uz
Feedback
جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front

جبههٔ آنارشیستی | Anarchist Front

Kanalga Telegram’da o‘tish
890
Obunachilar
+124 soatlar
+17 kun
+1130 kun
Postlar arxiv
اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ علی‌رضا نامی به ۳۰ سال حبس محکوم شد ❗️❗️❗️❗️❗️– علی‌رضا نامی، از بازداشت‌شدگان مرتبط با اعتراضات دی‌ماه
اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ علی‌رضا نامی به ۳۰ سال حبس محکوم شد ❗️❗️❗️❗️❗️– علی‌رضا نامی، از بازداشت‌شدگان مرتبط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان تهران بزرگ محبوس است، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳۰ سال حبس محکوم شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی‌رضا نامی به حبس محکوم شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آقای نامی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ایمان افشاری، از بابت اتهام اقدام عملیاتی برای اسرائیل به ۳۰ سال حبس محکوم شده است. این حکم اخیرا در زندان به وی ابلاغ شده است. ادامه مطلب #علی‌رضا_نامی ↘️ @hranews_bot تماس ✉️ - @Hranews کانال هرانا 🆑

علی زینتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه به ۳۰ سال حبس محکوم شد ❗️❗️❗️❗️❗️ – علی زینتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱
علی زینتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه به ۳۰ سال حبس محکوم شد ❗️❗️❗️❗️❗️ – علی زینتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان تهران بزرگ محبوس است، با حکم قاضی ایمان افشاری به ۳۰ سال #حبس محکوم شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی زینتی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته به حبس محکوم شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آقای زینتی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، از بابت اتهام اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل به ۳۰ سال حبس محکوم شده است. ادامه مطلب #علی_زینتی ↘️ @hranews_bot تماس ✉️ -  @Hranews  کانال هرانا 🆑

حالتی که در آن احساس می‌کنیم تمام قوای ذهنمان به شکلی غیرطبیعی تیز و هشیار شده‌اند، در حالی که تمام آشفتگی‌های فلاکت‌باری که تاکنون در آن‌ها گرفتار شده‌ایم و همهٔ رسوایی‌ها و شکست‌های زندگی‌مان، مصرانه خود را پیش می‌کشند تا آن ذهن تیزشده به بررسی‌شان بنشیند. در همان حالت دراز کشید، به گفتهٔ دوست ما، تا جایی که نزدیک بود از آن لذت ببرد. حکایت حماقت‌هایش مایهٔ سرگرمی‌اش شد و گرفتاری‌هایی که پیش روی خود می‌دید و اکنون چنین روشن در برابرش ظاهر شده بودند، کم‌کم در ذهنش شکل داستانی سرگرم‌کننده به خود گرفتند. شنید که ساعت یک بار نواخت؛ سپس دو بار و پس از آن سه بار. بعد دوباره به خواب رفت. دوست ما می‌گوید پس از آن خواب، بار دیگر بیدار شد و سپس ماجراهایی چنان شگفت‌انگیز از سر گذراند که گمان می‌کند باید آن‌ها را برای رفقای ما، و در حقیقت برای عموم مردم، بازگو کرد. از همین رو، اکنون قصد دارد داستانشان را تعریف کند. اما می‌گوید: «فکر می‌کنم بهتر باشد آن‌ها را با اول‌شخص روایت کنم؛ چنان‌که گویی خود من بوده‌ام که آن ماجراها را از سر گذرانده‌ام. در واقع، این کار برایم آسان‌تر و طبیعی‌تر خواهد بود؛ زیرا احساسات و آرزوهای رفیقی را که داستانش را روایت می‌کنم، بهتر از هر کس دیگری در جهان می‌شناسم.»

