uz
Feedback
🎙صوتيات دكتر أحمد سيّاد رحمه الله🎙

🎙صوتيات دكتر أحمد سيّاد رحمه الله🎙

Kanalga Telegram’da o‘tish
1 116
Obunachilar
-324 soatlar
-37 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
ورود شیطان به دل بنده، از سه دروازه‌ی اصلی است: غفلت، شهوت، خشم. و هرچقدر هم بنده در مراقبت از خود بکوشد و از وسوسه‌ها دوری جوید، باز هم چاره‌ای ندارد جز آنکه گاهی غافل شود، و گاهی شهوتی در دلش برخیزد، و گاهی به خشم آید. حتی آدم علیه‌السلام، پدر همهٔ انسان‌ها که از حلم‌دارترین خلق، و از نظر عقل و ثبات از برجسته‌ترین آنان بود باز هم دشمن الله، شیطان، آن‌قدر با او مکر و حیله کرد، تا او را در آنچه انداخت که می‌دانیم (یعنی لغزش و خوردن از درخت ممنوعه). 🔸 پس چگونه خواهد بود حال کسی که:
«چون پروانه‌ای سبک‌خُلق است، و عقلش در برابر عقل پدرش (آدم) همچون آب دهانی در برابر دریایی پهناور است؟!»
📌 (توضیح حاشیه‌ای: اعراب از پروانه به‌عنوان نماد سبکی و ناپایداری در حلم و صبر یاد می‌کردند.) اما با همه‌ی این‌ها: دشمن الله یعنی شیطان هرگز نمی‌تواند مستقیماً به دل مؤمن نفوذ کند، مگر از راه غافل‌گیری و فریب، در حالی‌که مؤمن در حال غفلت است. شیطان، ناگهان و به‌ناحق، ضربه می‌زند و بنده را به گناه می‌کشاند. و سپس چنین می‌پندارد که این بنده دیگر به‌سوی پروردگارش باز نمی‌گردد، و گمان می‌برد که آن لغزش، او را نابود کرده و ریشه‌اش را سوزانده است. اما:
فضل الله، رحمتش، عفو و مغفرتش، از همه‌ی این‌ها بالاتر و فراگیرتر است. (و آن بنده می‌تواند بازگردد و مشمول رحمت شود.)
📚 الوابل الصیّب، ص ۸–۹ ✍🏼 امام ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

آیا برای قاتل عمدی که مرتکب ظلم شده است، توبه‌ای وجود دارد؟ بله، قاتل عمدی می‌تواند توبه کند، و اگر در توبه‌اش صادق باشد، حق الله عزّ و جلّ ساقط می‌شود، ولی حق اولیای دم باقی می‌ماند؛ اگر قاتل خود را تسلیم کند، اولیای دم یا قصاص می‌کنند یا او را می‌بخشند؛ در این صورت حق آنان ساقط می‌شود. ❖ آیا روز قیامت مطالبه‌ای از قاتل وجود دارد؟ برخی از علما گفته‌اند: حتی با وجود توبه قاتل، حق مقتول باقی است؛ پس روز قیامت، مطالبه مقتول از قاتل می‌ماند و از حسنات قاتل کاسته می‌شود، و اگر حسنات تمام شود و هنوز نتوانسته باشد حق مقتول را ادا کند، گناهان مقتول به او منتقل شده و سپس به آتش انداخته می‌شود. به همین دلیل این گروه توصیه می‌کنند که کسی که عمدی و با ظلم قتل کرده و توبه کرده، باید به زیادتی حسناتش توجه کند، چون حق مقتول اگر اولیای دم حقشان را گرفته باشند، همچنان باقی است. از سوی دیگر، برخی علما گفته‌اند: پس از توبه صادق و تسلیم قاتل، حق مقتول باقی نمی‌ماند؛ یعنی اگر اولیای دم او را بخشیدند یا قصاص کردند، دیگر مطالبه‌ای در روز قیامت نخواهد بود، اما حق مقتول ضایع می‌شود و الله از فضل خود در روز قیامت او را مورد رضایت قرار می‌دهد. ابن عباس رضی الله عنهما و زید بن ثابت رضی الله عنه طبق روایت صحیح بخاری و نسائی، بر این باورند که توبه برای قاتل عمدی وجود ندارد و او مجبور به تحمل عذاب آتش است. برخی علما این نظر را به این صورت تفسیر کرده‌اند که مقصودشان این است که قاتل موفق به توبه واقعی نمی‌شود و همچنان در حالت عدم توبه باقی می‌ماند. و برخی دیگر گفته‌اند که این تعبیر برای شدت بخشیدن به موضوع و بازدارندگی است. ✍ فضیلة شیخ سلیمان الرحیلی حفظه الله 📚شرح کتاب الکبائر امام ذهبی رحمه‌الله https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon

دوم: امتحان‌هایی است که الله متعال، بنده‌اش را به آن‌ها می‌آزماید؛ و وظیفهٔ بنده در این هنگام، صبر و تسلیم است. و صبر یعنی: نگه‌داشتن نفس از شکایت و نارضایتی نسبت به آنچه مقدر شده؛ نگه‌داشتن زبان از شکایت کردن؛ نگه‌داشتن اعضا از گناه کردن، مانند: سیلی زدن به صورت، پاره‌کردن لباس، کندن موها، و مانند این‌ها. پس اساس صبر بر همین سه رکن استوار است. هرگاه بنده این سه را همان‌گونه که شایسته است، انجام دهد، آنگاه مصیبت برای او تبدیل به عطا و بخشش می‌گردد، و بلاء به نعمت بدل می‌شود، و آنچه ناخوشایند بود، دوست‌داشتنی و محبوب می‌گردد. زیرا الله سبحانه تعالی بنده‌اش را برای نابود کردنش دچار بلا نمی‌کند، بلکه او را مبتلا می‌سازد تا صبر و بندگی‌اش را بیازماید. الله همان‌گونه که در حال راحتی، از بنده‌اش بندگی می‌طلبد، در هنگام سختی و بلا نیز بندگی می‌خواهد؛ و همان‌گونه که در آنچه دوست دارد، بر او بندگی واجب کرده، در آنچه ناخوش می‌دارد نیز عبودیت بر او واجب است. اکثر مردم تنها در آنچه دوست دارند، عبودیت الله را ادا می‌کنند، اما آن‌که در سختی‌ها نیز بنده‌ی الله می‌ماند، انسان خاصی است؛ و تفاوت جایگاه بندگان نزد الله، در همین‌جاست، و بر همین اساس است که درجات آن‌ها نزد پروردگار تعیین می‌شود. پس: وضو گرفتن با آب سرد در گرمای شدید، عبادت است؛ همبستری با همسر زیبارویی که دوست دارد، عبادت است؛ خرج کردن برای همسر، خود، و فرزندان، عبادت است؛ و همچنین: وضو گرفتن با آب سرد در سرمای شدید، عبادت است؛ ترک گناهی که نفس به‌شدت میل به آن دارد، در حالی‌که هیچ‌کس او را نمی‌بیند، عبادت است؛ خرج کردن در هنگام تنگ‌دستی، عبادت است. اما میان این دو نوع بندگی، تفاوتی بزرگ وجود دارد. پس کسی که در هر دو حال، بنده‌ی الله باشد؛ چه در آنچه دوست می‌دارد، چه در آنچه ناخوش می‌دارد؛ و در هر دو، حق بندگی را به‌جا آورد، اوست که شامل این آیه می‌شود:
﴿أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ﴾ «آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟» [زمر: ۳۶]
(در قرائت دیگر آمده: «عباده» = بندگانش) و هر دو درست است، زیرا مفردی که به‌صورت اضافه آمده، همه‌ی بندگان را شامل می‌شود. ✅ پس: هر چه عبودیت کامل‌تر باشد، کفایت و حمایت الهی نیز کامل‌تر خواهد بود؛ و هرگاه بندگی ناقص باشد، کفایت الله نیز به همان اندازه ناقص خواهد بود.
پس هر کس نیکی و خیری یافت، باید الله را شکر کند؛ و هر کس غیر از آن یافت، جز خودش را سرزنش نکند.
و این بندگان، همان کسانی‌اند که شیطان بر آن‌ها سلطه‌ای ندارد. الله فرمود
: ﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ﴾ «به‌درستی که بندگان من، تو را بر آنان تسلطی نیست.» [حجر: ۴۲
] و چون دشمن الله، ابلیس، دانست که الله بندگانش را به او واگذار نمی‌کند و بر آنان سلطه نمی‌دهد،
گفت: ﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴾ [ص: ۸۲
– ۸۳] یعنی: «به عزّت تو سوگند، همه‌شان را گمراه می‌کنم، جز بندگان مخلصت از میان آن‌ها.» الله متعال فرمود: ﴿وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٠﴾ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ﴾ [سبأ : ۲ ۰–۲۱ یعنی: ابلیس گمان خود را درباره‌ی آن‌ها درست یافت، پس همه از او پیروی کردند، جز گروهی از مؤمنان. و او هیچ سلطه‌ای بر آنان نداشت، جز برای آن‌که معلوم شود چه کسی به آخرت ایمان دارد و چه کسی در آن تردید دارد. 🔸 پس الله برای دشمنش بر بندگان مؤمن خود، هیچ سلطه‌ای قرار نداده؛ زیرا آنان در پناه الله، در حفاظت او، و در سایه‌ی لطف اویند. و اگر دشمن (شیطان) گاه‌گاهی بر یکی از آنان چیره شود، همچون دزدی است که بر مردی غافل حمله می‌کند، و چنین چیزی گریزناپذیر است؛ زیرا بنده، گرفتار غفلت، شهوت، و خشم است... 📚 الوابل الصیّب، صفحات ۶–۸ ✍🏼 ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

