مصدع اوقات
Kanalga Telegram’da o‘tish
قصدم آزار شماست. t.me/HidenChat_Bot?start=207829614
Ko'proq ko'rsatish878
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+147 kunlar
+8630 kunlar
Postlar arxiv
878
چرا روش انجام درست و سریع همه چیز تو اینترنت وجود داره الا خودکشی؟ ناعادلانهست. خیلی ناعادلانهست.
878
Hate me, break me
Let me feel as hurt as you
Push me, crush me
But promise me you'll never let us go.
@MosTashPlaylist
878
جدای از این مطلب که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه این مسئله هم وجود داره که هیچ جا "شمال" نمیشه. واقعا بچهها، واقعا و بدون تردید هیچ جایی در این مملکت پهناور و کیری مثل شمال عزیزم نمیشه. دور سرسبزی و مرطوبی و شکل و رنگت بگردم من خوب آخه. چطور انقدر قشنگ و روح نوازی؟
878
تو کشو، زیر تخت، روی یخچال و همه جا رو گشتم اما هنوز نمیتونم هدفی برای زندگی کیریم پیدا کنم.
878
Repost from Overkos | اورکص
قشنگ ترین و دیدنی ترین سکانسی که توی تاریخ صدا و سیما از تلوزیون پخش شده
@kosOver
878
Repost from توییتر دانشگاه تهرانی ها
📌 یک مخاطره: رابطه از راه دور
فاصله «رابطه» را هلاک میکند. البته که ممکن است به احساساتِ برآمده از محرومیت دامن بزند. شاید علاقه را [متاثر از فقدان یا ...] بیشتر کند، اما چیزی به نامِ رابطه بهزحمت برقرار میماند. در ادبیات، فقدان یار باعثِ تولید ادبی است. شاعر از طریق تولید شعر، درد خود را تسکین میدهد، یا معناسازی میکند و غیره؛ البته که دروغ نمیگوید، اما جهانِ هنر، با جهان واقعی و واقعیات چندان برابر نیست. چه عرض کنم. مطمئن نیستم.
شوپنهاور در نکوهش «غیاب طولانی» گفت که انسان در تنگنای حواس خود است. درست گفت. در یک ارتباط، حواس پنجگانهی ما باید درگیر باشند. در فاصله نه امکان لمسکردن هست، نه بوییدن و چشیدن. به لطف تکنولوژی تنها قدری «شنيدن» داریم، با توهّمی از «دیدن». یک انسان برای تو تبدیل میشود به صوت، نور و کلمه، بی هیچ حرارت. رابطهی راهِ دور، یعنی تقلای مداوم برای روشن نگه داشتن شعلهای که اکسیژنِ کافی دریافت نمیکند.
پیشنهادم این نیست که همین حالا از چنین رابطهای بيرون بیایید، بلکه دوستانه توصیه میکنم برای نزدیک شدن بهطور روشن برنامهریزی کنید و برای تحقق این برنامه، تلاش کنید.
-معین دهاز-
@uttweet
878
Repost from Shower Thoughts 🚿
Your face is a combination of thousands of years worth of other people's who loved each other's faces
878
Repost from آدرنالین
اسم پسرمو میذارم مختار و اسم دخترمو میذارم مخشفاف. چون پسرم کسخله ولی دخترم عاقله
878
مقاومتی که مغزم در برابر درس خوندن میکنه مثل مقاومت هوا تو مسائل فیزیکه. وجود داره و خیلی هم وجود داره ولی کسی بهش اهمیتی نمیده.
878
تو حیاط خوابگاه نشستم، چندتا دختر در حال خوندن آهنگ اگه مه یار نباشی خل بومه هستن و میگن اصلا نمیفهمم چی میگه. یکیشون با تعجب گفت بچهها پشمام میدونستین کیجا یعنی دختر؟😳 و بقیه هم تعجب کردن. الان نمیدونم بلند شم برم به یکیشون بگم موست خیلی قشنگه و فرار کنم یا نه. تصمیم سختیه. خیلی بیگناه به نظر میان.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
