uz
Feedback
Eagle_Text

Eagle_Text

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 664
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
آخرین بار کل چنددقیقه که سوار وسیله بودیم رو داشتم به پسر کناری میخندیدم (شانس آوردیم بالا نیاورد رومون) حالا اون غریبه بود می‌شد خندید بش مسخرش کرد ولی خیلی زشته آدم به دوست‌پسر خودش بخنده🫠🫠

بچه‌ها من تا اینجا موفق نشدم دوست‌پسری پیدا کنم که بتونم باهاش برم شهربازی و اون نترسه، یعنی حتی رندوم تو خود شهربازی سوار هر وسیله‌ای که هیجانش به ارتفاع مربوطه می‌شیم پسرایی که جفتم می‌شینن می‌ترسن. شاید فکر کنید به همینجا ختم می‌شه، ولی حتی تو سریال‌هایی که نگاه کردم‌هم پسرا تو شهربازی می‌ترسیدن. خدایاااا این چه وضعشه آخه!!؟

نام اثر: یک هفته قبل از جدایی . @Eagle_Text
نام اثر: یک هفته قبل از جدایی . @Eagle_Text

خوشگلای اینشکلی هستا، زشت‌ترین پسرای ممکن قلب اینا رو می‌شکونن 😔😔 . @Eagle_Text
خوشگلای اینشکلی هستا، زشت‌ترین پسرای ممکن قلب اینا رو می‌شکونن 😔😔 . @Eagle_Text

. نزدیک‌ترین رابطه‌ی من با سلبریتیا این بوده که دوستم تو شیراز میخواسته از خیابون رد بشه و ماشینی که توش هادی چوپان بوده ایستاده تا دوستم رد بشه. در همین حد آشنا دارم و می‌شه رو کمکم حساب کرد. . @Eagle_Text

. كلما حاول الحزن كسري اتذكرك فيتبسم قلبي هرگاه اندوه می‌خواهد مرا بشکند یاد تو می‌افتم و قلبم لبخند می‌زند. . @Eagle_Text

. چشمانت را دوست دارم، تماشایم کن. قلبت را دوست دارم، مرا به آنجا ببر. دستانت را دوست دارم، نوازشم کن. بازوانت را دوست دارم، در آغوشم بگیر. گام‌هایت را دوست دارم، با من قدم بردار. تو را دوست دارم، برای من بمان. . @Eagle_Text

. اینستاگرم نوتفیکیشن داده فلانی که ممکنه بشناسیش تو اینستائه جانم؟!! ممکنه بشناسم؟؟!!!! من تراماهاشو از حفظم :((( . @Eagle_Text

4_6048396232986989944.mp310.87 MB

خلاصه‌ش من بهتون میگم تا وقتی چیزایی که یاد گرفتی رو عملی نکردی گوزگوز الکی نکن! فراستی نباش به جاش اصغر‌ فرهادی باش #ایگل

🤡🤡🤡مثلا الان مطلب جدید خوندم، فردا شب مشخص می‌شه یادش گرفتم یا نه🤡🤡🤡
🤡🤡🤡مثلا الان مطلب جدید خوندم، فردا شب مشخص می‌شه یادش گرفتم یا نه🤡🤡🤡

صورت خلاصه تمام چیزهایی که می‌خونید و به شما دیدگاه جدید می‌ده تا وقتی وارد سبک زندگی شما نشده درواقع چیزی به شما اضافه نکرده.

این چیز‌ها رو گفتم که به این برسم: شما ممکنه توی یک سال درباره‌ی یک موضوع مثلا نجاری ۵۰ تا کتاب بخونید، راجع به چوب‌های مختلف و شرایط آب و هوایی که چوب‌ها نیاز دارن ۱۰۰۰ ساعت ویدیو نگاه کنید درباره‌ی درست کردن کمد‌ها و میز‌های مختلف، ۳۰ تا مستند نگاه کنید درباره‌ی شرکتایی که سازنده‌هاشون نجار بودن و فلان اما تا وقتی که خودتون شروع به اون کار نکردید نمی‌تونید بگید شما نجاری بلدید.

هر کاری و هر هنری سطح بندی خودشو داره آدمی که مدام کاری رو انجام می‌ده می‌دونه تو چه سطحی قرار داره و می‌دونه چقدر باید تلاش کنه که سطحش رو بالاتر ببره. شما تو هرکاری طبق تجربه‌ای که داشتی آزمونی می‌دی می‌تونی بفهمی توی چه رده‌ای قرار داری، ورزش، شغل، مدرسه، دانشگاه.

تو می‌تونی راجع به خیلی چیزا اطلاعات داشته باشی و فرد بدردبخوری نباشی حتی برای خودت. توی یکی از درس‌هایی که خوندیم می‌گفت یادگیری وقتی رخ داده که فرد بتونه از چیزی که بهش آموزش داده شده استفاده کنه. یعنی لازمه‌ی اینکه بگیم کسی چیزی رو بلده یا نه اینه که بتونه ازش استفاده کنه. مثلا فرد ۱۰۰ ساعت رفته کلاس آشپزی ولی غذایی درست نمی‌کنه یا رفته کلاس نقاشی اما نقاشی نمی‌کشه پس آدمی که رفته کلاس آشپزی و مدرک داره ولی آشپزی نمی‌کنه با آدمی که آشپزی بلد نیست تقریبا توی درست کردن غذا جایگاه یکسانی دارن و هر دو توی یه کفه‌ی ترازو قرار می‌گیرن.

