uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Flare and Fire

Flare and Fire

Kanalga Telegram’da o‘tish

زن، زندگی، آزادی.❤️🤍💚 آرمینام، They/Them. نویسنده، معلم، و مضطربِ تمام‌وقت. اگر نژادپرست، کوییرفوب یا سمپات جمهوری اسلامی هستید، لطفاً پاتون رو توی کانال نذارید. اینجا جایی امن برای همه‌ست.

Ko'proq ko'rsatish
2 013
Obunachilar
+124 soatlar
-217 kun
-5030 kun
Postlar arxiv
این رو دیدید؟ تاریخ بالاش رو دیدید؟ من فوریه‌ی ۲۰۲۵ پذیرش گرفتم، و سپتامبر ۲۰۲۵ شروع کردم. خواستم این رو اینجا بذارم، برای خو
این رو دیدید؟ تاریخ بالاش رو دیدید؟ من فوریه‌ی ۲۰۲۵ پذیرش گرفتم، و سپتامبر ۲۰۲۵ شروع کردم. خواستم این رو اینجا بذارم، برای خودم که یادم بیاد گاهی رؤیاها سال‌ها طول می‌کشن تا از راه برسن. ولی از راه می‌رسن. وقتی انقدر بهشون باور داشته باشی، وقتی انقدر سخت بهشون چنگ بزنی، مگه جرئت دارن که نرسن؟ و برای شما هم: سخت به رؤیاهاتون چنگ بزنید. ولشون نکنید. از راه می‌رسن. :)

photo content

قبل از این که ادامه بدیم، یه استراحت بکنیم این وسط و من درباره‌ی Intimacy Coordinator حرف بزنم. ما دیشب سر کلاسمون دانشجوهای تئاتر رو داشتیم و یه تور هم رفتیم تئاتر فینیکس و درباره‌ی جنبه‌ها/نقش‌ها/تیم‌های مختلفی که توی تولید نمایش نقش دارن، حرف زدیم. بعد من فهمیدم ظاهراً تیم‌های تئاتر یه نقشی دارن توی تیمشون تحت عنوان Intimacy Coordinator که کارش اینه که توی صحنه‌های intimate و تمرین‌هاش حضور داشته باشه و مطمئن شه صحنه برای بازیگرها و همه‌ی اشخاص درگیر در اون صحنه امن و راحته. بین بازیگرها و کارگردان و عوامل نمایش هماهنگی ایجاد می‌کنه تا همه بدونن حد و مرز کارشون کجاست، کی قراره تا کجا پیش بره و تصادفاً یا عمداً، بازیگر مجبور نشه کاری بیشتر از اونی که تصور کرده قراره، انجام بده. این شخص باید کسی باشه که بازیگرها و همه‌ی عوامل تولید و اجرا بهش اعتماد داشته باشن و باهاش راحت باشن، و یه جورایی محافظ بازیگرهاست. جالبه، نه؟ کارهایی که می‌شه کرد برای این که شخص توی شغلی که انتخاب کرده، امن باشه. #TripleAs ‌

I should've stopped the wedding. Should've told him that it's okay. He is okay. And I'll protect him by any means necessary. بود. البته... من و لئو، و لئو و ایوان بله. واقعی بود. من و ایوان امّا... ما خیلی برای هم پیچیده بودیم. رابطه‌مون خیلی برای هردومون پیچیده بود. ‌‌

ولی من رو می‌دید. شاید آدم دیگه‌ای رو هم می‌دید، ولی اول من رو می‌دید. تنها کسی بود که من رو دید. ‌‌‌

دیره ولی از سه صبح: چرا اینقدر جذب وکالیست شدی وقتی میدونستی که اون تو رو نمی‌بینه وقتی نگاهت می‌کنه؟ آس: اگر میتونستی برگردی یه چیزو درست کنی، چیکار میکردی؟ و آیا اینکه دوست بودن تو و لئو و ایوان واقعیه یا من دلولوام؟ ‌

جواب‌ها به‌ترتیب یک. فکر می‌کنم... با کاتیا بیشتر حرف می‌زدم. بیشتر درباره‌ی خودمون باهاش حرف می‌زدم. می‌خواستم بدونه. بفهمه. اگر می‌دونست، هیچ‌وقت اون اتفاق‌ها نمیفتاد. دو. شطرنج‌باز. سه. لئو. احساس دین شاید نه. این احساس که کاش می‌تونستم همون‌قدر که اون به من بخشید، من بهش ببخشم. چهار. Grow up. Get a life. See if you can do better than any of us. پنج. من همیشه دوست داشتم باریستا بشم. انواع قهوه و درست‌کردنشون برام خیلی جالب بود، اگر می‌شد مدرسه‌ی آدمکشی نرم، دوست داشتم مدرسه‌ی باریستایی می‌رفتم. بعد شاید کافه‌ی خودم رو داشتم و یه زندگی معمولی. من و قهوه‌هام. شش. متجاوزها. انجام کاری با کسی یا حتی برای کسی که اون کار رو نمی‌خواد. جک این کارو زیاد می‌کنه و من اگر انقدر دوستش نداشتم، قطعاً می‌کشتمش. هفت. وفاداری. فکر کنم برای همین جک رو می‌شه بخشید. بدترین ویژگی‌ش از بهترین ویژگی‌ش میاد. هشت. بله؟ ‌

