uz
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Kanalga Telegram’da o‘tish

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Ko'proq ko'rsatish
1 687
Obunachilar
+324 soatlar
+27 kunlar
+3030 kunlar
Postlar arxiv
«قاصدک» خواننده: حمیرا ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی ملودی: رضا گرگین‌زاده تنظیم: مجتبی میرزاده @LyricsNotes

«زندگی» خواننده: ایرج تصنیف‌سرا: محمدعلی بهمنی موسیقی: حسین صمدی @LyricsNotes

«خرچنگ‌های مردابی» خواننده: حبیب شاعر: محمدعلی بهمنی ملودی: حبیب تنظیم: لو واروژان @LyricsNotes

«پریشانی» خواننده: علی جهاندار شاعر: محمدعلی بهمنی موسیقی: حسین پرنیا @LyricsNotes

«دلخوشی» خواننده: شادمهر عقیلی ترانه سرا: محمدعلی بهمنی آهنگ و تنظیم: بهروز صفاریان (بر اساس ملودی «شیاد» از «فریدون فروغی») آلبوم: دهاتی @lyricsnotes

«بهاربهار» خواننده: ناصر عبدالهی ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی ملودی: تورج شعبانخانی تنظیم: ناصر عبدالهی @LyricsNotes

محمدعلی بهمنی ۱۳۲۱-۱۴۰۳ ویدئوی کامل گفت‌وگوی حمید ناصحی با محمدعلی بهمنی در برنامه‌ی موزیک‌نووا از شبکه‌ی PMC: https://youtu.be/UEtxOnC1ysI?si=ihFH5jLThDtqr0hT

«بترس» خواننده: محسن یگانه ترانه‌سرا: محسن یگانه ملودی: محسن یگانه تنظیم: بهروز صفاریان @LyricsNotes

«تصویر رؤیا» خواننده: داریوش ترانه‌سرا: روزبه بمانی ملودی: مهدی یراحی تنظیم: بهروز صفاریان @LyricsNotes

برای سود بیشتر، پشت نما نخاله‌ی ساختمانی می‌ریزند تا ملات کم‌تری مصرف شود. یک زمانی یواشکی بود. اما حالا مدت‌هاست که علنی انج
برای سود بیشتر، پشت نما نخاله‌ی ساختمانی می‌ریزند تا ملات کم‌تری مصرف شود. یک زمانی یواشکی بود. اما حالا مدت‌هاست که علنی انجام می‌شود و ابایی هم ندارند که مردم ببینند. ساختمان فرهنگ و موسیقی و ترانه‌ی ما هم پر است از این نخاله‌های پشت نما. ابایی هم ندارند که تشخیصشان برای ما آسان باشد. انگار همه پذیرفته‌ایم که برای نمادارشدن فرهنگمان باید نخاله‌‌هایی پشت صحنه باشند. اما این نما دیر یا زود فرو خواهد ریخت. @LyricsNotes

معمولا درباره‌ی ترانه‌های تازه‌انتشاریافته‌ی چهره‌های مطرح بلافاصله نظر نمی‌دهم اما این ترانه ویژگی‌هایی دارد که نمی‌شود بلافاصله واکنشی نشان نداد. ظاهرا کلام بر روی ملودی نشسته است و از این منظر، ملودی بسیار کلیشه، ابتدایی و ساده است. از طرفی ترانه‌سرا در رسیدن به انسجام زبانی در ترانه به شدت ناتوان بوده و کلکسیونی از ضعف تألیف، زبان‌آشفتگی و کهنه‌زبانی را تدارک دیده است. در میان خیل واژه‌های آرکائیک و افعال منسوخ هم واژه‌ی «چون» توسط خواننده به شکل غلط تلفظ شده است. با این‌حال تجربه نشان داده است که صدای یک خواننده‌ی کاریزماتیک می‌تواند هر بافته‌ی ناموزونی را هم شنیدنی کند؛ به‌ویژه این‌که محتوا و مضمون ترانه، کلیشه‌ی حسرت ازلیِ «یارِ ازدست‌رفته» باشد که خوراک کلیپ‌ها و ریل‌های زرد اینستاگرامی و فیس‌بوکی و تلگرامی است. @LyricsNotes