خبرهایی از ناکجاآباد فصل اول: بحث و بستر دوستی می‌گوید شبی در اتحادیه، بحثی گرم و پرجنب‌وجوش دربارهٔ این درگرفته بود که در فردای انقلاب چه روی خواهد داد؛ بحثی که سرانجام به بیان پرشور دیدگاه‌های گوناگون حاضران دربارهٔ آیندهٔ جامعهٔ نوین و تکامل‌یافته کشیده شد. دوست ما می‌گوید: با در نظر گرفتن موضوع بحث، گفت‌وگو با خوش‌خویی پیش رفت؛ زیرا حاضران، که به نشست‌های عمومی و مناظره‌های پس از سخنرانی عادت داشتند، اگرچه به عقاید یکدیگر گوش نمی‌دادند، که البته چنین انتظاری نیز چندان از ایشان نمی‌رفت، دست‌کم همیشه نمی‌کوشیدند همه با هم سخن بگویند؛ آن‌گونه که رسم مردم در جامعهٔ مؤدب و متعارف است، هنگامی که دربارهٔ موضوعی مورد علاقه‌شان گفت‌وگو می‌کنند. از این گذشته، شش نفر در آنجا حضور داشتند و در نتیجه شش جناح حزب نمایندگی می‌شدند؛ چهار جناح از میان آن‌ها عقاید آنارشیستی نیرومند، اما متفاوتی داشتند. دوست ما می‌گوید یکی از این جناح‌ها، مردی که او بسیار خوب می‌شناخت، در آغاز بحث تقریباً خاموش نشسته بود؛ اما سرانجام پایش به گفت‌وگو کشیده شد و کارش به آنجا رسید که با صدایی بسیار بلند بر سر دیگران فریاد کشید و همه را مشتی احمق خواند. پس از آن مدتی هیاهو برپا شد و سپس آرامشی فرارسید. در این هنگام، جناح مذکور با خوش‌رویی تمام شب‌به‌خیر گفت و به‌تنهایی راه خانه‌اش را در یکی از حومه‌های غربی در پیش گرفت؛ با استفاده از همان وسیلهٔ رفت‌وآمدی که تمدن همچون عادتی بر ما تحمیل کرده است. در واگن قطار زیرزمینی، در آن حمام بخار انباشته از انسان‌های شتاب‌زده و ناخشنود، او نیز مانند دیگران با نارضایتی پخته می‌شد. در حالی که خود را سرزنش می‌کرد، تمام استدلال‌های عالی و قاطعی را در ذهن مرور می‌کرد که تا سرانگشتانش آماده بودند، اما در بحثی که همین چند لحظه پیش پایان یافته بود، همه را فراموش کرده بود. بااین‌حال، او چنان به این حالت روحی عادت داشت که چندان به درازا نکشید. پس از اندک ناراحتی‌ای ناشی از بیزاری از خودش به‌خاطر از دست دادن خونسردی‌اش، که آن هم برایش چیز تازه‌ای نبود، دریافت که ذهنش دوباره به موضوع بحث بازگشته است؛ هرچند هنوز ناخشنود و اندوهگین بود. با خود گفت: «اگر فقط می‌توانستم یک روزش را ببینم... اگر فقط می‌توانستم آن را ببینم!» همین که این کلمات در ذهنش شکل گرفتند، قطار در ایستگاه او توقف کرد؛ ایستگاهی در فاصلهٔ پنج دقیقه پیاده‌روی از خانه‌اش، خانه‌ای که در کنار رود تیمز و کمی بالاتر از یک پل معلق زشت قرار داشت. از ایستگاه بیرون آمد، همچنان ناخشنود و اندوهگین، و زیر لب می‌گفت: «اگر فقط می‌توانستم آن را ببینم! اگر فقط می‌توانستم آن را ببینم!» اما هنوز چند قدم بیشتر به‌سوی رودخانه برنداشته بود که، به گفتهٔ دوستی که این داستان را برای ما نقل می‌کند، تمام آن نارضایتی و آشفتگی گویی از وجودش فرو ریخت. شب زیبایی در آغاز زمستان بود. هوا درست به‌اندازه‌ای سرد و تیز بود که پس از اتاق گرم و واگن بدبوی قطار، طراوت‌بخش باشد. باد، که اندکی پیش به سمت شمال غربی چرخیده بود، آسمان را از ابر پاک کرده بود؛ جز یکی دو لکهٔ نازک ابر که به‌سرعت در پهنهٔ آسمان می‌گذشتند. ماه نو تا نیمهٔ آسمان بالا آمده بود. هنگامی که مرد در راه خانه آن را دید که میان شاخه‌های درهم‌پیچیدهٔ نارون کهنسال و بلندی گرفتار شده بود، به‌سختی می‌توانست حومهٔ محقر لندن را که در آن قرار داشت به یاد آورد. احساس می‌کرد در ناحیه‌ای خوشایند در دل طبیعت است؛ جایی حتی دل‌انگیزتر از دورافتاده‌ترین روستاهایی که تا آن هنگام شناخته بود. خود را به کنار رودخانه رساند و اندکی درنگ کرد. از فراز دیوار کوتاه به رودخانه‌ای چشم دوخت که زیر نور ماه، نزدیک به زمان مد کامل، به‌سوی جزیرهٔ چِزیک موج می‌زد و می‌درخشید. پل زشت پایین رودخانه را نه دید و نه به آن اندیشید؛ جز در لحظه‌ای که، به گفتهٔ دوست ما، ناگهان به نظرش رسید ردیف چراغ‌های پایین رودخانه را نمی‌بیند. سپس به‌سوی در خانه‌اش برگشت و وارد شد. درست در همان لحظه که در را پشت سر خود بست، هرچه از آن منطق درخشان و دوراندیشی خیره‌کننده‌ای که بحث اخیر را روشن کرده بود در خاطر داشت، ناپدید شد. از خود بحث نیز هیچ اثری باقی نماند، جز امیدی مبهم به روزهایی سرشار از صلح و آسودگی و پاکیزگی و خیرخواهی خندان؛ امیدی که اکنون خود به لذتی بدل شده بود. با همین حال خود را در بستر انداخت و مطابق عادتش، ظرف دو دقیقه به خواب رفت. اما برخلاف عادتش، اندکی بعد در آن حالت شگفت‌آورِ هوشیاری کامل از خواب بیدار شد؛ حالتی که گاهی حتی خواب‌روترین آدم‌ها را نیز غافلگیر می‌کند.

