uz
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Kanalga Telegram’da o‘tish

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Ko'proq ko'rsatish
1 689
Obunachilar
+124 soatlar
+47 kunlar
+3130 kunlar
Postlar arxiv
استاد عزیزم. #عارف و #ادیب و #شاعر نازنین، «حبیب بی‌گناه» هم از میان ما رفت. چند سال پیش دقایقی پیش از مراسم بزرگ‌داشت ایشان،
استاد عزیزم. #عارف و #ادیب و #شاعر نازنین، «حبیب بی‌گناه» هم از میان ما رفت. چند سال پیش دقایقی پیش از مراسم بزرگ‌داشت ایشان، برادرم تماس گرفت و از من خواست سروده‌ای فی‌البداهه در وصفش بگویم. جسارت کردم و این ابیات را سرودم و بعداً یک روز در منزلشان از من خواستند با خط خودم در دفترشان بنویسم: میان عرصه‌ی آموزگاران یکی باشد که بی‌تردید شاه است هم او شمع شب تاریکمان بود هم او روشن‌ترین فانوس راه است در این موج بلا او یادمان داد که غواصی به از مشق سیاه است چو شاگردش نباشی کل عمرت شبیه نحویِ قصه تباه است عجب کز بهر این قوم گنه‌کار بهین آموزگاران، بی‌گناه است یادش گرامی @LyricsNotes

کامنت‌های برخی از مخاطبان (در اینستاگرام) نشان می‌دهد که مطلب را با دقت نخوانده‌اند و تصورشان این است که من از یک موضع ضدچپ، مواضع اباذری را غلط دانسته‌ام. اما اگر دوستان همان پاراگراف اول را یک بار دیگر با دقت بخوانند متوجه خواهند شد که من معتقد نیستم هیچ جریان و گرایش‌ طبیعی را نباید رد کرد بلکه معتقدم «هر» جریان طبیعی را نباید رد کرد. برای رد یک جریان طبیعی هم باید به اندازه‌ی لازم با ماهیت آن آشنا بود. مثلاً برای مهار جریان طبیعی سیل، باید با آگاهی سراغ حل معضلات ناشی از آن رفت. اما شارلاتان‌های آکادمیک، گاهی با سدسازی‌های غیراصولی باعث پیچیده‌تر شدن معضل می‌شوند. این‌جا مشخص است که اباذری کم‌ترین درک لازم از جریان ترانه‌سرایی چه از منظر تاریخی و چه از دیدگاه ماهوی ندارد. در نتیجه استدلالاتش در نقد این جریان، به شدت غیرمنطقی و عوامانه است و صرفاً ابزاری است برای توجیه تمایلات چپ‌گرایانه. @LyricsNotes

عمده‌ی چپ‌ها به دنبال از بین بردن هر جریان طبیعی‌اند و برایشان اقتصاد و فرهنگ و سیاست هم تفاوتی ندارد. دنبال این هم نیستند که اصلا ماهیت این جریان طبیعی چیست و معیار بددانستن و بهانه‌ی حذفش منطقی هست یا نه؟ گرایش طبیعی مردم به موسیقی و ترانه‌، فارغ از عاشقانه و معترض بودن آن‌هاست. تاریخ، ترانه‌های بد را به تدریج از ذائقه‌ی جمعی حذف می‌کند و در این مسیر کاری به سوژه‌های ترانه‌ها ندارد. این‌ها برایشان اهمیتی ندارد که گوگوش و فرهاد چه می‌خوانند. حتی به خودشان زحمت نمی‌دهند که برای اراجیفشان کمی تحقیق کنند و مثال درستی از آن‌چه این دو خواننده خوانده‌اند بیاورند. اشاره به گوگوش و فرهاد برای این موجودات ابزاری برای توجیه ذهنیات مریضشان است. وسیله‌ای است برای این که خیانت‌های تاریخی‌شان به مملکت را توجیه کنند. @LyricsNotes