«با تو» خواننده: معین ترانه‌سرا: مریم قاضی ملودی: اسماعیل خانی تنظیم: عارف شکوری @LyricsNotes

سیاوش قمیشی می‌گوید «موسیقی ایرانی متکی بر سولونوازی است و این تک‌نوازی حاصل خودخواهی تاریخی و فرهنگی ایرانیان است که مصداقش را می‌توان در اشعاری مانند "هنر نزد ایرانیان است و بس" و یا "ای مرز پرگهر" ردگیری کرد». (نقل به مضمون). نظرات قمیشی درباره‌ی موسیقی و فرهنگ ایرانی را باید از چند منظر مورد توجه قرار داد. این‌که موسیقی ایران متکی بر سولونوازی است البته تقریبا درباره‌ی کلیت موسیقی ایرانی امروز صدق نمی‌کند اما از منظر تاریخی درست است. دلیلش هم در تفاوت‌ شرایط تکامل این موسیقی به نسبت موسیقی پلی‌فونیک و ارکسترال غربی است و لزوما ربطی به خودخواهی تاریخی ندارد. موسیقی غربی هم تا مدت‌ها براساس سولونوازی اجرا می‌شده و همیشه هارمونیک و پلی‌فونیک نبوده است. این یک روند طبیعی در تکامل یک جریان است. همان‌طور که رنسانس و صنعتی‌شدن ما هم با غرب فاصله‌ای به اندازه‌ی چند قرن گرفت. نمی‌شود حکم کلی داد که این خلا هارمونیک حاصل خودخواهی جمعی است. از طرفی مقاومت تاریخی برای پذیرش استانداردهای هارمونیک در موسیقی ایرانی را هم که تا امروز در بخش‌های مهمی از بدنه‌ی موسیقی ایران همواره حاضر بوده و هست، نمی‌توان نادیده گرفت. نمونه‌ی بارز چنین مقاومت و مخالفتی را می‌توان در مواضع داوود پیرنیا، مدیر برنامه‌ی گل‌ها دید که تا مدت‌ها مانع حضور موزیسین‌هایی برجسته در برنامه‌ی گل‌ها بود. با این حال از اواخر قاجار و به‌ویژه از آغاز دوره‌ی پهلوی، هارمونی‌های غربی به اشکال مختلف وارد موسیقی ایرانی شده است و به‌ویژه علینقی وزیری و شاگردانش نقش مهمی در این تحول کیفی داشته‌اند. بخشی از موسیقی ایرانی امروز هم‌چنان بر پایه‌ی همان سنت تک‌نوازی است اما موسیقی ارکسترال و هارمونیک هم تبدیل به رویه‌ای متعارف و منطبق با گوش و ذائقه‌ی عوام و خواص شده و صحبت از اتکا به سولونوازی به عنوان حکمی برای توصیف موسیقی ایرانی دیگر بی‌مبنا جلوه می‌کند. احتمالا اشاره‌ی قمیشی به همان رویه‌ی برنامه‌ی گل‌هاست و البته بعید است از مصادیق مشهور ناقض این نظر بی‌خبر باشد. اما «هنر نزد ایرانیان است و بس» و «ای مرز پرگهر» حتی اگر میان عوام، کارکردی پیدا کرده باشد هم به معنای خودخواهی ایرانیان نیست. این یک نگاه سطحی غیرمحتوایی به این اشعار است. فارغ از این‌که اصلا آن مصرع فردوسی ربطی به چنین تفسیری ندارد، این‌ها صرفا شعارهایی در جهت غرور ملی است. شعارهایی که در فرهنگ ملی اکثر ملت‌ها هم به اشکال مختلف وجود دارد. ساده‌لوحانه است که تصور کنیم هر ایرانی که آن سطر فردوسی یا گل‌گلاب را به کار می‌برد معتقد است "هنر فقط نزد ایرانیان است و غیرایرانیان اصلا هنری ندارند یا فقط ایران سرچشمه‌ی هنر است و باقی دنیا برهوت هنر است". قطعا یک آدم عادی با هوشی معمولی به چنین تفسیر کودکانه‌ای معتقد نیست. اما ریشه‌ی چنین انتقادی را باید در آرای مخالفین ملیت و ملی‌گرایی دنبال کرد. قمیشی این انتقاد را از آن‌ها شنیده و بازگو‌ می‌کند. انتقادی که بیشتر و پیش‌تر بر زبان چپ‌های جهان‌وطن جاری شده است. هر اشاره‌ای به ملیت ولو در شعر و با استعاره و نماد و مجاز از منظر ضدملی‌گرایان غلط است! این‌جا مجال پرداختن به این موضوع، کافی نیست اما بیاییم نظرات جناب قمیشی را به دل نگیریم. فراموش نکنیم که یک آهنگ‌ساز خاطره‌آفرین، لزوما قرار نیست ابرازنظرها و تفاسیرش در هر حوزه‌ای متقن و دقیق باشد، به‌ویژه در آستانه‌ی هشتادسالگی و بی‌حوصلگی و در مصاحبه‌ای که فقط برای سرگرمی و کسب درآمد یک شبکه‌‌ی تلویزیونی انجام شده است. @LyricsNotes

