روزمره های یه گوسفند استرالیایی
Открыть в Telegram
روزمرههای یه گوسفند استرالیایی که با بومیای مکزیک مسکالین میکشه... ♪ پیام اول کانال ♪ https://t.me/Ye_Australiaei/7 ♪ ناشناس ♪ http://t.me/HidenChat_Bot?start=363702249
Больше502
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-530 дней
Архив постов
میگن دانش آموز برای هر معلم مثل یه تیکه از روحشه. و از دست دادنشون مثل اینه که یه تیکه از روح آدم جدا شده باشه. امروز یه تیکه روحم رفت. روحت در آرامش باشه یاسرِ عزیزم. هنوز در شوکم. خدا به خانواده فقیه و منسوبین صبر بده انشالله. 🙏🏻🖤
امسال، سالِ از دست دادنها بود؛ یه عزیزی از دوستانم، پدرش رو از دست داد. فرصتهایی رو از دست دادم خودم و چند جا هم دوستام زمان رو از دست دادن و چند میلیون نفر از ما هم (به جز عده قلیلی!) خودشون رو گُم کردن. امیدوارم سال بعد و سالهای بعدتر، سالِ بدست آوردن باشه برای همگی.
ﻓﻬﻤﻴﺪی ﺷﺐ ﻛﻪ ﺳﺘﺎره ﺑﺸﻢ ﭼﺸﻤﺘﻮ ﻧﻮر ﻣﻰزﻧﻪ ﮔﻔﺘﻰ دﻟﻢ داره ﺷﻮر ﻣﻰزﻧﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ از ﺗﻮ گرفتم و ﻓﻬﻤﻴﺪم کیه از دور ﻣﻰزﻧﻪ...
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
نوشته بود: "سلام بر کسانیکه قلبِ انسانها را امانتِ الهی میدانند."
Repost from من
وقت نشد بگم بهت؛ یه روزایی بوی اطلسی خانهی همسایه، منو به زندگی بخیه کرد. روزهایی بود که بند دلم داشت پاره میشد اما عطرش پاشید توی صورتم و نتیجه شد یک نفس عمیق و ادامه دادن. نشد بهت بگم؛ یادم میره دلتنگ بشم. یهو به خودم میام انگار نه انگار سالها گذشته از وقتی که سرم رو روی شونه مامان گذاشتم. این اواخر به دوستی گفتم دهان به گلایه باز کنم که چی بشه؟ بعد گذشتن از طوفان زنگ میزنم به خواهرم و فقط بهش میگم این طوفان هم گذشت. گفت منتظر جواب میمونی؟ گفتم نه، فقط میخوام که بدونه چی گذشته بهم. همین. نشد کلمات رو بچینم پشت هم و جملهبندی کنم و قلمبه سلمبه حرف بزنم و مجبورشون کنم احساسات و کجخلقیهام رو تصویر کنند. میتونم دست کلمات رو بگیرم و اجیرشون کنم تا دلشورههام رو بهت بفهمونم؛ اما درد کتفم که روحم رو سوراخ میکنه رو چطور حالیت کنم؟ یا چطور حالیت کنم یک ساله دستم نمیره یک کیلو برنج ایرانیای که مامان بستهبندی کرد و داد دستم گفت؛ یه وعده هم یه وعدهست رو درست کنم؟ واسه همه دنیا یک کیلو برنجه اما برای من؟ های و هوار از یک کیلو برنج ته کابینت.