از بیسیست پرسیدن تو گروه اگر می‌دونستی چه اتفاقی (آخر جلد یک) می‌افته و می‌تونستی برگردی عقب، چه کار متفاوتی انجام می‌دادی کیو هرگز نمی‌بخشی به کی احساس دین می‌کنی یه پیغام به کسایی که از تو و کاتیا متنفرن بده😞🎤 اگر می‌تونستی یه زندگی نرمال داشته باشی دوست داشتی چطوری بشه بدترین آدم‌ها به نظرت چه کسانی هستن؟ نابخشودنی‌ترین ویژگی چیه؟ ایضا بهترین ویژگی‌ای که کسی می‌تونه داشته باشه چیه؟ امضا می‌دی بهم؟🫶🏻

طلایی: سومین قشنگ ترین خاطره زندگیت؟ اولین و دومی نه ها، سومی. جواب ایلیا بلد بود با سوت آهنگ بزنه و کورو نمی‌تونست کلاً سوت بزنه. می‌دونید دیگه. به‌خاطر اعصاب و عضلات لب و گونه‌ش. یه بار که از یه کلاسی زود برگشتم خونه، فقط ایلیا و کورو خونه بودن. بی‌سروصدا رفتم تو و متوجهم نشدن؛ ولی من یهو شنیدم که ایلیا داره به کورو یاد می‌ده سوت بزنه. کورو غرغر کرد که سوت‌هاش خراب می‌شن، و ایلیا بهش گفت: «نه، خراب نه. سوت‌هایی می‌زنی که فقط تو می‌تونی بزنی.» من خوشحالم که یکی به کورو گفته بود این حرف رو. ‌

ایلیا و ایوان: ژانر موردعلاقه‌ات از فیلم سریال و کلا اینجور چیزا چیه و چرا؟ و آها trope موردعلاقه چی؟ جواب ایوان: از فیلم و سریال خوشم نمیاد. حوصله‌م رو سر می‌برن یا اعصابم رو خورد می‌کنن یا جفتش. تروپ موردعلاقه هم ندارم. ایلیا: سریال رو کلاً به فیلم ترجیح می‌دم، سیت‌کام، رام‌کام، یا کلاً درام‌ها رو بیشتر دوست دارم. تروپ‌های زیادی نمی‌شناسم، ولی فاوند فمیلی خوشحالم می‌کنه. آها، ریلتی شوها هم برام خیلی جالبن! جواب آرمینا: ایلیا عاشق This Is Us می‌شد. چند بار موقع دیدنش ایوان سر می‌رسید و شاید با غرغر می‌دید و در ادامه حرص می‌خورد و می‌دید و نمی‌ذاشت هم ایلیا تنهایی ببینه. :)

درامر: تا حالا واقعا از ته دل حسودی کردی؟ اگه آره به کی؟ چرا و سر چی؟ جواب نه. شاید یه کم به آدرین که مرد و تموم شد. همیشه دلم می‌خواست بتونم بمیرم و هیچ‌کس و هیچی بهم وصل نباشه و همه‌چی تموم شه برام. ‌

تک تیر: نظر خودت درباره این شرافتی که همه به نامت میدونن، چیه و بزرگترین حسرتت؟ جواب من همیشه کاری رو کردم که دلم خواسته. نمی‌دونم چی می‌گی. حسرت، دو تا دارم. کاش ساشا رو به لئو و لایلا می‌گفتم؛ و کاش بچه‌ای داشتم که می‌بردمش زمین بازی. ‌‌

ایوان: اگه واقع گرایانه حرف بزنیم و نگیم نگاه چپ به ایلیا کافیه و اینا، کسی چیکار می‌کرد حاضر بودی در ثانیه به قتلش برسونی بدون اینکه به هیچ چیزی دربارش فکر کنی؟ با در نظر گرفتن اینکه مثلا ایلیا اونجوری شکنجه شد ولی خب مسئولش زنده موند. یعنی چی تورو ممکنه از redemption آرک درت بیاره؟ جواب Anyone hurting a child, no matter who they are. ‌

