uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

بنیاد پژوهش‌های پارینه‌سنگی دیار مهر

بنیاد پژوهش‌های پارینه‌سنگی دیار مهر

Kanalga Telegram’da o‘tish

کنش‌های این بنیاد متمرکز است بر پژوهش‌های مرتبط با انسان ریخت‌ها در دوره ی چهارم زمین‌شناسی #مجله‌اینترنتی‌انسان‌ریخت ارتباط با ادمین: @samanguran Samangurn@gmail.com

Ko'proq ko'rsatish
1 007
Obunachilar
+124 soatlar
+97 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
دره ناودرون(میان دربند) کرمانشاه با برخورداری از محوطه‌های مهمی همچون اشکفت(غار) گلیمگوش و پناهگاه صخره‌ای باوه‌یوان، از مناط
دره ناودرون(میان دربند) کرمانشاه با برخورداری از محوطه‌های مهمی همچون اشکفت(غار) گلیمگوش و پناهگاه صخره‌ای باوه‌یوان، از مناطق ارزشمند برای مطالعه استقرار انسان در دوره پارینه‌سنگی است، منطقه‌ای که ادامه کاوش‌های باستان‌شناختی در آن می‌تواند اطلاعات تازه‌ای از پیشینه حضور انسان در زاگرس را آشکار کند.دکتر سامان حیدری گوران از باستان‌شناسان پارینه‌سنگی ایران، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به ظرفیت‌های باستان‌شناختی دره ناودرون کرمانشاه، اظهار کرد: بررسی‌های باستان‌شناختی این منطقه از سال ۱۳۸۹ و با هدف شناسایی و مستندسازی محوطه‌های دوره پارینه‌سنگی در استان آغاز شد و در جریان این بررسی‌ها، چند محوطه ارزشمند شناسایی شد. وی با بیان اینکه دره ناودرون در شمال‌غرب شهرستان کرمانشاه و در مسیر کامیاران قرار دارد، افزود: این دره حدود ۱۴ کیلومتر طول دارد و رودخانه دائمی رازآور که از کوهستان‌های اطراف سرچشمه می‌گیرد، پس از عبور از داخل این دره وارد دشت می‌شود و در نهایت به رودخانه قره‌سو می‌پیوندد. این باستان‌شناس با اشاره به وجود غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای متعدد در کوه‌های پیرامون دره ناودرون، گفت: در شماری از این محوطه‌

ناودرون؛ گنجینه پارینه سنگی کرمانشاه/ استقرار انسان‌ در غار گلیمگوش در ۳۸ هزار سال قبل - ایسنا https://www.isna.ir/amp/1405072919452/

کاری بسیار ارزشمند به انجام رسید، فرهنگ لغت گوران با نام «فرهنگی هەردەوێڵ» در پنج جلد چاپ و منتشر شد.هەردەوێڵ کاکەیی، نویسنده
کاری بسیار ارزشمند به انجام رسید، فرهنگ لغت گوران با نام «فرهنگی هەردەوێڵ» در پنج جلد چاپ و منتشر شد.هەردەوێڵ کاکەیی، نویسنده و پژوهشگر زبان، ادبیات و فرهنگ عامهٔ گورانی و مناطق کاکایی است. نام اصلی او طالب نجم‌الدین فرج است و در سال ۱۹۴۶ در روستای توپزاوا، از توابع داقوق در استان کرکوک به دنیا آمده است. بخش عمدهٔ فعالیت او گردآوری و تصحیح دست‌نوشته‌های قدیمی، دیوان شاعران و ثبت ادبیات شفاهیِ کرکوک، گرمیان و مناطق کاکایی و شبک بوده است؛ از جمله داستان‌ها، ضرب‌المثل‌ها و گفته‌هایی که با مراجعه به روستاها جمع‌آوری کرده است. نام کتاب: فرهنگ هەردەوێڵ (فرهنگ گویش‌های گورانی: زنگنه، هورامی، شبک، باجلان، جمور، شیخانی، ماچو) فرهنگ گوران: مجموعه ۵ جلدی / گوران: کردی-فارسی گردآوری، تألیف و پژوهش: هەردەوێڵ کاکایی ویرایش، ترجمه و مقدمه: طیب طاهری.

او شریف زیست، شریف کار کرد و شریف از دنیا رفت. یادش گرامیست و عزیز.
او شریف زیست، شریف کار کرد و شریف از دنیا رفت. یادش گرامیست و عزیز.