درباره‌ی نظرات سیاوش قمیشی در گفت‌وگوی اخیرش. @LyricsNotes
درباره‌ی نظرات سیاوش قمیشی در گفت‌وگوی اخیرش. @LyricsNotes

«هشتگ‌درد» #درد ترانه‌سرا: محمد نویری باقیش: هوش مصنوعی @LyricsNotes

هوش مصنوعی سرانجام با هیبتی تحیربرانگیز خود را نشان داد. حالا دیگر تقریبا در هیچ حوزه‌ای نمی‌توان این جریان تازه‌ی تکنولوژی را نادیده گرفت. مدتی است که هر روز نشانه‌های شگفت‌انگیزی از سرعت رشد هوش مصنوعی مقابل چشمان ما قرار می‌گیرد. از چند ماه پیش که متوجه شدم کمپین تبلیغاتی یک شرکت بزرگ، ایده‌هایش را برای تبلیغات بیلبوردی از هوش مصنوعی می‌گیرد گوش‌به‌زنگ بودم تا اتفاقاتی مشابه را در موسیقی و ترانه ببینم. اتفاقاتی که خیلی زود رخ نمودند. مدتی پیش نرم‌افزاری را پیدا کردم که متن ترانه را آهنگ‌سازی، تنظیم و اجرا می‌کند. چند ترانه‌ی خودم را تست کردم و فهمیدم ماجرا جدی‌تر از آن است که فکرش را می‌کردم. نرم‌افزار لعنتی حتی مثل بعضی آهنگ‌سازهای بی‌سواد و متوهم به من پیشنهاداتی برای ویرایش متن ترانه هم می‌داد! البته که باسوادتر شدن و سبقتش از عمده‌ی ترانه‌سرایان این‌روزها قطعی است و حتما به زودی ترانه‌های قابل‌قبول و تمیزی هم از هوش مصنوعی خواهید شنید. حالا هر روز دوستان ترانه‌سرا با شوق و ذوق ترانه‌های اجراشده‌شان با هوش مصنوعی را منتشر می‌کنند. از شما چه پنهان حتی برخی آهنگ‌سازها هم شروع به ایده‌یابی برای ملودی و تنظیم در این مسیر کرده‌اند و‌ خودم هم چشم باز کردم و دیدم که برای چند ترانه‌ام در میانه‌ی این ماجرا افتاده‌ام. همین امروز با یک موزیسین سرشناس پیگیر تکمیل آلبومی که چهار سال است رویش کار می‌کنیم بودم و می‌دانم که ممکن است اجرای این مجموعه‌ از ترانه‌ها که به شکل کاملا آکوستیک و کلاسیک ضبط می‌شود در زمره‌ی آخرین آثار این‌چنینی باشند؛ و تازه این هنوز اول راه است! کاملا قابل پیش‌بینی است که این الگوریتم هوشمند پیش روی ما با سرعتی باورنکردنی به کیفیت و هوشی خواهد رسید که ناممکن‌ها را ممکن خواهد ساخت. دیر نیست که اجرای راست‌پنج‌گاه ساز‌وآواز هوش مصنوعی با دکلمه‌ی هوش مصنوعی از برنامه‌ی گل‌های مصنوعی را برایمان بفرستند تا ایمانمان قوی‌تر شود. از میان ترانه‌های دوستان که این اواخر با هوش مصنوعی اجرا شده‌اند، ترانه‌ی «هشتگ‌درد» سروده‌ی محمد نویری به گمان من متناسب‌تر و کم‌نقص‌تر اجرا شده است. ترانه را بشنوید و بدانید که این هنوز نوزاد هوش مصنوعی است. نوزادی که میان‌سالی نسل اولش را به زودی خواهیم دید. @LyricsNotes