«فرزانه ابراهیم‌زاده» ژورنالیست و تاریخ‌نگار خوش‌نام نسل ماست. امروز دیدم در توییتر از بازنشر مصاحبه‌اش با پوران گلفام (همسر
«فرزانه ابراهیم‌زاده» ژورنالیست و تاریخ‌نگار خوش‌نام نسل ماست. امروز دیدم در توییتر از بازنشر مصاحبه‌اش با پوران گلفام (همسر فرهاد) توسط بهمن بابازاده بدون ذکر نام مصاحبه‌کننده گلایه کرده است. عجیب است! این آقا و بنگاه زردی که با آن به جامعه‌ی رسانه‌ای مملکت معرفی شده است مانند دزدان سر گردنه مدام در حال آماده‌خوری‌های این‌چنینی‌اند و اهالی موسیقی کوچک‌ترین واکنشی نشان نمی‌دهند. با همین رویه هم فرهنگ نقض حقوق مؤلفین را هر روز بیشتر گسترش می‌دهند. همیشه هم در مقابل اعتراض‌ها به توجیهات فرابنفش و سفسطه‌های وقیحانه می‌پردازند. با این حال هنوز عمده‌ی کارورزان موسیقی و ترانه‌ی مملکت این افراد و رسانه‌هایشان را حلواحلوا می‌کنند. در چنین شرایطی انتظار بهبود اوضاع، ساده‌انگارانه است. حالاحالاها باید بدویم تا به فضای حرفه‌ای و استانداردی برای هنر مملکت برسیم. @LyricsNotes

«هوس‌های بهاری» خواننده: ایرج تصنیف‌سرا: ایرج تیمورتاش موسیقی: سرخوش @LyricsNotes

«شب مهتاب» خواننده: دلکش تصنیف‌سرا: ایرج تیمورتاش موسیقی: جواد لشگری ارکستر رادیو، مهدی خالدی @LyricsNotes

«رقص درو» خواننده: بنان تصنیف‌سرا: ایرج تیمورتاش موسیقی: نصرالله زرین‌پنجه @LyricsNotes

«خدا نگهدار» خواننده: ویگن تصنیف‌سرا: ایرج تیمورتاش موسیقی: سورن تنظیم: عطاالله خرم @LyricsNoted

«انتظار» (او نیامد) خواننده: علیرضا افتخاری تصنیف‌سرا: ایرج تیمورتاش موسیقی: اکبر محسنی تنظیم: ب‌.خدارحمی م.چراغعلی @LyricsNotes

«ایرج تیمورتاش» یکی از ترانه‌سرایان مهجورمانده در تاریخ ترانه‌ی معاصر است. ترانه‌سرایی زاده‌ی خانواده‌ای متمول و اصیل و نام‌آور در مشهد و از نسل دوم سرایندگان پس از مشروطه که بدون شک از منظر ادبی و هنری از برترین‌های نسل خود است. نام تیمورتاش بیشتر تحت‌تأثیر شهرت عموی او «عبدالحسین تیمورتاش» وزیر مقتدر و‌ مقتول دربار پهلوی اول است. او برادرزاده‌‌ی «بدری تیمورتاش» نخستین دندانپزشک ایرانی و موسس دانشکده‌ی دندانپزشکی مشهد است. خواهرزاده‌ی شاعر عصر قاجار «مرتضی‌قلی‌خان قهرمان» متخلص به «شکسته» و پسرعمه‌ی «یزدان‌بخش قهرمان» ترانه‌سرای دیگر رادیو ایران. ایران تیمورتاش یکی از «سه زن» داستان مشهور «مسعود بهنود» دخترعموی اوست. او‌ در نوجوانی هم‌نشین دایی‌اش مرتضی‌میرزا قهرمان بود. مرتضی‌میرزا هم از شاگردان مستقیم ادیب نیشابوری و یکی از اولین منتقدین برجسته‌ی شعر پس از مشروطه است که سال‌ها روزنامه‌ی «خورشید» را در مشهد منتشر کرد و مدتی هم شهردار مشهد بود. از طرفی عموی نامدار او «عبدالحسین» هم در کنار ملک‌الشعرای بهار از متولیان محفل مشهور «دانشکده» بوده است. او در کودکی با مرتضی‌خان به «انجمن ادبی ایران» که مهم‌ترین انجمن ادبی آن روزگار بود می‌رفت و شعرخوانی می‌کرد. از بیست سالگی روزنامه‌نگاری را با چاپ شعر و قصه در نشریه‌ی «خروش ایران» آغاز کرد و به فاصله‌ی کوتاهی به سردبیری ماهنامه‌ی اجتماعی «فرزند» رسید. در سال‌های دهه‌ی بیست، «اکبر محسنی» آهنگی بر شعری از تیمورتاش با نام «اشک» ساخت که با صدای «منیر فولادی» (فرح) اجرا شد. همین اجرا هم باعث آشنایی او با محسنی و آغاز دوران ترانه‌سرایی تیمورتاش گردید. ایرج تیمورتاش تا اواسط دهه‌ی چهل بیش از صد ترانه برای خوانندگانی مانند دلکش، فرح، بنان، ملوک ضرابی، ویگن، پروین، الهه، پوران، مهوش، پریوش، ایرج، یاسمین، امین‌اله رشیدی و چند خواننده‌ی دیگر ساخت و بعد از آن تا اواخر عمر در قامت یکی از بهترین معلمان تهران به تدریس شیمی و فیزیک پرداخت. این کناره‌گیری از ترانه‌سرایی باعث شد که نام او همانند بسیاری از هم‌قطارانش دوشادوش شهرت ترانه‌هایش در خاطرها نماند و کم‌تر به جایگاه او در تاریخ تصنیف و ترانه پرداخته شود. با مروری بر ترانه‌ی تیمورتاش که از بهترین نمونه‌های سرایش ترانه بر روی ملودی با حفظ ارزش‌های ادبی و هنری است خواهیم دانست که او به اندازه‌ی جایگاهش در تاریخ ترانه‌سرایی ما قدر و منزلت ندیده است. @LyricsNotes