اگر فرضیهٔ دیوید رایش تأیید شود، شاید لازم باشد در تفسیر بخش‌هایی از شواهد باستان‌شناختی بازنگری کنیم. آیا برخی مجموعه‌های با
اگر فرضیهٔ دیوید رایش تأیید شود، شاید لازم باشد در تفسیر بخش‌هایی از شواهد باستان‌شناختی بازنگری کنیم. آیا برخی مجموعه‌های باستان‌شناختیِ خارج از آفریقا که هنوز نمی‌دانیم سازندگانشان چه کسانی بوده‌اند، می‌توانند بازتاب پراکنش انسان خردمندِ اولیه در حدود ۳۰۰ هزار سال پیش باشند؟ doi: https://doi.org/10.64898/2026.03.11.711219

سیدعلی‌اصغر کردستانی را این روزها بایستی برای قدری التیام درد گوش داد.

دنیای چوبی نئاندرتال‌ها؛ از نیزه تا وسایل زندگی روزمره وقتی از فناوری نئاندرتال‌ها سخن می‌گوییم، معمولاً ابزارهای سنگی در ذهنمان نقش می‌بندند. اما بخش مهمی از دنیای مادی آن‌ها از چوب ساخته شده بود؛ ماده‌ای که به‌ندرت در محوطه‌های باستانی باقی می‌ماند و به همین دلیل، نقش آن در زندگی انسان‌های گذشته کمتر شناخته شده است. پژوهشی درباره محوطه آبریک رومانی در نزدیکی بارسلون، پنجره‌ای کم‌نظیر به این دنیای گمشده باز کرده است. پژوهشگران ۵۹۷ اثر چوبی، شامل قالب‌های باقی‌مانده از چوب و بقایای سوخته آن را از ۱۶ لایه باستان‌شناختی، با قدمتی حدود ۶۲ تا ۴۰ هزار سال پیش، بررسی کرده‌اند. راز این حفاظت استثنایی، رسوبات آهکی تراورتن است. این رسوبات پیرامون قطعات چوب شکل گرفته‌اند و در بسیاری از موارد، حتی پس از نابودی خود چوب، قالبی از شکل آن را حفظ کرده‌اند؛ ردپایی ظریف از اشیایی که معمولاً از چشم باستان‌شناسان پنهان می‌مانند. در میان این آثار، اشیایی شناسایی شده‌اند که پژوهشگران آن‌ها را حاصل ساخت و کار با چوب می‌دانند: نیزه‌ها و چوب‌های نوک‌تیز، وسایلی با کارکرد احتمالی سینی و سه‌پایه، و عناصر سازه‌ای. این تنوع نشان می‌دهد که استفاده نئاندرتال‌ها از چوب، دامنه‌ای فراتر از سوخت آتش داشته و شکار، فعالیت‌های روزمره و سامان‌دهی فضای زندگی را دربر می‌گرفته است. یکی از یافته‌های چشمگیر، شیئی شبیه گرز از لایه «P» است که به گفته نویسندگان، نمونه مشابه روشنی در پیشینه باستان‌شناختی ندارد. البته شکل گرزمانند آن، به‌تنهایی کارکرد دقیقش را مشخص نمی‌کند. اهمیت این پژوهش در یادآوری یک نکته اساسی است: آنچه از گذشته باقی مانده، تمام آن چیزی نیست که در گذشته وجود داشته است. ابزارهای سنگی تنها بخشی از فناوری نئاندرتال‌ها را نمایندگی می‌کنند؛ چوب و دیگر مواد آلی نیز جایگاهی مهم در زندگی آن‌ها داشته‌اند، هرچند بیشتر آثارشان در گذر زمان از میان رفته است. برگرفته از پژوهش پالمیرا سالادیه، اِم. گما چاکون و همکاران: «کار با چوب در میان نئاندرتال‌های آبریک رومانی: نگاهی به نقش چوب در فضای زندگی روزمره پارینه‌سنگی میانی».https://www.science.org/doi/epdf/10.1126/sciadv.aeh2287

(ادامه) ....نیز گسترش دهد. این پژوهش از نظر تکامل انسان جالب است، زیرا نشان می‌دهد یکی از ویژگی‌های مهم انسان مدرن شاید فقط توانایی سازگاری با محیط‌های مختلف نبوده، بلکه توانایی سازگاری با زمان‌های مختلف نیز بوده است. به بیان ساده‌تر، انسان نه‌تنها در استفاده از فضا انعطاف‌پذیر است، بلکه در سازمان‌دهی زمان فعالیت خود نیز انعطاف قابل توجهی داردمنبع: Samson, D. R. 2026. Are humans cathemeral? The diurnal activity model of Homo sapiens challenged. Journal of Human Evolution 219: 103875. DOI: 10.1016/j.jhevol.2026.103875.

