Lyrics Notes
Kanalga Telegram’da o‘tish
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Ko'proq ko'rsatish1 688
Obunachilar
+324 soatlar
+47 kunlar
+3030 kunlar
Postlar arxiv
1 688
«خزون»
خواننده: سیاوش قمیشی
ترانهسرا: رضا میرفخرایی
آهنگ: سیاوش قمیشی
تنظیم: اشکان آریا
@LyricsNotes
1 688
«افسانهی شیرین»
خواننده: هایده
تصنیفسرا: بهادر یگانه
موسیقی: همایون خرم
این تصنیف در برنامهی گلهای تازه شمارهی ۲۵ اجرا شده که آواز این برنامه را استاد شجریان اجرا کرده است. نام این تصنیف برگرفته از نام برنامه و غزل آواز، سرودهی فرخی یزدی است.
@LyricsNotes
1 688
«سراب قلبم»
آهنگساز: فرید زلاند
ترانهسرا: لیلا کسرا (هدیه)
تنظیم: آندرانیک
خواننده: هایده
@lyricsnotes
1 688
«هایده» خوانندهای منحصر به فرد در تاریخ ترانهخوانی ماست. در تمامی سالیان گذشته به گمان من هیچ خوانندهای نتوانسته است همانند او در ذائقهی اقشار و نسلهایی به غایت مختلف، متفاوت و حتی متناقض در سلیقه و معیار نفوذ کند. طنین صدا و فرم اجرای او فارغ از موسیقی و کلامی که اجرا کرده عامل اصلی این نفوذ و به تبع آن جذابیت و ماندگاری اجراهای اوست. البته که همکاری با مجموعهای از بزرگان در مقطعی طلایی از موسیقی و ترانهی این سرزمین، این نفوذ را عمیقتر کرد. اما نبوغ عجیب او در ارائهی نسخه ای شخصی و غیرقابلقیاس با اجراهای دیگران شاخصهی اصلی هنر اوست.
ما چه خوشاقبالیم که بخشی از شاهکارهای ترانهسرایی و آهنگسازی تاریخمان هم با صدای او جاودانه شدهاند.
او که به مردهواژهها هم نفس میداد.
یادش گرامی
@LyricsNotes
1 688
یک خوانندهی موسیقی پاپ که به مرور زمان توانسته است تعدادی قابلتوجه و مؤثر از مخاطبان را جذب کند و در مواردی با آثاری که اجرا کرده سلایق بخش مهمی از جامعه را شکل بدهد در واقع، مخلوق مسیری است که در این مرور زمان طی کرده است. محصول طیف گسترده یا محدودی از کیفیت ادبی و هنری سرودهها و ملودیها و تنظیمها و موضوعات آنهاست. نتیجهی روابط و همنشینیهای مشخصی است.
چنین خوانندهای وقتی در نقطهی عطف عمر هنری خود قرار میگیرد، در میان طیفهای گوناگون اجتماع، انتظاراتی را ایجاد میکند. «او یک ستارهی پاپ است». همین جمله یعنی هنوز در ذهن مخاطب عام (یعنی اکثریت مخاطبان) هنوز همانی است که برآیند کارنامهاش نشان میدهد. مجموعهای است از فراز و فرودهای ادبی، هنری و اجرایی که همیشه بوده است. همین عامل هم به سادگی، رمز ستاره ماندن او از نگاه مخاطب اصلی نوعی از موسیقی که اجرا میکند است.
اما یک جریان همیشگی در این نقاط عطف شکل میگیرد. جریانی از مخاطبان ناراضی که چند دستهاند:
اول آنهایی که خوانندهی محبوبشان را همان خوانندهای میخواهند که تا یک تاریخ خاص در گذشته به دلایل تاریخی، هورمونی، احساسی و ... برایشان خاطره ساخته و حالا به دلیل فقدان آن دلایل، دیگر هیچ اجرای جدید خواننده برایشان جذاب نیست.
دستهی دوم هم انشانویسانیاند که دستهای از ترانههای گذشتهی خواننده را با معیارهای مشخص ادبی و هنری از میان خیل اجراهای او گلچین میکنند و بیتوجه به تأثیر باقی ترانههای خواننده در رسیدن به این نقطهی عطف، ترانههای جدید را در محضر مقایسه با آن ترانههای دستچین شده قرار میدهند و با ژستی عالمانه به این نتیجه میرسند که ترانههای جدید خواننده، همگی بیارزشند! معمولا هم به خواننده پیشنهاد میدهند که یک «متخصص ترانه» (لابد خودشان) را باید به عنوان مشاور انتخاب کنند تا از این زوال و اضمحلال، رهایی پیدا کنند!
