uz
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Kanalga Telegram’da o‘tish

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Ko'proq ko'rsatish
833
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
آدمی‌زاد که خیک ماست نیستش، انگشت بزنیم توش، جای انگشت هَم بیاد. جای انگشتِ درد و فقر و رنج و بلا و تنهایی و بی‌پناهی و این‌ه
آدمی‌زاد که خیک ماست نیستش، انگشت بزنیم توش، جای انگشت هَم بیاد. جای انگشتِ درد و فقر و رنج و بلا و تنهایی و بی‌پناهی و این‌ها در آدم می‌مونه... و ادبیات به‌هرحال اگر نتونه شکل این ردانگشتانِ بلا رو در درون انسان کشف کنه، خب پس چه‌کارس؟ ▪️محمد مختاری ▫️عکس : حمید جانی پور @ELDialectico

“خشونت همیشه می‌تواند قدرت را از بین ببرد؛ از لوله تفنگ قاطع‌ترین فرمان صادر می‌شود که نتیجه‌ آنی‌اش اطاعت محض است. اما چیزی
“خشونت همیشه می‌تواند قدرت را از بین ببرد؛ از لوله تفنگ قاطع‌ترین فرمان صادر می‌شود که نتیجه‌ آنی‌اش اطاعت محض است. اما چیزی که هرگز نمی‌تواند به‌واسطه این خشونت رشد کند، اقتدار [حکومت] است” ‏⁧ ▪️هانا آرنت‌⁩ | درباره خشونت پ.ن : بنیاد فلسفه سیاسی آرنت بر تمایزی است که میان دو‌مفهوم خشونت و قدرت قرار داده. از نظر عامه این هر دو، دو روی یک سکه‌اند، حال آنکه متناقض یکدیگرند. زیرا قدرت ِحکومت به رضایت و حمایت مردم بسته و خشونت پایان هر رضایتی است. او می‌گوید آنچه که هرگز از لوله تفنگ در‌نمی‌آید، اقتدار است. در غیاب اقتدار، حکومت اعمال خشونت می‌کند تا سکوت تحمیل کند و برقرار بماند. پیروزی کوتاه مدت خشونت اما تنهایک معنا دارد: “حکومت با قدرتش خداحافظی کرده است” ‏زیرا به‌قول دیوید هنری ثورو “تفنگ لاشه را تحویل می‌دهد نه پرنده را” چون سرکوب، بدن را درهم می‌کوبد نه امتداد روح اعتراض را. ‏▫️عکس: میشائیل رویتز ‏صبح کودتا 11 سپتامبر 1973 | سانتیاگو | شیلی @ELDialectico

”آن‌گاه که با تمام وجودت آموختی چگونه با رنج‌هایت تنها بمانی و ادامه دهی، بی‌آنکه چشم امید به دیگران داشته باشی، تنها آن‌گاه
”آن‌گاه که با تمام وجودت آموختی چگونه با رنج‌هایت تنها بمانی و ادامه دهی، بی‌آنکه چشم امید به دیگران داشته باشی، تنها آن‌گاه است که دیگر چیزی برای فرا گرفتن باقی نمی‌ماند” ‏▪️آلبر کامو ‏▫️عکس: اندرو شتارک ‏▫️نام اثر: از یاد رفته ‏▫️لندن ۱۹۹۴ @ELDialectico

لاتصاحبنی یوما لتهجرنی شهرا و لاتقربنی...لتبعدنی لا تقل ما لا تفعل کن قریبا او ابتعد. «برایِ یک روز دوستم نداشته باش که یک ما
لاتصاحبنی یوما لتهجرنی شهرا و لاتقربنی...لتبعدنی لا تقل ما لا تفعل کن قریبا او ابتعد. «برایِ یک روز دوستم نداشته باش که یک ماه ترکم کنی و نزدیکم نیا... که دورم کنی مگو هر آنچه که نمی‌توانی انجام دهی یا کنارم باش یا دور شو.» ▪️محمود درویش ▪️عکس:حمید جانی پور @ELDialectico

زمانی آندره گوندرفرانک، جامعه‌شناس نظریه‌ وابستگی پاندولی‌جهان سوم را طرح کرد و بشدت مورد نقد قرارگرفت که شواهد کافی نیست، می
زمانی آندره گوندرفرانک، جامعه‌شناس نظریه‌ وابستگی پاندولی‌جهان سوم را طرح کرد و بشدت مورد نقد قرارگرفت که شواهد کافی نیست، می‌گفت: ضعیف‌ترین کشورهای جهان در چرخه توسعه وحشی‌ترین شیوه‌ حکومت را به‌کار می‌برند. عنوان عکس : “روزگار باورنکردنی کودکان در زمانه ما” ‏▪️بنیتا سوچودرف‌. لندن | 1941 @ELDialectico