+1
فایل صوتی نجمه امینی، دانشجوی محکوم به اعدام: «صدای من باشید» ‏نجمه امینی، دانشجوی ۲۳ ساله محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، در یک پیام صوتی از داخل زندان از مردم ایران، وکلا، فعالان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی خواست صدای او باشند و اجازه ندهند صدایش خاموش شود. ‏امینی پس از حدود هشت ماه بلاتکلیفی، در پرونده‌ای جداگانه به اعدام محکوم شده است. گزارش‌های حقوق بشری حاکی از آن است که او در روند بازداشت و رسیدگی قضایی از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و برای اخذ اعترافات اجباری نیز تحت فشار قرار گرفته است. ‏نجمه امینی همچنین از سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای مسئول در سازمان ملل خواسته است وضعیت پرونده‌اش را بررسی و پیگیری کنند.

هشدار جبهه آنارشیستی درباره گسترش ابزارهای رصد دیجیتال مخالفان جمهوری اسلامی گزارش تازهٔ شرکت Anthropic دربارهٔ سوءاستفاده از سامانهٔ هوش مصنوعی Claude، اطلاعات نگران‌کننده‌ای دربارهٔ فعالیت واحدهایی منتشر کرده است که بنا بر ارزیابی این شرکت، با نهادهای شبه‌نظامی و امنیت داخلی جمهوری اسلامی مرتبط بوده‌اند. بر اساس این گزارش، از Claude برای تحلیل گستردهٔ فعالیت کاربران در شبکه‌های اجتماعی، شناسایی و بررسی ارتباط میان افراد و توسعهٔ ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات هویتی استفاده شده است. Anthropic همچنین از پردازش بیش از ۱۵۵ هزار توییت و شناسایی شماری از حساب‌های متعلق به مخالفان جمهوری اسلامی و ایرانیان خارج از کشور خبر داده است. انتشار این اطلاعات بار دیگر ضرورت توجه جدی به امنیت دیجیتال را، به‌ویژه برای فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگاران، مخالفان جمهوری اسلامی و افرادی که در داخل ایران فعالیت می‌کنند، نشان می‌دهد. رصد دیجیتال امروز دیگر لزوماً محدود به بررسی دستی حساب‌ها و فعالیت افراد نیست. ابزارهای جدید امکان پردازش حجم بسیار بزرگی از داده‌ها، یافتن ارتباط میان اطلاعات پراکنده و تحلیل شبکه‌های ارتباطی را در مقیاسی فراهم می‌کنند که پیش از این بسیار دشوارتر بود. از این رو از همراهان و فعالان می‌خواهیم نسبت به اطلاعاتی که در فضای عمومی منتشر می‌کنند، ارتباط میان حساب‌های شخصی و فعالیت‌های سیاسی، لینک‌ها و فایل‌های دریافتی، افزونه‌های مرورگر و پیام‌هایی که حتی از حساب‌های ظاهراً آشنا دریافت می‌شوند، حساسیت بیشتری داشته باشند. استفاده از رمزهای عبور منحصربه‌فرد، احراز هویت دومرحله‌ای و جداسازی هویت‌های شخصی از فعالیت‌های حساس نیز می‌تواند بخشی از اقدامات اولیهٔ حفاظتی باشد. این گزارش همچنین یادآور واقعیتی مهم است: اطلاعاتی که هر کدام از ما به‌تنهایی بی‌اهمیت تصور می‌کنیم، هنگامی که در کنار هزاران دادهٔ دیگر قرار می‌گیرد، می‌تواند برای شناسایی افراد، ارتباطات و شبکه‌های آنان مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین امنیت یکدیگر را نیز بخشی از امنیت خود بدانیم. انتشار تصویر، نام، موقعیت، ارتباطات یا اطلاعات دیگران بدون رضایت آنان ممکن است ناخواسته امنیت آنها را به خطر بیندازد. در برابر گسترش ابزارهای نظارت و سرکوب، آگاهی و مراقبت جمعی یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفاظت از یکدیگر است. جبهه آنارشیستی Anarchist Front سپتامبر ۲۰۲۶