و البته خواننده همچنان میخواند، خالقان آثارش خلق میکنند و اکثریت قاطع مخاطبانش میشنوند و ناراضیان هم پشت گرد و غبار تاریخ گم میشوند.
فراموش نکنیم که خوانندههای محبوب ما برآیندی از مجموعهی کیفی کارنامهی خویشند و با بلاهت ایدهآلیستی نمیشود سلیقهی ادبی و هنری، عادات اجتماعی و اقتصادی و هر چیز دیگری را در آنها عوض کرد.
دستهی اول ناراضیان در واقع منتقدین عامیاند که همه چیز را با متر حس و حال خود میسنجند و هیچ دلیل مشخصی جز «دوست نداشتن» ندارند و از این رو نظرشان محترم و تکلیفشان مشخص است.
اما ناراضیان دستهی دوم در بهترین حالت، کتابخوانانی بسیار ناآگاه و فاقد شعور لازم در درک حقیقت موسیقی عامهپسند شدهاند.
یک نقد قابل اعتنا، بدون معیار و مصداق حقیقی، سراغ انکار حقیقت نمیرود.
صوفی و کنج خلوت، سعدی و طرف صحرا
صاحبهنر نگیر بر بیهنر بهانه
@LyricsNotes
1 688
عطر و بوها یک ویژگی عجیب دارند. یک عطر یا یک بوی خاص میتواند شما را همواره به یاد یک فرد یا خاطرهای بیاندازد.
مثلا من وقتی از جایی که سنگبری میکنند رد میشوم بوی سنگ تراشیدهشده ناخودآگاه مرا به خانهی دوران کودکیام میبرد. جایی که دیوارهای خانه را سنگ جدید مینشاندند؛ آن هم با جزئیات کامل! و همین خاطره، پیوند میخورد به خوشیهای ایام کودکی و از این رو برای من بوی «سنگبری»، خوشایند و نوستالوژیک است.
حال اگر من به دیگران بگویم "از این بوی عجیب و گاه نامطبوع، خوشم میآید" واکنشها معلوم است.
موسیقی و ترانه هم چنین خاصیتی دارند. بسیاری از ترانهها برای ما صرفا خاطرهآفرین بودهاند و حس خوبی که در ما با شنیدن آن ترانهها شکل میگیرد لزوما به معنای کیفیت آن ترانهها نیست. مثلا بسیار پیش آمده که یک موسیقی و ترانهی بسیار بیکیفیت هم در فرم و هم در محتوی را بارها در مجالس جشن و شادی شنیدهایم و به واسطهی برخی واژهها، عبارات، بخشی از ملودی و خصوصا ضرباهنگش یا حتی فقط به خاطر آن موقعیت دلخواه، بهانهی شادی ما شده است و پس از سالها هر بار که همان اثر بیکیفیت را میشنویم حس شادی آن محافل برای ما زنده میشود! و حتی بارها اتفاق میافتد که به میل خودمان آن ترانهی بیکیفیت را میشنویم و لذت میبریم. بدیهی است که این خاطرهآفرینی یا لذت میتواند در مورد ترانههای غیرشادیآفرین هم بسته به شرایط، صادق باشد اما لزوما دلیلی بر کیفیت ترانه نیست. آن ترانه میتوانسته که باکیفیتتر باشد و چیزی از خاطرهآفرینی یا لذتبخشیاش کم نشود.
و بدیهی است که خاطرهآفرینی زیرمجموعهی کیفیت ادبی و هنری نیست اما در جای خود مهم و قابل اعتناست.
متاسفانه بسیاری افراد هنوز با همین بهانه، انبوهی از ترانههای سخیف و بیکیفیت تاریخ را به بهانهی «خاطرهی شخصی یا جمعی شدن» با عنوان ترانههای برتر "کیفی" در لیست ترانههای محبوبشان قرار میدهند!
@LyricsNotes
1 688
ماجراهای ابی و ایرج در روزهای اخیر برای من که علاقهمند و پیگیر هر دوی این خوانندگان برجستهی ایران بوده و هستم نهیبی سنگین بود.
