Lyrics Notes
Kanalga Telegram’da o‘tish
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Ko'proq ko'rsatish1 683
Obunachilar
-224 soatlar
-37 kunlar
+2630 kunlar
Postlar arxiv
1 683
این یادداشت، سال گذشته در روزنامهی هممیهن منتشر شد و در صفحهی اینستاگرام جناب کورش یغمایی بازنشر شده است.
https://www.instagram.com/p/DZCpDkHxAuQ/?igsh=MW92Z2s0cnJ1a2pqOQ==
@LyricsNotes
1 683
من با ایشان در این موضوع موافقم که «عجیب است هنوز جوانها ابی و گوگوش و داریوش» گوش میدهند. یک سبک و جریان موسیقی باید چه ویژگیهایی داشته باشد که بعد از پنجاه سال هنوز جوانها را به سمت خود بکشد؟
اما فاجعه اینجاست که این فرد هرچه بیشتر میگوید بیشتر میفهمیم که نمیفهمد! برای نقد یک کلام طبیعتا اول باید آن را بلد باشی! از «پوست شیر» فقط پوست و شیر را یادش مانده! و با همان دو واژه کمر به نقد ترانه بسته است! در یک سرودهی پاپ رمانتیک و کلاسیک، شاعرانه بودن را نقطهی ضعف میداند و با همین مثال دههی پنجاهی به این نتیجه میرسد که پاپخوانهای آن دوره در همان دوره ماندهاند در حالی که باید یک مثال از ترانههای امروزشان بیاورد. وقتی هم میخواهد وارد نقد موسیقی شود هم موسیقی واروژان را سبک و چرتوپرت میداند اما جز «بیت» و «ریتم» که به نظرش مشکل این موسیقیست از «رنگ» بودنش میگوید! رنگ را از کجا آوردی عموجان؟ پس ملودی و تلفیق و هارمونی و سازبندی و کنترپوآن و موضوع و محتوا و هنر و ادبیات، کجای مغز تو را درگیر میکند؟
وقتی حتی در حرفزدن عادی هم نیاز به یک مربی اصلاح گفتار و بیان داری کاش دستکم موسیقی روز جهان را گاهی بشنوی تا بدانی معیارهای ارزیابی، چیزهایی هستند که اصلا هیچوقت وارد ذهن بیتپرورت نشدهاند.
این سطح از بیسوادی کلامی و موسیقایی و ضعف بیان وقتی تبدیل به «ستارهی رپ فارسی» میشود یعنی اوضاع رپ فارسی خیلی خرابتر از حد تصور است.
@LyricsNotes
1 683
«بینقاب»
تیتراژ سریال «بیستویک»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
موسیقی: حامد حسینی
@LyricsNotes
1 683
در سالهای اخیر چند بار موسیقی ایران به رکودی عمیق وارد شده است. هر کدام از این رکودها نیز ویژگیهای خاص خودشان را داشتهاند. در دوران کرونا به دلیل تعطیلی کنسرتها، صنعت موسیقی بیدروپیکر ما دچار شوک عظیمی شد اما اتفاقات سیاسی و اجتماعی متعدد در سالهای اخیر، موسیقی و ترانه را وارد عصر جدیدی کرده است. در حوادث سالهای نود و هشت و پس از آن در جنبش زن، زندگی، آزادی، خیل ترانههای اعتراضی و اجتماعی خلق و منتشر شدند و این جنبشها مانند موارد مشابه در تاریخ، موتور محرک آفرینش ترانههای تازه بودند.
اما حوادث و خیزشهای ۱۴۰۴ رنگوبویی دیگر و تأثیر و تأثری متفاوت داشتند. از آن جا به این سو تاریخ ما وارد برههای عحیب شده است. حالا دیگر وطنترانه هم کار نمیکند، بهویژه اینکه میشود با نام وطن حتی از رانتها و حمایتهای بیشائبهی حکومتی هم بهرهمند شد.
در کنار برخی چهرههای سرشناس در این میان، خیل کارورزان میانمایه و فرصتطلب نیز وارد گود شدهاند تا از این سفرهی گستردهی سینهزنی برای وطن در قاب حکومتپسند سهمی ببرند. حالا دیگر برای بدنهی پویای ترانه و موسیقی ما دلودماغی نمانده است. تکلیفها مشخص نیست. کنسرتها تعطیل و استودیوها تقولقند. پرداختن به هیچ موضوعی هم توجیهپذیر نیست.
با این حال شبکههای موسیقی در حال پخش ترانههای رنگارنگند و البته تیتراژنویسی و تیتراژخوانی هم برای حلقهای محدود برقرار است و باقی اهالی ترانه هم باید منتظر بمانند تا سایهی ترکشهای معلقبودن میان جنگ و صلح از سر موسیقی مملکت کوتاه شود.
ترانههای بسیاری در صف انتشار و تولیدند و باید منتظر بمانیم تا این برههی عجیب را نیز از سر بگذرانیم و هرچند به قول ایرج برای ما همواره «شب رفته و شب اومده» اما دل به همان امیدی میبندیم که دلخوشانه، دههها با ماست.
