uz
Feedback
بسیج گربه‌ها (ایوا موسوی)

بسیج گربه‌ها (ایوا موسوی)

Kanalga Telegram’da o‘tish

دانشجوی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه‌ی «افکار عمومی» «نمی‌دانم. بنده مرجع قابل تقلیدی نیستم» آرشیو: @ArchiveOfEvasFeelings ناشناس @Sendamessageanonymous1280_bot

Ko'proq ko'rsatish
3 794
Obunachilar
-2024 soatlar
-947 kun
+80730 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+4
1 kanalda
Avgust '26
+1 332
29 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+231
137 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+199
24 kanalda
Get PRO
May '26
+83
20 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+18
14 kanalda
Get PRO
Mart '26
+10
3 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+563
76 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+448
86 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+54
15 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+50
9 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+30
5 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+398
6 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+26
5 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+132
16 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+39
18 kanalda
Get PRO
May '25
+47
4 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+24
9 kanalda
Get PRO
Mart '25
+28
6 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+861
11 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+33
7 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+44
13 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+3 371
13 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+196
17 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+317
20 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+175
12 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+125
24 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+194
24 kanalda
Get PRO
May '24
+104
10 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+195
13 kanalda
Get PRO
Mart '24
+108
5 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+85
7 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+121
8 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+135
9 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+119
9 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+237
12 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+601
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
03 Sentabr0
02 Sentabr+2
01 Sentabr+2
Kanal postlari