از زبانِ مطالبه تا نهادِ عاملیت از مجموعه چیزهایی که در ضمن جنگیدن با جمهوری اسلامی فراموش کرده ایم. یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های جامعه‌ی ایران در سال‌های اخیر، نه صرفاً افزایش اعتراض، بلکه گسترش زبانِ مطالبه بوده است. امروز افراد، از کودکان تا دانشجویان و کارگران، می‌توانند تجربه‌های خود را با واژگانی دقیق‌تر صورت‌بندی کنند؛ از حق امنیت روانی و کرامت گرفته تا تبعیض، تنهایی و کیفیت زندگی. بسیاری از رنج‌هایی که برای نسل‌های پیشین بی‌نام یا «طبیعی» تلقی می‌شد، اکنون به مسئله‌ای اجتماعی و قابل بیان تبدیل شده است. این تحول، نشانه‌ی رشد آگاهی جمعی است؛ اما آگاهی به‌تنهایی معادل عاملیت نیست. در تجربه‌ی نسل‌های گذشته، شکایت کردن خود امری دشوار بود. کودک آزار را تحمل می‌کرد، دانش‌آموز تحقیر را بخشی از مدرسه می‌دانست و شهروند اغلب زبان لازم برای نامیدن بی‌عدالتی را در اختیار نداشت. در مقابل، نسل امروز خواسته‌های پیچیده‌تری را بیان می‌کند و افق انتظارش از زندگی گسترده‌تر شده است. با این حال، درست در همین نقطه شکافی بنیادین پدیدار می‌شود: جامعه بیش از آنکه امکان ساختن داشته باشد، امکان سخن گفتن پیدا کرده است. مسئله، کمبود مطالبه نیست؛ کمبود نهادهایی است که مطالبه را به کنش پایدار تبدیل کنند. نهاد در این معنا صرفاً سازمانی رسمی یا وابسته به دولت نیست، بلکه هر سازوکار پایداری است که همکاری، مسئولیت مشترک و تصمیم‌گیری جمعی را ممکن سازد؛ از انجمن‌ها و تعاونی‌ها گرفته تا شبکه‌های محلی، شوراها و اشکال خودگردان مشارکت. بدون چنین ظرفیت‌هایی، خواسته‌ها انباشته می‌شوند اما توان تحقق نمی‌یابند. در نتیجه، سوژه‌ی اجتماعی اغلب در دو نقش محدود باقی می‌ماند: قربانی یا معترض. گویی تخیل سیاسی ما تنها دو لحظه را می‌شناسد؛ سلطه و فروپاشی سلطه. در این روایت، شهروند تا زمانی که قدرتی بیرونی سقوط نکند، خود را سازنده‌ی جهان اجتماعی نمی‌بیند. همین تصور، عاملیت را به آینده‌ای موکول می‌کند که هرگز تمرین نشده است. نظریه‌های جامعه‌شناسی نیز بر همین فاصله تأکید کرده‌اند. یورگن هابرماس نشان می‌دهد که حوزه‌ی عمومی، اگرچه محل شکل‌گیری اراده‌ی جمعی است، اما بدون پیوند با سازوکارهای نهادی به تغییر پایدار منجر نمی‌شود. آلبرتو ملوچی جنبش‌های اجتماعی را فضایی برای یادگیری همکاری و تولید هویت جمعی می‌داند، نه صرفاً صحنه‌ی اعتراض. الینور اوستروم نیز نشان داد که جوامع می‌توانند از دل مشارکت روزمره، قواعد و نهادهای خودگردان خلق کنند؛ نهادهایی که مشروعیتشان از عمل مشترک سرچشمه می‌گیرد، نه از اقتدار متمرکز. از این منظر، پرسش اصلی امروز شاید دیگر «چه می‌خواهیم؟» نباشد، بلکه «چگونه می‌توانیم با یکدیگر چیزی بسازیم؟» باشد. فاصله‌ی میان زبان و نهاد، همان فاصله‌ی میان آگاهی و عاملیت است. جامعه‌ای که تنها بیان مطالبه را بیاموزد، در چرخه‌ی فرسودگی و انتظار گرفتار می‌شود؛ اما جامعه‌ای که هم‌زمان ظرفیت همکاری، خودسازماندهی و نهادسازی را پرورش دهد، امکان آن را می‌یابد که خواسته را به واقعیت اجتماعی تبدیل کند. راوی

حسین پدران به اتهام «جاسوسی» اعدام شد ❗️❗️❗️❗️❗️ – مرکز رسانه قوه قضاییه روز جاری از اجرای حکم #اعدام حسین پدران، زندانی متهم
حسین پدران به اتهام «جاسوسی» اعدام شد ❗️❗️❗️❗️❗️ – مرکز رسانه قوه قضاییه روز جاری از اجرای حکم #اعدام حسین پدران، زندانی متهم به جاسوسی و همکاری اطلاعاتی به نفع اسرائیل خبر داد. این حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور به اجرا درآمده است. ادامه مطلب #حسین_پدران ↘️ @hranews_bot تماس ✉️ -  @Hranews  کانال هرانا 🆑

احراز هویت سه شهروند بلوچ کشته و مجروح شده در پی تیراندازی نیروهای نظامی در زاهدان به گزارش حال وش / بامداد امروز جمعه ۲۷ شهر
احراز هویت سه شهروند بلوچ کشته و مجروح شده در پی تیراندازی نیروهای نظامی در زاهدان به گزارش حال وش / بامداد امروز جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵، در پی تیراندازی و درگیری میان نیروهای نظامی و سه شهروند بلوچ در محدوده خیابان دانشگاه زاهدان دو شهروند بلوچ جان خود را از دست داده و یک شهروند دیگر مجروح شده و سپس توسط نیروهای نظامی بازداشت شده‌است. هویت دو شهروند بلوچ کشته شده:« ذکریا شه بخش »، فرزند غلام نبی، و « مهرالله شه بخش »، فرزند بجار، و‌هویت شهروند بلوچ مجروح و بازداشت:« امید شه بخش »، فرزند عزیز، همگی اهل و ساکن روستای گلوگاه از توابع بخش کورین شهرستان زاهدان توسط حال وش احراز شده اند. به گفته منابع حال وش:« حوالی ساعت۱۲:۳۰ بامداد امروز، این سه شهروند بلوچ با خودرو در خیابان دانشگاه در حال حرکت بودند که از سوی نیروهای نظامی هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفته‌ و به تبادل آتش اقدام کردند که در پی آن دو شهروند بلوچ کشته و دیگری مجروح شده و توسط نیروهای نظامی بازداشت شده است.» منابع در ادامه افزوده اند:« تیراندازی‌ ها از حوالی ساعت ۳۰ دقیقه بامداد آغاز شده و حدود دو ساعت ادامه داشته و در جریان آن نیروهای امنیتی و لباس‌ شخصی در محل مستقر و چندین دستگاه آمبولانس نیز اعزام شده‌اند.» منابع افزوده اند:« بستگان این شهروندان اعلام کرده‌اند آنان هیچ‌گونه وابستگی به گروه‌ های مسلح معارض بلوچ یا احزاب سیاسی نداشته و ندارند و حمل سلاح توسط آنان، به دلیل مشکلات و اختلافات طایفه‌ای بوده و پس از آغاز تیراندازی از سوی نیروهای نظامی، این شهروندان در واکنش به تیراندازی‌ها پاسخ به آتش داده‌اند.» در همین حال، پلیس استان اعلام کرده است که در جریان درگیری میان نیروهای قرارگاه قدس سپاه و سرنشینان یک خودروی سواری، دو فرد مسلح کشته و یک نفر دیگر بازداشت شده است؛ روایتی که با اظهارات بستگان این شهروندان درباره نحوه آغاز درگیری متفاوت است. تماس با ما: @HAAL_VSH www.haalvsh.org