💦💦 الله رحمت کند ابن‌القیم رحمه‌الله را که می‌فرماید: «زیرا گناهان، قلب‌ها را می‌میرانند، 🚨 و از آثار آن ذلت پس از عزت است، 🚨 و از آن این که بنده اسیر دست دشمنان شود در حالی که پیش‌تر پادشاه مقتدری بوده که دشمنان از او می‌ترسیدند، 🚨 و این که نفوذ و تأثیر خود را از دست بدهد، نه در رعیت خود نفوذ داشته باشد و نه در دیگران؛ رعیت فرمانش را نبرند و در دیگران نیز اثر نکند، 🚨 و این که امنیتش زایل شود و جای آن ترس و وحشت بنشیند، و ترسناک‌ترین مردم همان کسانی‌اند که بدترین رفتار را دارند، 🚨 و این که انس و آرامش از دلش برود و جای آن وحشت و تنهایی بنشیند، و هر چه بدی‌ها بیشتر شود، وحشت بیشتر می‌شود، 🚨 و این که رضایت از دلش برود و جای آن خشم و نارضایتی بنشیند، 🚨 و این که آرامش و اطمینان به الله و پناه بردن به او از دست برود و جای آن رانده شدن و دوری از الله بنشیند، 🚨 و این که در چاه حسرت بیفتد، همیشه در حسرت باشد؛ هرگاه لذتی به دست آورد، نفسش او را به لذتی مشابه می‌کشاند اگر نرسد یا به لذتی دیگر اگر به آن برسد، و آنچه از این کار عاجز است چندین برابر آن چیزی است که می‌تواند، و هرچه میل نفس بیشتر شود و ضعف خود را بداند، حسرت و اندوهش نیز بیشتر می‌شود...» (ابن القیم رحمه‌الله) https://t.me/DrAhmadSayad

از مفاهیم نادرست این است که گفته شود: چشم زخم فقط با دیدن و مشاهده اتفاق می‌افتد. 📌امام ابن قیم رحمه‌الله می‌گوید: «آسیب رساندنِ چشم‌زن (شخص دارای چشم‌زخم) متوقف بر دیدن و مشاهده نیست، بلکه اگر چیزی که از او غایب است برایش توصیف شود، آسیبش به آن می‌رسد.» 📚 مدارج السالکین، جلد ۱، صفحه ۴۰۴ https://t.me/DrAhmadSayad

🎥کلیپ تصویری شماره(2373) موضوع:*می گویند با او ازدواج بعدا بوسیله همنشینی با تو دیندار می شود!!* 🎥 الشیخ ابن عثيمين رحمه‌الله 📱*در اينستاگرام پيج ما را دنبال كنيد* @abo_abdol_halim •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• 🔷[با ما همراه باشید] 🎙صوتيات دكتر أحمد سيّاد رحمه الله🎙 https://t.me/DrAhmadSayad شعبه (١) https://chat.whatsapp.com/GjY4xnZRVJQ7OT6lvVhW6i شعبه (٢) https://chat.whatsapp.com/KyQ9JXtm0A32jLBSlbcTmq