واسه چی از خودت ویدیو می‌گیری و پخش می‌کنی عزیزم؟ اولاً که تو یه آدم خیلی معمولی با یه رسانه خیلی خیلی خیلی کوچیک، در مقیاس آدم‌های مشهور و رسانه‌های بزرگ هستی. دوماً ما توی ایرانی هستیم و تو فضای مجازی فارسی فعالیت می‌کنیم؛ فضای مجازی فارسی یعنی توی توییتر، عکس پروفایل دخترهای محجبه رو برمی‌دارن، با هوش مصنوعی برهنه می‌کنن و تو خود توییتر به‌صورت عمومی پخش می‌کنن و بعد توییت‌هاشون فیواستار می‌شه. توییتر هم علیه‌شون هیچ کمپینی راه نمی‌ندازه. کاری که اگر تو هر جای دیگه دنیا اتفاق می‌افتاد، لباس کسایی که این کار رو کرده بودن رو پرچم می‌کردن. نکته بعدی اینه که توی یه جامعه قطبیده، همین که بخوای ابراز عقیده بکنی، فعالیت سیاسی محسوب می‌شه. هرچند که حتی اگر فعالیت سیاسی هم نکنی و عقیده‌ای هم ابراز نکنی، هویت بصری تو به درد آدم‌هایی می‌خوره که دارن فعالیت سیاسی می‌کنن ولی دلشون نمی‌خواد از هویت خودشون استفاده کنن؛ پس از هویت فیک یه نفر که خیلی معروف نیست- مثل تو- استفاده می‌کنن. اما تو داری عقایدت رو بروز می‌دی. از ظاهر، طرز رفتارت و حرف‌هات مشخصه که می‌خوای عقایدت مشخص باشه و اصلاً قصدت این نیست که عقایدت رو مخفی کنی. با این حال، تو اینو در نظر نمی‌گیری که دشمن تو و کسی که روبه‌روی تو توی این جنگ وایساده، بی‌خط‌قرمزترین و جنایتکارترین گروه سیاسی تاریخه و هر جنایتی که فکرشو بکنی انجام می‌ده. یعنی اصلاً نمی‌شه روی وجود وجدان این آدم‌ها حساب باز کرد. هر چیزی که توی ذهنت داری و با خودت می‌گی «نه، دیگه انقدر نامرد و عوضی نیستن که این کارو بکنن»، دقیقاً همون کارو انجام می‌دن. و تو چرا باید توی همچین شرایطی نترسی؟ چرا باید نترسی، در حالی که اکثر پلتفرم‌ها، علیه تو هستن و دشمن‌های تو هم حیوانات عوضی‌ای هستن که به هوش مصنوعی دسترسی دارن؟ تو چرا باید یه بانک اطلاعاتی کامل از هویت بصریت ضبط کنی و بذاریش داخل فضای مجازی؟ چرا باید اونا به این دسترسی داشته باشن که وقتی داری صحبت می‌کنی کدوم عضلات صورتت تکون می‌خوره و وقتی می‌خوای کلمه «م» رو بگی، لبات چه شکلی می‌شه؟ چرا اونا باید این همه اطلاعات و ریزجزئیات از زوایای مختلف صورت تو و اسکلت سرت داشته باشن؟ چرا اونا باید اینا رو بدونن که بتونن بازطراحیش کنن؟ و اگه یه روز بخوان از هویت تو استفاده کنن، به هر قصدی، آیا تو قدرت اینو داری که جلوی اونا رو بگیری؟ آیا تکذیبیه تو اون‌قدر مهم هست برای فضای مجازی که بتونه جلوی اونا رو بگیره؟ بله، یکی مثل آقای سیدعلی خامنه‌ای اون‌قدر آدم بزرگ و پرسر‌وصدایی هستش که ما همه ویس‌هاش رو برای تلفظ تمام حروف و کلمات داشته باشیم و از پشت سر هم بشناسیمش و تمام زوایای صورتشو بلد باشیم. اون آدم اگه یه ویدیوی فیک ازش ساخته بشه، احتمالاً اینکه دیگران باورش کنن خیلی کمه؛ به خاطر اینکه خودش یه رسانه بزرگ داره و می‌تونه تکذیبش کنه. ولی تو کی هستی؟ بلاگری مگه؟ وزیری؟ وکیلی؟ معروفی؟ تو کلاً دویست تا ممبر داری توی دیلی تلگرامت. اصلاً فرض کن ویدیویی که پخش کردی هم خیلی ویدیوی خوبیه. سوتی‌دار نیست، باعث خنده نمی‌شه، توش حرف اضافه نزدی، تقطیع نمی‌شه و دشمن نمی‌تونه ازش استفاده کنه. اصلاً فکر کن که یه حرف خیلی مهم و خوبی هم توش زدی. اون چه حرفیه که تو برای گفتنش حتماً نیازه که ویدیو از خودت بگیری و اون حرفو بزنی؟ اون حرفو نمی‌تونی توی ویس یا متن بگی؟ اون حرف قراره چه گلی به سر این کشور و انقلاب بزنه که حتماً باید توی ویدیو گفته بشه و به طریق دیگه‌ای نمی‌تونه گفته بشه؟ لطفاً جمع کن دوربین سلفیت رو خواهر/ برادر عزیز. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها

2
آمریکا با داشتن چنین نوکران و بردگانی نیازی به بمب و موشک نداره. حمله به ایران با تاماهاوک مته به خشخاش گذاشتنه. @evamoosavi
آمریکا با داشتن چنین نوکران و بردگانی نیازی به بمب و موشک نداره. حمله به ایران با تاماهاوک مته به خشخاش گذاشتنه. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