بیدار باش خواب را بشکن و پایت را روی خاک بنشان و کابوس را بردار و در جیب هایت بگذار تا نفس نکشی مشتی کاغذه پاره از تکه پاره های چیزی را در چشم هایت فرو کن و دست هایت را در گردن میله های قطار بینداز تا مصلوب شوی. آیا عیسی مرده است؟ تو میلیارد ها مانده به آخرین شاهد مصلوب شده روی زمینی. #هنر_آنارشی

Repost from N/a
انجمن کمپکتیوا که به تازگی راه اندازی شده، جایی برای بحث کردن، تبادل اطلاعات، یادگیری، خودسازماندهی و… به طور موقت نام‌نویسی در آن باز است، با توجه به شرایط همزیستی می‌توانید فعالیت کنید. https://forum.kompektiva.org

ابزار مقدس خواجه آصف در مجلس ملی پاکستان چیزی گفت که تا همین چند سال پیش گفتنش خیانت حساب می‌شد: پاکستان بخاطر اسلام وارد جنگ افغانستان نشد، بخاطر این شد که آمریکا راضی باشد. جمله‌ای کوتاه و بی‌تزئین، از زبان کسی که خودش تا گلو در همین بازی بوده. باید کمی روی این جمله مکث کرد تا وزنش را حس کرد. سال‌ها به یک نسل گفته بودند بروید بجنگید، خدا با شماست؛ برایش کتاب درسی نوشتند، از منبر خطبه خواندند، و خیلی‌ها با همین باور مردند که دارند برای دین شمشیر می‌زنند. حالا وزیر دفاع همان دولت، در همان مجلسی که این دروغ را دهه‌ها قانونی نگه داشته بود، به‌سادگی می‌گوید موضوع اصلا این نبود. دین فقط پوششی بود روی یک معامله‌ی کاملا سیاسی. این اعتراف را باید آینه‌ای گرفت جلوی چیزی که همین امروز، در همین افغانستان، در حال تکرار است. طالبان هم دارند از همان جنس دین سواستفاده می‌کنند، فقط جهتش عوض شده. وزیر عدلیه‌شان دستور بازداشت و شکنجه‌ی بزرگان جامعه‌ی شیعه را می‌دهد، و این کار را زیر پرچم دفاع از دین توجیه می‌کند. اما اگر کمی عقب بایستیم، همان الگو را می‌بینیم که خواجه آصف رویش اعتراف کرد، فقط با قربانی‌ای دیگر. آنجا پاکستان از باور جوان‌های افغانستانی سواستفاده کرد تا برایش بجنگند؛ اینجا طالبان از همان باور استفاده می‌کند تا خود افغانستانی‌ها را از هم بشکافد. شیعه و سنی، هزاره و پشتون و تاجیک، هرکس یک روز می‌بیند همسایه‌اش دیگر همسایه نیست، مظنون است. این شکاف اتفاقی نیست. حکومتی که پایه‌اش رضایت مردم نیست بلکه ترسشان است، برای زنده‌ماندن ناچار است مردمش را از هم جدا نگه دارد؛ روزی که مردم زبان مشترک پیدا کنند، آن حکومت تمام می‌شود. پس زندانی‌کردن بزرگان یک قوم و فشار روی قوم دیگر، اتفاقی روی حکومت نمی‌افتد، خودِ روش حکومت‌کردن است. و از همین‌جا می‌رسیم به خیابان، به زنی/زنانی که به‌زور سوار ون می‌کنند چون پوشش یا رفتارش را نپسندیده‌اند، و کنار مردان امر به معروف، زنانی هم هستند