uz
Feedback
سُها

سُها

Kanalga Telegram’da o‘tish

مجله هنری سُـها به سرپرستی الف صاد مدیریت: صدرا غلامی دبیر هنری : سینا رزاقی ( رزآق ) راه دیگر @AlefSad_Razagh @Pezharah

Ko'proq ko'rsatish
6 923
Obunachilar
-1324 soatlar
-677 kunlar
-20030 kunlar
Postlar arxiv

گر به غارت میبری دل باک نیست   دل تو را باد و جگرخواری مرا.... - عطار نیشابوری -

و تو خود را میان انبوهی از دوست نداشتن ها ، فراموشی ها ، غم ها ، تیرگی ها و تمام صمیمیت های پوشالی می‌یابی. میان همه‌ی آوار گناه ، خشم ، شرم و اندوه بی پایان مرگباری که گلویت را هر شب با دستانی نامرئی و ظریف به تسخیر خود در می‌آورد. - سها -

#معرفی_کتاب خیانت نویسنده : پائولو کوئلیو روایتی زیبا و غم انگیز از زندگی زناشویی ؛ به جرات می‌توان گفت یکی از رندانه ترین آثار در زمینه تصویرسازیست ، وقتی واقعیت زندگی را فراموش می‌کنیم ؛ به داشته هایمان توجهی نداریم و مدام به فکر تغییر زندگی هستیم ، روایتی جذاب از عاقبت ایده آل گرایی افراطی و حجوم یک افسردگی پنهان به ریشه فردی و جمعی خانواده ، پائولو کوئیلو در کتاب خیانت ساده ترین اتفاقات یک زندگی زناشویی را برسی کرده است و نشان می‌دهد که چگونه کوچک ترین مسائل و عدم توجه به آن باعث ایجاد جدی ترین مشکلات پنهان در زندگی زناشویی می‌شود ، و همان مشکلات پنهان می‌تواند هر یک از دو ستون یک خانواده را به سمت خیانت سوق دهد ؛ الف صاد - سها -

هم روز من سیاه شد و هم روزگار من - سها -

رنج را ارج نهم وقتی که در هجران توست معنی عشق است همی اشکی که از فقدان توست چند سالی می‌شود روحم گلاویز غم است پیر شد مردی که در اندوه جان فرسای توست دست بر دل می‌گذارم شاید آرامش شود لرزه می افتد به جانش این وصال هجر توست - الف صاد -

آیدین گفت : خانوم سورملینا اجازه می‌دهید من شمارا دوست داشته باشم ؟ سورمه ایستاد لبخند زد و زبانش را به آرامی به لب بالا کشید و گفت : اختیار دارید. - سمفونی مردگان -

چونکه قشنگ بود @SohaRokh

زمانی که وقتش رسید برو - سها -

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی ؟ چو دل به عشق دهی دلبران یغما را هنوز با همه دردم امید درمان است که آخِری بُود آخرِ شبانِ یلدا را... - سعدی -

بدون توجه به اینکه حدود یک ساعت پیش قهوه خورده یه قهوه دیگه سفارش داد و سیگارش رو روشن کرد و از جواد خواست که ترک nascense  از Austi رو پخش کنه... از بدو ورود به تهران عمیقا احساس می‌کرد که گویا یک سریال با ششصد فصل شروع شده بود و اون محکوم به بازیگری به عنوان نقش اول سریال بود ، اما الان پیام کارگردان این بود که شخصیت مکمل سریال وارد فیلم شده و باید قهرمان داستان شروع به ماجراجویی کنه.... #ساعتی_که_تهران_خواب_بود

موسیقی متن فیلم Her @SohaRokh

من بعد تو خواب ندارم ؛ صدا و قلم : الف صاد @SohaRokh

نگفتمت ؟ - سها -

شعر من از قبیله خون است ، خون من فواره از دلم زد و آمد کلام شد... - حسین منزوی -

و من خلق شدم پس از تو در جهانی که آسمانش همیشه ابریست یک شهر دارد به اسم جنون ، و یک خیابان به اسم لرز ، شهری که مردم آن محکوم به سیرابی شکمی پر هستند اما غذایی جز غم ندارند ، شهری که آفتابش همیشه در حال غروب است و عطر فروش ها دو بو به نام نیکوتین و درد میفروشند... مادران این جهان هر شب به تمنای قطع سرفه ها و اشک فرزندانشان گیس میبرند ، و در تاق اتاق این پیر های فرسوده خوابشان میبرد...شهری که محکوم به لبخندم لبخندی نه برای شادی روحم ، بلکه لبخندی برای آرام روح خانواده ام ، شهری که همیشه باید چشمم باز باشد ، گوش هایم آگاه و بویایی ام سگ صفت که گه گاهی نشانی از چشمانت ، یادگاری از صدایت و حس زیبایی اما غریب از بوی بناگوشت احساس کنم تا لازمات دارو های شبانه ام تامین شود که بلکه یک شب دیگر زنده بمانم ، و نقشی زیبا از دل تنگم را برایت بنویسم ، گرچه زندگی در این شهر سخت و طاقت فرساست ، ولی زنده ایی در خیال و خاطراتم و همین بس است مرا برای شیرین ترین زندگی ؛ - الف صاد -