نوروز امسال هم طبق عادت مألوف و مثل هر سال بنا به وظیفه با برخی از بزرگان ترانه و موسیقی که افتخار دوستی دارم برای تبریک عید، تلفنی تماس گرفتم. طبق معمول هم طولانیترین مکالمهام با بانو زویا زاکاریان بود. هر بار که با این ترانهسرای بزرگ تاریخمان حرف میزنم احترامم به جایگاه و شأن و شعورش بیشتر میشود. زویا با چهارده، پانزده ترانهای که پیش از انقلاب سروده، در جایگاه یکی از برترین ترانهسراهای تاریخ ترانهی نوین قرار گرفته و نکتهی مهم این که موضوعات و اشارات سیاسی در محتوای ترانههای او بسیار نادر است. هیچ ادعایی هم در سیاستبازی ندارد اما در همکلامی با او میشود بینش عمیق و منطق دقیق او در نگاه به مسائل سیاسی را (مانند مسائل دیگر) بیش از همنسلانش یافت.
او بارها به من در سیاستپردازی حین ترانهسرایی هشدار داده است. نه این که مخالف باشد! میگوید «بفهم»، بعد بگو! اما مسئله این است که اگر بفهمی نمیگویی! دست کم در موقعیتی که حالا هستی فهم سیاسی، توهمی بیش نیست! و این بار آخر بعد از بارها شنیدن این هشدار از زبان زویا تازه حرفش را فهمیدم. سیاست متاسفانه در ترانهی ما تبدیل به خودنمایی گروهی از ترانهسرایان شده که اگر سیاسیبازیهای رندانه را از آنان بگیرند دیگر چیزی برای جذب عوام ندارند!
این میان، خوانندگان سیاسیباز در وضعیت اسفبارتری قرار دارند. آنها عموما همین نیمچه سواد و خردهمطالعهی احتمالی ترانهسرای کذایی را هم ندارند. ابی خودش یک بار اعتراف کرده که آن زمان سیاسیخوانی «مد» بوده و بهانهی دیگری برای سیاسیخوانی نداشته است. حالا هم صادقانه میگوید که تداوم برگزاری کنسرتها را به خواندن ترانهای مخل این تداوم ترجیح میدهد. عیبی ندارد! مختار است! اما آن مشاوران و اطرافیانی که او را طی این سالها دوره کردهاند چگونه است که پاسخ پرسشی مهم، محتمل و تکراری را با او تمرین نکردهاند؟ امید به تداوم کنسرتها در سن و وضعیت فعلی ابی دیگر چه بهانهای است؟ وقت نداشتهاند که پاسخی بهتر را با او تمرین کنند؟ مثلا این که «خلیج فارس همیشه فارس میماند و لنگ ترانهخوانی من نمانده و نخواهد ماند و این نام و پیشینه، بزرگتر از نام و پیشینهی من است» ؟!
به قول خانم زاکاریان چه خوب بود که میفهمیدند و بعد سیاسیبازی میکردند تا امروز که از آنان پرسشی در سیاست مطرح میشود اینگونه کارنامهشان را خطخطی نکنند.
ابی خواننده همچنان برای من عزیز است اما ابی کنشگر، یک شوخی تلخ بود!
ایرج هم که افسوس!
«حمید ناصحی»
@LyricsNotes
1 688
«بهار بهار»
خواننده: ناصر عبداللهی
ترانهسرا: محمدعلی بهمنی
ملودی: تورج شعبانخانی
تنظیم: حمیدرضا صدری و ناصر عبداللهی
@LyricsNotes
1 688
«بهار بهار»
خواننده: هایده
ترانهسرا: محمد حیدری
ملودی: محمد حیدری
تنظیم: منوچهر چشمآذر
@LyricsNotes
1 688
«شکوفهها»
خواننده: ویگن
ترانهسرا: پرویز وکیلی
ملودی: عطاالله خرم
تنظیم: منوچهر چشمآذر
@LyricsNotes
1 688
«بهار دلکش»
خواننده: محمدرضا شجریان
تصنیفسرا: ملکالشعرا بهار
آهنگ: درویشخان
تنظیم: فرامرز پایور
در برخی منابع، خالق کلام و آهنگ این ترانه، «عارف قزوینی» معرفی شده است.
@LyricsNotes
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