643
3
مرگ بر آمریکا. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
مرگ بر آمریکا. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
731
4
مرگ بر آمریکا. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
مرگ بر آمریکا. @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
2
5
این عزیزانی که دستشون می‌رسه از این ماله‌کشان حرامزادگی آمریکا بپرسن که مجلس عروسی زیرساخت حساب می‌شه یا پایگاه نظامی؟ @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
833
6
بلند شو هر سه‌شنبه شب و جمعه شب ساعت ۲۲، به صورت دسته‌جمعی نماز استغاثه به حضرت ولی‌عصر می‌خوانیم به نیت تعجیل در ظهور و پیروزی 🌙🤲✨ شما هم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این کار را انجام دهید 🕊️📿🎀 @evamoosavi | بسیج گربه‌ها
900
7
ماجراهای ایوا پیج اینستاگرام هم داره و توی اون محتوای متفاوت تری منتشر می‌شه. این ریلز اول رو هم هرکس تونست و اد استوری کرد بهم بگه که من هم از رسانه اون حمایت متقابل کنم 💜 https://www.instagram.com/reel/DctPwKvMY2L/?igsi=MWpqZThheDh2MjZmaQ==
1 105
8
سلام و درود عزیزان احتمالا همه شما کمیک‌های «ایوا» رو دیدید. این چندماه که خبری ازش نبود درحال انجام دادن یسری کارهای خفن درموردش بودیم و بالاخره رسانه مخصوص خودش رو براش تاسیس کردیم و قراره قسمت‌های بعدیش اونجا بارگزاری بشه. حمایت‌های شما قطعا خیلی موثر خواهد بود در روند این کار🌸🎀❤️ @EvasAdventuresComic
1 137
9
فقط جرثومه‌ای مثل مرد جوان مومن انقلابی می‌توانست پزشکیان و دولت دست و پا چلفتی‌اش را به امیرالمومنین و ایرانِ قطبیده‌ی استحاله‌ی هنجار شده‌ی امروز را به کوفه‌ی یک‌دست و یک‌هنجارِ فاقد اینستاگرامِ ۱۴۰۰ سال پیش تشبیه کند و از این قیاس مع‌الفارغ، استدلال بسازد برای برخورد قانونی با بی‌حجابی. متن کوت شده را تا انتها بخوانید تا متوجه منظور بنده و ایشان شوید. بهرحال نکات مهمی هم دارد.
1 679
10
این زیر «بهترین آهنگ دنیا» رو کامنت کنید.
1 601
11
بلند شو هر سه‌شنبه شب و جمعه شب ساعت ۲۲، به صورت دسته‌جمعی نماز استغاثه به حضرت ولی‌عصر می‌خوانیم به نیت تعجیل در ظهور و پیروزی 🌙🤲✨ شما هم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این کار را انجام دهید 🕊️📿🎀 @evamoosavi | ماجراهای ایوا
1 550
12
دوگانه‌سازی موهوم میان جنگ یا مذاکره ضرر می‌رساند. سیدمجتبی‌حسینی‌خامنه‌ای @evamoosavi | ماجراهای ایوا
1 514
13
به وطن خوش برگشتی محسن آقای نامجوی عزیز❤️‍🔥 @evamoosavi | ماجراهای ایوا
به وطن خوش برگشتی محسن آقای نامجوی عزیز❤️‍🔥 @evamoosavi | ماجراهای ایوا
1 650
14
دوبی، آرمان‌شهر دختران خودساخته مستقل و تراستی‌ها. امارات برای هرکس آب نداشت برای یک سری از ایرانی‌ها خوب نان داشت؛ در این ۱۶ سال تحریم ظالمانه علیه ایران، شبکه‌ای از «تراستی‌ها» در امارات شکل گرفت که البته فقط محدود به دلالان نبود؛ مشاور وزیرها، پروژه‌بگیرها و یک‌سری آقازاده‌ها نیز در این شبکه حضور داشتند. بخش اصلی تجارت بین‌المللی ایران، که شامل پول حاصل از فروش نفت ایران به چین هم می‌شد، از مسیر دبی وصول می‌شد و واسطه‌ها نیز از مابه‌التفاوت این فرآیند سهم هنگفتی به جیب می‌زدند. از منظر کوتاه‌مدت، این سازوکار برای هر دو طرف قابل تحمل بود. ایران مسیر تأمین مالی خود را حفظ می‌کرد و واسطه‌ها نیز سود