uz
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

Kanalga Telegram’da o‘tish

قصدم آزار شماست. t.me/HidenChat_Bot?start=207829614

Ko'proq ko'rsatish
880
Obunachilar
-124 soatlar
+137 kunlar
+11030 kunlar
Postlar arxiv
نور آفتاب گرم توی سرمای دلگیر زمستون واقعا بهترین چیزیه که می‌تونه وجود داشته باشه.

لطفا نگران گرون شدن اینترنت نباشید اگه تا ۲۱ روز اینترنت نخرید ارتش سایبری به مردم می‌پیونده

مامان دیروز بهم می‌گفت «چرا انقدر نگران بقیه هستی؟ انقدر برای بقیه دل نسوزون؛ این خیلی ضعیفت کرده. به فکر خودت باش». راستش مامان، من اگه بلد بودم فقط به خودم فکر کنم که الان احتمالا زنده نبودم.

و در آخر هم اشاره کنم که اگه یه وقت کسی گفت «ریک اند مورتی خیلی خفنه، خیلی با ریک همزادپنداری می‌کنم، عین منه» بدونید آی‌کیوش حتی نزدیک به ۵۰ هم نیست و صرفا چون در کودکی چند بار مامانش بهش گفته باهوش و چون در نوجوونی معتقد بوده هیچکس درکش نمی‌کنه (مثل ۹۹ درصد تینیجرهای دیگه)، الان دوست داره کیر‌اخلاق بودنش رو بذاره به پای باهوش بودنش و فراموش کنه که فاقد مغزه.

دیالوگ بعدی هم اونیه که خطاب به جمعیتی که دارن هو میکننش میگه: "Your boos mean nothing, I’ve seen what makes you cheer".
دیالوگ بعدی هم اونیه که خطاب به جمعیتی که دارن هو میکننش میگه: "Your boos mean nothing, I’ve seen what makes you cheer".

یکی از موردعلاقه‌ترین دیالوگ‌های ریک اند مورتی برای من، اونیه که ریک از کودن بودن جری خسته شده و بهش میگه: Yeah. Yeah, yeah.
یکی از موردعلاقه‌ترین دیالوگ‌های ریک اند مورتی برای من، اونیه که ریک از کودن بودن جری خسته شده و بهش میگه: Yeah. Yeah, yeah. You win, Jerry. You win! No amount of genius can stop your dumb mediocre vacuous roots from digging into everything and everyone around you and draining them of any ability to fend you off. و هر دفعه که مجبور می‌شم با موجودات ابله سر و کله بزنم، بارها و بارها همین جملات رو با صدای ریک توی ذهنم می‌شنوم و می‌بینم بله، واقعا گاهی حتی هیچ مقداری از نبوغ و هوش هم نمی‌تونه جلوی کودن بودن برخی‌ها رو بگیره، چه برسه به بنده.

ببخشید دیرم شد داشتم از آسمون عکس می‌گرفتم

نمی‌دونم بچه‌ها حالا میخواید به جای کپی کردن از دیگران یاد بگیرید یکم هم با ایده‌های خودتون زندگی کنید شاید خوشتون اومد

نه. این حرکت شما شوخی جالبی نبود آقای افشین. واقعا شوخی موخی رو بیخیال.
نه. این حرکت شما شوخی جالبی نبود آقای افشین. واقعا شوخی موخی رو بیخیال.

همه‌چیز نهایتاً در مورد اون کسیه که شب‌ها قبل از خواب بهش فکر می‌کنی (چیزکیک‌)

نمی‌دونم چطور توضیح بدم اما وقتی بچه بودم سبزها سبزتر بودن. الان دیگه حتی مشکی هم خاکستریه.

چرا هیچکس درمورد هماهنگ بودن فیلم‌بردار با بهمن هاشمی حرف نمی‌زنه؟

Repost from سفاهت 3.0
دلسترا وقتی کار خجالت آوری انجام میدن بهشون میگن تو مایه ی شعیر خانواده ای

واکنش صادقانه‌ی بنده بعد از اینکه استاد نمره‌‌ی امتحانی که خراب کردم رو میده:
واکنش صادقانه‌ی بنده بعد از اینکه استاد نمره‌‌ی امتحانی که خراب کردم رو میده:

دوستان شما هدفتون از نفس کشیدن چیه؟ خودم هدر دادن اکسیژن

این پیشیه که داشت میومد تو بغلم و گذاشت نازش کنم رو دو بار دیدم که دو تا آدم مختلف میخواستن نازش کنن و نمیذاشت. الان خوشحالم. احساس می‌کنم من انتخاب شده هستم. شما هیچ می‌دونید اصلا انتخاب شده بودن از طرف یه پیشی چه احساس خوبی داره؟