الله متعال با حکمت و عدالت خود، اعمال مردم را به‌گونه‌ای در دنیا آشکار می‌سازد که کاملاً با آن اعمال تناسب دارد. ✍ابن قیم رحمه‌الله می‌گوید: هرکس شناخت درستی از عالم و پیدایش آن داشته باشد، می‌فهمد که هر نوع فسادی که در هوا، گیاهان، حیوانات و در میان مردم پدید می‌آید، نتیجهٔ علت‌هایی است که پس از آفرینش، به سبب گناهان مردم به وجود آمده‌اند. از دیرباز، گناهان و مخالفت‌های مردم با پیامبران باعث پیدایش بلاهای عمومی و خصوصی شده است؛ مانند درد و بیماری، طاعون، خشکسالی، بی‌برکتی زمین و محصولات آن، و کاهش یا نابودی سودهای طبیعی. این بلاها به صورت زنجیره‌ای یکی پس از دیگری پدید می‌آیند. و اگر کسی نتواند این حقیقت را بفهمد، کافی است به این آیه توجه کند: ﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ﴾ «فساد در خشکی و دریا به‌خاطر اعمال خود مردم ظاهر شد.» وقتی آیه را بر واقعیت‌های دنیای امروز تطبیق دهی، خواهی دید که چگونه هر روز آفت‌های جدیدی در کشاورزی، حیوانات و محیط زیست ظاهر می‌شود، و این بلاها دست به دست هم می‌دهند. هرگاه مردم گناه و فساد تازه‌ای مرتکب می‌شوند، الله هم بلاهای تازه‌ای در خوراک، میوه‌ها، هوا، آب، بدن، شکل و اخلاق آنان نازل می‌کند که همه، نتیجهٔ اعمال خود آن‌هاست. در گذشته، دانه‌های گندم بزرگ‌تر و پربرکت‌تر از امروز بودند. بسیاری از بلاها و بیماری‌های امروزی، باقیماندهٔ عذاب‌هایی است که بر امت‌های پیشین نازل شد و برای کسانی که رفتار آن اقوام را تکرار می‌کنند، دوباره پدیدار می‌شود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم دربارهٔ طاعون فرمود: «این طاعون، بازماندهٔ عذابی است که بر بنی‌اسرائیل نازل شد.» همچنین الله باد سختی را بر قوم عاد برای هفت شب و هشت روز فرستاد، و هنوز هم آثار آن در همان روزها باقی است تا برای دیگران درس و عبرت باشد.الله کارهای نیک و بد انسان‌ها را سبب نتایج دنیوی قرار داده؛ مثلاً: ترک زکات و صدقه، موجب نباریدن باران و خشکسالی می‌شود. ظلم به فقرا، کم‌فروشی، و زورگویی، موجب حاکم شدن حاکمان ظالم و سنگدل می‌شود. در حقیقت، این حاکمان ظالم، خودِ اعمال مردم هستند که در قالب‌های انسانی ظاهر شده‌اند. الله با حکمت و عدلش، اعمال مردم را در قالب‌هایی نشان می‌دهد: گاهی به صورت خشکسالی، گاهی به صورت دشمن، گاهی به صورت حاکمان ظالم، گاهی به شکل بیماری‌های همه‌گیر، گاهی به صورت غم‌ها و نگرانی‌هایی که دل‌ها را می‌فرساید، و گاهی به شکل تسلط شیاطین که مردم را به سوی هلاکت می‌کشانند... و این، وعدهٔ الله است که باید تحقق یابد؛ تا هر انسانی به آن سرنوشتی برسد که برایش آفریده شده است. انسان عاقل با چشم دل در سراسر جهان می‌نگرد، آثار عدل و حکمت خدا را می‌بیند و می‌فهمد که تنها پیامبران و پیروان‌شان بر راه نجات‌اند، و باقی مردم در راه نابودی‌اند... و بی‌تردید، الله فرمان خود را به انجام می‌رساند، هیچ‌کس نمی‌تواند حکم او را بازگرداند. و توفیق تنها به دست الله است 📚 منبع: زاد المعاد، جلد ۴، صفحات ۳۳۲ تا ۳۳۴ https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon

🚩 فایده‌ای در ارکان شکر: ابن قیم رحمه‌الله در کتاب مدارج السالکین، علاوه بر سه اصلی که در الوابل الصیّب بیان کرده، دو اصل دیگر را هم ذکر می‌کند، و می‌گوید:
شکر، بر پنج قاعده (اصل) بنا شده است:
خضوع و فروتنی شاکر در برابر کسی که شکرش را به‌جا می‌آورد (یعنی الله متعال)، محبت او به الله، اعتراف به نعمت او، ستایش و ثنا بر الله به‌خاطر آن نعمت، و اینکه آن نعمت را در چیزی که الله آن را ناخوش دارد، به‌کار نگیرد. ✅ این پنج مورد، اساس شکرند و بنای شکر بر همین‌ها استوار است؛ پس هرگاه یکی از این پایه‌ها نباشد، ستون‌های شکر ناقص و سست می‌گردد. و هر کس درباره‌ی شکر و تعریف آن سخن گفته باشد، سخنش نهایتاً به همین پنج اصل برمی‌گردد و بر محور همین‌ها می‌چرخد. 📚 مدارج السالکین، ج ۲، ص ۵۸۹ ✍🏼 امام ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

🚩 فایده‌ای در ارکان شکر: ابن قیم رحمه‌الله در کتاب مدارج السالکین، علاوه بر سه اصلی که در الوابل الصیّب بیان کرده، دو اصل دیگر را هم ذکر می‌کند، و می‌گوید:
شکر، بر پنج قاعده (اصل) بنا شده است:
خضوع و فروتنی شاکر در برابر کسی که شکرش را به‌جا می‌آورد (یعنی الله متعال)، محبت او به خداوند، اعتراف به نعمت او، ستایش و ثنا بر الله به‌خاطر آن نعمت، و اینکه آن نعمت را در چیزی که الله آن را ناخوش دارد، به‌کار نگیرد. ✅ این پنج مورد، اساس شکرند و بنای شکر بر همین‌ها استوار است؛ پس هرگاه یکی از این پایه‌ها نباشد، ستون‌های شکر ناقص و سست می‌گردد. و هر کس درباره‌ی شکر و تعریف آن سخن گفته باشد، سخنش نهایتاً به همین پنج اصل برمی‌گردد و بر محور همین‌ها می‌چرخد. 📚 مدارج السالکین، ج ۲، ص ۵۸۹ ✍🏼 امام ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

نعمت‌هایی از سوی الله متعال، پی‌در‌پی بر بنده فرو می‌ریزد، و افزون و متوالی به او می‌رسد؛ و بند (مهار) این نعمت‌ها شکر کردن است. و شکر، بر سه رکن استوار است: اعتراف به نعمت در درون (دل)، سخن گفتن از نعمت به‌صورت آشکار (با زبان)، به‌کار گرفتن آن نعمت در راه رضای صاحب و عطاکننده‌اش (با عمل). پس اگر بنده این سه کار را انجام دهد، نعمت را شکر گفته است هرچند در این شکرگزاری، باز هم کوتاهی کرده است. 📚 الوابل الصیّب، ص ۵–۶ ✍🏼 امام ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

🎥کلیپ تصویری شماره(2372) موضوع:*فسخ نکاح تارک نماز باید به قاضی ارجاع داده شود...* 🎥 الشیخ سلیمان الرحیلی حفظه‌الله 📱*در اينستاگرام پيج ما را دنبال كنيد* @abo_abdol_halim •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• 🔷[با ما همراه باشید] 🎙صوتيات دكتر أحمد سيّاد رحمه الله🎙 https://t.me/DrAhmadSayad شعبه (١) https://chat.whatsapp.com/GjY4xnZRVJQ7OT6lvVhW6i شعبه (٢) https://chat.whatsapp.com/KyQ9JXtm0A32jLBSlbcTmq

