ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Lyrics Notes

Lyrics Notes

前往频道在 Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

显示更多
1 802
订阅者
+224 小时
+157 天
+3030 天
帖子存档
برج‌عاج‌نشینی و نگاه از بالا به مردم همیشه در تفرعن مستقیم جلوه نمی‌کند. همین که تصور کنیم همه چیز را فهمیده‌ایم و دیگر چیزی
برج‌عاج‌نشینی و نگاه از بالا به مردم همیشه در تفرعن مستقیم جلوه نمی‌کند. همین که تصور کنیم همه چیز را فهمیده‌ایم و دیگر چیزی برای فهمیدن نمانده هم فرازی از تفرعن است. نامجو تصور می‌کند (یا این‌گونه نشان می‌دهد) که دیگر چیزی برای فهمیدنش نمانده است. ملودی‌سازی را شوخی اعلام می‌فرماید در فضای همان افاضه‌ی وایرال‌شده‌ی مهران مدیری که «دیگه این دنیا به درد نمی‌خوره»! حتی اگر صاحبان این افاضات خودشان هم مدعی رسیدن به کمال آگاهی نباشند، خیل عظیمی این اظهارفضل‌ها را به آگاهی عظمی پیوند می‌دهند تا همه‌چیز را از ارزش تهی کنند. تا تهی بودن خود را توجیه کنند. کسی که مرادش خدمت به خلق است پیش از هر چیز باید از آن برج عاج پایین بیاید و تفرعن و تبختر را کنار بگذارد. وگرنه در رسانه‌های پربازدید، فریادزدن و بغض‌کردن و سرتکان‌دادن، نقیض چیزی است که مدعی آنند. این مدعیان در طلبش بی‌خبرانند کآن را که خبر شد خبری باز نیامد @LyricsNotes

یاد و نام «همایون خسروی» نازنین در اولین سالگرد پرکشیدنش گرامی. امیدوارم بتوانم این گفت‌وگوی مفصل را در فرصت و شرایطی مناسب تدوین و عرضه کنم. موسیقی این پست، موسیقی متن فیلم گل‌های داوودی ساخته‌ی کامبیز روشن‌روان است که همایون عزیز، تک‌نوازی ماندگار و خاطره‌انگیز ویولنسل این اثر را بر عهده داشته است. @LyricsNotes

یک نکته‌ی مهم در تفاوت کیفی ترانه‌هایی که شهیار برای خود می‌نویسد یا برای دیگران خصوصا در همکاری اخیرش با نوجوکی و ابی وجود دارد. این که ترانه‌سرایی در سطح شهیار قنبری برای کیفیت سروده‌هایش به تبع شرایط اجرا تبعیض قائل شود بسیار بعید است. ترانه‌هایی که او با صدای خود منتشر کرده و می‌کند طبیعی است که باکیفیت‌تر جلوه کنند زیرا او ملودی را هم بر اساس سلیقه‌ی خود و در جهت ارائه‌ی هرچه بهتر کلام می‌سازد و‌ انتقال حس یک تلفیق درست توسط خالق ملودی و کلام به عنوان خواننده به شکلی طبیعی نتایج قابل‌قبول‌تری خواهد داشت. در سال‌های اخیر ترانه‌هایی که شهیار برای دیگران سروده، عموما بر روی ملودی دیگران خلق شده است. این نکته را ایشان شخصا در پیغامی خصوصی که واکنشی به ابرازنظر من در مورد ترانه‌های آلبوم اخیر منصور بود نهیب زده‌اند. در مورد همکاری‌های ایشان با ابی هم از همان دهه‌ی هشتاد در تماس‌های تلفنی که با ابی داشتم در جریان بودم که ملودی‌هایی از نوجوکی در اختیار ابی است و بعداً در همان تماس‌ها متوجه شدم آن ملودی‌ها برای ترانه‌سرایی به شهیار سپرده شده‌اند. هم شهیار و‌ هم بسیاری از اهالی ترانه معتقدند که ارزیابی سطح کیفی ترانه‌ای که روی ملودی نوشته شده باید این شرایط را هم در نظر بگیرد. با این حساب از نظر این افراد، کیفیت پایین‌تر ترانه‌ای که روی آهنگ نوشته شده در شرایطی توجیه‌پذیر است. اما هر توجیهی را نمی‌شود به هر کسی تعمیم داد. انتظار ما از بزرگانی مانند ایرج و شهیار و زویا و دیگرانی مثل آن‌ها این است که ملودی، دست و بال کیفیت ترانه‌ی آن‌ها را نبندد. مگر در سطح کیفی درجه‌ی اول ترانه‌ی فارسی ترانه‌هایی بسیار باکیفیت که بر ملودی نشسته‌اند کم داریم؟ @LyricsNotes