می‌بردند. نتیجه، نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز بود. مسئله اصلی از جایی آغاز شد که این راه‌حل موقت، به یک «تنبلی حکمرانی» تبدیل شد. در حوزه امنیت، نظام مقدس به یک تعادل نسبی رسیده بود و انگیزه کافی برای اصلاح مسیرهای آسیب‌پذیر اقتصادی وجود نداشت. هم‌زمان، تراستی‌ها در ساختار حکومت و صنعت، مثل سرطان رشد کردند؛ در هر سوراخی سمبه‌ای پیدا کردند و به‌تدریج قدرت، ثروت و نفوذ بیشتری به دست آوردند. جنگ اما این تعادل را برهم زد. منافع ایران و امارات به نقطه تضاد رسید؛ امری که چندان هم غیرقابل پیش‌بینی نبود، چراکه امارات متحد اسرائیل است و احتمال درگیری مستقیم اسرائیل با ایران، بند امروز و فردا بود. حالا که ایران باید به امارات ضربه می‌زد و آسیب جدی به برند و آینده «رویای دبی» وارد می‌شد، طبیعی بود که بیش از همه به تراستی‌هایی فشار بیاید که عملاً کل حیات خود را روی پی دبی آجرچینی کرده بودند. از همین‌جا تلاش برای بازگرداندن شرایط به وضعیت قبل از ۹ اسفند شدت گرفت؛ از ایجاد شایعه «امارات قراره پول‌های بلوکه‌شده بده به ایران» در بحبوحه نبرد هرمز، برای بستن دست نیروی نظامی در برابر امارات، تا اصرار پس از آتش‌بس بر اینکه ایران، با وجود داشتن مرز شمالی، جنوبی، شرقی و غربی، عملاً فقط باید از جنوب تجارت کند که در نتیجه توسعه گلوگاه‌های زمینی و ریلی و بندر کاسپین در شمال و شرق و غرب در چنین نگاهی ضرورتی ندارد. رفتار این جریان شبیه بچه‌ای شده که پایش را روی زمین می‌کوبد و از پدرش بستنیِ بازگشت روابط قبلی با دبی را، به هر قیمتی، می‌خواهد و برای آن از همه منابعش، از نفوذ سیاسی بر سیاستمداران و دولت گرفته تا قدرت اقتصادی و رسانه‌ای، استفاده می‌کند تا تنها و تنها راه دور زدن محاصره، «مذاکره» و در نهایت «تسلیم» به نظر برسد. با این حال، به‌زعم بنده فارغ از کم‌وکیف شرافت و وجدان تراستی‌ها، مسئولیت اصلی را باید متوجه نظام دانست. طی این سال‌ها، از سر تنبلی و گیجی در دستورکارگذاری، هیچ پلن B جدی برای روزی که مسیر جنوبی مختل شود طراحی نشد. گویی فرض بر این بود که اوضاع خوب است، یک باریکه ارزی از جنوب می‌آید و تمام. نداشتن پلن B یعنی یک زخم بزرگ و آشکار وسط پیشانی‌مان داریم و دشمن هم می‌آید رویش نمک می‌ریزد. راه‌حل، حذف صورت‌مسئله یا وابستگی بیشتر به یک مسیر خاص نیست؛ ایجاد مسیرهای جایگزین برای دور زدن محاصره دریایی است. حتی اگر این مسیرها پرهزینه باشند، وجودشان به‌مراتب ارزشمندتر از وابستگی کامل به یک گلوگاه است؛ چون به ایران قدرت چانه‌زنی، انعطاف و مانور می‌دهد و اجازه نمی‌دهد در بزنگاه، کاسه «چه کنم» دستش بماند و دست تصمیم‌گیری‌اش زیر منگنه یک مشت تراستی شارلاتان قرار بگیرد. البته بنده امیدوارم یک روز نظام دست از لجبازی‌های احمقانه بر سر اشتباهات قدیمی بردارد، عطای تراستی‌ها را به لقایشان ببخشد و هزینه اصلاح دیوان‌سالاری خود را بپردازد. البته این اصلاح زمانی ممکن است که ایران با دل و جان بپذیرد داخل یک جنگ وجودی قرار دارد و در چنین جنگی، داشتن مسیر جایگزین و استقلال از گلوگاه‌های آسیب‌پذیر، انتخاب تجملاتی نیست؛ ضرورت بقاست. @evamoosavi | ماجراهای ایوا
2 088
15
قلبُنا ضاقَ وانقبضَ من ثِقَلِ وجعِ غيابك، يا عزيزَنا الراحل… @evamoosavi | ماجراهای ایوا
قلبُنا ضاقَ وانقبضَ من ثِقَلِ وجعِ غيابك، يا عزيزَنا الراحل… @evamoosavi | ماجراهای ایوا
1 480
16
سد خارجی تو ویدیو جدیدش خیلی پخت و پز کرده...
