علی اسفندیاری | Ali Esfandiari
Kanalga Telegram’da o‘tish
یادداشتهای کوتاه درباره بازار، اقتصاد، آدمها و تصمیمگیری. و تا جای ممکن، دوری از اخبار. راههای ارتباطی با من: khodealiesfandiari.ir @alii_esfandiariiii
Ko'proq ko'rsatish1 876
Obunachilar
+3824 soatlar
+3447 kunlar
+51630 kunlar
Postlar arxiv
گوشی قرار بود ما رو به هم نزدیکتر کنه، اما کمکم کاری کرد از آدمهای کنارمون دور بشیم.
ما به همهچیز وصل شدیم؛ خبرها، پیامها و شبکهها، ولی حواسمون از زندگی واقعی پرت شد.
مشکل خودِ تکنولوژی نیست، مشکل وقتی شروع میشه که بدون اختیار ما، تمام توجهمون رو مصرف میکنه.
این حرف نمیگه گوشی رو کنار بذار؛ میگه آگاهانه و بهاندازه ازش استفاده کن.
یعنی بهجای اینکه هر اعلان، مسیر روزت رو عوض کنه، خودت تصمیم بگیری چه چیزی ارزش وقتگذاشتن داره.
تکنولوژی باید ابزار زندگی باشه، نه چیزی که زندگی رو ازت بگیره.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
رزومهای که پر از جابهجایی شغلی است، همیشه نشانه بیثباتی نیست؛ گاهی نشانه یک مهارت پنهان است.
کسی که چند محیط کاری را تجربه کرده، معمولاً بلد است سریعتر آدمها، قواعد و فرهنگ تازه را بفهمد.
پژوهشی روی بیش از ۸۵۰۰ مدیر صندوق، نشان داد این افراد بعد از تغییر شغل، افت عملکرد کمتری دارند.
آنها زودتر خودشان را با شرایط جدید هماهنگ میکنند و سریعتر به نتیجه میرسند.
این ویژگی مخصوصاً در کارهای تیمی یا شرکتهایی با فرهنگ متفاوت، ارزش بیشتری پیدا میکند.
پس همیشه نپرسیم
«چرا اینهمه شغل عوض کرده؟»
بپرسیم:
«از هر جابهجایی چه چیزی یاد گرفته؟»
ثبات همیشه مزیت نیست؛
گاهی توانایی شروع دوباره، ارزشمندترین سابقه یک آدم است.#گزیده_مطالب_خواندنی
خیلیها دنبال ایدهای هستن که هیچکس تا حالا بهش فکر نکرده، اما بیشتر موفقیتها از اجرای بهتر یک ایده معمولی بهدست میان.
ایده تا وقتی فقط توی ذهن یا روی کاغذه، ارزشی برای کسی ایجاد نمیکنه.
این اجراست که نشون میده مردم واقعاً چه چیزی میخوان و کجای کار نیاز به اصلاح داره.
یک ایده متوسط که درست و پیوسته اجرا بشه، معمولاً از یک ایده درخشانِ رهاشده جلوتر میزنه.
حتی خیلی از کسبوکارهای بزرگ، چیز تازهای اختراع نکردن؛ فقط تجربهای بهتر از بقیه ساختن.
پس بهجای منتظر موندن برای ایده بینقص، بهتره با چیزی که داری شروع کنی و در طول مسیر، بهترش کنی.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
آدم مناسب:
ثبات داره
شفقت داره
حرف و عملش يكيه
بعد از ارتباط آرومت میکنه
آدم نامناسب:
هيجان زياد + ثبات كم
وعده زياد + عمل كم
بعد از ارتباط، اضطراب بیشتر بهت میده
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
#گهگدار E18
برای جلو رفتن،
لازم نیست بیشتر کار کنی؛
باید کمتر پراکنده بشی.
@alii_esfandiariii
خیلیها فکر میکنن برای قانعکردن دیگران باید بلندتر حرف بزنن، اما معمولاً نتیجه برعکسه.
وقتی آروم، شمرده و مطمئن صحبت میکنی، حرفت جدیتر و قابلاعتمادتر به نظر میرسه.
صدای بلند شاید چند لحظه توجه بگیره، ولی ممکنه طرف مقابل رو عصبی یا دفاعی کنه.
آدمها وقتی احساس فشار نکنن، بهتر گوش میدن و بیشتر روی اصل حرف تمرکز میکنن.
قدرت در گفتگو یعنی بتونی بدون داد زدن، منظورت رو واضح و محکم بیان کنی.
پس بهجای بلندتر حرفزدن، بهتره واضحتر و بااعتمادبهنفستر صحبت کنیم.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
مدیر واقعی توی روزهای خوب شناخته نمیشه؛ وقتی بحران میاد، رفتارش معلوم میکنه چقدر قابل اعتماده.