ایرج تیمورتاش ۱۳۶۴-۱۳۰۶ @LyricsNotes
ایرج تیمورتاش ۱۳۶۴-۱۳۰۶ @LyricsNotes

«بی‌سرانجام» خواننده: ویگن ترانه‌سرا: تورج نگهبان ملودی: بابک افشار تنظیم: واروژان نسخه‌ی اولیه @LyricsNotes

🔻جلسه‌ی مجازی🔻 #خانه_ترانه_اصفهان ترانه‌خوانی و نقد ترانه با حضور: حمید ناصحی (پژوهش‌گر و روزنامه‌نگار ترانه و موسیقی) پنج‌
🔻جلسه‌ی مجازی🔻 #خانه_ترانه_اصفهان ترانه‌خوانی و نقد ترانه با حضور: حمید ناصحی (پژوهش‌گر و روزنامه‌نگار ترانه و موسیقی) پنج‌شنبه ۱ آبان ساعت ۱۷ این برنامه در فضای پلت‌فرم‌های آنلاین برگزار می‌شود. ❗️ثبت نام "رایگان" برای حضور در برنامه الزامی‌ است.❗️ صفحه‌ی اینستاگرام: Insatgram.com/khane.tarane.esfahan شناسه‌ی تلگرام: @khanetarane_esfahan ⛔️ظرفیت محدود⛔️ #خانه_ترانه_اصفهان @khane_tarane_esfahan

«جان عشاق» خواننده: محمدرضا شجریان غزل‌سرا: حافظ ملودی: پرویز مشکاتیان تنظیم: محمدرضا درویشی اجرای ارکستر سمفونیک تهران با همراهی پیانوی جواد معروفی @LyricsNotes

«علمدار حرکت چرخ صنعت موسیقی» با «هوروش‌بند»؟ این چه سمی بود؟ @LyricsNotes https://www.instagram.com/p/CGiKHAMJApL/?igshid=kx9g6fl30e0o

