uz
Feedback
ناجه

ناجه

Kanalga Telegram’da o‘tish

•﷽• ‏کتاب را به سینه‌ام فشردم، و کتاب با تمام سردی جلدش، مرا گرم کرد.. 👈شماره‌ زیر هر پست شماره صفحه کتاب است. سپس فوروارد زیباست✅ تولد ناجه ۲۰/۱۰/۹۹ لیست کتابا: @list_najeh

Ko'proq ko'rsatish
1 300
Obunachilar
-124 soatlar
-87 kunlar
-3430 kunlar
Postlar arxiv
sticker.webp0.13 KB

من نسبت به کودکان و زنان حساسیت خاصی دارم. هیچ‌گاه نمی‌توانم کمترین آسیب و اهانتی را به یک کودک یا یک زن تحمل کنم. بارها به دوستانم گفته‌ام من برای قضاوت میان یک زن و مرد، مناسب نیستم؛ زیرا حتما از زن جانب‌داری می‌کنم! و همین‌طور در مورد کودکان؛ من حتی طاقت این را هم ندارم که در فیلم ببینم کودکی دچار مصیبت می‌شود. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۹۰ -

جریان سیل دو سه ساعت ادامه یافت و در این مدت ما صدای آوار خانه‌ها را یکی پس از دیگری می‌شنیدیم. حتی ترسیدم مسجد نیز خراب شود. همه چیز وحشتناک بود: تاریکی ناشی از قطع برق، سیل خروشان و بی‌امان، خراب شدن خانه‌ها و فریاد کمک خواهی مردم. در چنین حالت بحرانی و وحشتناک، ذهن انسان فعال می‌شود و به دنبال هر وسیله‌ای برای مقابله با وضع موجود می‌گردد. قبلا این مطلب را شنیده بودم که برای رفع چنین خطر فراگیر گزیرناپذیری می توان به تربت سیدالشهدا (علیه السلام) - به اذن خدای متعال - توسل جست. قطعه‌ای از تربت که خدا به برکت وجود ریحانه‌ی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بدان شرافت بخشیده، در جیب داشتم. آن را از جیب بیرون آوردم، و به خدا توکل کردم و آن را در میان امواج پرتلاطم سیل پرتاب کردم. لحظاتی نگذشت که به لطف و فضل خدا سیل بند آمد. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۸۹ -

به تدریج روابط خوبی با علمای اهل سنت پیدا کردیم. من به یک نقشه‌ی عملی برای رفع موانع ذهنی میان سنی و شیعه‌ی شهر، از طریق یک همکاری دینی مشترک، می‌اندیشیدم. باب گفتگو را با یکی از علمای اهل سنت ایرانشهر به نام «مولوی قمر الدین» گشودم که امام جماعت مسجد نور بود. به او گفتم: مسئولیت دینی ایجاب می کند تا به آینده‌ی اسلام و خطراتی که آن را تهدید می‌کند و موانعی که در برابر آن است، نظر داشته باشیم؛ و همه‌ی مسلمان‌ها - صرف نظر از وابستگی مذهبی خود - در این نگاه آینده‌نگرانه، مسئولیت‌های خطیری بر عهده دارند. اما اگر به نبش قبر گذشته‌ها بپردازیم و در کتاب‌های پیشینیان دنبال موارد اختلاف باشیم، نتیجه‌ای جز تشدید کینه و نفرت و تحریک احساسات نخواهد داشت و این مسئله به هیچ‌وجه به مصلحت اسلام و مسلمین نیست. همچنین به او گفتم: این بدان معنی نیست که ما پیوندمان را با گذشته قطع کنیم، زیرا موجودیت فکری و عقیدتی ما به همین گذشته وابسته است؛ اما همکاری ما باید بر پایه آینده و نگاه آینده‌نگر باشد. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۸۴ -

sticker.webp0.03 KB

افراد خانواده بعدا از رنج‌ها و گرفتاری‌ها و نومیدی‌های خود در مدت حبس من، چیزهای عجیبی برایم تعریف کردند. همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را - که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات - به حرم حضرت رضا (علیه السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ی امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام (علیه السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جسته. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت کرده. او مثل کسی که در برابر امام ایستاده، با امام صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده‌ی خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد. دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۷۰ -

📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۵۴ - @Naje_h
📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۵۴ - @Naje_h

sticker.webp0.58 KB

همه‌ی دانش‌ها را انسان مسلمان می‌تواند از غیر مسلمان فراگیرد و در جهتی که موافق نظر دین است، قرار دهد. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۵۱ -

اسلام از پیروان خود می‌خواهد تا به احکام اسلامی به‌طور جدی و دقیق پایبند باشند، و انسان مسلمان به مرزهای دین سخت پایبند است؛ اما همین احکام می‌گوید مسلمان با غیر مسلمان جوشش داشته باشد و نسبت به او نرمش نشان دهد و در گفت‌وگو با مخالفان، از جزم‌گرایی و شدت و حدت بپرهیزد. نص قرآن کریم این منطق اسلامی را به روشنی بیان می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید: « فَبَشِّرْ عِبَادِ. الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ». 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۵۰ -

طبیعت انسان چنین است که علیه اوضاعی که دوست ندارد و موافق طبعش نیست، عصیان ورزد. اگر تصمیم به عصیان گرفت، راه‌های ابتکار و خلاقیت در برابرش گشوده می‌شود. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۴۳ -

sticker.webp0.07 KB

یک‌بار من را برای بازجویی فراخواندند؛ در سلول سه نفر همراه من بودند. من را صبح بردند و تا عصر به سلولم برنگشتم. هم‌سلولی‌هایم گمان کرده بودند که من زیر شکنجه مرده‌ام و خیلی نگران شده بودند. جالب اینکه وقتی پیش آن‌ها برگشتم، من را نشناختند؛ چون آن‌ها را با محاسن (ریش) بلند ترک کردم و بدون محاسن (ریش) برگشتم. وقتی شروع کردم به حرف زدن، تازه من را شناختند و بعضی‌شان گریه کردند. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۴۱ -

گفتم که یک روز در سلول ماندن، برابر یک ماه ماندن در بند عمومی است. حالا می‌گویم یک روز بازجویی شدن، برابرِ گذراندن یک ماه در سلول انفرادی است. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۴۱ -

sticker.webp0.44 KB

نگهبانان زندان انواع اهانت‌ها را با دست و زبان نسبت به زندانیان اعمال می‌کردند. حرف زدن زندانیان با هم در داخل یک سلول نیز ممنوع بود. لذا گفتگوها گاهی با پچ‌پچ و درگوشی و یا با اشاره انجام می‌شد. اگر نگهبان صدای پچ‌پچ ما را می‌شنید، با صدای خشم‌آلود و نابهنجار سرمان داد می‌زد. غذا اغلب از نامرغوب‌ترین نوع ممکن بود. اگر اتفاق می‌افتاد که آشپز تکه‌ای گوشت در غذا می‌گذاشت، نگهبانان آن را برای خودشان برمی‌داشتند! نحوه‌ی غذا دادن به زندانیان نیز با توهین فراوان توأم بود؛ گویی به حیوانات غذا می‌دهند! با آنکه بیشتر زندانیان از علما، اندیشمندان و دانشگاهیان بودند. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۴۰ -

ناله و فریاد شکنجه‌شوندگان، روزها گوش‌هایمان را می‌آزرد و در برخی شب‌ها نیز تا صبح ادامه می‌یافت. روش شکنجه آن‌ها هم حساب شده و دقیق بود. در این زندان، همه چیز در جهت خرد کردن شخصیت فرد بود تا از نظر روحی فرو بریزد. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۴۰ -

روزهای پی درپی را در سلول گذراندم. چنین روزهایی بسیار سخت و سنگین است و تا کسی گرفتارش نشده باشد، نمی‌تواند آن را درک کند. یک روزِ سلول، برابر یک ماه ماندن در بند عمومی است. دست کم می‌توان گفت: هشت ماهی را که در سلول این زندان گذراندم، برابر گذراندن هشت سال در بند عمومی بوده است. گفتنی است که شهید رجایی ۲۸ ماه را در یکی از سلول‌های این زندان وحشتناک گذرانده بود. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۳۹ -

sticker.webp0.27 KB

جوانان، تنها به احساسات و عواطف علما قانع نمی‌شدند، بلکه از آن‌ها توقع تحرک، فداکاری و ایستادگی داشتند. 📚خون دلی که لعل شد ✍🏻شهید سید علی حسینی خامنه‌ای صفحهٔ - ۲۳۲ -