هیچ هیولایی نمی‌تواند به اندازه انسان بی‌رحم و سنگدل باشد؛ به‌غایت هنرمند در درنده‌خویی، به‌غایت کاردان در ستمگری ‏-داستایوفس
هیچ هیولایی نمی‌تواند به اندازه انسان بی‌رحم و سنگدل باشد؛ به‌غایت هنرمند در درنده‌خویی، به‌غایت کاردان در ستمگری ‏-داستایوفسکی ‏اسرای تسلیم شده پس از نبرد استالینگراد در حال رفتن به سمت اردوگاه مرگ بی‌آنکه بدانند و برخلاف تعهد داده شده (۱۹۴۳) @ELDialectico

‍ ‌ در جامعه‌ای که بی‌وقفه ما را وادار به انجام کار می‌کند، فراموش کرده‌ایم که چگونه وقتی احساس آسیب‌پذیری می‌کنیم خودمان را
‌ در جامعه‌ای که بی‌وقفه ما را وادار به انجام کار می‌کند، فراموش کرده‌ایم که چگونه وقتی احساس آسیب‌پذیری می‌کنیم خودمان را وارد مرحلۀ گرفت کنیم، و حوصله کنیم تا زمان لازم برای تجدید انرژی و قوا سپری شود. وقتی در اندوه از دست دادن کسی سوگوار می‌شویم، به ما می‌گویند که «زندگی ادامه دارد». پس از آنکه دل‌مان می‌شکند، می‌گویند: «در این دریا ماهی‌های دیگر فراوان است»، یا وقتی حیوان خانگی‌مان می‌میرد، می‌گویند «خُب، یک حیوان که بیشتر نبود». زندگی می‌کوشد ما را به پیش براند، انگار که هیچ حقی برای عقب‌نشینی به خودمان و اندوهگین بودن نداریم، برای سوگواری، برای این واقعیت که پس از رفتن کسی دیگر زندگی‌مان مثل قبل نمی‌شود، یا حیوانی که دوستش داشتیم دیگر هرگز بازنخواهد گشت. درست است که زندگی لذت‌های دیگری به همراه خواهد داشت، با کسان دیگری آشنا خواهیم شد، اما چرا عمق خسارتی که دیده‌ایم را نپذیریم؟ در زندگی مدرن ما انسان‌ها، به‌ندرت فرصت لازم برای بهبودی از اندوه به ما داده می‌شود، برای پرستاری از زخم‌هایمان و گذار از دگرگونی که برای بازگشت به جهان لازم است. 📕فلسفۀ پرندگان ▪️فیلیپ دوبوآ، الیز روسو @ELDialectico

گوبلز در مراسم «کتاب‌سوزان» گفت “به افکار سمی یهودیان نیازی نداریم” و آثار بسیاری از متفکران به آتش سپرده شد از فروید و‌مارکس
گوبلز در مراسم «کتاب‌سوزان» گفت “به افکار سمی یهودیان نیازی نداریم” و آثار بسیاری از متفکران به آتش سپرده شد از فروید و‌مارکس تا انیشتین… والتر بنیامین⁩ که خود نماند تا سقوط نازی‌ها را به چشم ببیند، مانند ادموند هوسرل پدیدارشناس، پیشگویانه گفته بود “آن‌جا که کتاب‌ها را بسوزانند، روزی انسان‌ها را خواهند سوزاند” ‏...و کتاب‌ها طلیعه برآمدن هولوکاست شدند. ‏▪️عکس از مراسم کتاب‌سوزان در دانشگاه‌ برلین / ١٩٣٣ @ELDialectico

لئونید برژنف، سلف پوتین، که برای سرکوب بهار پراگ ۱۹۶۸ صدها تانک به خیابان‌های یکی از زیباترین شهرهای اروپا فرستاد با لحنی آتش
لئونید برژنف، سلف پوتین، که برای سرکوب بهار پراگ ۱۹۶۸ صدها تانک به خیابان‌های یکی از زیباترین شهرهای اروپا فرستاد با لحنی آتشین گفت: “به ازای هر نفر یک تانک به خیابان‌های پراگ می‌فرستیم تا هم اغتشاش‌گران و هم دشمن غربی بدانند که این ماییم که می‌مانیم” ‏... و صد البته نماندند! بیش از یک سده قبل‌تر هگل در درسگفتارهای خود گفته بود تنها چیزی که تاریخ به ما می‌آموزد این است که هیچکس از تاریخ هیچ نیاموخت.… @ELDialectico

