uz
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Kanalga Telegram’da o‘tish

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Ko'proq ko'rsatish
5 003
Obunachilar
+1524 soatlar
+597 kunlar
+27230 kunlar
Postlar arxiv
بهم می‌گه بارون‌گَردون. هروقت بارون میاد مغزم فرمون میده که دستت رو بگیر زیرِ بارون و زورَکی مقصدِ معیّنِ یه قطره‌یِ بارون شو
+1
بهم می‌گه بارون‌گَردون. هروقت بارون میاد مغزم فرمون میده که دستت رو بگیر زیرِ بارون و زورَکی مقصدِ معیّنِ یه قطره‌یِ بارون شو. آسمون‌گَردون هم هستم؛ سر به‌هوام، سر به آسمون. دلم می‌خواد برم «آنجــا». ولی برگردم.

«أَعُوذُ بِهِ مِنْ شَـــرِّ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلا مَا رَحِمَ رَبِّی.» به او پناه می‌برم از شرِّ نفْسم، که نفْس بسيار به بدی‌ها امر می‏‌كند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم كند..

وقتی طالبان به افغانستان مسلّط شد؛سلبریتی‌هایِ جوگیر و اغلبِ اصلاحات‌چی‌ها جمهوری اسلامی رو تحتِ فشار گذاشتن که برای نجات همسایه با طالبان بجنگ، به افغانستان حمله کن و طالبان رو نابود کن. اون‌ها هیچ‌وقت تعارضِ منافع ملی و جنگ‌طلبی رو درک نمی‌کنن. همین‌ها ایران رو متهم به تفکراتِ طالبانی و حمایت از اون کردن؛ درحالی‌که ایران یکی از ۱۱۶ کشوری بود که رای مثبت به قطعنامه‌یِ به رسمیت نشناختنِ طالبان داد، همین چند روز پیش هم وزیرِ امورخارجهٔ ایران اعلام کرد ما طالبان رو به رسمیت نمی‌شناسیم. وقتی طالبان تحصیلِ دخترها رو منع کرد ایران اعلام کرد آمادگی این رو داره که بسترِ آموزشِ دخترهای افغانستانی رو مهیا کنه؛ اینطور که اعلام شد ۷۰۰ هزار دانش‌آموز افغانستانی در ایران تحصیل می‌کنن، ولی همین دو گروه بابتِ اتفاقات مسمومیت دانش‌آموزان در ایران- که وزارت اطلاعات بیانیه‌ای مفصّل با ذکر دستگیریِ عوامل اون منتشر کرد- ایران ‌رو متهم به طالبانی بودن کردن. امروز یه درگیری بینِ مرزبانی ایران و افغانستان اتفاق افتاده؛ نیروهای طالبانی بدون درنظر گرفتنِ حسن‌همجواری به سمت یه پاسگاهی در شهر مرزی تیراندازی کردن و نیرو‌هایِ ایرانی هم جواب دادن؛ احتمالاً باید منتظر چرخش مواضعِ این دو گروه سلبریتی و جناحیـــون در دفاع از طالبان باشیم!

«ای کاش فقط قضاوت بود، یا انتقــادِ سازنده و دوستانه؛ امان از تُهمت، ناسزا و خشمِ انتقام!»

حضرت مادر بیمارستان بستری شدن... دعا و حمد شفا روانه کنید یا اگه میشه «السلام علیک یا اباعبدالله» به نیت خانم ام‌البنین سلام الله علیها هم بگید ممنون میشم...

«ما برای موفقیت جلویِ جمهوری اسلامی؛ باید شبیهِ یزید باشیم؛ برای موفقیت جلویِ حکومتِ شیعــه باید دست از شیعــه‌گری برداشت..» خودشناسیِ باطل!

دیروز سرکلاسِ آنلاین دکتر غلامی؛ اشاره‌ای به کتابِ «خدمات متقابلِ اسلام و ایران» شهید مطهری شد، از نرم‌افزارِ طاقچه گرفتم که
دیروز سرکلاسِ آنلاین دکتر غلامی؛ اشاره‌ای به کتابِ «خدمات متقابلِ اسلام و ایران» شهید مطهری شد، از نرم‌افزارِ طاقچه گرفتم که بخونم، الآن شروع کردم. برایِ من جالبه که قشرِ دانشجــو اینطور سخنرانی‌هایِ ایشون رو پیگیری می‌کردن؛ نوارِ سخنرانی‌ها هم کُپی می‌شد؛ مقایسه می‌کنم با امروز. دنیایِ شُبهات و اکتفایِ ما به مَراجعِ دوخطی! •و باید بگم که خوش‌به سعادتِ اونی‌که با کتاب رفیقه.