«هُرم تو» خواننده: ابی ترانه‌سرا: شهیار قنبری ملودی: صادق نوجوکی تنظیم: صادق نوجوکی، آرون حسینی @LyricsNotes

عامه‌پسندی و‌ نخبه‌گرایی، دو ویژگی‌ ثابت هر امر اجتماعی است. اما این که امر اجتماعی چه اندازه از این دو ویژگی بهره ببرد است که کیفیت آن را از دیدگاه‌های مختلف تعیین می‌کند. پس عامه‌پسندی را نمی‌شود نادیده گرفت. وقتی یک شاعر نمی‌خواهد ترانه بنویسد برای این که از عامه‌پسندی فرار کند در واقع به غلط تصور می‌کند که ترانه در سطح کیفی پایین‌تری از شعر است. ترانه‌سرایی هم که با کیفیت می‌سراید و شنیده هم می‌شود در واقع در حال اثبات تئوری «شدنی‌بودن هم‌کناری عامه‌پسندی و کیفیت» است‌. اما ترانه‌سرایی که به خیال خود تلاش می‌کند تا از عامه‌پسندی فرار کند عملاً از شنیده‌شدن فراری است و «شنیده‌نشدن» معادل دوری سروده‌اش از اهمیت مفهوم و تأثیر اجتماعی ترانه خواهد بود. یکی از ایراداتی که عده‌ای به لزوم در نظرگرفتن عامه‌پسندی در تعاریف ترانه وارد می‌کنند این است که دلیلی بر این لزوم نیست؛ یا این که به دنبال این دلیل می‌گردند. نکته این است که اصلا هر امر اجتماعی در ذات خود در سطحی از عامه‌پسندی قرار می‌گیرد. نمی‌شود اجتماعی بود و عامه‌پسندی را انکار کرد. آن‌چه که این منتقدان بر آن پا می‌فشارند همین سطح عامه‌پسندی است. افراط در عامه‌پسندی مانند افراط در نخبه‌گرایی می‌تواند یک مقوله را از تأثیر اجتماعی مطلوب دور کند اما انکار آن هم مانند انکار توجه به اصول کیفی، اثر را از هدف و‌ ماهیت، تهی خواهد کرد. فراموش نکنیم که گاهی عامه‌پسندی یک ترانه در اجرای آن هویدا می‌شود یعنی در خلق موسیقی و اجرای خواننده. اصرار بر اجرای یک سروده‌ی فاخر توسط عواملی که لوازم اقبال عام را مهیا نمی‌کنند هم می‌تواند محصول نهایی را بسیار کم‌تأثیرتر و از معنای ترانگی دورتر کند. وقتی می‌شود ترانه‌ای مانند «نون و پنیر و‌ سبزی»، «ستاره‌های سربی»، «خالی»، «سوغاتی» و مانند این‌ها سرود و هم‌زمان در کیفیت و‌ عامه‌پسندی سربلند شد، دیگر اصرار بر تفاخر به تعقیدهای فرمی و‌ محتوایی با ادعای خاص‌اندیشی و دوری از سلیقه‌ی فاسد عوام، ادا و اصول است. @LyricsNotes

https://www.instagram.com/tv/CMz1ZZwhDGT/?igshid=1j64gzndx4fhb بزرگ‌ترین رویداد تاریخ موسیقی ایران؟ با کدوم منطق و‌ معیار؟ با مأوا و با اوج؟ واقعاً؟ چی بگم که این رفقای قدیمی نرنجن؟ @LyricsNotes