بعضی مدیرها سریع سراغ اخراج، کمکردن حقوق و مقصر پیدا کردن میرن.
بعضیها هم شفاف حرف میزنن، اول از هزینههای اضافی میزنن و فشار رو عادلانه تقسیم میکنن.
کارمندها شعارهای قشنگ و دورهمیهای شرکت رو زود فراموش میکنن، اما رفتار مدیر در روزهای سخت، یادشون میمونه.
فرهنگ واقعی یک مجموعه زمانی دیده میشه که پول کم شده و تصمیمگیری سخت شده.
برند کارفرمایی با حرف ساخته نمیشه؛
با نحوه برخورد با آدمها در بحران ساخته میشه.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
صرفِ اینکه حقوق بهجای ماهی یکبار، هفتهای پرداخت بشه الزاماً تورم رو بیشتر نمیکنه؛ چون مجموع درآمد مردم تغییری نکرده.
مثلاً اگر حقوق ماهانه ۲۰ میلیون باشه، چهار پرداخت ۵ میلیونی همان ۲۰ میلیونه و پول تازهای وارد اقتصاد نشده.
فقط زمان خرجکردن مردم تغییر میکنه و خریدها بهجای چند روز اول ماه، در طول ماه پخش میشن.
ممکنه سرعت گردش پول کمی بالا بره، اما اثرش روی تورم، معمولاً خیلی محدودتر از عواملی مثل کسری بودجه، رشد نقدینگی و کمبود تولیده.
تورم زمانی بدتر میشه که برای پرداخت حقوق، پول جدید چاپ بشه یا مبلغ حقوق، بدون افزایش تولید، بهطور گسترده بالا بره.
پس پرداخت هفتگی حقوق، بیشتر یک روش مدیریت نقدینگی خانواره، نه درمان تورم و نه لزوماً عامل تشدید اون.
#مقداری_تا_کمی_اقتصادی
این روزها خیلیها با دیدن چند ویدئو، خوندن چند کتاب یا دنبالکردن چند صفحه، خیلی زود به خودشون عنوانِ مثلاً «روانشناس» میدن.
اما شناختن چند اصطلاح و تکرار حرفهای بقیه، هنوز تخصص نیست.
تخصص وقتی شکل میگیره که خودت تجربه کسب کنی، اشتباه کنی، آموزش درست ببینی و از نتیجه کارت دفاع کنی.
همونطور که چند مطلب درباره روانشناسی خوندن، کسی رو روانشناس نمیکنه، ظاهر حرفهای هم الزاماً به معنی مهارت نیست.
مشکل از جایی شروع میشه که ظاهر حرفهای، جای تجربه واقعی رو میگیره.
بازار دیر یا زود فرق بین کسی که فقط حرف میزنه و کسی که واقعاً بلده رو نشون میده.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
گاهی یک مشکل فقط چون خیلی نزدیکش ایستادهایم، تمام زندگیمون رو پر میکنه.
وقتی کمی فاصله میگیریم، میفهمیم آن اتفاق فقط بخش کوچکی از یک تصویر بزرگتره.
همین فاصله گرفتن در حل مسئله هم کمک میکند؛
چون موضوع از «مشکل من» تبدیل میشود به «یک مشکل».
آن وقت احساسات کمتر تصمیمگیریمان را بههم میریزند و منطقیتر فکر میکنیم.
مقایسه خانه، ماشین، درآمد یا محبت آدمها از نزدیک، خیلی مهم به نظر میرسد.
اما از دور، بسیاری از این تفاوتها کوچک و حتی بیمعنا میشوند.
نگاه از بالا به معنای انکار مشکل نیست؛
یعنی اندازه واقعیاش را ببینیم.
بعضی وقتها برای آرام شدن، لازم نیست چیزی را تغییر بدهیم؛ فقط باید زاویه دیدمان را عوض کنیم.
فاصله درست، هم ذهن را سبکتر میکند و هم راهحل را واضحتر نشان میدهد.
#گزیده_مطالب_خواندنی
آدم میتونه با انتخاب یک زندگی کاملاً امن، خودش رو از خیلی دردسرها دور نگه داره.
اما امنیت همیشگی، معمولاً به قیمت از دست دادن تجربه، رشد و فرصتهای تازه تموم میشه.
برای پیشرفت، باید گاهی از منطقه امن بیرون اومد و سختی و شکست رو پذیرفت.
سرپناه برای استراحت خوبه، اما نباید تبدیل به محل همیشگی زندگی بشه.
آدم فقط برای زنده موندن ساخته نشده؛
باید تواناییهاش رو هم زندگی کنه.
دقیقه سیزده
#گزیده_مطالب_خواندنی