406
17
چرا حجاب در ایران به یک «مسیح علی‌نژاد» نیاز دارد؟ ستودن دشمن، اگر با هدف تضعیف روحیه نیروهای خودی باشد، کار درستی نیست؛ اما شناختن توانایی‌های رقیب و فهمیدن اینکه چرا در بعضی میدان‌ها موفق‌تر از ما عمل کرده، نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه لازمه هر مواجهه عاقلانه‌ای است. کسی که رقیب خود را دست‌کم می‌گیرد، در واقع بخشی از واقعیت میدان را حذف کرده است. از این زاویه، مسیح علی‌نژاد را می‌توان فارغ از موافقت یا مخالفت با مواضع سیاسی‌اش، یک نمونه قابل مطالعه در حوزه فرهنگ، رسانه و تغییر نگرش اجتماعی دانست. سال‌ها پیش، زمانی که تصور حضور گسترده زنان بدون روسری و با تیشرت در خیابان‌های تهران برای بسیاری دور از ذهن بود، او فعالیت رسانه‌ای خود را در حوزه‌ای آغاز کرد که شاید در نگاه اول بسیار کوچک و کم‌اهمیت به نظر می‌رسید: حجاب و سبک حضور زنان در فضای عمومی! کمپین «آزادی‌های یواشکی» در سال ۲۰۱۴ بر همین نقطه دست گذاشت. در آن زمان، بسیاری ممکن بود تصور کنند عکس زنی بدون روسری چه تغییری قرار است ایجاد کند یا پوشیدن لباس سفید در روز چهارشنبه چه تأثیری خواهد داشت. اما اهمیت آن حرکت در خودِ عکس یا رنگ لباس نبود؛ مسئله، تغییر معنای یک رفتار فردی و تبدیل آن به یک کنش جمعی و رسانه‌ای بود. او فهمیده بود که برای تغییر یک هنجار اجتماعی، الزاماً لازم نیست از ابتدا به سراغ تغییر قوانین رفت. گاهی باید ابتدا برداشت مردم از آن هنجار را تغییر داد؛ باید چیزی را که سال‌ها «طبیعی»، «بدیهی» یا «غیرقابل تصور» تلقی شده، دوباره موضوع گفت‌وگو کرد. البته علی‌نژاد به‌تنهایی این تغییر را ایجاد نکرد. رسانه‌های خارج از کشور، شبکه‌های اجتماعی، منابع مالی، فضای سیاسی بین‌المللی و دهه‌ها ادبیات و تبلیغات پیرامون حقوق زنان، همگی در شکل‌گیری این فضا نقش داشتند. بنابراین نباید یک تغییر اجتماعی پیچیده را صرفاً به عملکرد یک فرد تقلیل داد. اما این مسئله، نقش او را هم از بین نمی‌برد. اهمیت او در این بود که توانست روی یک مسئله مشخص تمرکز کند، برای آن روایت بسازد، آن را به زبان رسانه ترجمه کند، به افراد مختلف امکان مشارکت بدهد و از یک مسئله شخصی، یک موضوع عمومی بسازد. و مهم‌تر از همه، این کار را برای مدت طولانی ادامه داد. تغییر فرهنگ، برخلاف تغییر یک قانون، پروژه‌ای چندماهه نیست. ممکن است سال‌ها طول بکشد تا یک ایده از حاشیه به متن جامعه برسد. کسی که چنین پروژه‌ای را آغاز می‌کند، باید صبور، پیگیر و از نظر رسانه‌ای توانمند باشد. این دقیقاً همان جایی است که می‌توان یک سؤال جدی درباره عملکرد جمهوری اسلامی مطرح کرد: اگر قرار است حجاب در جامعه دوباره به یک هنجار عمومی تبدیل شود، چه کسی و با چه پروژه‌ای قرار است این کار را انجام دهد؟ مشکل اینجاست که مواجهه با مسئله حجاب در بسیاری از مواقع بیشتر شبیه یک پروژه انتظامی و کوتاه‌مدت دیده شده تا یک پروژه فرهنگی بلندمدت. انتظار اینکه بتوان یک مسئله پیچیده اجتماعی را با چند بخشنامه، برخورد مقطعی، تبلیغات مناسبتی یا فشار کوتاه‌مدت حل کرد، اساساً با ماهیت تغییرات فرهنگی سازگار نیست. جامعه را نمی‌توان با همان سرعتی که یک قانون را تصویب می‌کنیم، تغییر داد. اگر بخش قابل توجهی از زنان و دختران یک جامعه نسبت به یک هنجار قدیمی نگرش متفاوتی پیدا کرده‌اند، سؤال اصلی فقط این نیست که «چطور آنها را مجبور کنیم دوباره آن را رعایت کنند؟» سؤال مهم‌تر این است که: چرا این نگرش تغییر کرده است؟ چه نیاز، احساس، تجربه یا روایتی پشت آن قرار دارد؟ و چه روایت جایگزینی می‌تواند دوباره برای آن نسل معنا ایجاد کند؟ اینجا تفاوت میان «مدیریت رفتار» و «تغییر نگرش» مشخص می‌شود. ممکن است بتوان با اجبار، رفتار بخشی از جامعه را برای مدتی کنترل کرد؛ اما اگر نگرش تغییر نکرده باشد، به محض کاهش فشار، رفتار قبلی بازمی‌گردد. تغییر پایدار زمانی اتفاق می‌افتد که فرد خودش به یک رفتار معنا بدهد. به همین دلیل، اگر جمهوری اسلامی واقعاً می‌خواهد درباره حجاب به نتیجه‌ای پایدار برسد، به چیزی شبیه همان ویژگی‌هایی نیاز دارد که در پروژه‌های فرهنگی رقیب وجود داشته است: تمرکز، پیگیری، کار رسانه‌ای، شناخت مخاطب، روایت‌سازی و صبر. نه یک «مسیح علی‌نژاد» با همان مواضع و همان هدف؛ بلکه یک مسیح علی‌نژاد از نظر روش. کسی که یک مسئله را آن‌قدر جدی بگیرد که حاضر باشد ده‌ها سال روی آن کار کند؛ جامعه را بشناسد؛ با زنان و دختران حرف بزند؛ بفهمد چرا بخشی از آنها از حجاب فاصله گرفته‌اند؛ ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی مسئله را بررسی کند؛ روایت جذابی ارائه دهد و برای تغییر نگرش، نه صرفاً کنترل رفتار، برنامه داشته باشد. این کار البته بسیار دشوارتر از برخورد انتظامی است. چون برخورد انتظامی نتیجه فوری می‌خواهد، اما فرهنگ نتیجه فوری نمی‌دهد. فرهنگ شبیه درخت است. نمی‌توان امروز بذر کاشت و فردا از آن میوه خواست. اگر کسی می‌خواهد یک هنجار اجتماعی را بازسازی کند، باید حاضر باشد سال‌ها برای آن وقت بگذارد، حتی زمانی که نتیجه کارش هنوز دیده نمی‌شود. از این منظر، یکی از ضعف‌های مهم سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران، بی‌حوصلگی راهبردی است؛ اینکه مسائل فرهنگی دائماً با مسائل فوری‌تر جایگزین می‌شوند و پروژه‌های بلندمدت نیمه‌کاره می‌مانند. در سیاست‌گذاری یک اصل ساده وجود دارد: چیزی بهتر نمی‌شود، مگر اینکه کسی پیدا شود که به‌طور پایدار مسئولیت بهتر شدن آن را بر عهده بگیرد. این ایده را می‌توان در ادبیات مدیریت با مفهوم «مالکیت مسئله» (Problem Ownership) توضیح داد؛ یعنی یک مسئله زمانی شانس بیشتری برای حل شدن پیدا