جایگاه مهم و والای شهیار قنبری در ترانه‌ی نوین غیر قابل انکار است. ترانه‌های او‌ هم خاطره‌ساز چند نسل بوده‌اند و هم الهام‌بخش بسیاری از ترانه‌سرایانی که ترانه را به مثابه‌ی یک هنر جدی دنبال کرده و می‌کنند. ترانه‌های قنبری تاریخ‌ساز بوده‌اند اما از جایی دیگر نمی‌توان تأثیر شهیار بر ترانه را به نسبت گذشته‌ی او جدی گرفت. او خود بیش از هر کس دیگری مفتون جسارت خود شده است. ترانه‌های شهیار به خودنمایی‌های مهندسی‌شده‌ی کم‌رمقی بدل شده‌اند که تأثیرشان بر دو گروه اصلی است. اول مخاطبان جدی ترانه که به اعتبار جایگاه شهیار و سابقه‌ی درخشان او فرم و محتوای آثار جدیدش را تأویل می‌کنند و تفسیرهایی ارائه می‌دهند که شخص ترانه‌سرا هم از آن‌ها بی‌خبر است. دوم گروهی که شهیار برای آن‌ها بهانه‌ای برای روشنفکر‌نمایی و متفاوت از عوام جلوه‌کردن شده است. گروه قابل ترحمی که گاه با بهره‌گیری از انشاهای ادبی‌نمایانه اما بی‌هیچ نشانی از آگاهی ادبی و هنری در جهت کشف نشانه‌های نبوغ شهیار در ساخته‌های اخیر سعی در پنهان‌کردن این دل‌باختگی به آن‌چه نمی‌فهمند و ارائه‌ی نمایش‌های متظاهرانه‌ی ناشی از آن دارند. خاصیت مهم یک ترانه‌ی خوب، جدای از کیفیت فنی و محتوایی، ارتباطی متعارف و قابل قبول با مخاطب عام است. ترانه‌هایی که به هر دلیل راهی به ذائقه‌ی مخاطب عام پیدا نمی‌کنند و مدعی مخاطب خاص‌اند در مفهوم و ماهیت واژه‌ی ترانه سراپا نقض غرض‌اند. این تبختر و فخرفروشی تهاجمی در ارائه‌ی چیزی که توانایی رسیدن به بدیهی‌ترین خصایای آن‌چه مدعی است ندارد ممکن است عده‌ای را مرعوب کند اما نتیجه‌اش در نهایت فراموشی عمومی است. این فراموشی هم با توهین‌ها و برچسب‌های سراینده و‌ مریدانش به عموم مردم تغییر تأثیر نمی‌دهد. آن‌چه شهیار این‌ اواخر سروده و‌ می‌سراید فاصله‌ی عمیقی با آن‌چه آغاز کرده‌ یافته است. فاصله‌ای نه در سمت اعتلای عمومی ترانه بلکه در جهت دوری از ماهیت و ذات و هدف ترانه‌سرودن و اصرار به اثبات ادعای پیچیده‌اندیشیدن و ارزش‌گذاری غلط بر کلاف‌وارگی فرم و‌ محتوای ترانه. اصراری که نتیجه‌اش ناگفته پیداست. ناشنیده ماندن در سرزمین پرهیاهوی ترانه و خودنمایی در میان اقلیت خودنماپسند. ترانه‌های امروز شهیار قنبری در کارنامه‌ی او‌ می‌مانند، به اعتبار نامش به آن‌ها اشاره می‌شود، نقد می‌شوند و تحسین هم می‌شوند اما او همه‌ی این‌ها نیست. نام شهیار در همان سال‌های آغازین سرایندگی و در تلاش غبطه‌برانگیزش برای تثبیت ماهیت راستین ترانه، به نقطه‌ی عطف خود در اوج‌گیری رسیده است. ترانه‌هایی درست که هم در ذائقه‌ی عام نسل خود راه یافته و هم معیار ترانه‌ی درست برای مخاطب جدی بوده‌ و هستند. ترانه‌هایی از جنس بوی خوب گندم، نفس، عطر تو، نون و پنیر و سبزی، قدغن، مرد تنها و نماز. از جنس کودکانه، مانند کودکی پاک و معصوم، بی‌هیچ ادعایی و در عین حال سرشار از ادب و‌ نبوغ با قابلیت ارتباط با عمده‌ی مخاطبان خود این چنین ساده و بی‌پیرایه: بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی ... @LyricsNotes

