uz
Feedback
شَبدَر

شَبدَر

Kanalga Telegram’da o‘tish

owner: @cloverlifebot ای که از مـا انتظارِ بیش از این داری! سلام .. ________________ |محمـدهـادی_هستم| ‌________________ حوالی دوست: @CloverlifePic ——————— Gap: @CloverlifeGroup Music: @CloverlifeMusic Advertising: @Cloverlife_adv

Ko'proq ko'rsatish
6 014
Obunachilar
-224 soatlar
-97 kun
-3130 kun
Postlar arxiv
هیجانت رو کنترل کن؛ شکارچی اگه قبل از شکار، داد بزنه! دست خالی برمی‌گرده..

حوالی دوست؛
حوالی دوست؛

شاید تنبل نباشی اما وقتی از معمولی بودن بیشتر از شکست خوردن می‌ترسی، همه چی رو میذاری برای دقیقه نود. چون اون موقع دیگه فرصت نداری که از خودت انتظار بی نقص بودن داشته باشی؛

- بهای نظم اینه که هر روزت شبیه روز قبله؛ اما بهای بی نظمی اینه که هر سال شبیه سال قبله؛

هنوزم چشمای تو؛

..هم‌پَریشِ من است؛ کسی که جنونش شبیه به من باشد. از همان رنج‌هایی که می‌برم، به خلوتش ببرد. کسی که طردشدگی‌هایی را دارد که من دارم. این، وضعیتی مطلوب و آشناست؛ یعنی یافتنِ کسی عینِ خودم. این اتفاق، خلقِ مجددِ جهان است. بدیهی‌ست که عینیتِ آدم‌ها، تشابهِ جزءبه‌جزءِ سیرت و صورت نیست. همین که هر دو به یک دیوانگی مبتلا باشند، هم‌پَریشِ هم‌اند. + از واژه‌هایی که کم داشتم.

- تو آزموده‌ای در این شهر بخت خویش را؟

چه بسیار دیدن ها وقتی چشمانم بسته بود.

چه بسیار دویدن ها وقتی ایستاده بودم.

.. که شاید این تقلای من برای آزادی، سقوط آرزوهایم به آسمان هاست؛

چیزی گم است در من؛ از آرزو فراتر.

مردد ام. شاید محال، حسن مطلع شعری است که با امید و آرزو، به قلم خون سرنوشت سربلند شده!

امید و آرزو مفت چنگ بی بته‌ها شد؛

برای سرزمینی که پر از تپق‌های جانانه در سیر کشف پوچی است، گلوله ها برای فتح خلأ نشانه می‌روند.

اینجا همیشه بوی بهار می‌آمد یا ما خیال روشنی داشتیم، نمیدانم! قرار تقدیر به قدر غرور مفت برها مقدر شد.

photo content

photo content

- حتی کشتن من آب در هاون کوبیدن است؛ دنبال فکر بکرتری برای آزارم باشید.

اگر در این میان یکی ترسو مردد باشد، نمی‌توان به جای دو نفر جسور بود؛

میشه گفت اعتماد پیش‌بینی رفتار آدم‌هاست. قابل پیش‌بینی باش.!