یا انسان واقعاً موجودی فقط «روزفعال» است؟ امروز مقاله ای جالب را می دیدم که به تازگی منتشر شده است (منبع را در زیر آورده ام). ما معمولاً انسان را یک موجود روزفعال می‌دانیم؛ یعنی انتظار داریم بیشتر فعالیت‌های ما در روشنایی روز انجام شود و شب زمان استراحت و خواب باشد. این مقاله الگوی فعالیت شبانه‌روزی شکارچی‌گردآورندگان هادزا در تانزانیا را با تعدادی از نخستی‌ها مقایسه کرده است. نتایج نشان می‌دهد که فعالیت انسان‌ها برخلاف بسیاری از نخستی‌های کاملاً روزفعال، با تاریک شدن هوا متوقف نمی‌شود. هادزاها میزان قابل توجهی فعالیت در شب دارند و الگوی فعالیت آنها در برخی جنبه‌ها به جانورانی نزدیک می‌شود که فعالیتشان می‌تواند در بخش‌های مختلف شب و روز پراکنده باشد. اما نکته مهم این است که نویسنده نمی‌گوید انسان یک جانور شب‌فعال است. نویسندگان، می‌گویند فیزیولوژی شبانه‌روزی انسان همچنان اساساً روزفعال است، ولی انسان در جریان تکامل توانایی بسیار بالایی برای انعطاف در زمان فعالیت طی ۲۴ ساعت پیدا کرده است. آتش، سرپناه، زندگی گروهی و مراقبت متقابل احتمالاً امکان داده‌اند که انسان بخشی از فعالیت‌های خود را به ساعات تاریکی ...

🇩🇪⤵️Оё аҷдодони одамони муосир дар Тоҷикистон бо неандерталҳо вохӯрда буданд? Ба ин савол бостоншиносон доктор Элҳам Ал-Ғасидиён аз Осорхонаи Неандертал ва доктор Саман Гуран аз Донишгоҳи Кёлн дар як лоиҳаи муштараки таҳқиқотӣ бо Институти Дониш дар Душанбе таҳти роҳбарии доктор Тӯра Худҷагелдиев посух ҷустуҷӯ мекунанд. Дар ғори Оғзи-Кичик дар наздикии Данғара онҳо ҳангоми ҳафриёт олоти сангии давраи палеолит (асри санг) пайдо карданд ва намунаҳои хок гирифтанд. Ин намунаҳо бо истифода аз технологияҳои муосири Лейпсиг барои пайдо кардани нишонаҳои ДНК-и неандерталҳо таҳлил карда мешаванд. Бо ин намунаҳо муҳаққиқон умед доранд, ки назарияи худро тасдиқ намуда, дар бораи пайдоиш ва таърихи одамони муосир маълумоти бештар ба даст оранд. Мо бо муҳаққиқон суҳбате доштем. *** Trafen die Vorfahren der modernen Menschen in Tadschikistan auf Neandertaler? Dieser Frage gehen die Archäologen Dr. Elham Al-Ghasidian des Neandertal-Museums und Dr. Saman Guran der Universität Köln in einem gemeinsamen Forschungsprojekt mit dem Donish Institut in Duschanbe unter Leitung von Dr. Tura Khudjageldiev nach. In der Ogzi-Kichik Höhle bei Danghara fanden sie bei ihren Ausgrabungen Steinwerkzeuge aus der Altsteinzeit und nahmen Bodenproben, die mit modernster Technologie aus Leipzig auf DNA-Spuren von Neandertalern untersucht werden sollen. Mit diesen Proben hoffen Sie, ihre Theorie nachweisen zu können und mehr über die Ursprünge der modernen Menschen zu lernen. Wir haben mit den Forschern gesprochen. | German Embassy Dushanbe | Facebook https://www.facebook.com/reel/2075618123031657/

تحلیل اجتماعی نئاندرتال‌ها مقاله «تحلیل اجتماعی نئاندرتال‌ها» نوشته رابرت دیویس و سیمون اندرداون، تلاشی جالب برای شناخت نئاندرتال‌ها از منظر رفتار و روابط اجتماعی است. نویسندگان با بررسی شواهد باستان‌شناختی و انسان‌شناختی، دیدگاه‌های مختلف درباره توانایی‌های شناختی، پیچیدگی رفتاری و زندگی اجتماعی نئاندرتال‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. این مقاله توسط رحمت نادری و گالیا حق‌پرست به فارسی ترجمه شده است. ترجمه‌ای بسیار خواندنی از مقاله‌ای است که می‌تواند برای علاقه‌مندان به نئاندرتال‌ها، تکامل انسان و باستان‌شناسی پارینه‌سنگی جذاب و مفید باشد