•این شهیــدِ بزرگ کاری کرد؛ که «یک جهـــان»، جَهِش پیدا کرد به سمتِ ظهور، نه فقط مسلمان‌ها. •استاد شجاعی| پیشنهاد خوب.🕊️

مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است، بنابراین بدانید که نه عرب بر عجم و نه بالعکس، و نه سیاه بر سفید
مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است، بنابراین بدانید که نه عرب بر عجم و نه بالعکس، و نه سیاه بر سفید و نه بالعکس هیچ برتری ندارد مگر به تقوا. آیا این حقیقت را ابلاغ کردم؟ گفتند: آری. فرمود: حاضران به غائبان ابلاغ کنند. رسول‌خدا فرمود.

«اینا این مملکت رو دوست دارن، اینا حرفشــون راسته…»
+1
«اینا این مملکت رو دوست دارن، اینا حرفشــون راسته…»

«اینا این مملکت رو دوست دارن، اینا حرفشــون راسته…»
+1
«اینا این مملکت رو دوست دارن، اینا حرفشــون راسته…»

*تفاوت از زمین تا آسمان است :) جهان‌آرا همه را جمع کرد: «بچه‌ها دارن شهر رو می‌گیرن. کمک هم نمی‌رسه. تنها که هستیم، اینجا موندن هم یعنی شهادت. از نظرِ من تکلیف از شما ساقطه، هر کی می‌خواد بره.» همه با هم گفتند «کجا بریم؟ تا آخرش کنارت هستیم.» 📚کتاب روزگاران؛ زنانِ خرمشهر -بتول کازرونیان صدام گفت: «من از مقاومتِ شما در خرّمشهر راضی نیستم، این نشان‌ها برای سرپوش گذاشتن به تلفات ما در مقابل افکار عمومی است، کاش کشته می‌شدید و عقب‌نشینی نمی‌کردید.» او خشمگین به ما نگاه می‌کرد. بعد به طرفمان تُف انداخت و گفت: «چهرهٔ ما و چهرهٔ تاریخ را سیاه کردید. چرا از سلاح‌های شیمیایی استفاده نکردید؟ من آرام نمی‌شوم تا روزی که سرهایِ شما را زیر چرخ تانک‌ها ببینم.» یکی از افسران گفت: «قربان در این صورت سلاحِ شیمیایی بر سربازان خودمان هم اثر می‌کرد،چون ما نزدیک دشمن بودیم.» صدام فریاد زد: «به درک! آیا خرمشهر مهمتر بود یا جانِ سربازان؟ ای مردکِ پست!» 📚کتاب «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی کامل جابر.

Repost from مُجیب
﮼بســـم رب کافـلِ المسـاکین، صــــادق‌ع برای یه خانواده‌ی آبرومند و نیازمند به خواستِ خدا و کمک‌های بی‌دریغِ شما سری قبل یخچال خریداری شد و قراره ان‌شاءالله با مددِ شما لباس‌شویی و پنکه هم تهیه بشه براشون؛ مبلغی که نیازه ۱۴ میلیون هست. الهـــی نگاهِ پر مهرِ شیخ الائمه به حاجات‌تون... 6037997499124734 خسروآبادی ‌