تاریخ را که مرور کنیم خواهیم دانست چه بسیارند هنرورزانی که از ایران مهاجرت کرده‌اند و نه این‌جا و نه آن‌جا نقشی در پیشرفت (و
تاریخ را که مرور کنیم خواهیم دانست چه بسیارند هنرورزانی که از ایران مهاجرت کرده‌اند و نه این‌جا و نه آن‌جا نقشی در پیشرفت (و حتی پسرفت) روند حوزه‌ی فعالیتشان نداشته‌اند. تنها نقشی که می‌توان برای چنین افرادی قائل شد، مشارکت در یادآوری خاطراتی است که لاجرم با آن‌ها یا بدون آن‌ها شکل می‌گرفته‌اند. خاطراتی که به خراشیده و نخراشیده بودن صدا و فتوژنیک چهره و دانش و آگاهی آن‌ها ربطی ندارد و صرفاً مرتبط با شلوغ‌کاری‌های بی‌ربط با هنر است. این که ما فلان سفر شمال را با صدای فلان خواننده‌ یادمان بیاید و یا فلان مهمانی خانوادگی را با قیافه‌ی فلان‌ بازیگر، لزوماً به دلیل کیفیت کار آن‌ها و جایگاه رفیع هنری‌شان نیست و در بسیاری اوقات حاصل جبر حضور است! خبر این مهاجرت‌ها هم خوراک ژورنالیست‌های فرصت‌طلبی است که فضولی‌های لحظه‌ای عوام را پله‌های ترقی خود کرده‌اند. @LyricsNotes

جریان‌های MeToo و BLM و‌امثالهم در آمریکا به نقطه‌ای رسیده‌اند که حتی مخالفانشان هم عمدتاً جرأت مخالفت علنی ندارند زیرا چنین
جریان‌های MeToo و BLM و‌امثالهم در آمریکا به نقطه‌ای رسیده‌اند که حتی مخالفانشان هم عمدتاً جرأت مخالفت علنی ندارند زیرا چنین مخالفتی، تبعات ناخوش‌آیندی برایشان خواهد داشت! وضعیت پرداختن به شجریان هم فعلاً در میان ایرانیان همین است. حتی آن‌هایی که تا دیروز علناً به او فحاشی می‌کردند هم حالا در حال تعزیه‌خوانی‌اند! چون اگر غیر از این باشد برایشان تبعات ناخوش‌آیندی خواهد داشت. این یک وضعیت طبیعی نیست و در چنین فضایی نمی‌شود به شکلی طبیعی به کنش و واکنش پرداخت. من خودم از عشاق سینه‌چاک استاد شجریان و آثار او بوده و هستم و اگر پس از درگذشتشان تا امروز چیزی در مورد ایشان ننوشته‌ام به همین دلیل است. برای من که از یازده‌سالگی آواز ایرانی را آموخته‌ام و دنبال کرده‌ام و شجریان را در همان کودکی از بر بوده‌ام طبیعی است که واکنشی مفصل داشته باشم اما تا امروز مقاومت کرده‌ام. فضای جامعه و رسانه‌ها و حتی گروه‌های مجازی هنوز آماده‌ی کنش‌های طبیعی با موضوع شجریان نیستند. این‌ها را قرار بود برای مخاطبانی که دنبال چرایی ننوشتنم بودند بنویسم. تعدادشان زیاد شد و مطلبم را اینجا گذاشتم. @LyricsNotes

پانوشت: در نسخه‌ی مولتی‌تراک «یه بغل باد»، صدای منوچهر چشم‌آذر در ابتدای نوار به گوش می‌رسد که با همان لحن همیشگی، دستور آغاز اجرا می‌دهد. از طرفی بر روی قاب نوار نام اریک به عنوان تنظیم‌کننده درج شده و مسعود امینی هم اریک را تنظیم‌کننده‌ی آن می‌داند. درج نام اریک در شناسنامه‌ی اثر را موقتا به این دلیل اولویت دادیم که اریک سابقه‌ی سپردن ارکستر زهی به دیگران را هم دارد. با این حال حتماً نظر منوچهرخان هم در تغییر این شناسنامه مؤثر خواهد بود. @LyricsNotes

«یه بغل باد» خواننده: فریدون فروغی ترانه‌سرا: مسعود امینی ملودی: فریدون فروغی تنظیم: اریک سال اجرا: ۱۳۵۶ @LyricsNotes

Lyrics Notes - Telegram kanali @lyricsnotes statistikasi va tahlili