کنگره جهانی باستان‌شناسی UISPP امسال در شهر تاریخی پوزنان، شهری نسبتاً کوچک در مرکز کشور لهستان، برگزار شد. در این کنگره، این
کنگره جهانی باستان‌شناسی UISPP امسال در شهر تاریخی پوزنان، شهری نسبتاً کوچک در مرکز کشور لهستان، برگزار شد. در این کنگره، این فرصت را داشتم که دو سخنرانی درباره پژوهش‌های پناهگاه صخره‌ای باوه‌یوان ارائه کنم. همچنین فرصتی ارزشمند فراهم شد تا بسیاری از باستان‌شناسانی را که امروزه به‌طور فعال در حوزه باستان‌شناسی پارینه‌سنگی پژوهش می‌کنند، از نزدیک ملاقات کنم و با تازه‌ترین مطالعات و دستاوردهای آنان آشنا شوم. آنچه در این گردهمایی به‌وضوح مشاهده می‌شد، تحولی بنیادین در رویکردهای باستان‌شناسی بود. شیوه‌های کاوش، ثبت داده‌ها، نمونه‌برداری و مطالعه یافته‌ها در مقایسه با دهه‌های گذشته به‌کلی دگرگون شده‌اند. تقریباً هر سخنرانی دریچه‌ای تازه به گذشته می‌گشود و سرشار از یافته‌ها، روش‌های نوین و شگفتی‌های علمی بود.

No evidence for climate ...pdf2.03 MB

این پژوهش که در مجلهٔ Communications Earth & Environment, Nature منتشر شده است، شرایط محیطی مرتبط با آخرین فصل از تاریخ نئاند
این پژوهش که در مجلهٔ Communications Earth & Environment, Nature منتشر شده است، شرایط محیطی مرتبط با آخرین فصل از تاریخ نئاندرتال‌ها را از نو بررسی می‌کند. این مطالعه توسط گروهی از پژوهشگران ایرانی، اروپایی به سرپرستی م. یوسفی، به یکی از پرسش‌های کلیدی در پژوهش‌های مربوط به تکامل انسان می‌پردازد: آیا تغییرات ناگهانی اقلیمی، قلمرو نئاندرتال‌ها را به مجموعه‌ای پراکنده از پناهگاه‌های زیست‌محیطی تبدیل کرد، یا چشم‌اندازهای مناسب همچنان به‌اندازه‌ای به یکدیگر پیوسته باقی ماندند که جمعیت‌ها بتوانند جابه‌جا شوند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند؟ ......خوشبختانه این پژوهش توسط افرادی از مجموعه بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیار مهر به سرپرستی دکتر مسعود یوسفی و بقیه همکاران طراحی و به سر انجام رسیده است.... لینک مقاله را می توانید در اینجا بیابید و پی دی اف ان را هم در اینجا برای علاقمندان خواهم گذاشت. . DOI: 10.1038/s43247-026-03960-8

