ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

" اِغمــاض"

" اِغمــاض"

Открыть в Telegram

[ به نام خداوند رنگین کمان ] "اغماض: یعنی چشم پوشی کردن ! نادیده گرفتن ! مثل من و تو و شما و ایشان که هم رو نادیده میگیریم!" صدایم کن هستیا - کپی کردن از متن‌های اغماض؟ اونم بدون نام نویسندگان؟ عجب! 2‌0‌2‌1,9,11༄

Больше
1 844
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
-2430 дней
Архив постов
photo content
+1

نظرتون راجب این متنم چیه خیلی یهویی گفتم :) https://t.me/HarfChatBot?start=5f7d7dc076a5

اومدن پاییز رو یکم دیر فهمیدم ولی امیدوارم برخلاف دلگیریش برامون قشنگ باشه :)

این چه دردیست؟ تو نامش را می‌شنوی و دلت می‌لرزد، او نامت را می‌شنود و دلش سنگ می‌شود. تو از نگاه کردن به چشمانش می‌ترسی، مبادا دلت دوباره خودش را لو بدهد؛ او اما بی‌هیچ حسی، در چشمانت خیره می‌شود. تو برای او، خودت را هم فراموش می‌کنی، او اما… لحظه‌هایش برای دیگری‌ست :)))

photo content
+1

به یادِ مهسا به یادِ فرزندانی که سهمشان از فردا یک نام ماندگار شد به نامِ زن ٫ زندگی ٫ آزادی تا همیشه یادشون در قلبمون جاودان … ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

Ethnic_Musicians_–_اجرای_ترانه_سوگند_هرگز_به_تیغشان_نمیرد_فریاد.m4a1.82 MB

photo content

داستانِ یه سری آدما هنوز بعد از گذشت ماه‌ها برایِ من تموم نشده …. حسودیم میشه بهشون که زود منو فراموش میکنن .

کاش وقتی پیام میدید پاک نکنید :(((

بساز برای خودت بذار اینجا

منم میخوام

منم نمی‌دونم والا اولین باره با همچین آدمایِ بی‌درکی تو یه جامعه هستم !

photo content
+1

داری زندگی میکنی داری کارایِ روزمره‌ات رو انجام میدی میری بیرون میای میری سرکار میری دانشگاه میری مهمونی تولدته با یکی داستانتو شروع میکنی ماشینی که میخواستی گرون‌تر شده کنکور قبول میشی با یکی تموم میکنی بارون اومده و چتر نداری از کارت میای بیرون درس میخونی استاد بهت نمره کم داد غذا میخوری بستنی‌ایت خوشمزه نیست برای اولین بار سیگار میکشی با پتت بازی میکنی با دوستات تلفنی حرف می‌زنی با خانواده‌ات وقت میگذرونی به خودت میرسی میرقصی میری طبیعت با مشتری‌هات سر و کله می‌زنی میفهمی چقدر در حقت نامردی کرد تو کوچه فوتبال بازی میکنی با بچه‌ات قایم موشک بازی میکنی برای دخترت شبا قصه تعریف میکنی یه غذای جدید رو امتحان میکنی مامانتو بغل میکنی بابات رو بوس میکنی یاد گرفتی خودتو دوست داشته باشی ماشینت خراب میشه میمونی وسط راه یهو یه خبر خوب بهت میرسه بالاخره بهش اعتراف میکنی یه کتاب جدید رو شروع میکنی یه آهنگ خوب گوش میکنی هرکاری که فکر کنی انجام میدی داری زندگی میکنی داری این روزارو میگذرونی ولی یهو تو یکی از همین لحظه‌ها که داری نفس میکشی یادشون میوفتی یاد تک تک‌شون میوفتی یاد خنده‌هاشون یادِ زندگی که داشتن میوفتی …. اون موقع‌اس که دیگه زندگی خودت برای چند لحظه کوچک ترین اهمیتی نداره و فقط غم این درد که هیچوقت تکراری نمیشه کل وجودتو میگیره و فقط میگی کاش بودن هنوز ، کاش هنوز نفس میکشیدن …

photo content
+1