که همین کار را با زنان دیگر می‌کنند، می‌زنندشان، تحقیرشان می‌کنند. این تصویر ارزش دارد که کمی جلوی چشم نگه‌داشته شود: زنی که به دستور مردانی که خودشان حاضر نیستند در ظاهر قضیه دخالتی کنند، زن دیگری را می‌زند. این اوج موفقیت یک نظام سرکوبگر است، جایی که قربانی خودش تبدیل می‌شود به ابزار سرکوب قربانی بعدی. همان‌طور که جوان‌های افغانستانی و پاکستانی سوخت جنگ نیابتی یک قدرت بزرگ‌تر شدند، حالا زنان هم دارند سوخت کنترل زنان دیگر می‌شوند. الگو، هر جا که برود، یکی‌ست. قدرت هیچ‌وقت خودش دستش را کثیف نمی‌کند؛ همیشه یکی را از میان خود قربانی‌ها پیدا می‌کند، آموزشش می‌دهد، چماق یا اسلحه دستش می‌دهد، و می‌فرستدش سراغ بقیه. آن جوانی که فکر می‌کرد جهاد می‌کند و آن زنی که فکر می‌کند دارد امر به معروف می‌کند، هیچ‌کدام در نهایت چیزی جز ابزار نبودند. و وقتی دیگر به کارشان نیامد، همان‌طور که خواجه آصف به زبان خودش گفت، کنار انداخته می‌شوند. مسئله اصلی، مذهب یا قومیت یا جنسیت نیست؛ مسئله این ساز و کار است که هرکدام از اینها را پیدا می‌کند و در خدمت خودش به کار می‌گیرد. اسمش را جهاد بگذارند یا امر به معروف یا دفاع از تمامیت ارضی، فرقی نمی‌کند؛ آخرش عده‌ای بالا می‌مانند و بقیه، از هر قوم و مذهب و جنسیتی، دستمال‌های مصرفی همین یک بازی‌اند. یک وزیر پاکستانی فقط پرده از یک گوشه‌اش برداشت. گوشه‌های دیگرش را لازم نیست جای دوری بگردیم؛ همین حالا در همین شهر دارند اتفاق می‌افتند. ضرغام

در روژهلات کوردستان ۱۴ نفر بازداشت شدند حکومت ایران که موج جدیدی از بازداشت‌ها را آغاز کرده است، در شهرهای مختلف روژهلات کوردستان ۱۴ نفر را بازداشت کرد مطالعه خبر Telegram | Instagram | Facebook | X | Site

یاسر حسینی و محسن اسدی در کامیاران بازداشت شدند ❗️❗️❗️❗️❗️– روز گذشته، یاسر حسینی و محسن اسدی، شهروندان اهل کامیاران، توسط نیروهای امنیتی در این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. #یاسر_حسینی #محسن_اسدی ادامه مطلب ↘️ @hranews_bot تماس ✉️ - @Hranews کانال هرانا 🆑

گزارش تکمیلی؛ شمار بازداشت‌شدگان در ارومیه به ۵ تن افزایش یافت ❗️❗️❗️❗️❗️– با احتساب بازداشت مجید ابتهاج، واحد شعبانی، بهدار اسدی و صالح دربوبه‌چیچک، شهروندان اهل ارومیه شمار بازداشت شدگان روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه، در این شهرستان به پنج تن افزایش یافت. روز گذشته بازداشت فرهنگ دهقان گزارش شده بود. #مجید_ابتهاج #واحد_شعبانی #بهدار_اسدی #صالح_دربوبه‌چیچک #فرهنگ_دهقان ادامه مطلب ↘️ @hranews_bot تماس ✉️ - @Hranews کانال هرانا 🆑