به زودی... 📜 «باترانه»، دوره‌ی جدید، شماره‌ی اول. ویژه‌نامه‌ی نوروز ۱۴۰۰ 🔸 گفت‌وگوی اختصاصی با «جهانبخش پازوکی»: من کوله‌با
به زودی... 📜 «باترانه»، دوره‌ی جدید، شماره‌ی اول. ویژه‌نامه‌ی نوروز ۱۴۰۰ 🔸 گفت‌وگوی اختصاصی با «جهانبخش پازوکی»: من کوله‌بار عشقُ تا پای جون کشیدم 📄 پرونده‌ای برای ترانه‌های منتخب قرن صد سال، صد ترانه با یادداشت‌هایی از: عرفان رفیعی: ۱۳۲۵-۱۳۰۰ سعید کریمی: ۱۳۵۰- ۱۳۲۵ حسن علیشیری: ۱۳۷۵- ۱۳۵۰ روزبه آزادی: ۱۳۹۹- ۱۳۷۵ حمید مشکلانی: ترانه در سینما یاشار هاشم زاده و حمید ناصحی: نگاهی به جریان‌های ترانه‌ی فارسی با مرور کتاب «جریان‌شناسی موسیقی مردم‌پسند ایران» اثر سعید کریمی 🔸یادداشت مسعود امینی برای منصور ایران‌نژاد 🔸گفت‌وگو با سهیلا گلستانی 🔸گزارش تصویری کامبیز باقری از مراسم سال‌نوای موسیقی ایران 🔸گزارشی از مراسم جایزه‌ی افشین یداللهی 🔸گفت‌وگو با هانیبال ژوزف 🔸منتخب ترانه‌های آکادمی ترانه ♦️همراه با مطالبی از حسین قلی‌پور، آزاده ربانی، نفیسه آریان‌پور و دانیال ربانی و با مطالب متنوع دیگر در موضوع ترانه و موسیقی 🔻 «باترانه» در دوره‌ی جدید هم‌چنان به مدیرمسؤولی آزاده ربانی و سردبیری حمید ناصحی منتشر می‌شود. @baataraaneh

‏فروختن بستنی تهیه‌شده با شیرخشک تقلبه؟ نه ولی وقتی روی این بستنی بنویسند «با شیر تازه گاو» میشه تقلب. تقلب تو صنعت غذا مقدار زیادیش همین برچسبهای دروغینه چه از نظر محتویات چه فن تهیه چه کیفیت محتویات مثل طبیعی یا ارگانیک بودن. پول برای محصولی میدیم که چیزی که اظهار می‌کنه نیست × Homo Gastronomer × @OfficialPersianTwitter