فضایِ مجازی بعضی جاها نقشِ خلاصه‌نویس داره؛ شما وقتی می‌خوای یه آزمون بدی اگه عادت کنی به کتاب‌هایِ نکته‌ و خلاصه، دیگه خیلی سخت می‌شه بری سراغِ کتاب‌های شرح و تفصیلی. مجازی هم گاهاً این‌جوریه، صدتا کتابِ مرجع برای فلان موضوع وجود داره ولی ترجیح میدی تویِ تلگرام اون کلیدواژه رو جستجو کنی و ببینی تو کانال‌ها درباره‌ش چی نوشتن، برایِ همین مخاطب اغلب دیگه حوصله‌یِ متن‌هایِ بلند تحلیلی و با رفرنس رو نداره، مُد هم هست که بعضی فعالینِ مجازی معمولاً با یکی دو خط داستان رو جمع می‌کنن، یا محضِ تو دهنی زدن و کَل‌کَل؛ یا به هرحال فهمیدن ذائقه‌ها در معرضِ تغییره؛ کوتاه و مختصر موضوع رو بیان می‌کنن. حالا فکر کن یه موضوعی اتفاق افتاده؛ یه خطایی از یه شخصی سَر زده که طرف تویِ کارنامه‌ش ۹۰٪ خدمت کرده در عرصه‌هایِ مختلف فرهنگی و غیره، در واقع جورِ خیلی از نهادهایِ دیگه رو هم کشیده. تو مجازی تویِ همین چند خط به اسمِ نقدِ سازنده؛ با غیرِسازنده‌ترین لحن و مُغرضانه‌ترین ادبیات خودِ طرف رو، سابقه‌یِ خدماتش رو، شخصیت‌ش رو، خانواده‌ش رو، همه رو تخریب می‌کنن و تا وقتی‌که طرف با یه «غلط کردم» از ادامه‌یِ فعالیت دست نکشه رها نمی‌کنن؛ در نهایت با «تَوَهّمِ مَرجعیت» می‌گن انتقادپذیر نبود! فراوان دیدیم. «انتقاد دوگونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد این است که وقتی انسان انتقاد را بیان می‌کند، نقطه‌یِ قوّت را هم در کنار او بیان کند تا معلوم بشود که بنای نظرِ شخصی، بنای انتقام‌گیری و بنای اذیت کردن ندارد؛ والّا اگر ما یک مجموعه‌ای داشته باشیم که نقاط قوّت و نقاطِ ضعفی هم دارد، آن وقت در بیان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلاً در نظر نگیریم و به زبان نیاوریم، بعد یک یا دو یا ده‌تا از نقاط ضعف را همین طور بنا کنیم گفتن؛ معلوم است که تضعیف خواهد شد. رهبر انقلاب- ۱۳۸۶/۰۳/۰۸»

سیاستِ همسایگی یعنی در وهله‌یِ اول روابط خودمون رو با کشورهایی گسترش و تقویت کنیم که با اون‌ها دارای قالب‌های ادراکی، فرهنگی
سیاستِ همسایگی یعنی در وهله‌یِ اول روابط خودمون رو با کشورهایی گسترش و تقویت کنیم که با اون‌ها دارای قالب‌های ادراکی، فرهنگی و ساختاری نسبتاً مشترکی هستیم، و یا قالب‌های اقتصادی و سیاسیِ اون‌ها می‌تونه با ما در وضعیت مکملی قرار بگیره؛ پس در این نوع اولویت سیاستِ خارجی با همسایه‌هاست؛ چون رفتاری همکاری‌جویانه و مسئولانه‌تری نسبت به سایرین دارن، پس ارتقای روابط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی با اون‌ها طبیعتاً بُرد بُرد می‌شه. سایر کشورهایی‌که درصددِ ضربه به اقتصاد ایران-از طریقِ تبعیت از سیاستِ تحریمیِ غرب- یا به سیاستِ ایران؛ مشابهِ قضایایِ اخیر- نباشن؛ یعنی تمایل به مبادله‌ی اقتصادی و سیاسی داشته باشن و روابط با بقیه‌یِ کشورها براشون به معنیِ محدودسازیِ قدرت‌ش نباشه هم در دایره‌یِ کشورهایی هستن که امکان ایجاد همکاریِ متقابل باهاشون میسّره. به همین دلیل در دولتِ سیزدهم از شهریور ۱۴۰۰ نزدیک به ده سفر با تفاهمنامه‌هایِ اقتصادی و فرهنگیِ مختلف به کشورهایِ آسیایی صورت گرفته. غرب‌گرایانِ داخلی در کنارِ کنایه و بامزه‌بازی برای به حاشیه بردنِ این روابط، همچنان در انتظارِ یادگیریِ زبانِ دنیا و کرشمه‌ کدخُدا به روایت تصویر:

تحصیلات لزوماً شعور و ادبِ معاشرت نمیاره، لذا هرکی قبلِ شروعِ افاضاتش گفت «من خودم دکترم، من خودم مهندسم، من خودم فلانم» تا حرف‌هاش پذیرفته بشه؛ الزاماً حرفش سند نیست و الزاماً هم انسانِ محترم و موثّقی نیست؛ ورژنِ فرهیخته‌ترِ «من پسرخاله‌م تو اطلاعاته، شوهر عمه‌یِ من پاسداره می‌گه آخراشونه»س.