می‌کند که فرد یا نهادی وجود داشته باشد که آن را واقعاً مسئله خود بداند، برایش مسئولیت بپذیرد، پیگیری کند و تا رسیدن به نتیجه رهایش نکند. مسئله حجاب دقیقاً چنین صاحب مسئله‌ای می‌خواهد. نه کسی که هر چند ماه یک‌بار درباره آن موضع بگیرد؛ نه نهادی که فقط هنگام بحران به فکر آن بیفتد؛ نه برنامه‌ای که صرفاً برای آمارسازی اجرا شود. بلکه یک پروژه واقعی، بلندمدت و نسل‌محور. اگر علی‌نژاد در طول بیش از یک دهه توانسته بخشی از روایت درباره حجاب و آزادی زنان را تغییر دهد، درس مهم آن الزاماً این نیست که «او درست می‌گفت» یا «او اشتباه می‌کرد». درس مهم‌تر این است که او فهمیده بود تغییر اجتماعی چگونه ساخته می‌شود: آهسته، پیوسته، رسانه‌ای و نسلی. و اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد در این میدان موفق شود، باید همین واقعیت را جدی بگیرد. حجاب را نمی‌توان فقط با گشت و قانون و دستور به مسئله‌ای فرهنگی تبدیل کرد. اگر هدف، بازگشت پایدار حجاب به‌عنوان یک هنجار اجتماعی است، باید برای آن روایت ساخت، معنا تولید کرد، مخاطب را شناخت، نسل جدید را فهمید و مهم‌تر از همه، ده‌ها سال پای آن ایستاد. شاید مسئله اصلی این نباشد که جمهوری اسلامی برای حجاب به یک «مسیح علی‌نژاد» نیاز دارد. مسئله این است که برای حل یک مسئله فرهنگی بزرگ، به کسی نیاز دارد که به اندازه یک مسیح علی‌نژاد برای آن مسئله صبر، تمرکز و پیگیری داشته باشد. کسی که بذر را بکارد و آن‌قدر بماند که روزی، شاید سال‌ها بعد، نتیجه‌اش را ببیند.
1 729
18
بلند شو هر سه‌شنبه شب و جمعه شب ساعت ۲۲، به صورت دسته‌جمعی نماز استغاثه به حضرت ولی‌عصر می‌خوانیم به نیت تعجیل در ظهور و پیروزی 🌙🤲✨ شما هم چند دقیقه‌ای وقت بگذارید و این کار را انجام دهید 🕊️📿🎀 @evamoosavi | ماجراهای ایوا
1 120
19
پیرمردی، مفلس و برگشته بخت روزگاری داشت ناهموار و سخت هم پسر، هم دخترش بیمار بود هم بلای فقر و هم تیمار بود این، دوا می‌خواستی، آن یک پزشک این، غذایش آه بودی، آن سرشک این، عسل می‌خواست، آن یک شوربا این، لحافش پاره بود، آن یک قبا روزها می‌رفت بر بازار و کوی نان طلب می‌کرد و می‌بُرد آبروی دست بر هر خودپرستی می‌گشود تا پشیزی بر پشیزی می‌فزود هر امیری را، روان می‌شد ز پی تا مگر پیراهنی، بخشد به وی شب، به سوی خانه می‌آمد زبون قالب از نیرو تهی، دل پر ز خون روز، سائل بود و شب بیماردار روز از مردم، شب از خود شرمسار صبحگاهی رفت و از اهل کرَم کس ندادش نه پشیز و نه درم از دری می‌رفت حیران بر دری رهنورد اما نه پایی، نه سری ناشمرده، برزن و کویی نماند دیگرش پای تکاپویی نماند درهمی در دست و در دامن نداشت ساز و برگ خانه برگشتن نداشت رفت سوی آسیا هنگام شام گندمش بخشید دهقان یک دو جام زد گره در دامن آن گندم، فقیر شد روان و گفت که‌ای حی قدیر گر تو پیش