«تا رسیدی» خواننده: محمد اصفهانی ترانه‌سرا: اهورا ایمان موسیقی: ستار اورکی @LyricsNotes

«خورشید بی‌حجاب» خواننده: ابی ترانه‌سرا: شهیار قنبری موسیقی: آندرانیک @LyricsNotes

برای زادروز شهیار قنبری: فکر نوکردن شب باش و سپیده @LyricsNotes
برای زادروز شهیار قنبری: فکر نوکردن شب باش و سپیده @LyricsNotes

https://hammihanonline.ir/fa/tiny/news-18790 بخشی از یادداشتم در روزنامه‌ی هم‌میهن به مناسبت زادروز شهیار قنبری در شماره‌ی شنبه ششم مردادماه هزاروچهارصدوسه: «شهیار قنبری این امکان را داشت تا با بهره‌گیری از آشنایی گسترده‌اش با ترانه‌های روز غربی و همراهی موزیسین‌های برجسته‌ای مانند واروژان، اتابکی، افشار و منفردزاده طرحی نو دراندازد. ترانه‌های او در قیاس با ترانه‌های جنتی‌عطایی و‌ از منظر ادبی، ساده‌تر جلوه می‌کرد و همین موضوع، ارزیابان ترانه‌ها را به این نتیجه می‌رساند که ترانه‌های شهیار کیفیت لازم برای انتشار در رسانه‌های رسمی را ندارند. اما اعتماد آهنگ‌سازان طنین به او و هنرش نشان داد که نقطه‌ قوت ترانه‌های شهیار، ترانگی سرشار آن‌هاست. تلفیق موسیقی با سروده‌های قنبری به نتایج شگرفی می‌رسید. ترانه‌های او بسیار گوش‌نواز می‌شدند و همین ویژگی ثابت کرد فرمول‌های قدیمی خلق ترانه برای تلفیق با موسیقی مدرن، جوابگو نیست و باید سراغ شیوه‌ سهل و ممتنع شهیار رفت؛ زبانی امروزین و ساده همراه‌ با واژه‌آرایی‌ها و عبارت‌پردازی‌های دلنشین که به ورطه‌ سطحی‌بودن و ابتذال نیز نمی‌افتاد. ترانه‌های درخشانی مانند دو ماهی، مرد تنها، جمعه، کودکانه و بوی خوب گندم، نمونه‌های برجسته‌ شیوه‌ ترانه‌سرایی شهیار در آغاز راهند. این ترانه‌ها در کنار توجه به ویژگی‌های زبانی و ادبی زبان فارسی، نگاهی جدی به شکل روایت، مضمون‌پردازی و فرم و ساختمان ترانه‌ غربی دارند» متن کامل یادداشتم را همراه با یادداشت‌هایی از فرزاد نعمتی، احسان رعیت، علی ایلیا، پریا تفنگ‌ساز و اتابک سهیلی از لینک مطلب بخوانید. @LyricsNotes