❖ معنای قتل غِیلَه چیست؟ قتل غِیلَه یعنی: فردی، انسانی معصوم را به‌صورت عمدی و از روی تجاوز به قتل برساند، در حالی‌که آن شخص مقتول هیچ‌گونه احساس خطری از سوی قاتل ندارد، بلکه با اعتماد و اطمینان کامل به سوی او می‌آید، به‌دلیل امری که او را به این اعتماد واداشته است. 📌 مثالی روشن: دوستی، دوستش را فریب می‌دهد. به او زنگ می‌زند و می‌گوید: «فلانی! به کمکم بیا، در فلان نقطه‌ی بیابان گرفتار شده‌ام!» دوستش هم با شتاب و نیت یاری‌رسانی به سمت او حرکت می‌کند. اما همین‌که به محل می‌رسد، آن شخص گلوله‌ای به سویش شلیک کرده و او را می‌کشد. ✅ این قتل غِیلَه است. و از زشت‌ترین و شنیع‌ترین انواع قتل عمدی و متجاوزانه است، و پس از شرک به الله متعال، یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره به شمار می‌رود. ❗️حکم فقهی و قضایی قتل غِیلَه: به همین دلیل، ای برادران! این نوع قتل، حتی قابل بخشش هم نیست. 🔺 قاتل در این حالت حتماً باید قصاص شود (کشته شود). 🔺 نه ولیّ امر (حاکم شرع) حق دارد از او بگذرد، 🔺 و نه حتی اولیای دم (خانواده مقتول) اختیار بخشش دارند. چرا؟ چون این نوع قتل، از شدت قبح و پلیدی، از زمره‌ی قتل‌های غیرقابل عفو به‌شمار می‌رود. 📚شرح کتاب الكبائر از امام ذهبی رحمه‌الله ✍ الشیخ سلیمان الرحيلی حفظه‌الله https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon

الله سبحانه وتعالى، تنها کسی است که از او درخواست می‌شود و امید اجابت به اوست. از او می‌خواهیم که: در دنیا و آخرت سرپرستی شما را بر عهده گیرد، و نعمت‌های آشکار و پنهانش را به‌طور کامل بر شما فرو ریزد، و شما را از جمله کسانی قرار دهد که:
هرگاه الله به او نعمتی دهد، شکر کند، و هرگاه به بلایی گرفتار شود، صبر ورزد، و هرگاه گناهی مرتکب گردد، استغفار کند.
زیرا این سه حالت، نشانهٔ سعادت بنده و علامت رستگاری او در دنیا و آخرت است؛ و هیچ بنده‌ای از این سه حالت جدا نیست، چراکه انسان همواره در زندگی‌اش میان این سه وضعیت در گردش است: نعمتی از سوی الله به او می‌رسد، یا دچار آزمایش و ابتلاء می‌شود، یا لغزشی از او سر می‌زند. 📚 الوابل الصیّب، ص ۵ ✍🏼 امام ابن قیم الجوزیه رحمه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