درباره خودکشی حرفهای احمقانه زیادی شنیده ام،اما نسبت به مردی که با عزمی راسخ خودش را کشته،هرگز احساسی جز احترام نداشته ام. ای
درباره خودکشی حرفهای احمقانه زیادی شنیده ام،اما نسبت به مردی که با عزمی راسخ خودش را کشته،هرگز احساسی جز احترام نداشته ام. اینکه آیا خودکشی کار شجاعانه ای هست یا نه؛فقط برای کسانی مطرح می شود که خودشان را نکشته اند… 📕ضدخاطرات ▪️آندره مالرو ▪️عکس از حمید جانی پور/سال ۱۳۸۵/در خانه کیومرث پوراحمد @ELDialectico

“مطمئنم در طول زندگی‌ هزاران نفر را نگاه کرده‌ام اما واقعا ندیدم‌شان” ‏▪️جان استاین‌بک Photo:Robert Doisneau / Paris 1953 ‏ @
“مطمئنم در طول زندگی‌ هزاران نفر را نگاه کرده‌ام اما واقعا ندیدم‌شان” ‏▪️جان استاین‌بک Photo:Robert Doisneau / Paris 1953 ‏ @ELDialectico

تمایز میان حیطه‌ی خصوصی و حیطه‌ی عمومی، از منظر تن واره‌ی سیاسی، با تمایز بین چیزهایی که باید نشان داد و چیزهایی که باید نهان
تمایز میان حیطه‌ی خصوصی و حیطه‌ی عمومی، از منظر تن واره‌ی سیاسی، با تمایز بین چیزهایی که باید نشان داد و چیزهایی که باید نهان داشت یکسان است. تنها عصر مدرن، با طغیان خویش علیه جامعه، دریافته است که حیطه‌ی امور نهان چقدر ممکن است تحت شرایط زندگی شخصی، پر مایه و متکثر باشد؛ اما جالب است که از آغاز تاریخ تا روزگار خودمان آن چیزی که باید در خلوت یا زندگی خصوصی نهان می‌مانده همواره بخش جسمانی وجود بشری بوده است- یعنی همه ی آن چیزهایی که به ضرورتِ خود روند زندگی مربوط است که پیش از عصر مدرن همه‌ی فعالیت هایی را که در خدمت ادامه‌ی حیات فرد و بقای نوع هستند در بر می‌گرفت. نهان داشته ها عبارت بودند از زحمتکشان که «با جسمشان به نیازهای {جسمانی} زندگی رسیدگی می کردند» و زنان که با جسمشان بقای فیزیکی نوع را تضمین می کردند. زنان و بردگان در یک ردیف جای می‌گرفتند، و نه فقط از آن رو که دارایی کسی دیگر بودند بلکه به این جهت نیز که زندگیشان «زحمتکشانه»، وقف عملکردهای جسمانی بود، دور از انظار نگه داشته می‌شدند. ▪️هانا آرنت 📕وضع بشر @ELDialectico

" آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟ " ترسیده ای؟ از كه؟ از جهان؟ من جهانت. از گرسنگی؟ من گندمت. از بیابان؟ من بارانت
" آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟ " ترسیده ای؟ از كه؟ از جهان؟ من جهانت. از گرسنگی؟ من گندمت. از بیابان؟ من بارانت. از زمان؟ من كودكیت. از سرنوشت؟ آه، من هم از سرنوشت می‌ترسم ... ▪️محمد الماغوط ▪️Photo: Approaching Shadow Hong Kong, 1954 By Fan Ho @ELDialectico

آندره! عشق یعنی چی؟ یعنی تپشِ بی‌ دلیلِ قلب؟ یعنی نگاهی که روی اجزای صورتت می‌چرخد و بعد دیگر نیست؟ یعنی دیر جنبیدن و حسرتی ک
آندره! عشق یعنی چی؟ یعنی تپشِ بی‌ دلیلِ قلب؟ یعنی نگاهی که روی اجزای صورتت می‌چرخد و بعد دیگر نیست؟ یعنی دیر جنبیدن و حسرتی که می‌ماند؟ شاید هم یعنی درد کشیدن و فشرده شدن دل، که آدم هستی‌اش بیاید پشت چشم‌هاش. 📕 تماماً مخصوص ▪️عباس معروفی @ELDialectico

ی‌گویند برایت خواب‌های خوشی آرزومندیم آیا کسی هم هست که به من بگوید برایت واقعیتی زیبا آرزومندم خواب زیبا به چه کارمان می‌آید
ی‌گویند برایت خواب‌های خوشی آرزومندیم آیا کسی هم هست که به من بگوید برایت واقعیتی زیبا آرزومندم خواب زیبا به چه کارمان می‌آید ما گرفتار واقعیتی دردناک هستیم ▪️محمود درویش ▪️مترجم : احمد دریس @ELDialectico