این پیشیه که داشت میومد تو بغلم و گذاشت نازش کنم رو دو بار دیدم که دو تا آدم مختلف میخواستن نازش کنن و نمیذاشت. الان خوشحالم. احساس می‌کنم من انتخاب شده هستم. شما هیچ می‌دونید اصلا انتخاب شده بودن از طرف یه پیشی چه احساس خوبی داره؟

وقتی بچه بودم و این سریال سرزمین بادها رو دیدم احساس می‌کردم که از این دوجین بدم نمی‌آد اما مطمئن نبودم که چرا. (چون مثلا کاراکتر منفی داستان بود). وقتی هم که خودکشی کرد براش گریه کردم اما باز هم نمی‌دونستم که چرا. ولی حالا که فکر می‌کنم، این طفلکی پر از آسیب‌های روانی بوده که از بچگی بهش وارد شده‌. از وقتی که بچه بود و تمام خانواده‌ش (از جمله پدرش= یونگ‌پو) رو به جرم خیانت کشتن دائم با این احساس بزرگ شد که فرزند یک خیانتکاره (آخه یونگ‌پو واقعا چه خیانتی می‌تونه مرتکب شه؟ اون سبز بی‌محتوا و بی‌آزار چی‌کار به بقیه داره؟) و باید تمام تلاشش رو بکنه تا ثابت کنه خودش مثل پدرش خائن نیست. وقتی که فکر می‌کرد بهترین دوستش رو پیدا کرده فهمید اون دوست درواقع فرزند فرمانروای کشور دشمنه و مجبور بود ازش دل بکنه که دوباره خائن به شمار نیاد. وقتی فکر کرد عشق زندگیش رو پیدا کرده، فهمید دختره نه تنها دوستش نداره، بلکه عاشق همون دوستشه. واقعا شما بودید تا اینجا سیگاری نمی‌شدید؟ اما این بنده‌ی خدا با این حال دووم آورد و (سیگاری نشد) بارها جون دختره رو نجات داد، آرزوش رو برآورده کرد و از بچه‌ای که از دوست کیریش بود و این دختره به دنیا آورده بود، مراقبت کرد. نمی‌ذاشت دختره از پیشش بره چون همیشه کسایی که دوستشون داشت ترکش می‌کردن. همه تصور می‌کردن قدرتمندترین مرد کشورشه، اما خودش چنین احساسی نداشت. تمام چیزی که اون احساس می‌کرد ناکافی بودن و بی‌عرضه بودن بود چون از بچگی کسی اون رو نخواسته بود. کسی ازش حمایت نکرده بود. اون هیچوقت دوستی که کنارش باشه و بهش تکیه کنه نداشت. اون هم که از اون جنده خانم. واقعا آدم دیگه به چه امیدی باید زنده بمونه؟ شاید اگه انقدر تنها نبود موهیول کسخل کیرش رو هم نمی‌تونست بخوره. (چون واقعا کسخل و کسمشنگ بود). شب و روزگار بر شما خوش و زنده باد گروه دامول

تحلیل کاراکتر مورد علاقه‌م از سریال کسشر و بی‌محتوای سرزمین بادها در پست بعدی.
+1
تحلیل کاراکتر مورد علاقه‌م از سریال کسشر و بی‌محتوای سرزمین بادها در پست بعدی.

اورریتدترین چیز در دنیا پوزیشن 69ئه. واقعا از هررررر نظر اورریتد، کثافت و بی‌معنی. نه رومانتیکه، نه بی‌دی‌اس‌امه، نه ضرورتی داره اصلا که آدم اونقدر کسونه واویلایی اعمال جنسیش رو انجام بده(مگر اینکه تفنگ پشت سر خودت و پارتنرت گرفته باشن و گفته باشن عجله کنید باید جفتتون هر چه سریع‌تر ارضا بشید وگرنه می‌میرید)، نه آدم توش راحته، نه خیلی تحریک کننده‌ و جالبه و نه حتی شوخی‌هایی که باهاش می‌شه بامزه‌ست. این چیه واقعا؟ کدام حیوان بدوی‌ای اولین بار چنین کسوشری به ذهنش رسیده؟ اصلا وقتی سرت تو کون یکیه و همزمان هم سر اون توی کون توئه روی چه چیزی باید تمرکز کرد؟ به چه چیزی باید فکر کرد؟ بنده که در بهترین حالت یاد انیمیشن گربه سگ و در بدترین حالت یاد فیلم چارچنگولی میفتم. شما رو نمی‌دونم.

مصدع اوقات - Telegram kanali @httpmosadee statistikasi va tahlili