@LyricsNotes
1 683
«ای رسیده از راه»
خواننده: عارف
ترانهسرا: منصور تهرانی
ملودی: سیاوش قمیشی
تنظیم: واروژان
@LyricsNotes
1 683
«سلطان قلبها»
خواننده: عارف
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی
موسیقی: انوشیروان روحانی
@LyricsNotes
1 683
موسیقی ایران در مقطع اواسط دههی سی تا اواخر دههی چهل خورشیدی در دورانِ گذاری سرنوشتساز بود. نقشآفرینان مهم موسیقی پاپ در این سالها در واقع حلقههای واسط میان موسیقی پاپ مبتنی بر مایههای ایرانی و عربی و موسیقی پاپ مدرن غربی و ترانهی نوین بودند. چهرههایی مانند پرویز وکیلی و تورج نگهبان و ناصر رستگارنژاد و نوذر پرنگ در ترانهسرایی و سورن الکساندر و عطا خرم و پرویز مقصدی و بابک افشار در آهنگسازی و ویگن، محمد نوری، منوچهر سخایی و عارف عارفکیا در خوانندگی از مهمترین بازیگران این مقطع مهم گذار در موسیقی پاپ ایران بودند.
این میان اما «عارف» چهرهای بسیار ویژه است و از برخی منظرها حتی ویژهتر از اسطورهای مانند «ویگن». عارف که از کودکی توانسته بود استعدادش را در خواندن پرورش دهد از اوایل دههی چهل خورشیدی و حوالی بیستسالگی توانست با حضور در تلویزیون نوپای آنزمان تبدیل به ستارهی روز شود. همخوانی خوانندهی بزرگ و محبوبی مانند پوران با عارف و علاقهی کارورزان مطرح موسیقی پاپ برای همکاری با او در آغاز راه نیز به درخشش این ستاره افزود و بازیگری در سینما و خوانندگی در فیلمهای آن دوران به تجربه و محبوبیت او اضافه کرد و او را در مسیری تاریخساز قرار داد. اما چند نقطهی عطف مهم در دههی چهل خورشیدی بود که کاراکتر ویژهی عارف را شکل داد. خواندن ترانهی «سلطان قلبها» و شکستن سد انحصار ایرج در خوانندگی برای فیلمهای فارسی، پیوستن به گروه دوست قدیمیاش «جمشید زندی» یعنی گروه «گلدن رینگ» و ورود به فضای موسیقی غربی نوجوانپسند، همکاری مدام با بزرگان ترانهی نوین از همان آغاز این جریان، فعالیت مستمر در سالهای پس از بهمن پنجاهوهفت و در نهایت، شصتوپنج سال فعالیت هنری پیوسته در اوج و در قلهی موسیقی پاپ ایران. عارف در دههی چهل، رقیب بزرگانی چون ویگن، منوچهر و حتی ایرج بود و در دههی پنجاه نیز با انتخابهای درست، رقیب قدرتمندی برای ستارههای جوانی چون داریوش و فرهاد و فروغی و ابی و ستار شد و تا پایان عمر توانست جایگاه خود را با کمترین تزلزل در کیفیت هنری، حفظ کند.
پیش از او ویگن این مسیر پرافتخار را پیمود اما از نسل او در موسیقی پاپ ایران هیچ خوانندهای هرگز و با هیچ معیاری به او نزدیک هم نشده و همین ویژگیست که او را تبدیل به شمایلی ویژه، مهم و تاریخساز در موسیقی پاپ ایرانی کرده است.
یاد و نامش گرامی
@LyricsNotes
1 683
شعر ۳
«ما میرویم»
ای نسل بردبار!
از فصل سایهروشن آغاز
تا کورسوی ساحل رنگین آرزو
موجی تو را به ساحت دیدن روانه کرد
چشمی به هم زدی
از عمق بیتب و بیتاب ماندگی
بالی تو را به آستان پریدن روانه کرد
اما کدام صخره سرت را نشان نرفت؟
آشفتهوار از آن عمق پیچپیچ
اما کدام اوج تو را خواند؟
هیچ!
***
ما میرویم
وقتی نمانده و تقویم مبهم است
آری، زمان کم است
ما بر مزار بودن ما ایستادهایم
در شعلهزار نماندن
در انتظار نبودن
اما هنوز در دل این آتش بلند
از کورسوی زمزمه
راهی به نغمه هست
باید سرود بخوانیم و از شعله بگذریم
***
ما میرویم از این رنجگاه پیر
این ما که با همهی فصلهای سال
شعر رهایی و امید خواندهایم
ما میرویم از این مسلخ بهار
ای روزگار خوار!