دیدگاه جدید فقط دیدگاه جدیده. مثلا شب‌ها آسمون شهر و آسمون کویر فرق داره. شهر پر از آلودگی نوریه که نمی‌ذاره واضح ببینی ولی توی کویر آلودگی نوری نیست و تو ستاره‌های بیشتری رو نورانی‌تر می‌بینی. ولی اینکه به جای آسمون شهر از آسمون کویر ستاره ها رو ببینی باعث نمی‌شه ستاره شناس بشی و بتونی تشخیصشون بدی.

من تا همین چندساعت پیش فکر می‌کردم تو یه چیزی می‌خونی و دید جدید پیدا می‌کنی به یه موضوع یعنی طرز تفکرت عوض شده و خب خودت هم به طبع عوض شدی. ولی الان فهمیدم نه اینطور نیست واقعا. وقتی چیزی می‌فهمی تو صرفا دید جدیدی پیدا کردی همین، و قرار نیست در پی اون زندگیت عوض بشه.

. من تا همین چندساعت پیش فکر می‌کردم تو یه چیزی می‌خونی و دید جدید پیدا می‌کنی به یه موضوع یعنی طرز تفکرت عوض شده و خب خودت هم به طبع عوض شدی. ولی الان فهمیدم نه اینطور نیست واقعا. وقتی چیزی می‌فهمی تو صرفا دید جدیدی پیدا کردی همین، و قرار نیست در پی اون زندگیت عوض بشه. دیدگاه جدید فقط دیدگاه جدیده. مثلا شب‌ها آسمون شهر و آسمون کویر فرق داره. شهر پر از آلودگی نوریه که نمی‌ذاره واضح ببینی ولی توی کویر آلودگی نوری نیست و تو ستاره‌های بیشتری رو نورانی‌تر می‌بینی. ولی اینکه به جای آسمون شهر از آسمون کویر ستاره ها رو ببینی باعث نمی‌شه ستاره شناس بشی و بتونی تشخیصشون بدی. تو می‌تونی راجع به خیلی چیزا اطلاعات داشته باشی و فرد بدردبخوری نباشی حتی برای خودت. توی یکی از درس‌هایی که خوندیم می‌گفت یادگیری وقتی رخ داده که فرد بتونه از چیزی که بهش آموزش داده شده استفاده کنه. یعنی لازمه‌ی اینکه بگیم کسی چیزی رو بلده یا نه اینه که بتونه ازش استفاده کنه. مثلا فرد ۱۰۰ ساعت رفته کلاس آشپزی ولی غذایی درست نمی‌کنه یا رفته کلاس نقاشی اما نقاشی نمی‌کشه

مشکل از DNA ئه

یه مشکل روحی هست که بعضی از بدنسازها دچارش میشن به نام Muscle dysmorphia. کسی که بهش مبتلاست با اینکه ممکنه شدیدا عضلانی با بدن تکه تکه باشن ولی خودشون رو کوچیک و ضعیف میبینن. کانال ۴ انگلیس یه مستند ازش ساخته بود که یه پسر بدنسازی که فکر میکرد ممکنه این مشکل رو داره با خانواده خودش و بدنسازهای دیگه حرف میزد. خواهر این پسر بهش میگفت من میدیدم تو مشکل داری ولی نمیتونستم درباره‌ش باهات حرف بزنم، وقتی حتی داشتیم عادی حرف میزدیم تو داشتی خودت رو توی شیشه ماکروویو نگاه میکردی و عضلاتت رو دید میزدی. وقتی رفته بودیم پاریس تو با ما غذا نمیخوردی، اونقدر برات ورزش کردن و وزنه زدن مهم بود که حتی روز کریسمس ساعت ۳ صبح رفتی باشگاه. پسره توی حرفاش با خواهرش میگفت همه وقتی میدیدن که من چقدر ورزش میکنم میگفتن چقدر مخ دخترا رو میزنی ولی واقعیت این بود که من حتی یه دیت نمیتونستم برم، تمام مدت دیت حواسم به این بود که الان دختره من رو چه جوری میبینه؟ داره با عکسهای اینستاگرامم مقایسه میکنه و فکر میکنه من کوچکترم؟ بعد هم که تمایل جنسیم رو از دست دادم. توی مستند با پسرای بدنسازی حرف میزنه که حتی این مشکل رسونده بودشون به جایی که اونقدر احساس به دردنخور بودن میکردن که قصد خودکشی داشتن. مصرف استروئید و حتی جراحی برای به دست اوردن حجم عضلانی مورد نظرشون چیزهایی بود که امتحان کرده بودن. اگه بدنساز هستین و فکر میکنین خودتون یا کسی از دوستانتون این مشکل رو دارین بد تیست مستند رو ببینین و حتما کمک بگیرین. اسمش هست Untold: obsessed with my muscles »دیکتاتور حانیه« @Eagle_Text