت مستند و مدلل، کاستی‌ها و مشکلات تمدن غربی را بازگو کرده و وجوه عظمت و امتیاز تمدن اسلامی را با توجه به شواهد و دلایل تاریخی برملا کند. با خواندن این کتاب ارزشمند، در خواهیم یافت که برخلاف تصور برخی از ساده‌لوحان و ساده‌اندیشان، تمدن غربی بر خلاف ظاهر زیبایش از بیماری‌های عدیده‌ای رنج می‌برد، و اسلام مدنیت‌ستیز نیست. البته این هم هست که دریغ‌مندانه عمل‌کرد عده‌ای از مسلمان‌نماها بهانه‌ای به دست دشمنان داده تا با تمام توپ‌خانۀ جنگی خود بر ضد اسلام بسیج شوند و همۀ زشتی‌ها و پلشتی‌ها را به اسلام نسبت دهند.» ✍️ عبدالرحمن عزام 📖 ماهنامهٔ معرفت؛ شمارهٔ ۴۶۸ #امروز... #کتابستان #معرفی_کتاب @Em_Roozam

Repost from الفباء
ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ «مَن فاتَ سَبْتُه فاتَ سَبْعُه»؛ هر که شنبه‌اش از دست رفت، هفته‌اش را باخته است ✍️ ولی الله رفیعی 🔹برای نخستین‌بار این جمله را از حضرت استاد مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی حفظه‌الله شنیدم. شاید یک جملهٔ ساده به‌نظر آید، اما این فقط یک جملهٔ ساده نیست، بلکه یک زنگ بیدارباش است برای همه‌ٔ ما، به‌ویژه برای آنانی که مسئولیت آموزش و هدایت را بر دوش دارند. 🔹شنبه، فقط آغاز هفته نیست، آغاز برنامهٔ زندگی است. اگر شنبه را با انگیزه، حضور جدی، برنامه‌ریزی روشن و نیتِ رشد شروع کنیم، انگار بذر موفقیت را در دل تمام روزهای هفته کاشته‌ایم، اما اگر شنبه را با غیبت، بی‌حوصلگی یا بی‌برنامگی ازدست‌بدهیم، انگار قطار هفته‌مان از ریل خارج شده و تا آخر هفته باید بدویم تا جمع‌وجورش کنیم. 🔹برای یک استاد، شنبه یعنی سوت آغاز یک مأموریت تازه. یعنی امیدِ نگاه‌های جوان، ذهن‌های آماده، و دل‌هایی که منتظر جرقه‌اند. اگر این روز طلایی را جدی نگیریم، ممکن است چراغ تمام هفته‌ را خاموش کرده باشیم. 🔹پس بیایید شنبه‌ها را دریابیم؛ مثل آغاز یک مسابقه، مثل طلوعی دوباره، با عزمی راسخ و دلی پرشور. چون وقتی شنبه‌ات را محکم و پربار شروع می‌کنی، هفته‌ات هم رنگ پیشرفت می‌گیرد. و این یعنی گامی به سوی ساختن آینده‌ای بهتر برای خودت، برای شاگردانت، و برای جامعه‌ای که به روشنی علم نیاز دارد. 💠چطور شنبه را به سکوی پرتاب هفته‌ات تبدیل کنی؟ ۱. صبح شنبه زودتر از همیشه بیدار شو. زود بیدار شدن یعنی یک گام جلوافتادن از بی‌نظمی و کسالت. چند دقیقه سکوت، دعا، مطالعه یا ورزش سبک می‌تواند معجزه کند. ۲. لباس خوب بپوش، با آمادگی برو سر کلاس. ظاهر آراسته نه فقط احترام به دیگران است، بلکه احترام به خودت و شروع قدرتمند هفته است. ۳. با انگیزه وارد کلاس شو. لبخند بزن، انرژی مثبت بده، با اولین جمله‌ات جرقه بزن. دانشجوها حال تو را می‌فهمند؛ حال خوب تو، حال کلاس را می‌سازد. ۴. برنامهٔ دقیق هفتگی داشته باش. از شنبه تکلیف بده، هدف مشخص کن. وقتی شنبه پرانرژی است، طلاب/ دانشجوها هم هفته‌شان را جدی‌تر می‌گیرند. ۵. برای خودت هم هدف بگذار. شنبه‌ها یک برنامهٔ کوچک رشد شخصی داشته باش؛ مطالعه، نوشتن، یک یادداشت علمی یا حتی شنیدن یک پادکست. #رهنمود_زندگی @Alefba99 | الفباء

تواضع... ـــــــــــــــــــــــــــــ بزرگی در تواضع و فروتنی به دست می‌آید. #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa