روزمره های یه استرالیایی
Kanalga Telegram’da o‘tish
روزمرههای یه استرالیایی که با بومیای مکزیک مسکالین میکشه... ♪ ناشناس ♪ http://t.me/HidenChat_Bot?start=363702249
Ko'proq ko'rsatish525
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
+230 kunlar
Postlar arxiv
Something in your eyes was so inviting
Something in your smile was so exciting
Something in my heart
Told me I must have you
خواب از سر پریده و آهنگ هی توی سرم میچرخه...
مخصوصاً
3:34
و خاطراتِ دی ماه!
چند شب پیش که سیریک رو زدن، مامانم گفت باز تو رفتی شیراز جنگ شد!
گفت میشه لطفا اطراف شیراز نری؟
گفتم برای جمعه بلیط دارم. قول میدم تا شرایط صد در صد مشخص نشده پا تو شیراز نذارم.
دیشب یه تعداد پیدیاف کتاب دانلود کردم و گفتم اینجا هم بذارم
شاید کسی بخواد بخونه.
آز آن شبِ سردِ خزان شبها گذشته
روزگاری بر منِ شیدا گذشته
داستانِ باده و مینا گذشته
My PlAyLiSt
ولی هر جای دنیا که برم، هر کاری هم کنم یا حتی تلاش کنم که از یادم بره همه چی، از تو یه تیکه میمونه پیشِ من...
My PlAyLiSt
عجب خواننده جدیدی کشف کردم!
چرا دیر باهاش آشنا شدم؟
این همه حس عجیب رو نمیدونم چطوری توی یه آهنگ میشه پیدا کرد.
پ.ن1: قیافهی خواننده شبیه هنری کویله!
پ. ن: صدای خواننده زن هم خیلی بوسیدنیه...
دیروز و امروز، از توی اتوبوس تا همین الان که ترامپِ مودی داره نسخه ما رو میپیچه توی تراس نشستم، دارم یه آهنگ سندی گوش میکنم.
خیلی خوش فازه و تنظیمه. بر خلاف بقیه اون آهنگای دامبولیش، این خیلی خوش ریتمه.
یادم اومد باید توی روزای سیاه خاورمیانه که یه خاور میان تکتک امت کبیر هست، باید شاد بود و یه روزنهای هر چند باریک در حد لنز چشم مورچه ساخت!
https://t.me/Ye_Australiaei/41639
آره یار استرالیایی
تاثیر گذاشتی و ممنونم ازت🤍
امیدوارم توی شیراز ، مهد عشق ، سفر خوشی رو تجربه کنی.
باز باید برگردیم بله فکر کنم!
هر کسی کاو دور ماند از اصلِ خویش
باز جوید روزگار وصلِخویش
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
زندگی کلا ماهیت جالبیه؛ اول بهت یک باور میده و بعد همهی تلاشش رو میکنه اون باور رو در تو بشکنه.
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
هنوز هم برام سواله که سوز دل از کدوم پنجره میاد؟
خیلی خوابم میاد و باید بخوابم تا 6 صبح بیدار شم چون اتوبوس ساعت 7 حرکتشه و سینا میاد دنبالم بریم با هم ترمینال.
ولی خب خواب نمیبره منو...
عذاب الیمیه.
پ. ن: چقدر دلم برای تلگرام تنگ شده بود. رسماً منطقه امن منه. اگه دست خودم بود، خودمو تبدیل به صفر و یک میکردم میریختم تو تلگرام و همینجا میچرخیدم برای خودم!
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
