" اِغمــاض"
Kanalga Telegram’da o‘tish
[ به نام خداوند رنگین کمان ] "اغماض: یعنی چشم پوشی کردن ! نادیده گرفتن ! مثل من و تو و شما و ایشان که هم رو نادیده میگیریم!" صدایم کن هستیا - کپی کردن از متنهای اغماض؟ اونم بدون نام نویسندگان؟ عجب! 2021,9,11༄
Ko'proq ko'rsatish1 844
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-2430 kun
Postlar arxiv
1 844
این چه دردیست؟
تو نامش را میشنوی و دلت میلرزد،
او نامت را میشنود و دلش سنگ میشود.
تو از نگاه کردن به چشمانش میترسی،
مبادا دلت دوباره خودش را لو بدهد؛
او اما بیهیچ حسی،
در چشمانت خیره میشود.
تو برای او، خودت را هم فراموش میکنی،
او اما… لحظههایش برای دیگریست :)))
1 844
به یادِ مهسا
به یادِ فرزندانی که سهمشان از فردا یک نام ماندگار شد
به نامِ زن ٫ زندگی ٫ آزادی
تا همیشه یادشون در قلبمون جاودان …
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
1 844
داستانِ یه سری آدما هنوز بعد از گذشت ماهها برایِ من تموم نشده ….
حسودیم میشه بهشون که زود منو فراموش میکنن .
1 844
داری زندگی میکنی
داری کارایِ روزمرهات رو انجام میدی
میری بیرون میای
میری سرکار میری دانشگاه
میری مهمونی
تولدته
با یکی داستانتو شروع میکنی
ماشینی که میخواستی گرونتر شده
کنکور قبول میشی
با یکی تموم میکنی
بارون اومده و چتر نداری
از کارت میای بیرون
درس میخونی
استاد بهت نمره کم داد
غذا میخوری
بستنیایت خوشمزه نیست
برای اولین بار سیگار میکشی
با پتت بازی میکنی
با دوستات تلفنی حرف میزنی
با خانوادهات وقت میگذرونی
به خودت میرسی
میرقصی
میری طبیعت
با مشتریهات سر و کله میزنی
میفهمی چقدر در حقت نامردی کرد
تو کوچه فوتبال بازی میکنی
با بچهات قایم موشک بازی میکنی
برای دخترت شبا قصه تعریف میکنی
یه غذای جدید رو امتحان میکنی
مامانتو بغل میکنی
بابات رو بوس میکنی
یاد گرفتی خودتو دوست داشته باشی
ماشینت خراب میشه میمونی وسط راه
یهو یه خبر خوب بهت میرسه
بالاخره بهش اعتراف میکنی
یه کتاب جدید رو شروع میکنی
یه آهنگ خوب گوش میکنی
هرکاری که فکر کنی انجام میدی
داری زندگی میکنی
داری این روزارو میگذرونی
ولی یهو تو یکی از همین لحظهها که داری نفس میکشی
یادشون میوفتی
یاد تک تکشون میوفتی
یاد خندههاشون یادِ زندگی که داشتن میوفتی …. اون موقعاس که دیگه زندگی خودت برای چند لحظه
کوچک ترین اهمیتی نداره و فقط غم این درد که هیچوقت تکراری نمیشه کل وجودتو میگیره و فقط میگی کاش بودن هنوز ،
کاش هنوز نفس میکشیدن …
