سُها
الذهاب إلى القناة على Telegram
مجله هنری سُـها به سرپرستی الف صاد مدیریت: صدرا غلامی دبیر هنری : سینا رزاقی ( رزآق ) راه دیگر @AlefSad_Razagh @Pezharah
إظهار المزيد6 444
المشتركون
-324 ساعات
-127 أيام
-8430 أيام
أرشيف المشاركات
6 445
هیچکس تماماً خوب نیست
باید از این خیال دست بکشیم که آدمهای خوب، هیچوقت آدمهای دیگری را زخمی نمیکنند.همهی ما در جاهایی از زندگی ناآگاه، خودخواه یا ترسو بودهایم. گاهی از روی درد به دیگری درد دادهایم، گاهی از ترسِ ازدستدادن، چیزی را از او گرفتهایم که حقش بوده.
این حرف برای توجیه آسیبزدن نیست؛ برای این است که اخلاق را از خیالِ بینقصبودن جدا کنیم.
آدم خوب کسی نیست که هرگز خطا نمیکند؛ کسی است که حاضر است خطایش را ببیند، مسئولیتش را بپذیرد و در صورت امکان، آنچه را شکسته ترمیم کند.
- سها -
6 445
هیچکس تماماً خوب نیست
باید از این خیال دست بکشیم که آدمهای خوب، هیچوقت آدمهای دیگری را زخمی نمیکنند.همهی ما در جاهایی از زندگی ناآگاه، خودخواه یا ترسو بودهایم. گاهی از روی درد به دیگری درد دادهایم، گاهی از ترسِ ازدستدادن، چیزی را از او گرفتهایم که حقش بوده.
این حرف برای توجیه آسیبزدن نیست؛ برای این است که اخلاق را از خیالِ بینقصبودن جدا کنیم.
آدم خوب کسی نیست که هرگز خطا نمیکند؛ کسی است که حاضر است خطایش را ببیند، مسئولیتش را بپذیرد و در صورت امکان، آنچه را شکسته ترمیم کند.
- سها -
6 445
هیچکس تماماً خوب نیست
باید از این خیال دست بکشیم که آدمهای خوب، هیچوقت آدمهای دیگری را زخمی نمیکنند.همهی ما در جاهایی از زندگی ناآگاه، خودخواه یا ترسو بودهایم. گاهی از روی درد به دیگری درد دادهایم، گاهی از ترسِ ازدستدادن، چیزی را از او گرفتهایم که حقش بوده.
این حرف برای توجیه آسیبزدن نیست؛ برای این است که اخلاق را از خیالِ بینقصبودن جدا کنیم.
آدم خوب کسی نیست که هرگز خطا نمیکند؛ کسی است که حاضر است خطایش را ببیند، مسئولیتش را بپذیرد و در صورت امکان، آنچه را شکسته ترمیم کند.
- سها -
6 445
خستگیای که با خواب تمام نمیشود
گاهی آدم هشت ساعت میخوابد و باز هم خسته بیدار میشود؛ چون آنچه فرسوده شده، فقط بدنش نیست.
از توضیحدادن خودش خسته است. از اینکه باید مدام ثابت کند ناراحتیاش بیدلیل نیست. از لبخندی که در موقعیتهای نامناسب به صورتش میزند، از آیندهای که هر روز باید دربارهاش نگران باشد.
شاید همیشه به استراحتی طولانی احتیاج نداشته باشیم؛ گاهی باید از چیزی دست برداریم که هر روز، بیآنکه متوجه باشیم، بخشی از ما را مصرف میکند.
- سها -
6 445
با خودم میگویم آزادم. چشمهایم را میبندم و سخت و عمیق به فکر فرو میروم که چقدر آزادم، اما واقعا از معنای آن سر در نمیآورم. فقط میدانم تنهای تنها هستم. تنها در مکانی ناآشنا، مثل کاشف یکهای که پرگار و نقشهاش را گم کرده باشد.
- فرانتس کافکا -
6 445
درود، وقت بخیر
سها میخواهد صدای عشق را ثبت کند؛ نه آنطور که نوشته میشود، آنطور که زندگی میشود.
۳۰ تا ۹۰ ثانیه از کسی بگویید که دوستش دارید.
صدایتان برای ما بفرستید.
شاید بخشی از یک روایت ماندگار شود.
@Abosadegh0
با تشکر
الف صاد
6 445
باز می گشتم
زخم کاری خورده ای تا
جاودان دلتنگ
ز بیابان های خشک و تشنه
صد فرسنگ صد فرسنگ
پیش چشمم گردبادی خاک صحرا را
چون دل من از زمین می کند و
می پیچاند و تا اوج فضا می برد
خود نمی دانم
موجی از نفرین این بیچاره آدم بود
و در چشمان کور آسمان می ریخت
یا که باد رهگذر
سوقات انسان را به درگاه خدا می برد
خاک خواهی شد
از رخ آیینه ها هم پاک خواهی شد
چون غباری گیج
گم سرگشته در افلاک خواهی شد ؛
- فریدون مشیری -
6 445
خوب خوب نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب.
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو، اگر چه بهترین سرود زندگیست
من تو را
به خلوت خدایی خیال خود:
« بهترینِ بهترینِ من » خطاب می کنم،
بهترینِ بهترین ِمن!
- فریدون مشیری -
6 445
#معرفی_کتاب
📚 شبهای روشن — داستایفسکی
تلخی «شبهای روشن»
فقط در جدایی نیست.
در این است که
راوی برای چند روز
طعم چیزی را میچشد
که همیشه نداشته است:
صمیمیت.
امید.
انتظار.
و بعد دوباره
به تنهایی برمیگردد.
شاید بعضی آدمها
وارد زندگی ما میشوند
تا بفهمیم چه چیزی کم داشتهایم.
و بعد میروند.
و آن کمبود
دیگر مثل قبل
قابل تحمل نیست.
- سها -
6 445
در «درباره الی»
یک اتفاق کافیست
تا چهرهی آدمها تغییر کند.
آدمهای ظاهراً آرام
مجبور میشوند
بین حقیقت، آبرو، ترس و منفعت
انتخاب کنند.
فیلم یک نکتهی مهم را نشان میدهد:
اخلاق
وقتی آسان است
خیلی دربارهی انسان به ما نمیگوید.
انسان را بیشتر میشود
در شرایطی شناخت که
هیچ انتخابی کاملاً راحت نیست.
- سها -
6 445
#معرفی_کتاب
بوف کور — صادق هدایت
«بوف کور» را شاید نتوان
فقط با منطق داستانی توضیح داد.
اینجا خواب، خاطره، ترس، خیال
و واقعیت
در هم میروند.
اما شاید این آشفتگی
دقیقاً به ماهیت ذهن نزدیک باشد.
ذهن انسان
همیشه روایتِ منظم ندارد.
بعضی چیزها را
نمیفهمد؛
فقط حمل میکند.
و ادبیات
گاهی کاری جز
شکلدادن به همین بارِ مبهم ندارد.
- سها -
6 445
به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست.
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست،
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا، دلم تنهاست،
وجودمبسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج با من می کند نجوا:
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،...
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکَنَم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست
- فریدون مشیری -
6 445
با فالو کردن پیج سها
و لایک و کامنت های ارزشمندتان
ما قدردان لطف بی کران شما خواهیم بود ؛ 🤍
- الف صاد -