مهران مدیری هم مانند چند سلبریتی داخلی دیگر عطری با برندی به نام خودش معرفی کرده است. برندسازی با نام چهره‌ها در فضای تجاری فرآیندی معمول در دنیاست که البته در کشور ما با شرایط ویژه‌ای که دارد به شکلی کاملا متفاوت اتفاق می‌افتد. در معرفی یک برند عطر در مسیری معقول و متعارف در جهان، رویه این است که رایحه‌ای توسط یک پرفیومر کارآشنا طراحی و امتیاز آن رایحه و فرمولاسیونش به صاحب برند فروخته می‌شود. این فرآیند در مراحل بعدی شامل طراحی شیشه‌ی اسپری و بسته‌بندی و لوگوتایپ هم خواهد شد. فرآیندی که نه تنها دانش، تجربه و ابزاری در سطوح بالای علمی، تکنیکی و صنعتی نیاز دارد که در حال حاضر فقط در معدود کشورهای اروپای غربی، آمریکا و ژاپن پیدا می‌شود بلکه با معیارهای علمی و زیرساختی اقتصاد و صنعت ایران بسیار گران‌قیمت و دست‌نیافتنی است. حتی کشوری مانند چین هم که در صنعت کپی‌کاری تپه‌های فراوانی را فتح کرده هنوز موفق به معرفی یک برند و‌ حتی یک رایحه‌ی ویژه و بومی در صنعت عطر نشده است. از طرفی در همان کشورهای صاحب این تکنولوژی، کمپانی‌هایی وجود دارند که رایحه‌های برندهای مشهور را با دقتی بالا بازآفرینی می‌کنند و با عنوان اسانس‌های عطری یا فاین‌فرگرنس برای استفاده در عطریات و فرآورده‌های کمپانی‌های کوچک‌تر با رعایت قوانین کپی‌رایت عرضه می‌کنند. این اسانس‌ها عموما در صنایع آرایشی و بهداشتی و خصوصاً در تولید دئودورانت‌ها کاربرد دارند. اما تولید ادوپرفیوم و ادوتویلت هم با استفاده از این اسانس‌ها در برخی کشورها تحت عنوان برندهای لوکال انجام می‌شود. با این توضیحات، حالا می‌دانید که عطر جناب مدیری قطعاً فرآورده‌ای از کپی یک رایحه‌ی مشهور است که نه برای طراحی رایحه و نه برای دیگر وجوهش امکان طی فرآیندی استاندارد و پرداخت هزینه‌ی نزدیک به واقعی هم برای مدیری وجود نداشته و صرفا مصرف تبلیغاتی و تجاری داخلی دارد. نکته‌ی جالب در تبلیغات این عطر هم این که مانند همه‌ی فعالیت‌های این‌چنینی در کشور ما حتی در طراحی پوستر هم برای همان چهار کلمه، دقت لازم صرف نشده و با یک سهل‌انگاری عجیب، در پوستر زنانه‌ی این عطر اصطلاح «پورهوم» استفاده شده که به معنای «مردانه» است و‌ واضح است که فقط عکس محصول را در دو پوستر جای‌گذاری کرده‌اند و فراموش کرده‌اند متن را هم متناسب با محصول تغییر دهند! و طبیعی است از چنین تیمی نمی‌توان انتظار ارائه‌ی یک محصول قابل دفاع هم داشت. نهایتاً چنین عطرهایی را دقیقاً با همان رایحه و حتی با کیفیت بالاتر و قیمت بسیار کم‌تر می‌توانید از عرضه‌کنندگان معتبر عطر و اسانس در تمام کشور تهیه کنید. اما اگر به نام آن چهره و برند علاقه‌ی خاصی دارید و دوست دارید با آن عنوان عطرتان را تهیه کنید مانند فن‌های این سلبریتی‌ها بشتابید که به زودی تمام می‌شود! نگران کپی‌رایت محصول هم نباشید! جناب مدیری قبلاً «سوغاتی» را هم با همین فرمان تحویلمان داده‌اند. «حمید ناصحی» @LyricsNotes

