" اِغمــاض"
Открыть в Telegram
[ به نام خداوند رنگین کمان ] "اغماض: یعنی چشم پوشی کردن ! نادیده گرفتن ! مثل من و تو و شما و ایشان که هم رو نادیده میگیریم!" صدایم کن هستیا - کپی کردن از متنهای اغماض؟ اونم بدون نام نویسندگان؟ عجب! 2021,9,11༄
Больше1 888
Подписчики
-224 часа
-97 дней
-2930 день
Архив постов
1 888
داری زندگی میکنی
داری کارایِ روزمرهات رو انجام میدی
میری بیرون میای
میری سرکار میری دانشگاه
میری مهمونی
تولدته
با یکی داستانتو شروع میکنی
ماشینی که میخواستی گرونتر شده
کنکور قبول میشی
با یکی تموم میکنی
بارون اومده و چتر نداری
از کارت میای بیرون
درس میخونی
استاد بهت نمره کم داد
غذا میخوری
بستنیایت خوشمزه نیست
برای اولین بار سیگار میکشی
با پتت بازی میکنی
با دوستات تلفنی حرف میزنی
با خانوادهات وقت میگذرونی
به خودت میرسی
میرقصی
میری طبیعت
با مشتریهات سر و کله میزنی
میفهمی چقدر در حقت نامردی کرد
تو کوچه فوتبال بازی میکنی
با بچهات قایم موشک بازی میکنی
برای دخترت شبا قصه تعریف میکنی
یه غذای جدید رو امتحان میکنی
مامانتو بغل میکنی
بابات رو بوس میکنی
یاد گرفتی خودتو دوست داشته باشی
ماشینت خراب میشه میمونی وسط راه
یهو یه خبر خوب بهت میرسه
بالاخره بهش اعتراف میکنی
یه کتاب جدید رو شروع میکنی
یه آهنگ خوب گوش میکنی
هرکاری که فکر کنی انجام میدی
داری زندگی میکنی
داری این روزارو میگذرونی
ولی یهو تو یکی از همین لحظهها که داری نفس میکشی
یادشون میوفتی
یاد تک تکشون میوفتی
یاد خندههاشون یادِ زندگی که داشتن میوفتی …. اون موقعاس که دیگه زندگی خودت برای چند لحظه
کوچک ترین اهمیتی نداره و فقط غم این درد که هیچوقت تکراری نمیشه کل وجودتو میگیره و فقط میگی کاش بودن هنوز ،
کاش هنوز نفس میکشیدن …
1 888
«در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند.»
- صادق هدایت
1 888
«آدمها به اندازهی دلشکستگیهایشان پیر میشوند، نه به اندازهی سالهایشان.»
- سیمین دانشور
1 888
اما عزیزِ جان،
من بیشتر برای خودم گریستم…
برای حالِ خودم،
برای قلبی که همیشه حرمتِ دیگران را نگه داشت؛
تلخترین حرفها را شنید،
بیرحمانهترین نگاهها را تاب آورد
و باز هم سکوت کرد،
مبادا دلِ کسی را بشکند.
بیشتر برای خودم گریستم،
برای تمامِ دوستداشتنهایی که از دل بخشیدم
و سهمم از آنها
گاهی کمتر از چیزی بود که لایقش بودم،
و گاهی…
هیچ
برای خودم گریستم،
چون آدمها را آنگونه دوست داشتم
که دلم میخواست
خودم هم یکبار
دوست داشته شوم.
- هستیا
1 888
دوست عزیزم
فقط یادت باشه منو داری، باشه؟
شاید نتونم چیز زیادی برات باشم،
اما همیشه، هرجا که باشی، کنارت میمونم…
حتی اگه روزی تو باشی و تنهاییت من بازم کنارتم !
1 888
وقتی قراره بعد از یه مدت اون شخص رو نادیده بگیرین
پس چرا اوایلش انقدر خوب برخورد میکنید که طرف وابسته بشه ؟
چرا بازیتون انقدر مزخرفِ ؟
