فراخوان و اعتراضات
🚩 نتهای سمفونی انقلاب رگبار گلولههای ماست✌🏼🔥 ـ╾━デ╦︻ آتش ✯ سازماندهی ✯ قیام آیدی ارتباط: ► @mobarez_pv
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali فراخوان و اعتراضات analitikasi
فراخوان و اعتراضات (@protest_iran) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 166 844 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 292-o'rinni va Eron mintaqasida 1 573-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 166 844 obunachiga ega bo‘ldi.
09 Oktabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 33 945 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 1.88% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 1.76% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 3 160 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 955 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“🚩 نتهای سمفونی انقلاب
رگبار گلولههای ماست✌🏼🔥
ـ╾━デ╦︻
آتش ✯ سازماندهی ✯ قیام
آیدی ارتباط:
► @mobarez_pv”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 10 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
🚩 برای پیوستن به کانونهای شورشی به ما پیام بدهید: @mobarez_pv 🔥🔴@protest_iran
برای پیوستن به کانونهای شورشی و مبارزهی مسلحانه، اینجا پیام دهید: ✌@mobarez_pv 🔫👊🔴@protest_iran
مبنای رابطه چین با حاکمیت آخوندها چیست؟پ.ن: بعد از سرقت انقلاب ۵۷ توسط خمینی، ساختار اقتصادی وابستهی ایران نه فقط باقی موند، بلکه از خیلی جهات حتی تشدید شد! درواقع از دو هدف اساسی انقلاب ۵۷، یعنی «آزادی و استقلال»، هیچکدوم محقق نشدن و این دو هدف همچنان موضوع اصلی مبارزه و انقلاب در ایران هستند. 🔴@protest_iran
چهگوارا از معدود انقلابیونی بود که، علیرغم هر ضعف و کمبود تاکتیکی یا استراتژیکی، تا آخرین لحظهی عمرش یک انقلابی و کمونیست واقعی باقی ماند! ارنستو چهگوارا اهل آرژانتین بود. در جوانی و در جریان سفرهایش در آمریکای لاتین، از نزدیک با فقر و محرومیت مردم آمریکای جنوبی و سلطهی اقتصادی حاکم بر این قاره روبهرو شد؛ تجربهای که در شکلگیری جهانبینی انقلابی و ضدامپریالیستی او نقشی تعیینکننده داشت. بعدها در مکزیک با فیدل کاسترو آشنا شد و به «جنبش ۲۶ ژوئیه» پیوست. خیلی زود، بنا بر صلاحیتها و توانمندیهایش، به یکی از رادیکالترین چهرههای این جنبش تبدیل شد و در جریان مبارزهی مسلحانه علیه حکومت وابستهی باتیستا، به یکی از فرماندهان اصلی انقلاب کوبا بدل شد. بعد از پیروزی انقلاب کوبا، چهگوارا عملاً به بالاترین سطوح قدرت در ساختار حکومت تازهتأسیس کوبا دست یافت. ریاست بانک ملی و وزارت صنایع، از جمله مسئولیتهای مهم او بودند؛ اما درست در نقطهای که میتوانست در امنترین و بالاترین موقعیت حکومتی باقی بماند، همهی آن جایگاهها را کنار گذاشت و دوباره به میدان مبارزه شتافت... ابتدا در سال ۱۹۶۵ راهی کنگو شد و سپس در اواخر سال ۱۹۶۶ به بولیوی رفت تا هستهای برای گسترش مبارزهی انقلابی در آمریکای لاتین ایجاد کند. متأسفانه چهگوارا نتوانست همپای پیچیدهترشدن دشمن و تغییر شرایط عینی جامعه، روش مبارزه و سازماندهی نیروی تحت هدایتش را نیز به همان اندازه پیچیده، منعطف و منطبق با شرایط جدید کند. تلاش او بر این بود تا الگوی انقلاب کوبا را تقریباً به همان شکل در بولیوی پیاده کند، غافل از آنکه بولیوی دیگر همان جامعهی روستایی گذشته نبود. بعد از اصلاحات ارضی ۱۹۵۳ که در ادامه با حمایت سیاسی و اقتصادی آمریکا تثبیت شد، بخش مهمی از مناسبات سنتی مالکیت زمین و ساختار دهقانی دگرگون شده بود و همین مسئله، امکان برقراری پیوند گسترده میان نیروی چریکی چهگوارا و دهقانان را بهشدت محدود کرد. نظیر همین پروژه، بعدها بهطور مستقیم توسط آمریکا و با کارگزاری شاه در قالب انقلاب سفید در ایران نیز پیاده شد؛ پروژهای که با مهار و تخلیهی پتانسیل انفجاری روستا، پیش از آنکه تضادها در قالب یک جنبش انقلابی و رادیکال سر باز کنند، بسیاری از انقلابیون آن دوران را در تشخیص استراتژی درست مبارزه دچار خطا کرد. همچنین جالب است بدانید که درحالیکه چهگوارا برای پیشبرد مبارزهی انقلابی به بولیوی رفته بود، حزب کمونیست این کشور به رهبری ماریو مونخه، که وابسته به شوروی بود (نظیر حزب توده در ایران)، با نفی مبارزه مسلحانه و تجویز نسخهی مبارزه خشونتپرهیز و مسالمتآمیز، بهطور کامل از حمایت سازمانی او کنار کشید، و حتی در ادامه از اعضای خود خواست که به چهگوارا نپیوندند! هرچند شماری از انقلابیون کمونیست، برخلاف دستور رهبری حزب، در کنار چهگوارا ماندند و تا پایان با او جنگیدند... درواقع، چهگوارا در بولیوی فقط با ارتش این کشور درگیر نبود، بلکه همزمان با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد: انزوای جغرافیایی بولیوی، ضعف ارتباط با دهقانان، فقدان شبکهی پشتیبانی شهری، قطع حمایت حزب کمونیست، مشکلات ارتباطی و اطلاعاتی و، مهمتر از همه، عدم تطبیق کامل استراتژی کانون چریکی با شرایط مشخص بولیوی... با این همه، اهمیت تاریخی چهگوارا، فارغ از شکستها و پیروزیهای نظامیاش و فارغ از نقدهای بسیاری که میتوان به او وارد آورد، بیش از هر چیز در انسجام و تطابق میان باور و عملش خلاصه میشود. او همواره همان چیزی را زیست که دربارهاش سخن میگفت؛ او به معنای دقیق کلمه، تا آخرین لحظهی عمرش، انقلاب را زیست...🔴@protest_iran