وکالیست: بدترین کابوسی که به عمرت دیدی چی بوده؟ جواب آرمینا، چون وکالیست هرگز این کابوس طولانی رو برای کسی تعریف نمی‌کنه اولش معمولیه، اولین جلسه‌ای که با تک‌تیر رفتن روی پشت‌بوم که یاد بگیرن چطوری اسنایپر دست بگیرن. بهش می‌گه یه هدف رو بزنه. یکیه که داره می‌دوئه بره تو ساختمون سیستم و ایوان نباید بذاره برسه به ساختمون. شلیک که می‌کنه یهو تو نورش انگار موهای طرف برق قرمز می‌زنه. تفنگ رو می‌ندازه، یکی برش می‌داره و شلیک می‌کنه و بچه‌هه که داشت می‌دویید پرت می‌شه و میفته روی زمین. وقتی برمی‌گرده می‌بینه اسنایپر دست ایلیاست، لبخند می‌زنه که: «دیدی سخت نبود؟» و یهو جفتشون وایساده‌ن توی خیابون. وکالیست سرش رو می‌ندازه پایین و می‌بینه جکه که جلوی پاش افتاده. چشماش باز و خیره‌ن، گلوله خورده وسط پیشونی‌ش. معمولاً اینجا از خواب می‌پره. گاهی زودتر، گاهی هم دیرتر. همین‌طوری بالای سر جسد وایمیسن با ایلیا و طول می‌کشه بیدار شه. ‌

https://t.me/FlareAndFire/10084 طلایی حالا من که منظورم این بود اگه تو یه روز با ایلیا رابطه داشتی چطور میشد ولی خب جواب قبلیت هم رسما قلبمو شکست😭 (چقدر این بشر خوبه جدی چقدر من هربار اسمش رو رو صفحه کتاب میبینم میمیرم و زنده میشم چق–) جواب آرمینا من فکر نمی‌کنم ذهن طلایی اصلاً اینطوری کار کنه. یعنی... نمی‌دونم. رابطه‌شون خیلی پیچیده‌ست ولی فرق داره. تو ذهن طلایی ایلیا مال آیدینه، و آیدین مال ایلیا. اینطوریه که غیرقانونیه اینا با هم نباشن. :)) ‌

ایلیا: چه سبک آهنگی گوش میدی بیشتر (اگه گوش بدی)؟ به آهنگ های بند داداشت گوش دادنی حست چیه؟ چقدر واقعا تا حالا پلیشون کردی و کی و سر چی؟ آهنگ موردعلاقت ازشون درباره چی بود؟ جواب من موسیقی بدون کلام یا کلاسیک دوست دارم، یا وقتی خواننده داره بدون آهنگ می‌خونه. به‌نظرم وقتی با همن، همدیگه رو کاور می‌کنن و دوست ندارم. ولی خب بند وانیا فرق می‌کنه، چون صدای وانیا همه صداهای دیگه رو می‌پوشونه و انگار اون صداها پشتش رو گرفته‌ن و می‌برنش بالا. وقتی تنهام، وقتی مشکی مرد، وقتی آدم‌ها رو از دست می‌دم به‌خصوص بیشتر گوش می‌دم. آهنگ محبوبم ازشون هم Help From Above عه. متنش اینه که من Help From Above توام و درباره‌ی این می‌خونه که چطور مخاطب رو همیشه نجات می‌ده، ولی تهش می‌گه فقط جایی نرو که نتونم ببینمت؛ تو ذهن من پایانش خیلی بامزه‌ست که می‌فهمی طرف در اصل تک‌تیراندازه. :) ‌

ایلیا: چقدر به جهان بعد مرگ اعتقاد داری؟ اگه واقعا داری، به نظرت چجوریه؟ جواب It can't be all. I hope it's not all; that there's another life after this, that there's justice, and I'm free to love. ‌

شطرنج‌باز: اگه میتونستی یه چیزی رو درباره طراح عوض کنی، چیو عوض میکردی؟ جواب دیدش به مردها رو. That would be her undoing.

قمارباز: این دیگه سوال نیست بیشتر ابراز احساساته در قالب سوال فقط خواستم بگم الهی من دورت بگردممم، چرا وقتی داشتن می‌بردنت شکنجه ات کنن فکر کردی هیشکی نمیاد نجاتت بده؟ چرا اینقدر خودتو اینجوری میبینی من جدی هر بار کوچک ترین چیزی دربارت میبینم میخوام صدبار بمیرم و زنده شم از بس تراژیکی بچه توروخدا به خودت برس این چه وضعشه😭😭😭 جواب من فقط دلم می‌خواست نیان؛ یا حداقل جک و وانیا نیان. نیان و نبینن. ‌‌

میتونم از درامر بپرسم ته قلبش طلایی رو دوست داشت؟ جواب ازش محافظت می‌کنم و براش آدم می‌کشم. نمی‌دونم دوستش دارم یا نه. ‌‌