مهران مدیری هم مانند چند سلبریتی داخلی دیگر عطری با برندی به نام خودش معرفی کرده است. برندسازی با نام چهره‌ها در فضای تجاری فرآیندی معمول در دنیاست که البته در کشور ما با شرایط ویژه‌ای که دارد به شکلی کاملا متفاوت اتفاق می‌افتد. در معرفی یک برند عطر در مسیری معقول و متعارف در جهان، رویه این است که رایحه‌ای توسط یک پرفیومر کارآشنا طراحی و امتیاز آن رایحه و فرمولاسیونش به صاحب برند فروخته می‌شود. این فرآیند در مراحل بعدی شامل طراحی شیشه‌ی اسپری و بسته‌بندی و لوگوتایپ هم خواهد شد. فرآیندی که نه تنها دانش، تجربه و ابزاری در سطوح بالای علمی، تکنیکی و صنعتی نیاز دارد که در حال حاضر فقط در معدود کشورهای اروپای غربی، آمریکا و ژاپن پیدا می‌شود بلکه با معیارهای علمی و زیرساختی اقتصاد و صنعت ایران بسیار گران‌قیمت و دست‌نیافتنی است. حتی کشوری مانند چین هم که در صنعت کپی‌کاری تپه‌های فراوانی را فتح کرده هنوز موفق به معرفی یک برند و‌ حتی یک رایحه‌ی ویژه و بومی در صنعت عطر نشده است. از طرفی در همان کشورهای صاحب این تکنولوژی، کمپانی‌هایی وجود دارند که رایحه‌های برندهای مشهور را با دقتی بالا بازآفرینی می‌کنند و با عنوان اسانس‌های عطری یا فاین‌فرگرنس برای استفاده در عطریات و فرآورده‌های کمپانی‌های کوچک‌تر با رعایت قوانین کپی‌رایت عرضه می‌کنند. این اسانس‌ها عموما در صنایع آرایشی و بهداشتی و خصوصاً در تولید دئودورانت‌ها کاربرد دارند. اما تولید ادوپرفیوم و ادوتویلت هم با استفاده از این اسانس‌ها در برخی کشورها تحت عنوان برندهای لوکال انجام می‌شود. با این توضیحات، حالا می‌دانید که عطر جناب مدیری قطعاً فرآورده‌ای از کپی یک رایحه‌ی مشهور است که نه برای طراحی رایحه و نه برای دیگر وجوهش امکان طی فرآیندی استاندارد و پرداخت هزینه‌ی نزدیک به واقعی هم برای مدیری وجود نداشته و صرفا مصرف تبلیغاتی و تجاری داخلی دارد. نکته‌ی جالب در تبلیغات این عطر هم این که مانند همه‌ی فعالیت‌های این‌چنینی در کشور ما حتی در طراحی پوستر هم برای همان چهار کلمه، دقت لازم صرف نشده و با یک سهل‌انگاری عجیب، در پوستر زنانه‌ی این عطر اصطلاح «پورهوم» استفاده شده که به معنای «مردانه» است و‌ واضح است که فقط عکس محصول را در دو پوستر جای‌گذاری کرده‌اند و فراموش کرده‌اند متن را هم متناسب با محصول تغییر دهند! و طبیعی است از چنین تیمی نمی‌توان انتظار ارائه‌ی یک محصول قابل دفاع هم داشت. نهایتاً چنین عطرهایی را دقیقاً با همان رایحه و حتی با کیفیت بالاتر می‌توانید از عرضه‌کنندگان معتبر عطر و اسانس در تمام کشور تهیه کنید. اما اگر به نام آن چهره و برند علاقه‌ی خاصی دارید و دوست دارید با آن عنوان عطرتان را تهیه کنید مانند فن‌های این سلبریتی‌ها بشتابید که به زودی تمام می‌شود! نگران کپی‌رایت محصول هم نباشید! جناب مدیری قبلاً «سوغاتی» را هم با همین فرمان تحویلمان داده‌اند. @LyricsNotes

