uz
Feedback
Why am I so crazy

Why am I so crazy

Kanalga Telegram’da o‘tish

[تا صفحه هفتصد خواندم فقط گفت زندگی ارزش زنده‌ماندن ندارد.] http://t.me/HidenChat_Bot?start=6486677222

Ko'proq ko'rsatish
386
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+430 kun
Postlar arxiv
آلبر کامو در نامه‌ای به ماریا کاسارس می‌نویسد: بیشتر از هر چیز، دلم می‌خواست می‌توانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.

photo content
+1

قرن جدیدتون مبارک زیبارویان❤️ Suicideticket

photo content

اگر روزی خودکشی کردم، قطعا با این ترک هست.

درد دل با هرکه کردم درد هایم بیش شد دردهایم بیشتر از روزهای پیش شد
+1
درد دل با هرکه کردم درد هایم بیش شد دردهایم بیشتر از روزهای پیش شد

زیبا زیبا زیبایی=))))❤️ Suicideticket

گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی گر نمی‌آیم به سوی بزمت از شرمندگیست زانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم می‌کنی گر بدانی حال من گر
+1
گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی گر نمی‌آیم به سوی بزمت از شرمندگیست زانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم می‌کنی گر بدانی حال من گریان شوی بی‌اختیار ای که منع گریه بی‌اختیارم می‌کنی

و بسیار سال‌ها گذشت تا فهمیدم آنکه در تنهایی خود گریه می‌کند از آنکه در خیابان گریه می‌کند بسیار غمیگن‌تر است.
و بسیار سال‌ها گذشت تا فهمیدم آنکه در تنهایی خود گریه می‌کند از آنکه در خیابان گریه می‌کند بسیار غمیگن‌تر است.

+2
امشب پر از اشک و غمگینی‌ست پس باید اوردوز کنیم نه؟ Suicideticket

کاش الان، همین الان تئاترت بودم و اینو بلند میخوندم❤️ Suicideticket

نابود هستم. این از همه چیز برایم روشن‌تر است. موضوع فقط این است تا آنجا که امکان دارد، سرم را بالا نگه‌دارم تا غرق نشوم. -فرانتس کافکا

چراغ را روشن می‌کنم و در بستر می‌نشینم و منتظرِ سپیده‌دم می‌مانم. نه می‌توانم چیزی بخوانم و نه به موسیقی گوش دهم، کاری از دستم برنمی‌آید جز این که به انتظارِ سپیده‌ی صبح باشم. آسمان کم‌کم روشن می‌شود، کمی می‌خوابم. بیدار که می‌شوم، بالشتم سرد و خیسِ اشک است. اما اشک برای چی؟ هیچ نمی‌دانم.

photo content
+1

I'm screaming in silence Can't stand the excitement Running through my veins Left alone with the words I never said Suicideticket

photo content
+1