اما شکستن و رفتن به سوی مرگ
پایان ما نبود
ما در تمام تجربههایی که میشوند
در لذت طراوت آوازهای خوب
در سایهسار همیشه
در ذهنهای روشن آینده
ماندهایم
«حمید ناصحی»
@LyricsNotes
1 683
«آخرالزمون»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
ملودی: حامد حسینی
تنظیمکننده: سعید زمانی
@LyricsNotes
1 683
حجم ترانههای اعتراضی در اعتراضات زن، زندگی، آزادی بیسابقه بود. در یادداشتی که همان زمان نوشتم اشاره کردم که این حجم زیاد اما عمدتا توسط کارورزان گمنام اجرا شده است. فارغ از اجراهای خوانندگان خارجنشین در آن زمان از داخلیهای اسمدار جز یراحی و توماج و احتمالا یکی دو نفر دیگر، خوانندهی جگرداری برای خواندن ترانهی اعتراضی پا پیش نگذاشت.
اینبار بعد از اعتراضات دیماه اما با آنچنان حجمی از ترانهی اعتراضی توسط گمنامها مواجه نشدیم و از طرفی تا دلتان بخواهد، داخلیهای مجوزدار ترانه منتشر کردند.
اینبار سطح خشونت و عصبیت سیستم در برخورد با معترضان، مرزهای تاریخ سرکوب را درنوردید و میزان کشتار در حدی بود که در کنار شوک عظیمی که به ما وارد ساخت کار را هم برای ساختن و اجرای ترانههایی که عمق این فاجعه را توصیف کند بسیار سخت کرد.
در چنین شرایطی مرثیهسرایی و غمنالههای سوگوارانه، سادهترین و البته بیخطرترین کنش محسوب میشوند. البته که سوگواری و مرثیهخوانی هم بخشی از ماجراست و بسیار محترم است اما توسل به این شیوه برای ادای دین به خونهای ریختهشده و یا «در سمت مردم ایستادن» هرگز کافی نیست.
ترانهی اعتراض در طول تاریخ موتور محرک هنر و ادبیات بوده و اعتراض، فقط غمناله و سوگ و مرثیه نیست. اعتراض با پرخاش و نقد مستقیم و تندگویی و صراحت همراه است. اعتراض به سیستمهای سرکوبگر هم جگری میخواهد که اهالی و هنر و ادبیات ما دستکم تا امروز بیشترشان نشانههای فقدانش را دارند.
ترانههایی که اکثر قریب به اتفاق خوانندههای مشهور داخلی در این مدت منتشر کردند چیزی جز مرثیههای بیخطر نیست و البته انبوه کامنتهای مردم سادهدل که این مرثیهخوانیها را دلیل کافی برای مردمیبودن و باشرف بودن و ... میدانند برایشان حکم مدال شجاعت دارد.
@LyricsNotes
1 683
«رازقی»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
پیانو: امیر بدخش
@LyricsNotes
رازقی پرپر شد، باغ در چلّه نشست
تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم ...
1 683
«رازقی»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
پیانو: امیر بدخش
@LyricsNotes
رازقی پرپر شد، باغ در چلّه نشست
تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم ...
1 683
«آشوئیتس»
خواننده: مهدی یراحی
ترانهسرا : حسین شنبهزاده
موسیقی : مهدی یراحی
@LyricsNotes
1 683
سالها پیش ترانهای نوشتم و چند سال پیش همایون آرامفر برایش موسیقی ساخت و هنوز واگذارش نکردهایم. چند سطر از بند دومش این است:
گیج و گم، خسته، عذابآلوده
سرگذشت من و تو این بوده
سرگذشتی که پر از تکراره
کهنهبازاری که رونق داره
خوابهایی که پر از کابوسن
خاطراتی که دارن میپوسن
زیر سنگینی این خاکستر
پیش پوسیدهی بار و باور
میون این همه نامیزونی
تازگی کن! تو بخوای میتونی!
آن «امید تازهشدن» که موتیف ترانههای من است دیگر دارد کمرنگ که نه! بیرنگ میشود. در نیمهی دوم دههی چهل زندگی همچنان مانند سرگذشت نسلهای قبل و بعد، گیج و گم و خسته و عذابآلودهام. از نوشتن و سرودن خستهام، از حرفزدن دربارهی این عذاب مدام خستهام.
گلههایم از روزگار در ترانههای قدیمیام هنوز شنیده نشدهاند. حدود ده سال پیش ترانهای با موسیقی امیر حفظی همراه کردم که ترجیعبندش درد دل نسلهای ماست:
از شهر خاطره، از قصه و سرود
از باغ آرزو، این سهم ما نبود
این حق ما نبود
امسال قرار بود چند ترانهی ششوهشت با صدای استاد ایرج و بابک رادمنش و امید و چند عاشقانه با صدای خوانندگانی خوشصدا از من منتشر شود. تقریبا همه را منتفی کردیم یا به تعویق انداختیم اما هنوز چند وطنترانه و ترانهی معترض دارم که در نوبت انتشارند. جز اینها اگر رنگی بر امید بماند باز هم خواهم نوشت، باز هم خواهم سرود.
بعید میدانم عماد خراسانی آنچه ما زندگی کردیم را تجربه کرده باشد اما همین بیت مشهورش وصف حال ما شده است:
از ما گذشت خوب و بد اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!
@LyricsNotes
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