گاهی در فضاهای مختلف بحث و تبادل نظر در مورد ترانه، روشن نبودن معیارهای کلی ارزیابی ترانه‌ها باعث می‌شود که بحث‌ها یا به بی‌راهه بروند و یا به نتیجه‌ی مطلوبی نرسند. از این جهت خوب است که ما در هر فضایی که قرار است ترانه را ارزیابی کنیم در تعریف و ویژگی‌های یک ترانه‌ی خوب یک محور مشخص را مدنظر قرار دهیم. من آن‌چه در مورد چنین محوری در نظر دارم را با شما در میان می‌گذارم: برای این که ترانه‌ای را درست و ترانه‌سرایش را موفق بدانیم به نظر من باید سه ویژگی هم‌زمان در اثر نهایی باشد: الف: کلام ترانه از منظر ادبی و زبانی قابل دفاع باشد. ب: ترانه در مرحله‌ی تلفیق کلام و ملودی و اجرا واجد ارزش‌های هنری شده باشد. ج: ترانه به قدر لازم و کافی شنیده شود. در مورد هر کدام از این موارد باید به شکلی مفصل بحث شود. اما از همین اشاره‌ی تیتروار می‌شود نتایج کلی دیگری هم گرفت: ۱- ترانه‌ای که از منظر ادبی و زبانی قابل دفاع نباشد، هر اندازه که ملودی، تنظیم و اجرای خوبی داشته باشد هم ترانه‌ی خوبی نیست. می‌شود از وجوه ملودیک و هارمونیک و اجرای نوازنده و خواننده لذت ببریم اما سطح کیفی کلام ترانه، این لذت را مخدوش خواهد کرد. ۲- عدم تناسب میان اجزای ترانه حتی در شرایطی که هر کدام از این اجزا به تنهایی باکیفیت باشند یا حتی با بخشی دیگر از اجزا متناسب باشند، اثر نهایی را بی‌کیفیت خواهد کرد. ۳- هر ترانه‌ای با ادعای موفق و درست بودن، باید در سطحی قابل قبول شنیده شود. اساساً بخش مهمی از ذات رسالت عمومی ترانه همین است. با اداهای روشنفکرنمایانه و ادعاهای خاص‌پسندانه هم نمی‌شود از موقعیت این رسالت طفره رفت. این شنیده‌شدن حاصل فرآیندهای عمدتاً غیرادبی و غیرهنری و ویژگی هنرصنعتی ترانه است. هرچند این ویژگی بسته به تغییرات ذائقه‌ی جمعی در ادوار مختلف می‌تواند با تأخیرهایی گاه طولانی ظهور کند. با این اوصاف هر ترانه‌ی صرفاً ادبی، صرفاً هنری و صرفاً شنیده شده و حتی واجد فقط دو تای این ویژگی‌ها به گمان من نمی‌تواند ترانه‌ی خوب تلقی شود. فراموش نکنیم که این کلیت اثر است که باید درست باشد. پس صرفاً با استناد به بخشی از یک ترانه که این ویژگی‌ها در آن رعایت شده نمی‌شود تمام آن ترانه را درست دانست. هر چند ظاهراً این موضوعی بدیهی است اما بسیاری از نظرات در مورد ترانه‌ها با همین رویکرد ارائه می‌شوند. پی‌نوشت: بیان این ویژگی‌ها معطوف به محوریت «کلام ترانه‌ی فارسی» در بحث پیرامون یک موسیقی باکلام است. @LyricsNotes