بخش دوم: قتل بدون حق و آن قتلی است که بدون اجازه‌ی شرع انجام شده باشد. این نوع قتل خود به سه دسته تقسیم می‌شود: ① بخش اول: قتل خطایی و آن عبارت است از: از بین بردن جان انسانی معصوم، بدون قصد دشمنی یا تجاوز نسبت به او. مانند اینکه: کسی تیراندازی کند تا شکاری بزند، ولی به‌طور اتفاقی انسانی را هدف قرار دهد و جان او را بگیرد. یا مانند بسیاری از موارد امروزی، تصادف با خودرو که در آن راننده قصد کشتن کسی را نداشته باشد. این‌ها نمونه‌هایی از قتل خطایی هستند، و چنین قتلی در زمرهٔ گناهان کبیره نیست. ② بخش دوم: قتل شِبه عمد یعنی: کسی عمداً به انسانی معصوم آسیب وارد کند، اما با ابزاری که معمولاً کشنده نیست. مانند اینکه: او را با چوبی بزند که غالباً موجب مرگ نمی‌شود، یا سنگی پرتاب کند که معمولاً کشنده نیست. در این حالت، نیت آسیب‌رساندن وجود دارد، ولی نه نیت کشتن. این نوع قتل را بیشتر فقیهان مانند حنفیان، شافعیان و حنبلیان به‌عنوان یک دسته‌ی مستقل پذیرفته‌اند، ولی مالکیان آن را تنها در یک حالت خاص ذکر کرده‌اند. ✅ این نوع قتل، از گناهان کبیره به‌شمار می‌آید، اما بزرگ‌ترین گناه کبیره نیست، چنان‌که بسیاری از علما تصریح کرده‌اند، زیرا در آن قصد تجاوز و تعدی وجود دارد، گرچه قصد قتل صریح نباشد. ③ بخش سوم: قتل عمدیِ متجاوزانه یعنی: از بین بردن جان انسانی که به‌خاطر ایمان یا داشتن امان، در شرع معصوم است، و آن هم با قصد و نیت دشمنی و تجاوز. 🔹 پس هر کس اسلام آورد، جانش در امان است مگر در مواردی که شرع استثنا کرده باشد. 🔹 و نیز: هر کافری که از سوی مسلمانان در امان قرار گرفته باشد، نفس او در شرع معصوم است. این امان ممکن است: از طریق ذمّه باشد؛ یعنی با عقد ذمّه در کشور اسلامی زندگی کند. یا با امان فردی مسلمان؛ حتی اگر یک مسلمان به او امان دهد، نفسش معصوم می‌شود. یا اگر بین مسلمانان و قوم او پیمان صلح برقرار باشد. 👈 در این صورت، تمام افراد آن سرزمین در امان هستند (یعنی کشتن آن‌ها جایز نیست). 🔸 و در اینجا، نکته‌ای مهم را باید یادآور شد: اگر مسلمانی به کشورهای غیرمسلمان سفر کند و ورود او به آن کشور با اجازه و تأشیر رسمی باشد، در واقع او با آن کشور پیمان بسته که آسیبی به آن‌ها نرساند. بنابراین، جان آن‌ها از نظر شرعی نسبت به او معصوم است. 🔸 همچنین، در زمان ما مفهوم تابعیت و شهروندی نیز همین حکم را دارد: اگر کافری در کشور اسلامی شهروند محسوب شود، جان او نیز از منظر شرع محترم و معصوم خواهد بود. ✍️ فضیلة الشیخ سلیمان الرّحيلي – حفظه الله 📚 شرح کتاب الكبائر للإمام الذهبي رحمه‌الله https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon

📌ابو‌ الدرداء رضی‌الله عنه می گوید: وقتی انسان صبح می‌کند (یعنی روز خود را آغاز می‌نماید)، هوای نفس و عقل او با هم روبرو می‌شوند؛ پس اگر عقل، پیرو هوای نفس باشد، روز او روزی بد و شوم است؛ و اگر هوای نفس، تابع عقل باشد، روزش روزی نیکو و پسندیده است. 📚روضة المحبين، اثر ابن قیم (جلد ۱، صفحه ۶۳۹) https://t.me/DrAhmadSayad

دنیا، روزهایی ناپایدار و فانی است که در آن، عمرهای ما سپری می‌شود؛ و آخرت، زندگی‌ای پایدار و باقی است که در آن، اعمالمان را خواهیم دید. پس آنچه باقی است و دیدارش در پیش است، شایسته‌تر است به توجه و اهتمام، از چیزی که فانی است و فراموش خواهد شد. پس اعمال خود را نیکو گردانید و برای روزی که در آن شاد خواهید شد، آن را بیارایید. و به رحمت و فضل الله امید بندید؛ چرا که اعمال اگر نیکو باشند باز هم متوقف بر رحمت پروردگار ما هستند. 🗓 ۲۹ ذوالحجه ۱۴۴۶ هجری ✍🏼 شیخ صالح العصیمی حفظه‌الله https://t.me/DrAhmadSayad

🎥کلیپ تصویری شماره(2371) موضوع:*در قرآن دستور به ریش گذاشتن* 🎥 الشیخ محمد سعید رسلان حفظه‌الله 📱*در اينستاگرام پيج ما را دنبال كنيد* @abo_abdol_halim •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• 🔷[با ما همراه باشید] 🎙صوتيات دكتر أحمد سيّاد رحمه الله🎙 https://t.me/DrAhmadSayad شعبه (١) https://chat.whatsapp.com/GjY4xnZRVJQ7OT6lvVhW6i شعبه (٢) https://chat.whatsapp.com/KyQ9JXtm0A32jLBSlbcTmq