هیچ کس نمی‌تواند بی درنگ در این دنیا به جایی برسد، و نمی‌تواند در اولین کوشش عاشق بزرگی باشد؛ در فاصله میان شکست اولیه و موفق
هیچ کس نمی‌تواند بی درنگ در این دنیا به جایی برسد، و نمی‌تواند در اولین کوشش عاشق بزرگی باشد؛ در فاصله میان شکست اولیه و موفقیت‌های بعدی، در شکاف میان کسی که میخواهیم باشیم و کسی که در حال حاضر هستیم، حتماً درد، اضطراب، حسد و تحقیر وجود دارد. ما رنج می‌کشیم، زیرا نمی‌توانیم مؤلفه‌های رضایتِ خاطر را به‌طور خودجوش کسب کنیم. ▪️آلن دوباتن 📕تسلی بخشی‌های فلسفه @ELDialectico

دوره ی روشنگری به کدام دوره در تاریخ گفته میشود ؟ سقوط باورهای سنتی در دوره ی روشنگری چه تاثیری بر روند مدرن شدن اروپا داشت؟
دوره ی روشنگری به کدام دوره در تاریخ گفته میشود ؟ سقوط باورهای سنتی در دوره ی روشنگری چه تاثیری بر روند مدرن شدن اروپا داشت؟ ----- دوره ی روشنگری یا عقل گرایی یا آزاد اندیشی در اروپای قرن هجدهم اتفاق افتاد . در این دوره عقل بصورت تدریجی جایگزین دین میشود و به عبارتی دین عقلانی جایگزین دین الوهی میشود . این اتفاق که یکی از مهم ترین حوادث تاریخ جهان است سرچشمه ی ظهور دنیایی نو با تفکراتی جدید و مدرن بود که کل باورهای سنتی را یکجا به چالش میکشید فیلسوفانی همچون ولتر ، ژان ژاک روسو ، دیدرو و امانوئل کانت با آرا و اندیشه های خود انقلابی در دنیای مسیحی سنت زده به پا کردند که ثمره اش این نتایج شگفت انگیز بود : دین تبدیل به عقل شد ، جزمیت تبدیل به نقادی شد ، الوهیت تبدیل به انسانیت شد ، حجتیت دینی تبدیل به فهم شخصی از دین شد ، ایمان جای خود را به سنجش داد ، تسلیم جای خود را به تصمیم داد ، وابستگی جای خود را به استقلال داد ، عشق به خدا جای خود را به عشق به انسانیت داد و در نهایت اجبار جمعی جای خود را به آزادی فردی داد ... ▪️امانوئل کانت 📕دین در محدوده ی عقل تنها @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه 📕مصاحبه‌های اریک رومر ▪️فیونا هندی ساید ▪️ترجمه‌ی زهره رحمانی مصاحبه‌های این کتاب چشم‌اندازی از جنبه‌های نظ
📚پیشنهاد مطالعه 📕مصاحبه‌های اریک رومر ▪️فیونا هندی ساید ▪️ترجمه‌ی زهره رحمانی مصاحبه‌های این کتاب چشم‌اندازی از جنبه‌های نظری، انتقادی و عملی مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته و درخور تأمل آثار سینمایی اریک رومر به دست می‌دهد. درعین‌حال، مصاحبه‌ها برای رومر مجالی فراهم می‌آورند تا در نقش منتقد خود منظومه‌ای از تلقی مطلوبش از صحنه‌پردازی، فصل‌بندی، رنگ، و روایت ارائه دهد. مصاحبه‌های رومر، در کنار باریک‌بینی نظری در بررسی فیلم‌هایش به بحث درباره‌ی کارگردانان مختلفی چون ژان-لوک گدار، مارسل کارنه، ژان رنوار، و آلفرد هیچکاک و نیز نسبت بین فیلم و نقاشی، معماری و موسیقی می‌پردازد. این کتاب علاوه‌بر بازنشر مصاحبه‌های نه‌چندان معروف رومر، مباحث تفصیلی برگرفته از «کایه دو سینما» و «پوسیتیف»، شامل مصاحبه‌های بسیاری است که برای نخستین بار نشر می‌یابند. @ELDialectico

من از انتهای جهان نهراسیده ام هرگز که پایان همین واژه های سیمانی ست شبی از یک شنبه ها روزی از پاییز و غروبی سوخته با آتش زرتش
من از انتهای جهان نهراسیده ام هرگز که پایان همین واژه های سیمانی ست شبی از یک شنبه ها روزی از پاییز و غروبی سوخته با آتش زرتشت و این به زیارت انتهای جهانم کشانده که آنجا هیچ چیز نیست مگر پرسشی ساده من آغاز جهان شده ام آری و پایان من گریه ای ست که دیگران نمی بارند دانه ای آب است که می چکد از ساقه های علف بر خاک. ▪️بیژن نجدی 📷فرزاد میناییان @ELDialectico