ترانه‌ی «آشپزخونه» یکی از چند ترانه‌ی زنانه‌ی ایرج جنتی‌عطایی است که مانند عمده‌ی ترانه‌هایش اثری درخشان و ماندگار در ژانر خود محسوب می‌شود. پیش از این در بررسی ترانه‌ی «تابو» گفتم که: «جنتی عطایی ترانه‌های زنانه و از زبان یک زن را به شکلی استادانه و خارق‌العاده می‌سراید. آثار مشهوری مانند «ماه‌پیشونی/ گوگوش»، «آشپزخونه/گیتی»، «مرد من/سیمین غانم» و «بخشش/ هایده» فارغ از فرم و طراحی کم‌نقص، برخلاف عمده‌ی سروده‌هایی این‌چنین در زمانه‌ی خود، به شکلی شگفت‌انگیز عاری از جنسیت‌زدگی‌های مرسوم‌اند و به زن و حقوق او نگاهی بسیار انسانی دارند که نه سهواً و نه عمداً، تعابیر و رویکردهای مردمَدارانه به آن‌ها (حتی در همان حد تعبیر) راه نیافته و مانند عمده‌ی آثار مدعی حقوق زنان به ورطه‌ی فمینیسم افراطی نیز فرو نیافتاده‌اند.» پس از انتشار این مطلب، برخی از دوستان معتقد بودند که «آشپزخونه» شامل این ادعا نیست و از منظر ایشان ترانه‌ای است جنسیت‌زده و ضد زن و‌ حاوی المان‌های مردمدارانه! اما ترانه‌ی آشپزخونه روایت عشق یک زن خانه‌دار به همسر است. در مضمون‌پردازی چنین روایتی، طبیعی است که ترانه‌سرا سراغ جزئیات خانه‌داری برود و از میان آن‌ها نقبی به عشق و دلتنگی بزند. در نظر داشته باشیم که این ترانه حدود پنج دهه پیش سروده و اجرا شده و کاملاً منطبق بر سبک زندگی بخش بزرگی از زنان متأهل جامعه‌ی آن روزگار است و از این جهت رسالت ترانگی خود را هم در واقع‌نمایی به انجام رسانده است. ایرج جنتی‌عطایی در پرداخت مضمون این ترانه و در حس و لحن اثر سراغ ارزش‌گذاری برای حرفه‌ی خانه‌داری نرفته است و به درستی و با دقتی هنرمندانه صرفاً از ویژگی‌های خانه‌داری به عنوان ابزاری برای ارائه‌ی عشقی صادق و زیبا بهره برده است. در یادداشت پیشین تأکید کرده‌ام که ایرج در ترانه‌های زنانه‌اش به ورطه‌ی فمینیسم افراطی نیافتاده و اتفاقاً «آشپزخونه» مصداق بارزی بر این ادعاست. فمینیسم افراطی تلاش می‌کند تا به بسیاری از فعالیت‌های طبیعی زنان هم مهر زن‌ستیزی بزند و خانه‌داری یکی از سیبل‌های همیشه‌ی این تفکر تندروانه است. بدیهی است که زنانه دانستن حرفه‌ی خانه‌داری و لزوم نشستن زنان در خانه به هر بهانه‌ای برای دورکردن آن‌ها از اجتماع هم تفکری در تعارض با حقوق زنان است اما صرف خانه‌دار بودن یا علاقه‌ی یک زن به خانه‌داری در تقابل با حقوق زنان نیست. کما این که تحقیر علاقه‌ی مردان به حرفه‌هایی مانند خانه‌داری هم اندیشه‌ای ضدانسانی است. «آشپزخونه» از همین منظر نمونه‌ی عاشقانه‌ای دل انگیز و هنرمندانه است که به وجهی سنتی از زندگی زنان می‌پردازد و هم‌زمان انسان را رعایت می‌کند. @LyricsNotes

«آشپزخونه» خواننده: گیتی پاشایی ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی ملودی: بابک بیات تنظیم: اریک @LyricsNotes

«رازقی» (دلم می‌خواد گریه کنم) خواننده: داریوش ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی آهنگ: بابک بیات تنظیم: رامین زمانی #بهنام_محجوبی @LyricsNotes

داریوش، صدای بی‌تکرار، هفتاد ساله شد‌ @LyricsNotes

نشریه‌ی «ستاره‌ی سینما»، بهمن ۱۳۵۳ این نشریه در این تاریخ گفت‌وگویی اختصاصی با ویگن داوودی به عنوان اولین تکنیسین سیستم مولتی
+1
نشریه‌ی «ستاره‌ی سینما»، بهمن ۱۳۵۳ این نشریه در این تاریخ گفت‌وگویی اختصاصی با ویگن داوودی به عنوان اولین تکنیسین سیستم مولتی‌تراک و بانی صدابرداری نوین و مؤسس استودیوپاپ انجام داده است. گفت‌وگویی که در آن به تفصیل نقش ویگن داوودی در این تحول تاریخ‌ساز تشریح می‌شود و‌ هیچ نام دیگری به عنوان همراه و همکار در این میان مطرح نیست. این سند تاریخی آغاز صدابرداری نوین و آغازگر آن را به روشنی مشخص می‌کند. @LyricsNotes