[گناه کبیره دوم: قتل نفس] بله، قتل نفس به‌صورت عمدی و ظالمانه، دومین گناه کبیره در ترتیب گناهان کبیره است. یعنی گناهی که پس از شرک به الله عزّوجل در رتبه‌بندی کبائر می‌آید، قتل نفس عمدی همراه با تجاوز و ظلم است. این از آن روست که بزرگ‌ترین مصلحت انسان، حفظ دین اوست، و گناه کبیره‌ای که به این مصلحت آسیب می‌زند، شرک به الله است. و دومین مصلحت بزرگ انسان، حفظ جان اوست، و گناهی که این مصلحت را از بین می‌برد، قتل نفس است. ◈ بسیاری از علما به اینکه قتل عمدی و ظالمانه دومین گناه کبیره در ترتیب کبائر است تصریح کرده‌اند؛ از جمله فقیهان شافعی، و امام ذهبی که خود از مذهب شافعی است، و نیز حنابله، و شیخ‌الاسلام ابن تیمیه رحمه‌الله، و امام عصر ما، شیخ ابن باز رحمه‌الله عزوجل، و بسیاری دیگر از علما بر این امر تأکید کرده‌اند. ❍ و اما قتل، ای جمع فاضل و گرامی: یعنی: از بین بردن جانِ محترمی که شرع آن را معصوم قرار داده است. و قتل به دو دسته تقسیم می‌شود: ① دسته اول: قتل با حق و آن قتلی است که شرع اجازه آن را داده است؛ مانند: ـ قتل به‌عنوان قصاص از کسی که شرع برایش حکم قصاص مقرر کرده، ـ کشتن در مقام دفاع از جان یا ناموس یا مال، در صورتی که راهی جز آن نباشد. این نوع قتل، مشمول گناه کبیره مورد بحث ما نیست. ② دسته دوم: قتل بدون حق و آن قتلی است که بدون اجازه شرع صورت گرفته؛ یعنی کشتن انسانی بی‌گناه و معصوم، بدون مجوز شرعی، و این همان است که از گناهان کبیره بسیار بزرگ به شمار می‌رود. ✍️ فضیلة الشیخ سلیمان الرّحیلی – حفظه الله 📚 شرح کتاب الكبائر للإمام الذهبي https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon

زنان سلف (صالح) 📌اصمعی می‌گوید: وارد بیابان شدم، ناگاه زنی زیبارو را دیدم که شوهری زشت‌روی داشت. به او گفتم: چگونه راضی شده‌ای که با چنین مردی زندگی کنی؟ پاسخ داد: ای مرد! گوش کن، شاید او در رابطه‌اش با الله، خالقش، نیکو عمل کرده و الله مرا پاداش او قرار داده است؛ و شاید من بد کرده‌ام، پس الله او را عقوبت من قرار داده است. 📚 الکبائر، امام ذهبی، صفحه ۱۷۴. https://t.me/DrAhmadSayad

📜 داستانی که بر دل نقش می‌بندد، نه بر کاغذ 💠 داستان امام عطاء بن أبی رباح… بنده‌ی سیاهی که شیخ حرم شد! 🔹 نام او: عطاء بن أبی رباح او بنده‌ای سیاه‌پوست بود، چهره‌اش فلج، یک چشمش نابینا، بینی‌اش پهن، و لباس‌هایش کهنه و ساده بود... در ابتدای راه مردم به او می‌خندیدند، و هنگامی که وارد مسجد می‌شد، از نشستن در کنارش خودداری می‌کردند. اما عطاء به آن‌ها توجهی نمی‌کرد، بلکه می‌گفت: «اگر از مردم خجالت می‌کشیدم، حتی یک حرف هم نمی‌آموختم!» او به حرم می‌آمد و پشت سر ابن عباس می‌نشست و هر مسئله‌ای را تا وقتی خوب نفهمد، دوباره از او می‌پرسید. و همچنان در طلب علم می‌کوشید، تا جایی که ابن عمر رضی‌الله‌عنهما درباره‌اش گفت: «این مرد داناترین مردم روی زمین در احکام مناسک حج است!» و هرگاه خلیفه، عبدالملک بن مروان وارد مکه می‌شد، می‌گفت: «تا وقتی عطاء اینجاست، من فتوا نمی‌دهم!» 📚 منابع: • ذهبی، سیر أعلام النبلاء، جلد ۵ • ابن خلكان، وفیات الأعیان https://t.me/beshnovabehtarinrapeyravikon