آری به فضل خویش دست برگشایی هر گره که‌ایام بست چون کنم، یارب، در این فصل شتا من علیل و کودکانم ناشتا می‌خرید این گندم ار یک جای کس هم عسل زان می‌خریدم، هم عدس آن عدس، در شوربا می‌ریختم وان عسل، با آب می‌آمیختم درد اگر باشد یکی، دارو یکی‌ست جان فدای آن‌که درد او یکی‌ست بس گره بگشوده‌ای، از هر قبیل این گره را نیز بگشا، ای جلیل این دعا می‌کرد و می‌پیمود راه ناگه افتادش به پیش پا، نگاه دید گفتارش فساد انگیخته وآن گره بگشوده، گندم ریخته بانگ بر زد، که‌ای خدای دادگر چون تو دانایی، نمی‌داند مگر سال‌ها نرد خدایی باختی این گره را زان گره نشناختی این چه کار است، ای خدای شهر و دِه فرق‌ها بود این گره را زان گره چون نمی‌بیند، چو تو بیننده‌ای کاین گره را برگشاید، بنده‌ای تا که بر دست تو دادم کار را ناشتا بگذاشتی بیمار را هرچه در غربال دیدی، بیختی هم عسل، هم شوربا را ریختی من تو را کی گفتم، ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز ابلهی کردم که گفتم، ای خدای گر توانی این گره را برگشای آن گره را چون نیارستی گشود این گره بگشودنت، دیگر چه بود من خداوندی ندیدم زین نمط یک گره بگشودی و آن هم غلط الغرض، برگشت مسکین دردناک تا مگر برچیند آن گندم ز خاک چون برای جستجو خم کرد سر دید افتاده یکی همیان زر سجده کرد و گفت کای رب ودود من چه دانستم تو را حکمت چه بود هر بلایی کز تو آید، رحمتی است هر که را فقری دهی، آن دولتی است تو بسی زاندیشه برتر بوده‌ای هرچه فرمان است، خود فرموده‌ای زان به تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند تا که با لطف تو، پیوندم زنند گر کسی را از تو دردی شد نصیب هم، سرانجامش تو گردیدی طبیب هر که مسکین و پریشان تو بود خود نمی‌دانست و مهمان تو بود رزق زان معنی ندادندم خسان تا تو را دانم پناه بی‌کسان ناتوانی زان دهی بر تندرست تا بداند کآنچه دارد زان توست زان به درها بردی این درویش را تا که بشناسد خدای خویش را اندرین پستی، قضایم زان فکند تا تو را جویم، تو را خوانم بلند من به مردم داشتم روی نیاز گرچه روز و شب در حق بود باز من بسی دیدم خداوندان مال تو کریمی، ای خدای ذوالجلال بر در دونان، چو افتادم ز پای هم تو دستم را گرفتی، ای خدای گندمم را ریختی، تا زر دهی رشته‌ام بردی، که تا گوهر دهی در تو، پروین، نیست فکر و عقل و هوش ورنه دیگ حق نمی‌افتد ز جوش 
68
20
عجالتا گریه و زاری و چسناله برای دلار ۲۰۰ هزارتومانی به همه می‌رسد الّا «غیرشرعی زندگانی» که از عموی پدوفیلشان ترامپ، درخواست کمک کرده بودند. غر ندارد که! این هم یک نوع کمک است که عمویتان دارد شما را می‌کند، منتها این دفعه این کمک، جنسش اقتصادیست. نوش جان حیف نانتان‌. @evamoosavi | ماجراهای ایوا
2 133
بسیج گربه‌ها (ایوا موسوی) - Telegram kanali @evamoosavi statistikasi va tahlili