سُها
Kanalga Telegram’da o‘tish
مجله هنری سُـها به سرپرستی الف صاد مدیریت: صدرا غلامی دبیر هنری : سینا رزاقی ( رزآق ) راه دیگر @AlefSad_Razagh @Pezharah
Ko'proq ko'rsatish6 923
Obunachilar
-1324 soatlar
-677 kunlar
-20030 kunlar
Postlar arxiv
6 923
#معرفی_کتاب
خیانت
نویسنده : پائولو کوئلیو
روایتی زیبا و غم انگیز از زندگی زناشویی ؛ به جرات میتوان گفت یکی از رندانه ترین آثار در زمینه تصویرسازیست ، وقتی واقعیت زندگی را فراموش میکنیم ؛ به داشته هایمان توجهی نداریم و مدام به فکر تغییر زندگی هستیم ، روایتی جذاب از عاقبت ایده آل گرایی افراطی و حجوم یک افسردگی پنهان به ریشه فردی و جمعی خانواده ، پائولو کوئیلو در کتاب خیانت ساده ترین اتفاقات یک زندگی زناشویی را برسی کرده است و نشان میدهد که چگونه کوچک ترین مسائل و عدم توجه به آن باعث ایجاد جدی ترین مشکلات پنهان در زندگی زناشویی میشود ، و همان مشکلات پنهان میتواند هر یک از دو ستون یک خانواده را به سمت خیانت سوق دهد ؛
الف صاد
- سها -
6 923
آیدین گفت :
خانوم سورملینا اجازه میدهید
من شمارا دوست داشته باشم ؟
سورمه ایستاد لبخند زد
و زبانش را به آرامی به لب بالا کشید و گفت :
اختیار دارید.
- سمفونی مردگان -
6 923
بدون توجه به اینکه حدود یک ساعت پیش قهوه خورده یه قهوه دیگه سفارش داد و سیگارش رو روشن کرد و از جواد خواست که ترک nascense از Austi رو پخش کنه... از بدو ورود به تهران عمیقا احساس میکرد که گویا یک سریال با ششصد فصل شروع شده بود و اون محکوم به بازیگری به عنوان نقش اول سریال بود ، اما الان پیام کارگردان این بود که شخصیت مکمل سریال وارد فیلم شده و باید قهرمان داستان شروع به ماجراجویی کنه....
#ساعتی_که_تهران_خواب_بود
6 923
و من خلق شدم پس از تو در جهانی که آسمانش همیشه ابریست یک شهر دارد به اسم جنون ، و یک خیابان به اسم لرز ، شهری که مردم آن محکوم به سیرابی شکمی پر هستند اما غذایی جز غم ندارند ، شهری که آفتابش همیشه در حال غروب است و عطر فروش ها دو بو به نام نیکوتین و درد میفروشند... مادران این جهان هر شب به تمنای قطع
سرفه ها و اشک فرزندانشان گیس میبرند ، و در تاق اتاق این پیر های فرسوده خوابشان میبرد...شهری که محکوم به لبخندم لبخندی نه برای شادی روحم ، بلکه لبخندی برای آرام روح خانواده ام ، شهری که همیشه باید چشمم باز باشد ، گوش هایم آگاه و بویایی ام سگ صفت که گه گاهی نشانی از چشمانت ، یادگاری از صدایت و حس زیبایی اما غریب از بوی بناگوشت احساس کنم تا لازمات دارو های شبانه ام
تامین شود که بلکه یک شب دیگر زنده بمانم ، و نقشی زیبا از دل تنگم را برایت بنویسم ، گرچه زندگی در این شهر سخت و طاقت فرساست ، ولی زنده ایی در خیال و خاطراتم و همین بس است مرا
برای شیرین ترین زندگی ؛
- الف صاد -
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
