uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣

𝘿𝙖𝙞𝙡𝙮-𝙀𝙨𝙣

Kanalga Telegram’da o‘tish

- بسم‌اللھ🫀- ‌بیا باهم راجبش چایی بخوریم لینک ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=256505277 من، احسان دهقانی هستم و اینجا چند ساله که می‌نویسم. امری سخنی. @Esn_dehqani

Ko'proq ko'rsatish
400
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
تو شبو از من گرفتی.m4a6.52 KB

نشد..mp34.86 MB

حاضر و آماده بودم هر زمان میخواستی جان مهیا بود ، کافی بود جان میخواستی! خوب میدانی که هرگز نه نمیگفتم اگر خانه ای حتی میان آسمان میخواستی بهترین نوع خودم بودم ، ولی بی نقص نه واقعیت بودم اما داستان میخواستی به خیالم قهرمان قصه ات بودم ولی احتمالا قصه ای بی قهرمان میخواستی تکیه گاهی مطمئن میشد بمانم تا ابد خواستم دیوار باشم ، نردبان میخواستی من تو را از جان خود هم بیشتر میخواستم تو ولی من را کنار دیگران میخواستی خدمت از من باشد و لطف تو سهم دیگری! خر و خرما را همیشه همزمان میخواستی دست و دلبازیم را بگذار پای عاشقیم من گران بودم ، تو من را رایگان میخواستی ٬٬هما سعادت٬٬

بریم واسه یه شعر تراز..

دلم میخواست یه فضایی وجود داشت، اهالی شعر و ادبیات میشستن کنار هم و مشاعره می‌کردن.

« روز اول که به استاد سپردند مرا؛ همگان را خرد آموخت، مرا مجنون کرد»

«سرو آزاد شد آن‌دم که ثمر هیچ نداد بی‌ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمری»

آدم هر چقدر پخته‌تر می‌شه، سر و صداشم کمتر می‌شه.

-بعضی وقت‌ها به یکی نیاز داریم ما رو از دست خودمون نجات بده. +میای همدیگرو نجات بدیم؟ سجادصابر

[ از دَهن افتاده‌یِ ما نوُشِشـان ] . . .

بسیاری از ما نمی‌توانیم رویاهایمان را زندگی کنیم، زیرا در حال زندگی کردن ترس هایمان هستیم.

لز براون یه جمله معرکه ای داره که باید روش کلی فکر کرد:

دست از مهربونیِ دعوت نشده بردار؛ اجازه بده ازت بخوان کاریو انجام بدی و بعد انجامش بده تا قدرش رو بدونن..؛

اونی که میگفتی نبودی.

شبا شاید بتونه یکم ترمز منو بکشه اما صبح که میشه با سرعت هزار خودمو باز میکشم بالا چون ما محکومیم به اینکه نباید کم آورد. نباید جا زد. همین الانشم کلی عقبیم اگه دیر بجنبیم. باید امیدوار بود. بایدیه. من دوست دارم که امیدوار باشم و خوشبین. و هستم.