عنوان امروز بنیاد پژوهش های پارینه سنگی دیار مهر: مطالعهٔ دو لگن نئاندرتال‌تبار نشان می‌دهد که شکل لگن مردان امروزی حاصل تحولی نسبتاً جدید است در سال ۱۹۳۹، تئودور مک‌کاؤن و آرتور کیث هنگام بررسی بقایای انسانی غار تابون در کوه کرمل، به شکل غیرمعمول یکی از بخش‌های لگن توجه کردند. این بخش «شاخهٔ فوقانی استخوان عانه» نام دارد و از حفرهٔ مفصل ران به سمت جلوی لگن امتداد می‌یابد. در فرد تابون C1، این استخوان بسیار بلند، باریک و در مقطع عرضی تخت بود. از آنجا که تابون C1 زن بود، پژوهشگران ابتدا این ویژگی را با وجود کانال زایمان عریض‌تر مرتبط دانستند. اما بعدها همین ویژگی در اسکلت مردان نئاندرتال از محوطه‌هایی مانند شانیدر، آمود، لافراسی و کراپینا و حتی در بقایای نئاندرتال‌های نابالغ نیز مشاهده شد. بنابراین، این شکل استخوان نمی‌توانست صرفاً با زایمان ارتباط داشته باشد. برای توضیح آن، فرضیه‌های گوناگونی مطرح شد. برخی پژوهشگران آن را نتیجهٔ بزرگی سر نوزادان نئاندرتال دانستند. اریک ترینکائوس احتمال داد که دورهٔ بارداری نئاندرتال‌ها طولانی‌تر بوده است و مری بلک در رسالهٔ دکتری خود در سال ۲۰۰۴، آن را با چرخش شدید بالاتنه هنگام شکار مرتبط دانست. تمام این توضیحات بر یک پیش‌فرض مشترک استوار بودند: لگن نئاندرتال‌ها ساختاری غیرمعمول داشت و لگن مردان امروزی الگوی طبیعی برای مقایسه بود. بااین‌حال، پژوهش جدیدی در مجلهٔ Scientific Reports این پیش‌فرض را وارونه می‌کند. شاید لگن نئاندرتال‌ها شکل اجدادی‌تری را حفظ کرده باشد و این لگن مردان انسان امروزی باشد که در روند تکامل، برای نوع متفاوتی از راه‌رفتن و حرکت‌کردن تخصص یافته است. پژوهشگران برای بررسی این موضوع، دو لگن نسبتاً کامل متعلق به مردان نئاندرتال‌تبار را مطالعه کردند: کِبارا ۲ از کوه کرمل، با قدمتی حدود ۵۵ هزار سال، و لگن شمارهٔ ۱ از سیما دِ لوس هوئسوس در آتاپوئرکای اسپانیا، با قدمتی حدود ۴۳۰ هزار سال. قطعاتی از لگن لافراسی ۱ نیز بررسی شد. این نمونه‌ها با لگن ۶۳ مرد و ۲۸ زن امروزی مقایسه شدند. پژوهشگران ۹ ویژگی لگن را اندازه‌گیری و برای کاهش تأثیر تفاوت جثه، اندازه‌ها را براساس قطر حفرهٔ مفصل ران تعدیل کردند. سپس داده‌ها با روش‌های آماری تحلیل شدند. نتیجه قابل‌توجه بود: هر دو لگن مردان نئاندرتال‌تبار، با احتمال بیش از ۹۹ درصد، در محدودهٔ شکل لگن زنان امروزی طبقه‌بندی شدند. فاصلهٔ آن‌ها از میانگین لگن زنان نیز تقریباً نصف فاصله‌شان از میانگین لگن مردان امروزی بود. این نتیجه به معنای «زنانه‌بودن» لگن مردان نئاندرتال نیست. احتمالاً نئاندرتال‌ها ساختار قدیمی‌تر و مشترک‌تری از لگن را حفظ کرده بودند، درحالی‌که لگن مردان انسان امروزی بعدها در ارتباط با شیوهٔ حرکت و راه‌رفتن دستخوش تغییرات تخصصی شده است. این نوشته خلاصه‌ای از مطلب منتشرشده در کانال انسان‌شناسی است. مقالهٔ اصلی: Rak, Y. et al. (2026). “Neandertal pelvis reveals specialized walking apparatus in human males.” Scientific Reports. https://doi.org/10.1038/s41598-026-59915-8

فصل نخست پروژه «پالئوتاجیک» با مدیریت الهام قصیدیان از موزه ی نئاندرتال و همکاری من از دانشگاه کلن به پایان رسید؛ تجربه‌ای کم‌نظیر در سرزمین تاجیکستان. این سفر برای من به‌شخصه بسیار دلپذیر و به‌یادماندنی بود؛ نه‌فقط به‌خاطر نتایج ارزشمند پژوهش‌های پارینه‌سنگی، بلکه به این دلیل که فرصتی فراهم شد تا با مردم تاجیکستان و فرهنگ آن‌ها بیشتر آشنا شوم و دریابم که دنیا، با وجود همه مرزها و فاصله‌ها، گاهی چقدر می‌تواند کوچک و نزدیک باشد. بعضی روزها وقتی از خواب بیدار می‌شدم، باید چند لحظه تأمل می‌کردم تا به یاد بیاورم واقعاً کجا هستم؛ گویی در سرزمینی آشنا، اما در عین حال دور و متفاوت....بیشتر می نویسم در این باره.

به همین دلیل این مقاله از نظر نظری می‌تواند برای بحث درباره Central Asia به‌عنوان یک long-term hominin interaction corridor بسیار مفید باشد، نه فقط به‌عنوان مسیر مهاجرت متأخر Homo sapiens.