uz
Feedback
دوات

دوات

Kanalga Telegram’da o‘tish

سپهرم. صدام کنین دوات. شعبه دیگری ندارم.

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali دوات analitikasi

دوات (@well13) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 17 843 obunachidan iborat bo'lib, Sanʼat & Dizayn toifasida 1 811-o'rinni va Eron mintaqasida 18 589-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 17 843 obunachiga ega bo‘ldi.

27 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 81 ga, so‘nggi 24 soatda esa 13 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 52.68% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 15.74% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 9 399 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 809 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 96 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent وقت, کس, تئاتر, چیز, آدم kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
سپهرم. صدام کنین دوات. شعبه دیگری ندارم.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 28 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sanʼat & Dizayn toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

17 843
Obunachilar
+1324 soatlar
+397 kunlar
+8130 kunlar
Postlar arxiv
دوات
17 843
ترحم نفروش. من ترحم رو مفت هم نمی‌خرم.

دوات
17 843
رابطه یه سرمایه‌گذاری ساده و واضحه که مثل روز روشنه. مثلا من می‌دونم اگه تو رو از دست بدم یه بازنده‌ی تمام عیار.

دوات
17 843
شاید بزرگترین دستاورد من در سه ماه اخیر همین باشه که تمام و کمال باور کردم خودم بهتر از هرکسی می‌دونم دارم با زندگیم چیکار می‌کنم.

دوات
17 843
من ایرانی‌ام. من همیشه یه راهی پیدا میکنم.

دوات
17 843
آرایشگره موهای نفر قبلی رو زده و میگه باید صبر کنی. گرمم شد و فعلا حال ندارم کار کنم. رضا کجایی رضا!

دوات
17 843
نیازم این بود یه مدت بیام جایی که هیچکس نمی‌شناستم و کاری به کارم نداره تا بتونم با خودم خلوت کنم. ولی متاسفانه کسایی که منو نمی‌شناسن بیشترین کار رو به کارم دارن.

دوات
17 843
جذابیت دختری که رابطه‌ش با بچه‌ها خوبه برای مردها در لحظه هفت‌هشت لِوِل می‌ره بالا. شاید یه جور خاطره‌ست که توی ژنوم ماست. تو می‌تونی بچه‌هامون رو به دنیا بیاری و به بهترین‌ شکل براشون مادری کنی And that's Hot!

دوات
17 843
مسیرها متفاوته اما مقصد یکیه. ما همه داریم به گالند می‌ریم.

دوات
17 843
اصلا با این موضوع که اسمم رو "سپاه" تلفظ می‌کنن کنار نیومدم!

دوات
17 843
چقدر حرف دارم و چقدر حوصله‌ی حرف زدن ندارم.

دوات
17 843
دیدین الکی به جنتی سخت می‌گرفتین؟ ایناها اینم هنوز هست.
دیدین الکی به جنتی سخت می‌گرفتین؟ ایناها اینم هنوز هست.

دوات
17 843
هر نیازی محترمه. اما بعضی نیازها باید اونقدر گرسنه بمونن تا بمیرن! یک مرگ محترمانه.

دوات
17 843
هر نیازی محترمه. اما بعضی نیازها باید اونقدر گرسنه بمونن تا بمیرن!

دوات
17 843
زمان می‌بره تا این خونه‌، خونه بشه.

دوات
17 843
می‌دونستم خیلی خیلی خیلی سخته. ولی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سخت شد.

دوات
17 843
یادمه مهرناز می‌گفت شاید باورت نشه اما در سی‌سالگی هم میشه احساسات جدیدی رو تجربه کرد که تا قبل از این نمیدونستی توی جهان وجود دارن. چیزی فراتر از غم و شادی و خشم و... و حالا من در ۳۱ سالگی، موندم چه کنم با این همه ناشناخته.

دوات
17 843
جهان‌بینی‌م جوری داره زیر و رو میشه انگار یه بوکسور حرفه‌‌ای گوشه‌ی رینگ گیرم آورده و بارها و بارها به سر بدون محافظم‌ مشت زده. مغزم داره توی سرم جابه‌جا می‌شه. دارم انسان بودن رو با تمام نقص‌ها و معجزه‌هاش می‌فهمم. می‌جنگم. با خودم. با دیگران. با محیطم‌ و با سرنوشت.

دوات
17 843
دوست بریتیش داشتن اینطوریه که وقتی داره حرف می‌زنه همه‌ش استرس دارم وقت Listening آیلتس بگذره و گزینه‌های درست رو رد کرده باشم. خب مرگ.

دوات
17 843
من مطمئنم رئیسم‌ شبیه یه اژدهای خاصه فقط نمیدونم اژدهای کدوم فیلم یا کارتون.

دوات
17 843
"عشق یه دختر با موهای سیاست، وقتی نشستی تا با ساکش بیاد..."